فیء در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۴
خط ۷۲: خط ۷۲:
# «اگر خبر رسد که در بیت المال مسلمانان [[خیانت]] ورزیدی، چه کم یا زیاد، بر تو به نهایت سخت گیرم آن چنان که [[تهیدست]]، گران‌بار و حقیر مانی»<ref>{{متن حدیث|لَئِنْ بَلَغَنِي أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ كَبِيراً لَأَشُدَّنَّ عَلَيْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِيلَ الْوَفْرِ ثَقِيلَ الظَّهْرِ ضَئِيلَ الْأَمْرِ}}؛ نهج البلاغه پارسی، نامه ۲۰، ص۳۹۲.</ref>؛
# «اگر خبر رسد که در بیت المال مسلمانان [[خیانت]] ورزیدی، چه کم یا زیاد، بر تو به نهایت سخت گیرم آن چنان که [[تهیدست]]، گران‌بار و حقیر مانی»<ref>{{متن حدیث|لَئِنْ بَلَغَنِي أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ كَبِيراً لَأَشُدَّنَّ عَلَيْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِيلَ الْوَفْرِ ثَقِيلَ الظَّهْرِ ضَئِيلَ الْأَمْرِ}}؛ نهج البلاغه پارسی، نامه ۲۰، ص۳۹۲.</ref>؛


در موارد دیگری نیز به همین معنا آمده است؛ مانند خطبه ۱۲۷، [[نامه]] ۴۱، ۴۳ و ۵۳. در نقل [[تحف العقول]] از [[نامه]] [[مالک اشتر]] آمده: «و برای هر یک از این دسته‌ها در فیء [[خدا]] و [[بیت المال]] گشایشی است و هر کدام را بر والی [و [[دولت]]] حقی است که کارشان را [[اصلاح]] کند و سامان دهد»<ref>{{متن حدیث|وَ فِي فَيْءِ اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرٍ يُصْلِحُهُ}}؛ تحف العقول، ص۱۳۲.</ref> علت این که از بیت المال به فیء تعبیر شده این بود که بیشتر درآمد آن از راه [[خراج]] و [[جزیه]] تأمین می‌شده است.
در موارد دیگری نیز به همین معنا آمده است؛ مانند خطبه ۱۲۷، نامه ۴۱، ۴۳ و ۵۳. در نقل [[تحف العقول]] از نامه [[مالک اشتر]] آمده: «و برای هر یک از این دسته‌ها در فیء [[خدا]] و [[بیت المال]] گشایشی است و هر کدام را بر والی [و [[دولت]]] حقی است که کارشان را [[اصلاح]] کند و سامان دهد»<ref>{{متن حدیث|وَ فِي فَيْءِ اللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى الْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرٍ يُصْلِحُهُ}}؛ تحف العقول، ص۱۳۲.</ref> علت این که از بیت المال به فیء تعبیر شده این بود که بیشتر درآمد آن از راه [[خراج]] و [[جزیه]] تأمین می‌شده است.


در رساله [[محکم و متشابه]] به نقل از [[تفسیر]] [[نعمانی]] برابر نقل [[وسائل الشیعه]]، علی{{ع}} فیء را به دو دسته تقسیم نموده است: فیئی که ویژه [[امام]] است که در [[آیات]] [[سوره حشر]] به آن اشاره شده است؛ دیگر آنچه به آنها بازگشته، پس از این که دیگران [[غصب]] کرده‌اند؛ زیرا [[خداوند]] [[آدم]] را [[خلیفه]] خود در [[زمین]] قرار داده، پس زمین در [[اختیار]] [[انسان‌های برگزیده]] قرار گرفته که پس از [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} آنچه از [[زمین‌ها]] و [[املاک]] غصب شده با [[شمشیر]] از آنان باز پس گرفته شده است<ref>وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۷۰.</ref>. این قسم از فیء ابهام دارد؛ اما به نظر می‌رسد آنچه در گذشته از [[کلینی]] درباره [[انفال]] بخش دریاها و بیابان‌ها یاد شد بر گرفته از این سخن علی{{ع}} است که در تفسیر نعمانی آمده. گویا [[روایت]] آن نزد کلینی بوده؛ اما به جهت ضعف سند، آن را نقل نکرده؛ ولی از مضمون آن بهره برده و از آن به «فیء راجع» تعبیر می‌کند؛ یعنی آنچه با شمشیر باز گردانده شده، سپس [[آیه خمس]] را ذکر نموده است. اگر بپذیریم شرحی که کلینی یاد کرده بر گرفته از این [[حدیث]] [[علوی]] است، [[سخن]] [[علامه مجلسی]] و نقد وی به کلینی که چنین معنایی در لغت ذکر نشده و مخالف ظاهر آیات و روایت است، چندان دقیق نخواهد بود<ref>اصول کافی، ترجمه کمره‌ای، ج۲، ص۶۲۷؛ مرآه العقول، ج۶، ص۲۴۷.</ref>. علی{{ع}} در یک مورد در [[نهج البلاغه]]، فیء را در برابر دیگر منابع [[بیت المال]] آورده است. [[روایت]] شده که نزد [[عمر بن خطاب]] در ایام خلافتش از [[زیور]] [[کعبه]] و فراوانی آن سخن به میان آمد و برخی پیشنهاد کردند که اگر آنها برای تجهیز سپاه اسلام به کار رود بهتر است؛ زیرا کعبه نیاز به زیور ندارد. [[عمر]] قصد آن داشت و از علی{{ع}} در این باره پرسید. حضرت فرمود: « به [[راستی]] که [[قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل گردید و حال آن که مال‌ها چهار قسم بود: مال‌های [[مسلمانان]]، پس آن را میان سهم بران در [[میراث]] قسمت نمود. و فیء که آن را بر مستحقانش توزیع فرمود. و [[خمس]] که آن را در جایی که باید نهاد. و [[صدقات]] و [[زکات]] که آن را [[خداوند]] در مصرف‌های معین قرار داد. و در آن [[روز]]، کعبه زیور داشت و خداوند آن را بدان حال که بود گذاشت. آن را از روی [[فراموشی]] رها ننمود و مکانش بر [[خدا]] پوشیده نبود. تو نیز آن را در جایی بگذار که خدا و پیامبر او مقرر کرده‌اند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْقُرْآنَ أُنْزِلَ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْأَمْوَالُ أَرْبَعَةٌ أَمْوَالُ الْمُسْلِمِينَ فَقَسَّمُوهَا بَيْنَ الْوَرَثَةِ فِي الْفَرَائِضِ وَ الْفَيْءُ فَقَسَمَهُ عَلَى مُسْتَحِقِّهِ وَ الْخُمُسُ فَوَضَعَهُ اللَّهُ حَيْثُ وَضَعَهُ وَ الصَّدَقَاتُ فَجَعَلَهَا اللَّهُ حَيْثُ جَعَلَهَا وَ كَانَ حُلِيُّ الْكَعْبَةِ يَوْمَئِذٍ فَتَرَكَهُ عَلَى حَالِهِ وَ لَمْ يَتْرُكْهُ نِسْيَاناً وَ لَمْ يَخْفَ عَلَيْهِ مَكَانُهُ فَأَقَرَّهُ حَيْثُ أَقَرَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۷۰، ترجمه شهیدی، ص۴۱۱.</ref>؛ عمر گفت: اگر تو نبودی [[رسوا]] میشدیم و زیور را به حال خود گذارد.
