حجاب در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۸۸: خط ۸۸:
آیه ۵۹ [[احزاب]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند؛ این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیک‌تر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref>.
آیه ۵۹ [[احزاب]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو چادرها یشان را بر خویش نیک بپوشند؛ این (کار) برای اینکه (به پاکدامنی) شناخته شوند و آزار نبینند نزدیک‌تر است و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۹.</ref>.


معنای لغوی جلباب: جلباب، روانداز بزرگ و سراسری است و در [[فارسی]] چادر نامیده می‌شود. برخی از لغوی‌ها جلباب را لباسی بزرگ‌تر از خمار و کوچک‌تر از رداء [[[عبا]]] معنا می‌کنند که [[زن]] با آن، سر و سینه‌اش را می‌پوشاند<ref>کتاب العین، ج۶، ص۱۳۲؛ تهذیب اللغة، ج۱۱، ص۶۴؛ المحیط فی اللغة، ج۷، ص۱۱۴؛ المخصص، ج۴، ص۳۹.</ref>. برخی جلباب را خود رداء و پارچه‌ای سراسری چون ملحفه می‌دانند که روی لباس‌های زن کشیده می‌شود و آن را می‌پوشاند<ref>الفائق، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. صاحب [[صحاح]]، جلباب را خود ملحفه معنا می‌کند<ref>الصحاح، ج۱، ص۱۰۱.</ref> و برخی کوچک‌تر از ملحفه می‌دانند<ref>المحکم و المحیط الأعظم، ج۷، ص۴۳۹؛ الإفصاح، ج۱، ص۳۷۱.</ref>. صاحب [[تهذیب]] اللغه پس از آن‌که جلباب را به اِزار معنا کرد، در توضیح ازار می‌نویسد: «مقصود از ازار، لنگی که به کمر می‌بندند نیست، بلکه پارچه‌ای است که بدن را فرا می‌گیرد و آن را می‌پوشاند؛ همانند ازار شب که لباسی دراز است و شخص خوابیده را فرا می‌گیرد و همه بدنش را [[پوشش]] می‌دهد»<ref>تهذیب اللغة، ج۱۱، ص۶۵.</ref>.
معنای لغوی جلباب: جلباب، روانداز بزرگ و سراسری است و در فارسی چادر نامیده می‌شود. برخی از لغوی‌ها جلباب را لباسی بزرگ‌تر از خمار و کوچک‌تر از رداء عبا معنا می‌کنند که [[زن]] با آن، سر و سینه‌اش را می‌پوشاند<ref>کتاب العین، ج۶، ص۱۳۲؛ تهذیب اللغة، ج۱۱، ص۶۴؛ المحیط فی اللغة، ج۷، ص۱۱۴؛ المخصص، ج۴، ص۳۹.</ref>. برخی جلباب را خود رداء و پارچه‌ای سراسری چون ملحفه می‌دانند که روی لباس‌های زن کشیده می‌شود و آن را می‌پوشاند<ref>الفائق، ج۱، ص۱۹۹.</ref>. صاحب [[صحاح]]، جلباب را خود ملحفه معنا می‌کند<ref>الصحاح، ج۱، ص۱۰۱.</ref> و برخی کوچک‌تر از ملحفه می‌دانند<ref>المحکم و المحیط الأعظم، ج۷، ص۴۳۹؛ الإفصاح، ج۱، ص۳۷۱.</ref>. صاحب [[تهذیب]] اللغه پس از آن‌که جلباب را به اِزار معنا کرد، در توضیح ازار می‌نویسد: «مقصود از ازار، لنگی که به کمر می‌بندند نیست، بلکه پارچه‌ای است که بدن را فرا می‌گیرد و آن را می‌پوشاند؛ همانند ازار شب که لباسی دراز است و شخص خوابیده را فرا می‌گیرد و همه بدنش را [[پوشش]] می‌دهد»<ref>تهذیب اللغة، ج۱۱، ص۶۵.</ref>.


نتیجه آن‌که [[اهل]] لغت [[تفسیر]] خود از جلباب را با تعابیری چون: رداء، ملحفه، ملائه، لباسی بزرگ‌تر از مقنعه و رداء، و مانند آن بیان می‌کنند. از گزارش اهل لغت می‌توان برداشت کرد که فصل مشترک همه تعابیر، روپوشی است که روی همه لباس‌ها و بر همه بدن قرار می‌گیرد. این روانداز سراسری ممکن است از نظر شکل ظاهری در زمان‌ها و نزد [[اقوام]] گوناگون متفاوت باشد؛ ولی در کاربرد و [[فلسفه]] خود مشترک و واحد به شمار می‌رود و آن، پوشاندن کامل بدن است<ref>[[حسن علی‌پور وحید|علی‌پور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|مکتب در فرآیند نواندیشی]]، ص ۲۰۷-۲۱۰.</ref>.
نتیجه آن‌که [[اهل]] لغت [[تفسیر]] خود از جلباب را با تعابیری چون: رداء، ملحفه، ملائه، لباسی بزرگ‌تر از مقنعه و رداء، و مانند آن بیان می‌کنند. از گزارش اهل لغت می‌توان برداشت کرد که فصل مشترک همه تعابیر، روپوشی است که روی همه لباس‌ها و بر همه بدن قرار می‌گیرد. این روانداز سراسری ممکن است از نظر شکل ظاهری در زمان‌ها و نزد اقوام گوناگون متفاوت باشد؛ ولی در کاربرد و [[فلسفه]] خود مشترک و واحد به شمار می‌رود و آن، پوشاندن کامل بدن است<ref>[[حسن علی‌پور وحید|علی‌پور وحید، حسن]]، [[مکتب در فرآیند نواندیشی (کتاب)|مکتب در فرآیند نواندیشی]]، ص ۲۰۷-۲۱۰.</ref>.


==== دلالت [[آیه]] ====
==== دلالت [[آیه]] ====
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش