مرگ در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۰۲: | خط ۴۰۲: | ||
به این معنا که اگر خواهان زندگی بیشتر در دنیا هستیم به قصد و هدف دست یابی به خیر بیشتر و [[قرب الهی]] و متاله و خدایی شدن باشد و اگر خواهان مرگی هستیم برای رهایی از شرور دنیا باشد. بنابراین از [[خداوند]] بخواهیم تا دنیا و لذتهای آن را هدف نهایی زندگی ما قرار ندهد و ما در [[پناه]] خویش گیرد و خیر را نصیب و بهره [[دنیایی]] ما کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اهداف مرگ و زندگی (مقاله)|اهداف مرگ و زندگی]]</ref> | به این معنا که اگر خواهان زندگی بیشتر در دنیا هستیم به قصد و هدف دست یابی به خیر بیشتر و [[قرب الهی]] و متاله و خدایی شدن باشد و اگر خواهان مرگی هستیم برای رهایی از شرور دنیا باشد. بنابراین از [[خداوند]] بخواهیم تا دنیا و لذتهای آن را هدف نهایی زندگی ما قرار ندهد و ما در [[پناه]] خویش گیرد و خیر را نصیب و بهره [[دنیایی]] ما کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اهداف مرگ و زندگی (مقاله)|اهداف مرگ و زندگی]]</ref> | ||
==آثار [[مرگ]] در [[زندگی]] [[بشر]]== | |||
مرگ اسم از مردن است؛ و مردن به معنای [[باطل]] شدن قوت حیوانی و [[قدرت]] غریزی، همچنین فنای [[حیات]] و نیست شدن زندگانی و رفتن از عالم [[گیتی]] و [[دنیا]] به عالم مینوی و [[جهان]] دیگر است.<ref>لغت نامه، دهخدا، ج ۱۲، ص۱۸۲۸۱</ref> | |||
در [[فرهنگ]] [[عربی]] و [[قرآنی]]، واژگانی چون [[موت]]، [[هلاکت]]، [[وفات]]، [[اجل]] و مانند آن برای بیان این معنا به کار میرود. | |||
البته آن چه دهخدا از معنا و مفهوم مرگ به دست داده است، براساس [[تفسیری]] از مرگ موجودات در [[عالم ماده]] و دنیاست، وگرنه بر اساس [[آموزههای قرآنی]]، مرگ در [[عوالم]] دیگر چون [[عالم برزخ]] نیز رخ میدهد و حتی بر اساس برخی از [[آیات]] و [[روایات]]، مرگ در [[قیامت]] نیز اتفاق میافتد. از این روست که از دو مرگ و دو زندگی سخن به میان آمده است: {{متن قرآن|قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَمَتَّنَا ٱثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا ٱثْنَتَيْنِ فَٱعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَىٰ خُرُوجٍۢ مِّن سَبِيلٍۢ}}<ref>«میگویند: پروردگارا! ما را دو بار میراندی و دو بار زنده گرداندی، اینک ما به گناهان خویش اعتراف کردهایم، آیا راه بیرون شدی از اینجا هست؟» سوره غافر، آیه ۱۱.</ref> | |||
بر این پایه، مرگ را نمیتواند محدود به باطل شدن قوت حیوانی و قدرت غریزی و یا رفتن از عالم گیتی به عالم دیگر [[تفسیر]] و معنا کرد؛ بلکه مفهومی که [[قرآن]] از مرگ به دست میدهد فراتر از این است؛ پس میبایست گفت که مرگ انتقال از حالتی به حالتی دیگر و از میان رفتن حالت نخست است. | |||
شاید بتوان آن را همانند لبس بعد لبس دانست. این حالت در پروانه به خوبی [[مشاهده]] میشود که از حالت [[کرم]] به شفیره و از شفیره به پروانه تبدیل میشود. | |||
پس مرگ در عوالم و جهان دیگر نیز اتفاق میافتد. [[خداوند]] بیان میکند که [[اولیای الهی]] و [[شهیدان]] تنها یک بار مرگ را [[تجربه]] میکنند، و از مرگ دوباره در [[ایمنی]] خواهند بود؛<ref>آل عمران، آیه ۱۶۹؛ نمل، آیه ۸۷؛ زمر، ایه ۶۸</ref> اما تودههای [[مردم]] [[گناهکار]] دوبار [[مرگ]] و [[زندگی]] را [[تجربه]] خواهند کرد<ref>غافر، آیه ۱۱</ref> و در این میان، [[دوزخیان]] و [[اهل]] [[شقاوت]] بارها مرگ را تجربه میکنند و نوعی زندگی میان مرگ و زندگی را دارند.<ref>اعلی، آیات ۱۱ تا ۱۳</ref> این حالت میان مرگ و زندگی چنان بر ایشان سخت و [[عذاب]] آور است که خواهان نابودی و نیستی کامل هستند ولی هرگز نیستی کامل را تجربه نخواهند کرد و میان مرگ و زندگی دست و پا خواهند زد.<ref>فرقان، آیه ۱۴؛ انشقاق، آیه ۱۱</ref> | |||
اما یک [[پرسش]] در این جا مطرح میشود، و آن این است که اگر مرگ، انتقال از یک حالت به حالتی دیگر است؛ چرا برای اهل [[سعادت]]، [[شهیدان]] و [[اولیای الهی]] یک بار، ولی برای اهل شقاوت و [[کافران]]، بارها اتفاق میافتد؟ | |||
در پاسخ باید گفت که هر انتقالی، انتقال مثبت و رو به کمالی نیست؛ بلکه انتقالی به حالت بدتر و سختتر نیز خواهد بود. از این روست که اهل شقاوت، از بدتر شدن وضعیت خویش چنان به [[درد]] و [[رنج]] میافتند که خواهان نیستی و نابودی ([[ثبور]]) مطلق هستند. [[خداوند]] در [[آیات]] ۲۵ و ۲۷ [[سوره حاقه]] با اشاره به [[اصحاب شمال]] و وضعیت آنان در [[قیامت]] و [[دوزخ]] بیان میکند که آنان خواهان استمرار مرگ خویش هستند و از خداوند درخواست دارند که پس از مرگ دوباره زنده نشوند؛ این آرزوی مرگ و زنده نشدن پس از آن، به سبب [[آگاهی]] از [[اعمال زشت]] خود و عذابی است که میبایست تا ابد آن را [[تحمل]] کنند. | |||
[[انسانهای کامل]] و اولیای الهی چون در [[دنیا]] به [[کمال مطلق]] میرسند و متاله و ربانی میشوند، دیگر نیازی به انتقال چندگانه ای ندارند و تنها نیاز است که این پوسته [[دنیوی]] و مادی را بر کنند و در [[جامه]] و تن پوش [[اخروی]] در آیند. اما متوسطین از مردم نیازمند توجه بیش تری هستند و [[عالم برزخ]] برای آنان نوعی [[فرصت]] کوتاه مدت دیگری است تا خود را به کمال برسانند؛ هر چند که فرصت عالم برزخ برای آنان همانند فرصت [[عالم دنیا]] نیست؛ چراکه فرآیند تکاملی در آنجا همانند [[دنیا]] سریع نیست، بلکه خیلی کند است و مرده در [[انتظار]] بهرهمندی از باقیات صالحاتی است که در [[زمان]] زیست به جا گذاشته یا در انتظار بهرهمندی از [[خیرات]] و مبرات [[اهل دنیا]] هستند که دست ایشان هنوز برای [[کارهای نیک]] و [[صالح]] باز است و آن را [[هدیه]] به [[مردگان]] میکنند. | |||
به هر حال، [[مرگ دنیوی]]، حالتی است که همه موجودات دنیا آن را [[تجربه]] خواهند کرد؛ زیرا [[مرگ]] تنها مسیر بازگشت به سوی [[خداوند]] است.<ref>جمعه، آیه ۸</ref> پس هر [[انسانی]] میبایست [[جامه]] دنیا و کالبد مادی را از تن بیرون اندازد و [[روح]] وی از حلقوم بیرون آید و کالبد مادی را فروافکند و به [[جهان]] دیگری در آید.<ref>قیامت، آیات ۲۶ و ۲۸</ref> | |||