در رساله [[محکم و متشابه]] به نقل از [[تفسیر]] [[نعمانی]] برابر نقل [[وسائل الشیعه]]، علی{{ع}} فیء را به دو دسته تقسیم نموده است: فیئی که ویژه [[امام]] است که در [[آیات]] [[سوره حشر]] به آن اشاره شده است؛ دیگر آنچه به آنها بازگشته، پس از این که دیگران [[غصب]] کرده‌اند؛ زیرا [[خداوند]] [[آدم]] را [[خلیفه]] خود در [[زمین]] قرار داده، پس زمین در [[اختیار]] [[انسان‌های برگزیده]] قرار گرفته که پس از [[بعثت]] [[رسول خدا]]{{صل}} آنچه از [[زمین‌ها]] و [[املاک]] غصب شده با [[شمشیر]] از آنان باز پس گرفته شده است<ref>وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۷۰.</ref>. این قسم از فیء ابهام دارد؛ اما به نظر می‌رسد آنچه در گذشته از [[کلینی]] درباره [[انفال]] بخش دریاها و بیابان‌ها یاد شد بر گرفته از این سخن علی{{ع}} است که در تفسیر نعمانی آمده. گویا [[روایت]] آن نزد کلینی بوده؛ اما به جهت ضعف سند، آن را نقل نکرده؛ ولی از مضمون آن بهره برده و از آن به «فیء راجع» تعبیر می‌کند؛ یعنی آنچه با شمشیر باز گردانده شده، سپس [[آیه خمس]] را ذکر نموده است. اگر بپذیریم شرحی که کلینی یاد کرده بر گرفته از این [[حدیث]] [[علوی]] است، [[سخن]] [[علامه مجلسی]] و نقد وی به کلینی که چنین معنایی در لغت ذکر نشده و مخالف ظاهر آیات و روایت است، چندان دقیق نخواهد بود<ref>اصول کافی، ترجمه کمره‌ای، ج۲، ص۶۲۷؛ مرآه العقول، ج۶، ص۲۴۷.</ref>. علی{{ع}} در یک مورد در [[نهج البلاغه]]، فیء را در برابر دیگر منابع [[بیت المال]] آورده است. [[روایت]] شده که نزد [[عمر بن خطاب]] در ایام خلافتش از [[زیور]] [[کعبه]] و فراوانی آن سخن به میان آمد و برخی پیشنهاد کردند که اگر آنها برای تجهیز سپاه اسلام به کار رود بهتر است؛ زیرا کعبه نیاز به زیور ندارد. [[عمر]] قصد آن داشت و از علی{{ع}} در این باره پرسید. حضرت فرمود: « به [[راستی]] که [[قرآن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل گردید و حال آن که مال‌ها چهار قسم بود: مال‌های [[مسلمانان]]، پس آن را میان سهم بران در [[میراث]] قسمت نمود. و فیء که آن را بر مستحقانش توزیع فرمود. و [[خمس]] که آن را در جایی که باید نهاد. و [[صدقات]] و [[زکات]] که آن را [[خداوند]] در مصرف‌های معین قرار داد. و در آن [[روز]]، کعبه زیور داشت و خداوند آن را بدان حال که بود گذاشت. آن را از روی فراموشی رها ننمود و مکانش بر [[خدا]] پوشیده نبود. تو نیز آن را در جایی بگذار که خدا و پیامبر او مقرر کرده‌اند»<ref>{{متن حدیث|إِنَّ الْقُرْآنَ أُنْزِلَ عَلَى النَّبِيِّ{{صل}} وَ الْأَمْوَالُ أَرْبَعَةٌ أَمْوَالُ الْمُسْلِمِينَ فَقَسَّمُوهَا بَيْنَ الْوَرَثَةِ فِي الْفَرَائِضِ وَ الْفَيْءُ فَقَسَمَهُ عَلَى مُسْتَحِقِّهِ وَ الْخُمُسُ فَوَضَعَهُ اللَّهُ حَيْثُ وَضَعَهُ وَ الصَّدَقَاتُ فَجَعَلَهَا اللَّهُ حَيْثُ جَعَلَهَا وَ كَانَ حُلِيُّ الْكَعْبَةِ يَوْمَئِذٍ فَتَرَكَهُ عَلَى حَالِهِ وَ لَمْ يَتْرُكْهُ نِسْيَاناً وَ لَمْ يَخْفَ عَلَيْهِ مَكَانُهُ فَأَقَرَّهُ حَيْثُ أَقَرَّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۲۷۰، ترجمه شهیدی، ص۴۱۱.</ref>؛ عمر گفت: اگر تو نبودی [[رسوا]] میشدیم و زیور را به حال خود گذارد.


جریان زیور کعبه در [[سنن بیهقی]]<ref>بیهقی، سنن الکبری، ج۵، ص۱۵۹.</ref> و دیگر منابع اهل سنت آمده است<ref>ر.ک: مصادر نهج البلاغه، ج۴، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۵۷۶ - ۵۷۸.</ref>
جریان زیور کعبه در [[سنن بیهقی]]<ref>بیهقی، سنن الکبری، ج۵، ص۱۵۹.</ref> و دیگر منابع اهل سنت آمده است<ref>ر.ک: مصادر نهج البلاغه، ج۴، ص۲۱۹.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۳]]، ص ۵۷۶ - ۵۷۸.</ref>
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش