بنی مصلق بن سعد: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۰٬۲۴۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ نوامبر ۲۰۲۴
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۴: خط ۴۴:
===[[بنی مصطلق]] و پذیرش اسلام===
===[[بنی مصطلق]] و پذیرش اسلام===
با توجه به اینکه موطن [[خزاعه]]، مکه و اطراف آن بوده و [[خزاعیان]] از جمله مصطلقی‌ها ارتباط وثیقی با اهالی مکه و امورات این [[شهر]] داشتند، بی‌تردید [[مردم]] این [[قبیله]] بسیار زودتر از دیگر [[قبایل]] [[جاهلی]] [[عرب]] با [[پیامبر]]{{صل}} و [[دین]] نوظهورش آشنا شده بودند؛ لکن نامی از [[مردمان]] این [[قوم]] در میان [[مسلمانان نخستین]] و گروندگان به [[اسلام]] در نخستین سال‌های [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}}، به ثبت نرسیده است. چنین به نظر می‌رسد مردم این [[قبیله]] در بدو امر، تحت تأثیر [[قریش]] و روابط نزدیکی که با این [[قوم]] داشتند، به جهت برخی [[مصالح]]، از [[پذیرش اسلام]] خودداری کرده بودند. در هر حال، نخستین پذیرش جمعی مصطلقی‌ها به [[اسلام]] را باید در [[غزوه بنی مصطلق]] جست. این [[جنگ]]، اولین [[رویارویی]] [[خزاعه]] با [[پیامبر]]{{صل}} و در عین حال افروزنده نخستین جرقه‌های [[مسلمان]] شدن این قبیله بود. «[[بنی‌المصطلق]]» از تیره‌های خزاعه بود که به [[فرماندهی]] [[رییس]] خود -[[حارث بن ابی‌ضرار]]- در [[شعبان]] سال پنجم<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۸.</ref> یا [[ششم هجری]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۰۴-۶۰۵؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۵.</ref> در [[مریسیع]] با [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبرد]] پرداختند؛ اما [[شکست]] خورده، بسیاری از آنان از جمله «[[جویریه]]» دختر حارث به [[اسارت]] در آمدند. مدتی بعد، [[حارث بن ابی ضرار]] -پدر جویریه- در پی [[آزادی]] دختر، با چند شتر رهسپار [[مدینه]] شد تا در ازای آن شتران، جویریه را [[آزاد]] کند. او در میانه راه، دو شتر از این شتران را در منطقه [[عقیق]]، مخفی کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۸؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۰۱.</ref> و سپس با بقیه شتران، نزد رسول خدا{{صل}} رفت و ضمن پیشکش فدایی خود، در خواست آزادی دخترش را نمود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۵؛ ابن عساکر؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۲۱۸؛ سهیلی، الروض الأنف، ج۶، ص۴۰۶.</ref>. حضرت در این دیدار، جویای حال آن دو شتری که حارث در شعب عقیق مخفی کرده بود، شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۸؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۰۱.</ref>. حارث که از این [[خبر غیبی]] به [[پیامبری]] آن حضرت [[یقین]] حاصل کرده بود، مسلمان شد. در پی [[مسلمانی]] او، [[فرزندان]] وی و سپس [[مردم]] قومش نیز به [[تبعیت]] از او اسلام آوردند. جویریه نیز مسلمان شد و حضرت، او را پس از [[خواستگاری]] از پدرش، به [[عقد]] خود در آورد و صداقش را چونان دیگر [[زنان]] خود، چهارصد درهم قرار داد<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۵-۲۹۶؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۳، ص۳۱۵. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۴۰۰.</ref>. سال‌ها بعد، همزمان با [[فتح مکه]]، گروهی دیگر از مصطلقی‌ها -که در شمار احابیش [[قریش]] در [[مکه]] حضور داشتند،- نیز، همراه و همگام با دیگر [[مشرکان قریش]] مکه به [[مسلمانی]] تن دادند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
با توجه به اینکه موطن [[خزاعه]]، مکه و اطراف آن بوده و [[خزاعیان]] از جمله مصطلقی‌ها ارتباط وثیقی با اهالی مکه و امورات این [[شهر]] داشتند، بی‌تردید [[مردم]] این [[قبیله]] بسیار زودتر از دیگر [[قبایل]] [[جاهلی]] [[عرب]] با [[پیامبر]]{{صل}} و [[دین]] نوظهورش آشنا شده بودند؛ لکن نامی از [[مردمان]] این [[قوم]] در میان [[مسلمانان نخستین]] و گروندگان به [[اسلام]] در نخستین سال‌های [[بعثت نبی اکرم]]{{صل}}، به ثبت نرسیده است. چنین به نظر می‌رسد مردم این [[قبیله]] در بدو امر، تحت تأثیر [[قریش]] و روابط نزدیکی که با این [[قوم]] داشتند، به جهت برخی [[مصالح]]، از [[پذیرش اسلام]] خودداری کرده بودند. در هر حال، نخستین پذیرش جمعی مصطلقی‌ها به [[اسلام]] را باید در [[غزوه بنی مصطلق]] جست. این [[جنگ]]، اولین [[رویارویی]] [[خزاعه]] با [[پیامبر]]{{صل}} و در عین حال افروزنده نخستین جرقه‌های [[مسلمان]] شدن این قبیله بود. «[[بنی‌المصطلق]]» از تیره‌های خزاعه بود که به [[فرماندهی]] [[رییس]] خود -[[حارث بن ابی‌ضرار]]- در [[شعبان]] سال پنجم<ref>ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۸.</ref> یا [[ششم هجری]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۶۰۴-۶۰۵؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۵.</ref> در [[مریسیع]] با [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبرد]] پرداختند؛ اما [[شکست]] خورده، بسیاری از آنان از جمله «[[جویریه]]» دختر حارث به [[اسارت]] در آمدند. مدتی بعد، [[حارث بن ابی ضرار]] -پدر جویریه- در پی [[آزادی]] دختر، با چند شتر رهسپار [[مدینه]] شد تا در ازای آن شتران، جویریه را [[آزاد]] کند. او در میانه راه، دو شتر از این شتران را در منطقه [[عقیق]]، مخفی کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۸؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۰۱.</ref> و سپس با بقیه شتران، نزد رسول خدا{{صل}} رفت و ضمن پیشکش فدایی خود، در خواست آزادی دخترش را نمود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۵؛ ابن عساکر؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۲۱۸؛ سهیلی، الروض الأنف، ج۶، ص۴۰۶.</ref>. حضرت در این دیدار، جویای حال آن دو شتری که حارث در شعب عقیق مخفی کرده بود، شد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۰؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۸؛ ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۲۰۱.</ref>. حارث که از این [[خبر غیبی]] به [[پیامبری]] آن حضرت [[یقین]] حاصل کرده بود، مسلمان شد. در پی [[مسلمانی]] او، [[فرزندان]] وی و سپس [[مردم]] قومش نیز به [[تبعیت]] از او اسلام آوردند. جویریه نیز مسلمان شد و حضرت، او را پس از [[خواستگاری]] از پدرش، به [[عقد]] خود در آورد و صداقش را چونان دیگر [[زنان]] خود، چهارصد درهم قرار داد<ref>ابن‌هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۵-۲۹۶؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۳، ص۳۱۵. نیز ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۴۰۰.</ref>. سال‌ها بعد، همزمان با [[فتح مکه]]، گروهی دیگر از مصطلقی‌ها -که در شمار احابیش [[قریش]] در [[مکه]] حضور داشتند،- نیز، همراه و همگام با دیگر [[مشرکان قریش]] مکه به [[مسلمانی]] تن دادند.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==[[بنی مصطلق]] و ماجرای ولید==
در [[سال نهم هجری]]، [[ولید بن عقبه]] از سوی [[نبی خاتم]]{{صل}} [[مأموریت]] یافت تا به جانب بنی مصطلق رفته، [[زکات]] آنان را دریافت نماید. ولید سوی این [[قوم]] [[حرکت]] کرد. [[بنی‌مصطلق]] که خبر آمدن ولید بن عقبه را به [[دیار]] خود شنیدند، با تعدادی شتر و گوسفند، با [[شادی]] به استقبالش رفتند. اما ولید، چون از دور آنها را [[مشاهده]] کرد، به [[گمان]] این که آنان به علت خصومتی که از [[دوران جاهلیت]] میان آنها و ولید بوده، قصد کشتن او را دارند، بلافاصله منطقه را ترک و نزد [[رسول خدا]]{{صل}} بازگشت. او پس از مراجعت نزد حضرت، از [[سوء قصد]] بنی مصطلق به [[جان]] خود گفت و از [[امتناع]] آنان از [[پرداخت زکات]] خبر داد. [[مسلمانان]] با شنیدن این سخنان، به [[پیامبر]]{{صل}} پیشنهاد کردند که ایشان جهت سرکوبی مصطلقی‌ها، بار دیگر دست به قبضه [[شمشیر]] شود. کم‌کم اصرارها در این‌باره رو به فزونی نهاد تا این که در این هنگام، گروهی از [[مردم]] بنی مصطلق -که [[کلثوم بن علقمة بن ناجیه خزاعی مصطلقی]] از جمله آنان بودند-<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۹۳.</ref>، به [[مدینه]] وارد شدند. آنها در پی دیداری که با [[پیغمبر]]{{صل}} داشتند، عرضه داشتند: «هنگامی که اطلاع حاصل کردیم که شخصی را به سویمان گسیل داشته‌ای، دسته جمعی به استقبال او شتافتیم و آنچه که قرار بود بپردازیم آن را نیز آماده کرده بودیم تا بپردازیم؛ ولی فرستاده شما پیش از آنکه به نزد ما بیاید بازگشت و ما شنیده‌ایم که او به نزد شما آمده و اظهار داشته که ما در صدد [[قتل]] او بودیم، در حالی که به [[خدا]] [[سوگند]]، ما بدین قصد نیامده بودیم». در این هنگام، [[خداوند]] در [[تأیید]] گفته مصطلقی‌ها و [[کذب]] [[ولید بن مغیره]] [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن جَآءَكُمْ فَاسِقٌۢ بِنَبَإٍۢ فَتَبَيَّنُوٓا۟ أَن تُصِيبُوا۟ قَوْمًۢا بِجَهَـٰلَةٍۢ فَتُصْبِحُوا۟ عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَـٰدِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر بزهکاری برایتان خبری آورد بررسی کنید مبادا نادانسته به گروهی زیان رسانید، آنگاه از آنچه کرده‌اید پشیمان گردید» سوره حجرات، آیه ۶.</ref> را نازل فرمود<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۹۶. نیز محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۸۰؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۲، ص۴۲.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==مشاهیر و معاریف [[بنی مصطلق]]==
از اعلام و [[رجال]] برجسته بنی مصطلق در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] علاوه بر چهره‌های بزرگی چون [[حارث بن ابو ضرار]] و دخترش [[جویریه بنت حارث]] –همسر گرامی [[رسول خدا]]{{صل}}- که در متن به نامشان پرداخته شد، می‌توان از رجالی نظیر [[جلیحة بن قدید بن عبید بن حلف]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج‌۲، ص۴۵۵.</ref>، [[عبدالعزی بن قطن]] و [[سوید بن عامر مصطلقی]] به عنوان سه تن از مشاهیر [[جاهلی]] این [[قوم]] یاد کرد. عبدالعزی بن قطن از مصطلقی‌هایی بود که در [[پیمان]] [[خزاعه]] با [[عبدالمطلب]] شرکت داشت<ref>ابن‌حبیب بغدادی، المنمق، ص۸۶-۸۷؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۷۱.</ref>. [[سوید بن عامر مصطلقی]] هم، از [[شاعران]] بنام جاهلی این قوم بود که بنا بر [[نقلی]]، [[پیامبر]]{{صل}} با شنیدن اشعار حکمت‌آمیزش فرمود: «اگر سوید اسلام را [[درک]] می‌کرد، [[مسلمان]] می‌شد»<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۴، ص۶۲-۶۳؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۸۴.</ref>. [[عمرو بن حارث بن ابوضرار]]<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۸۰-۱۸۱؛ ابن قانع، معجم الصحابه، ج۱۰، ص۳۷۳۶؛ ابن حبان، تاریخ الصحابه، ص۱۷۷.</ref> و عبدالله بن حارث [[برادران]] [[جویریه]] –همسر پیامبر{{صل}}-<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۲۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۸۸۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۰۱.</ref>، [[مسلم بن حارث خزاعی مصطلقی]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۱۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۹۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۸۴. نیز سید مرتضی، الامالی، ج۲، ص۳۶.</ref>، [[ناجیة بن حارث بن ناجیه خزاعی]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۵۱۹.</ref> و پسرش [[علقمة بن ناجیه خزاعی]] (علقمه حضرمی)<ref>ابن قانع؛ معجم الصحابه، ج۱۱، ص۴۰۹۵؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۸، ص۶-۷؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۶.</ref> نیز از دیگر شخصیت‌های معروف این قوم و در شمار [[اصحاب پیامبر اکرم]]{{صل}} برشمرده شده‌اند. ضمن این که برخی منابع، از [[کلثوم بن علقمة بن ناجیه خزاعی مصطلقی]] هم در زمره [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} یاد کرده‌اند<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۹۳.</ref>. این در حالی است که بسیاری از مصادر هم، او را در عداد [[تابعین]] برشمرده، [[صحابی]] بودنش را رد کرده‌اند<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۵۹؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۲۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۴۹۴.</ref>. [[ابوربیعه مصطلقی]] از شعرای معروف دوران [[اسلامی]] این [[قوم]]<ref>ابو الفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱، ص۱۴۱؛ مرزبانی، معجم الشعراء، ص۵۸۸.</ref> و [[محمد بن عبدالرحمن بن حارث بن ابوضرار]]<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۳۱۳؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۸، ص۸۴.</ref>، [[عیسی بن حضرمی مصطلقی]]<ref>ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۶، ص۲۷۴.</ref> و [[عبدالله بن عمرو بن حارث بن ابوضرار]]<ref>المزی، تهذیب الکمال، ج۱۵، ص۳۵۱.</ref> از [[محدثان]] و [[راویان]] مشهور [[بنی مصطلق]] نیز از دیگر [[رجال]] و نام‌آورانی‌اند که به این قوم منتسب شده‌اند. ضمن این که از [[زنان]] بزرگ این قوم که نامی از آنها در جریده [[تاریخ]] به ثبت رسیده است، باید از [[عمره بنت حارث بن ابو ضرار مصطلقی]]، [[خواهر]] [[جویریه]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۳، ص۳۲۴؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۸۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۰۰.</ref> و [[جمیله بنت عبدالعزی بن قطن]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۵۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۷۱.</ref> -که نامش در برخی منابع حمینه<ref>زبیر بن بکار، نسب قریش، ص۲۳۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۳۸، ص۹.</ref> و در بعض دیگر جمینه<ref>مصعب زبیری، جمهرة نسب قریش، ج۱، ص۳۶۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۰۴.</ref> ذکر شده است- هر دو از [[صحابیات]] و [[بیعت‌کنندگان]] با [[رسول خدا]]{{صل}} نام برد<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۸۰۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۵۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۷۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۲۸۹

ویرایش