از آثار مرگ برای مرده و دیگران، فراق و جدایی است؛ زیرا با مرگ، مرده و زندگان امکان ارتباط با یک دیگر را از دست میدهند و همین مسأله فراق و جدایی است که برای بسیاری از [[مردم]] و حتی مردگان سخت و دشوار است. جدایی و فراق از [[خانواده]]، [[خویشان]] و [[دوستان]] از مهمترین آثار مرگ در دنیاست. از این روست که دو طرف از این جدایی در [[رنج]] هستند و مرگ را بر نمیتابند. | |||
از دیگر آثاری که خداوند در [[قرآن]] برای مرگ بیان میکند، [[فراموشی]] مردگان از سوی خویشان و بستگان است. خاک سرد است و هر رابطه ای میان زندگان و مردگان را از میان بر میدارد. این گونه است که در مدتی کوتاه، مرده از یاد میرود و به فراموشی سپرده میشود.<ref>مریم، آیه ۲۳</ref> | |||
[[انسانها]] فاقد [[اختیار]] مرگ خود هستند و تنها خداوند است که اختیار دار مرگ موجودات و جانداران است.<ref>آل عمران، آیه ۱۴۵؛ زمر، آیه ۴۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عالم مردگان (مقاله)|عالم مردگان]]</ref> | |||
==آرزوی مرگ و یا تاخیر آن== | |||
[[خداوند]] در [[آیه]] ۶۸ [[سوره غافر]] میفرماید که [[مرگ]] موجودات زنده از جمله [[انسان]] تنها به [[فرمان تکوینی]] [[الهی]] انجام میگیرد؛ بنابراین مرگ و [[زندگی]] تنها در [[اختیار]] خداوند است و کسی را نرسد که اختیار مرگ و زندگی موجودات را داشته باشد. پس، اگر مرگی اتفاق میافتد، هرگز بیرون از [[اراده]] و [[مشیت الهی]] نخواهد بود؛ چراکه مرگ هر موجودی از جمله انسان، دارای [[زمان]] معین و معلوم خواهد بود.<ref>آل عمران، آیه ۱۴۵؛ انعام، آیه ۲؛ اعراف، آیه ۳۲ و آیات دیگر</ref> | |||
در آیه ۱۴۵ [[سوره آل عمران]] به این نکته نیز توجه داده شده که مرگ هر کسی از پیش نوشته شده و معین و مقدر است و هرکسی تنها به [[اذن الهی]] میمیرد. بنابراین، هیچ مرگی را نمیتوان بیرون از [[مشیت]] و اراده و اذن الهی دانست. | |||
برخی از [[مردمان]] در [[دنیا]] خواهان تاخیر مرگ خویش برای مدتی اندک هستند. خداوند تاخیر مرگ و آرزوی بقای عمر را تنها زمانی جایز میداند که به قصد [[صدقه دادن]] و کارهای [[صالح]] و [[نیک]] باشد. از این روست که در [[ادعیه]] ماثور از [[امامان معصوم]]{{ع}} چنین [[آرزو]] و درخواست مجاز دانسته شده است و در دعای [[روز]] سه [[شنبه]] آمده است: {{متن حدیث|وَاجْعَلِ الحَياةَ زِيادَةً لِي فِي كُلِّ خَيْرٍ، وَالوَفاةَ راحَةً لِي مِنْ كُلِّ شَرً}}؛ خداوند برایم زندگی ام را فرصتی برای خیر بیشتر و مرگ را [[آسایش]] از هر شری قرارده! | |||
اجلهای معلق با کارهایی چون [[صله رحم]]، [[صدقه]] و مانند آن به تاخیر میافتد چنان که گاه نیز با مخالفتهایی چون [[قطع صله رحم]] کاهش مییابد و [[اجل]] فرا میرسد. خداوند در [[آیات]] ۱ تا ۴ [[سوره نوح]] بیان میکند که [[تقواپیشگی]] و [[اطاعت از پیامبران]] و [[آموزههای وحیانی]]، زمینه مصونیت از [[نزول عذاب]] و مرگهای مفاجات و تاخیر افتادن مرگ تا [[اجل مسمی]] است. | |||
اما هرگز اجل مسمی دمی تاخیر نمیافتد و پس از رسیدن آن، مرگ بیهیچ تقدم و تاخیری فرا میرسد.<ref>اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، ایه ۴۹؛ حجر، آیه ۵ و آیات دیگر</ref> | |||
برخی از [[مردم]] خواهان تاخیر [[مرگ]] خویش هستند. اما باید توجه داشت که اگر [[اجل معلق]] باشد، میتوان با [[اصلاح]] [[رفتار]] آن را به تاخیر انداخت و اما اگر [[اجل مسمی]] است، این درخواستها، خواهشی بیجا و غیر مقبول است.<ref>منافقون؛ آیات ۱۰ و ۱۱</ref> | |||
برخی از [[مردمان]] خواهان مرگ و تاخیر آن برای خود هستند؛ و برخی دیگر، خواهان مرگ و یا تاخیر آن برای دیگران میباشند. مثلا [[اهل دوزخ]] پس از مرگ که [[کشف]] الغطاء انجام میگیرد و [[آتش دوزخ]] را به عیان در [[عالم برزخ]] میبینند، خواهان مرگ [[ابدی]] میشوند تا دوباره زنده نشوند و آتش دوزخ [[قیامت]] را نبینند.<ref>حاقه، ایات ۲۵ تا ۳۱</ref> | |||
برخی از [[اولیای الهی]] نیز خواهان مرگ میشوند؛ چون میخواهند زودتر به [[لقای الهی]] نایل شوند. از [[آیات]] ۶ و ۷ [[سوره جمعه]] بر میآید که یکی از [[نشانهها]] و علائم [[صداقت]] در ادعای [[ولی الله]] بودن، آرزوی مرگ است؛ این در حالی است که مدعیان اولیای الهی بودن چون برخی از [[یهودیان]]، به رغم ولی الله بودن، آرزوی مرگ نمیکنند؛ زیرا [[اعمال زشت]] آنان سبب خودداری آنان از چنین آرزوی میشود.<ref>بقره، آیات ۹۴ و ۹۵</ref> | |||
[[پیامبر]] از سوی [[خداوند]] در این آیات مامور میشود تا با [[دشمنان]] خود از [[یهود]] این گونه [[احتجاج]] کند که اگر [[بهشت]] تنها برای شما یهودیان است و دیگران از [[اقوام]] و [[ملتها]] و [[شرایع]] دیگر به بهشت نمیروند، پس آرزوی مرگ کنید تا به بهشت اختصاصی خود در آید، در حالی که شما چنین نمیکنید، چون در ادعای فرزند خداوند و [[محبان]] و ولی الله بودن، صادق و [[راستگو]] نیستید؛ وگرنه درخواست مرگ میکردید تا به بهشت [[موعود]] خود بروید. | |||
از کسانی که خواهان مرگ خود بودند، [[حضرت مریم]]{{س}} است که هنگام زایمان به دلیل [[ترس]] از آبرویزی خواهان مرگ میشود. این نشان میدهد که [[آبرو]] و عرض [[انسان]] تا چه اندازه برای [[شخصیت انسان]] مهم است که شخص برای [[حفظ]] آن آرزوی [[مرگ]] میکند.<ref>مریم، ایه ۲۳</ref> | |||
همین شرایط برای برخی از [[مسلمانان]] پیش آمد؛ زیرا به سبب عدم حضور در جبهههای [[جهاد]] چون [[غزوه بدر]]، این دسته خواهان مرگ در [[راه خدا]] بودند. اینان وقتی دریافتند که چه [[نعمت]] بزرگی یعنی [[شهادت]] را از دست دادند، خود را [[سرزنش]] میکردند.<ref>آل عمران، آیه ۱۴۳؛ روح المعانی، ج ۳؛ جزء ۴؛ ص۱۱۱</ref> بر اساس [[آیه]] میتوان دریافت که این آرزوی آنان در [[جنگ احد]] آشکار میشود و صحنه مرگ و شهادت برای [[مجاهدان]] در [[غزوه احد]] جلوه گر شده و آنان شهادت را پس از درخواست پیشین خود اکنون به عیان [[مشاهده]] میکردند. | |||
برخی مرگ را برای دیگران میخواهند. از جمله این افراد [[دشمنان]] [[پیامبران]] بودند که خواهان مرگ پیامبران خودشان بودند. از جمله اشراف [[قوم نوح]] که در [[انتظار مرگ]] آن حضرت{{ع}} لحظه شماری میکردند.<ref>مؤمنون، آیات ۲۳ و ۲۵</ref> | |||
همچنین [[مشرکان مکه]] انتظار مرگ [[پیامبر]]{{صل}} را میکشیدند تا این گونه [[دین اسلام]] از میان برود و نام و نشان و یادی از آن نباشد.<ref>انبیاء، آیه ۳۴؛ طور، ایه ۳۰؛ حدید، آیه ۱۴</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عالم مردگان (مقاله)|عالم مردگان]]</ref> | |||
==وضعیت انسان در عالم [[مردگان]]== | |||
در مطالب پیشین، نسبت به عالم مردگان و وضعیت آنان کمی سخن به میان آمده است، اما باید توجه داشت که وضعیت مردگان در عالم دیگر، وضعیتی پیچیده است که برخی از اطلاعات آن از طریق [[قرآن]] به [[مردمان]] داده شده است. | |||
پس از [[مرگ انسان]]، [[روح]] از تن جدا میشود. لازم است برای [[تکریم]] کالبدی که [[انسانی]] در آن زیسته است، آن را [[دفن]] کرد و تفاوتی میان [[مؤمن]] و [[کافر]] نمیکند. با این تفاوت که مؤمن را میبایست تکفین و [[تدفین]] کرد و بر او [[نماز]] خواند و با [[تلقین]] کلیاتی از [[آموزههای اسلامی]] از [[اصول دین]] دفن نمود. این امر برای هر [[مسلمانی]] نسبت به هر مسلمانی [[واجب کفایی]] است و میبایست انجام گیرد.<ref>مائده، [[آیه]] ۳۱ و [[آیات]] دیگر</ref> | |||
پس از [[مرگ]] [[بدن انسان]] از میان میرود و گوشت [[انسان]] به سرعت تبدیل به خاک شده و استخوان هر چند که مدتی باقی میماند ولی آن نیز به خاک تبدیل خواهد شد و اثری از جسد باقی نمیماند.<ref>مؤمنون، آیات ۳۵ و ۸۲؛ اسراء، ایات ۲۹ و ۹۸ و آیات دیگر</ref> | |||
در این هنگام که [[روح]] از بدن جدا میشود، روح به عالم دیگر میرود که میتواند [[عالم برزخ]] و یا دیگر [[عوالم]] بر اساس کمالی هر شخص باشد.<ref>انعام، ایه ۹۳؛ سجده، آیه ۱۱ و زمر، آیه ۲۲</ref> | |||
بنابراین مرگ موجب نیستی نیست، بلکه انسان [[زندگی]] دیگری را در [[جهان]] دیگر [[تجربه]] خواهد کرد و زندگی و [[حیات]] او به شکلی دیگر استمرار و ادامه خواهد یافت.<ref>انبیاء، ایه ۳۵؛ عنکبوت، ایه ۵۷</ref> | |||
این مرگ از [[دنیا]] فرصتی برای [[بازگشت به سوی خدا]] و [[محاسبه]] در نزد اوست. <ref>قصص، ایه ۸۸؛ قیامت، آیات ۲۸ تا ۳۰؛ نور، ایه ۳۹</ref> | |||
مرگ [[مؤمنان]] آسان و مرگ [[کافران]] سخت و دشوار و حتی وحشتناک است.<ref>انفال،ایه ۶؛ انعام، آیه ۹۳</ref> هنگامی که [[فرشتگان]] برای گرفتن [[جان]] [[کافر]] و [[ظالم]] میآیند، جان کافر و ظالم را به [[سختی]] میگیرند و او [[عذاب]] و دردی وحشتناک را تجربه میکند.<ref>انعام، ایه ۹۳</ref> | |||
[[سکرات مرگ]] برای همه کافران و [[گناهکاران]] سخت و دشوار خواهد بود و این [[وحشت]] غیر قابل توصیف است.<ref>ق، ایه ۱۹ و ایات دیگر</ref> مرگ کافران همواره با [[شکنجه]] آنان به وسیله فرشتگان همراه خواهد بود.<ref>انفال، ایه ۵۰؛ محمد، آیات ۲۵ و ۲۷</ref> | |||
پس از مرگ گناهکاران [[آتش دوزخ]] را میبییند چنان که مؤمنان به [[بهشت]] وارد میشوند.<ref>تکاثر، آیات ۵ و ۶</ref> | |||
اما [[بهشتیان]] نه تنها یک بار مرگ را تجربه میکنند، بلکه با همان مرگ به بهشت [[جاودانه]] در آمده و از بهشت بهره مند میشوند.<ref>صافات،آیات ۴۰ تا ۵۹؛ دخان،آیات ۵۱ تا ۵۶ و ایات دیگر</ref> | |||
بهشتیان با مرگ خویش، با [[سلام]] و [[صلوات فرشتگان]] وارد بهشت میشوند و از همان [[زمان]] از [[پاداش عمل]] خویش بهره مند میشوند.<ref>نحل، ایه ۳۲ و آیات دیگر</ref> | |||
اما کسانی که در [[عالم برزخ]] در میآیند آنان پس از این [[مرگ]] یک مرگ و [[زندگی]] دیگر را [[تجربه]] خواهند کرد.<ref>غافرف ایه ۱۱؛ المیزان، ج ