پرش به محتوا

مرگ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۹۲۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ فوریهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۷۲: خط ۳۷۲:
این که گناهان و یا [[رفتار]] [[آدمی]] در [[جهان تکوین]] اثر می‌‌گذارد از آن روست که [[نظام هستی]] بر اساس اسباب و علل [[آفریده]] شده است و هر کاری در [[جهان]] در امر دیگر جهان تاثیر می‌‌گذارد چنان که افزایش [[مصرف]] سوخت‌های فسیلی از سوی [[انسان]] موجب افزایش گازهای گلخانه ای و سوراخ شدن طبقه ازون در جو و افزایش [[گرما]] و [[مرگ و میر]] گیاهان و جانوران بسیاری می‌‌شود. امام صادق{{ع}} در باره [[نظام]] سبب و مسببی [[جهان آفرینش]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَبَى اَللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ اَلْأَشْيَاءَ إِلاَّ بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْءٍ سَبَباً}}؛ [[خداوند]] ابا و [[پرهیز]] دارد از جریان ا [[مور]] مگر از طریق اسباب آنها پس برای هر چیزی سببی قرار داده است<ref>میزان الحکمه محمدی ریشهری ج ۵ ح ۸۱۶۶</ref>.
این که گناهان و یا [[رفتار]] [[آدمی]] در [[جهان تکوین]] اثر می‌‌گذارد از آن روست که [[نظام هستی]] بر اساس اسباب و علل [[آفریده]] شده است و هر کاری در [[جهان]] در امر دیگر جهان تاثیر می‌‌گذارد چنان که افزایش [[مصرف]] سوخت‌های فسیلی از سوی [[انسان]] موجب افزایش گازهای گلخانه ای و سوراخ شدن طبقه ازون در جو و افزایش [[گرما]] و [[مرگ و میر]] گیاهان و جانوران بسیاری می‌‌شود. امام صادق{{ع}} در باره [[نظام]] سبب و مسببی [[جهان آفرینش]] می‌‌فرماید: {{متن حدیث|أَبَى اَللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ اَلْأَشْيَاءَ إِلاَّ بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْءٍ سَبَباً}}؛ [[خداوند]] ابا و [[پرهیز]] دارد از جریان ا [[مور]] مگر از طریق اسباب آنها پس برای هر چیزی سببی قرار داده است<ref>میزان الحکمه محمدی ریشهری ج ۵ ح ۸۱۶۶</ref>.
باشد با [[پرهیز]] از [[گناهان]] و ترک آن و همچنین [[پیروی]] از [[آموزه‌های قرآنی]] و [[اسلامی]] در مسیری گام برداریم که [[نعمت‌های الهی]] به سوی ما سرازیر شده و بلایای به ظاهر طبیعی و عادی از سر ما دور گردد و [[جامعه]] و [[کشور اسلامی]] از [[برکات الهی]] بهره مند شود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری خلیل]] [[مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین (مقاله)|مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین]]</ref>
باشد با [[پرهیز]] از [[گناهان]] و ترک آن و همچنین [[پیروی]] از [[آموزه‌های قرآنی]] و [[اسلامی]] در مسیری گام برداریم که [[نعمت‌های الهی]] به سوی ما سرازیر شده و بلایای به ظاهر طبیعی و عادی از سر ما دور گردد و [[جامعه]] و [[کشور اسلامی]] از [[برکات الهی]] بهره مند شود.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری خلیل]] [[مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین (مقاله)|مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین]]</ref>
==اهداف مرگ==
شاید هر کسی آرزوی [[زندگی]] خود و دیگری را دارد و حتی برخی [[دوست]] دارند دست کم بیش از صد سالی زندگی کنند، اگر چه عمر هزارساله نوح هم خواهان شماری اندک است. با این همه هیچ کس یا کم‌تر کسی را می‌‌توانی بیابی که آرزوی [[مرگ]] کند. این [[گریز]] و گاه [[بیزاری]] از مرگ حتی در میان کسانی وجود دارد که مرگ را دروازه به [[جهان]] و سرای [[برتر]] می‌‌دانند و آن را [[پایان زندگی]] و هستی نمی‌دانند. با این همه، کم‌تر کسی است که مرگ را بهتر از زندگی بداند و یا حتی آن را "احلی من العسل، شیرین‌تر و گواراتر از عسل و شهد انگبین" بر شمارد.
[[خداوند]] در [[آیه]] ۹۶ [[سوره بقره]] [[آزمندی]] [[مشرکان]] و یهودیانی را گزارش می‌‌کند که خواهان عمر هزارساله هستند. این که مشرکانی که [[اعتقاد]] به [[قیامت]] و [[رستاخیز]] ندارند [[گرایش]] و [[آزمند]] [[زندگی دنیا]] و عمر هزارساله باشند، امری طبیعی است، اما شگفت از مردمانی که مدعی [[ایمان]] به رستاخیز هستند و چنان به [[دنیا]] دلبسته شده‌اند که از مرگ بیزاری می‌‌جویند و دوست دارند تا در دنیا [[جاودانه]] باشند: {{متن قرآن|وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ ٱلنَّاسِ عَلَىٰ حَيَوٰةٍۢ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوا۟ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍۢ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِۦ مِنَ ٱلْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و آنان (- قوم یهود) را به زندگی آزمندترین مردم و آزمندتر از مشرکان خواهی یافت، هر یک از آنها دوست می‌دارد هزار سال او را سالمندی دهند با آنکه این سالمندی هم او را از عذاب دور نمی‌کند و خداوند به آنچه می‌کنند بیناست» سوره بقره، آیه ۹۶.</ref>
برخی از [[یهودیان]] مدعی این بودند که تنها آنان [[بهشت]] می‌‌روند، از این روست که خداوند از آنان می‌‌خواهد تا اگر راست می‌‌گویند که بهشت از آن ایشان است، آرزوی مرگ کنند، ولی این افراد هرگز خواهان مرگ نمی‌شوند و حتی دوست دارند که عمر هزارساله داشته باشند.
[[قرآن]] در این [[آیه شریفه]] می‌فرماید: اگر راست می‌گویید، پس آرزوی [[مرگ]] کنید.؛ چراکه اگر کسی براستی بر این [[عقیده]] باشد، می‌داند که مرگ برای او از [[زندگی]] در این [[جهان]]، با این همه [[مشکلات]] و گرفتاریها و [[غم]] و [[اندوه]] گوناگون بهتر است؛ و [[یقین]] دارد که در سرای [[جاودانه]]، یکسره در [[نعمت‌ها]] [[غرق]] می‌شود و به [[حیات]] [[ابدی]] بال می‌گشاید؛ از این رو، مرگ را بر زندگی برمی‌گزیند.
[[امام حسن]]{{ع}} دوّمین [[امام نور]]{{ع}} پدرش [[امیر مؤمنان]]{{ع}} را در [[کارزار]] [[صفّین]] دید درحالی که با [[لباس]] عادی و بدون داشتن [[زره]]، میان دو [[سپاه]] قدم می‌زد. به او نزدیک شد و گفت: پدرجان! لباسی که بر اندام [[مبارک]] شماست، لباس رزم نیست؛ آیا نگران [[جان]] خویش نیستید؟
امیر مؤمنان{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|يا بني ان اباك لايبالي وقع علي‌الموت او وقع‌الموت عليه}}. پسرم! پدرت از این باک ندارد که بر مرگ چیره و برآن وارد شود یا برعکس.
[[عمّار یاسر]] نیز با [[ایمان]] به سرای [[آخرت]] و [[نعمت‌های خدا]]، در بحرانی‌ترین شرایط [[جنگ صفّین]] گفت: از مرگ در [[راه خدا]] چه باک؟! که اینک [[دوستان]] خویش، محمّد{{صل}} – آن پیام‌آور برگزیده – و یارانش را دیدار خواهم کرد.
اکنون این [[پرسش]] مطرح می‌‌شود که اگر به [[راستی]] آرزوی مرگ بهتر از دوست‌داشتن زندگی دنیاست و [[مردم]] پرواپیشه باید آن را از [[خدا]] بخواهند، پس چرا [[پیامبر گرامی]]{{صل}} که [[برترین انسان‌ها]] و نزدیکترین [[بنده]] به [[آفریدگار]] خویش است، فرمود: هیچگاه کسی از شما بخاطر مشکلات زندگی یا زیانی که به او می‌رسد، آرزوی مرگ نکند؛ بلکه دست [[نیایش]] به بارگاه خدا بردارد و بگوید: {{متن حدیث|اللّهُمّ أحيِني ما كانَتِ الحَياةُ خَيرا لي}}؛ بار خدایا! تا لحظه‌ای مرا زنده بدار که زندگی برای من شایسته‌تر است؛ و آنگاه که مرگ پرافتخار برایم بهتر و زیبنده‌تر است، مرا از این جهان فانی به [[دیار]] باقی انتقال ده.
پاسخ‌ این پرسش روشن است؛ زیرا از دیدگاه [[پیامبر]]{{صل}} هنگامی که آرزوی مرگ به انگیزه بیتابی و [[بی‌اعتمادی]] به خویش و [[ضعف]] دربرابر [[مشکلات]] [[زندگی]] باشد، [[ناپسند]] است و مرگی است فاقد [[افتخار]] و [[آسایش]]؛ چراکه [[خدا]] و پیامبرش ما را به [[پایداری]] و [[شکیبایی]] و واگذاری کارها به خدا و تلاش و [[کوشش]] شایسته [[فرمان]] می‌دهند. امّا اگر [[یقین]] داشته باشیم که با ادامه زندگی [[ناهنجار]] و در غرقاب گرفتاریها، [[امید]] و [[اعتماد به خدا]] [[متزلزل]] و [[نافرمانی خدا]] شروع می‌شود، در اینجا [[مرگ]] بهتر از زندگی در [[خفّت]] و [[اسارت]] در دام [[هوای نفس]] و شیطانهاست؛ و [[انسان]] پرواپیشه و باایمان، مرگ را بهتر از زندگی [[ذلّت]] بار و گناه‌آلود می‌داند و آرزوی مرگ می‌کند.
اما این که [[انسان‌ها]] از مرگ می‌‌هراسند به سبب این که است که [[کارهای زشت]] و [[گناه]] زیاد انجام داده و مرتکب شده اند: «و لن یتمنّوه ابداً بما قدّمت ایدیهم؛ ولی بخاطر کارهایی که از پیش انجام داده‌اند، هرگز آن را [[آرزو]] نخواهند کرد»
این [[آیه شریفه]] درمورد [[یهود]] است؛ همان گروهی که در [[آیه]] قبل از آنان سخن رفت؛ و روشن می‌سازد که آنان به خاطر عملکرد [[زشت]] خویش، هرگز آرزوی مرگ را نخواهند کرد.
از [[پیامبر گرامی]]{{صل}} نقل کرده‌اند که: اگر یهود آرزوی مرگ می‌کردند، آرزویشان برآورده می‌شد، و آنگاه جایگاه خویش را در [[دوزخ]] می‌دیدند؛ ازاین‌رو، خدا فرمود: هرگز آرزوی مرگ نخواهند کرد؛ چراکه دروغشان آشکار می‌شود.
از آیه شریفه بر می‌‌آید که [[عشق به زندگی]] و [[حرص]] به داشتن عمری طولانی، اگر به انگیزه [[دنیا]] و [[دنیاپرستی]] و لذّت‌جویی و بی‌بندوباری باشد، گناه است و سخت [[نکوهیده]] و از خصلتهای منفی یهود و [[شرک]] گرایان؛ امّا اگر [[اشتیاق]] به زندگی دراز، به [[نیّت]] [[فرمانبرداری]] و انجام کارهای شایسته بیشتر و [[توبه]] و [[درک]] [[سعادت]] افزونتر باشد، بسیار [[پسندیده]] است.
[[امیر مؤمنان]]{{ع}} درباره باقیمانده [[عمر انسان]] با [[ایمان]] می‌فرماید: «لا قیمة لها یُدرک بها مافات یحیی بها ما امات؛ برای باقیمانده عمر انسان باایمان، نمی‌توان ارزش‌گذاری کرد،؛ چراکه او به [[برکت]] آن می‌تواند فرصتهای ازدست‌رفته و کارهای انجام‌نیافته را جبران کند و [[توبه]] نماید و به کمک آن هر چه را مرده است، زنده سازد».([[مجمع البیان]]، ذیل [[آیه]])
[[علامه طباطبایی]] در ذیل آیه می‌‌نویسد: منظور از هزار سال، طولانی‌ترین عمر است، و کلمه هزار، کنایه از بسیاری است، چون در [[عرب]] آخرین مراتب عدد از نظر وضع فردی همین عدد هزار(الف) است، و بیش از آن اسم جداگانه ندارد، بلکه با تکرار (الف الف؛ هزار هزار) و یا ترکیب (عشره آلاف؛ ده هزار و یا مائه الف؛ صد هزار) تعبیر می‌‌شود.
برخی از [[مسلمانان]] پیش از آنکه [[حکم جهاد]] از سوی [[خداوند]] نازل شود، خواهان [[جهاد]] و [[شهادت]] بودند، ولی هنگامی که حکم جهاد صادر شد، از آن گریزان شدند؛ زیرا ایشان نیز [[سست]] عنصر بودند و اگر [[ایمان واقعی]] به [[آخرت]] و [[زندگی]] [[برتر]] داشتند به [[حکم عقل]] به جهاد و شهادت می‌‌رفتند تا از زندگی برتر و بی‌درد و [[رنج]] و تمام [[آسایش]] و [[آرامش]] در سرای جاودان بهره گیرند؛ زیرا به قول [[علامه]] علاقه به زندگی راحت [[جاودانه]] و ترجیح آن به زندگی رنج آور امری طبیعی و [[فطری]] [[بشر]] است. علامه می‌‌نویسد: کسی در این مطلب کمترین [[شک]] نمی‌کند؛ زیرا [[انسان]] و بلکه هر موجود دارای [[شعور]]، وقتی که بین [[راحتی]] و تعب مختار شود، البته راحتی را [[اختیار]] می‌‌کند، و اگر میان دو قسم زندگی یکی مکدر و آمیخته با [[ناراحتی‌ها]]، و دیگری [[خالص]] و صافی، مخیر شود، بدون هیچ تردیدی عیش خالص و گوارا را اختیار می‌کند، و به فرضی هم که بدون اختیار گرفتار زندگی [[پست]] و عیش مکدر شده باشد پیوسته آرزوی [[نجات]] از آن و رسیدن به عیش [[طیب]] و گوارا در سر می‌پروراند، و حتی یک لحظه هم از [[حسرت]] بر آن زندگی خالی نیست، نه قلبش، و نه زبانش، بلکه همواره برای رسیدن به آن سعی و عمل می‌کند. این امر [[فطری]] است.
==[[هدف]] از [[زندگی]] و [[مرگ]]==
بنابراین اگر [[انسان]] مرگ را می‌‌خواهد به قصد دست یابی به [[آسایش]] و [[آرامش]] و [[رهایی]] از [[شرور]] و مصیبت‌های [[دنیا]] بخواهد و اگر آرزوی زندگی در دنیا را دارد، برای جلب و جذب خیر و بهره‌مندی بیش‌تر از [[طبیعت]] دنیا برای رسیدن به [[کمالات]] و [[تقرب به خداوند]] باشد. از این روست که در دعای ماثوری که در [[مفاتیح الجنان]] از [[امام سجاد]]{{ع}} برای [[روز]] سه [[شنبه]] نقل شده، آمده است: {{متن حدیث|اللهم وَاجْعَلْ الْحَيَاةَ زِيَادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ، وَاجْعَلْ الْمَوْتَ رَاحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرٍّ}}؛ خداوندا! زندگی را وسیله ای برای افزایش خیرم قرار ده و مرگ را وسیله رهایی و راحت از هر [[بدی]] و شری بساز.
به این معنا که اگر خواهان زندگی بیش‌تر در دنیا هستیم به قصد و هدف دست یابی به خیر بیش‌تر و [[قرب الهی]] و متاله و خدایی شدن باشد و اگر خواهان مرگی هستیم برای رهایی از شرور دنیا باشد. بنابراین از [[خداوند]] بخواهیم تا دنیا و لذت‌های آن را هدف نهایی زندگی ما قرار ندهد و ما در [[پناه]] خویش گیرد و خیر را نصیب و بهره [[دنیایی]] ما کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اهداف مرگ و زندگی (مقاله)|اهداف مرگ و زندگی]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۸۴: خط ۴۱۴:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری خلیل]] [[عوامل کاهش و آسانی سکرات موت (مقاله)|'''عوامل کاهش و آسانی سکرات موت''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری خلیل]] [[عوامل کاهش و آسانی سکرات موت (مقاله)|'''عوامل کاهش و آسانی سکرات موت''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری خلیل]] [[مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین (مقاله)|'''مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری خلیل]] [[مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین (مقاله)|'''مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اهداف مرگ و زندگی (مقاله)|'''اهداف مرگ و زندگی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۲۹

ویرایش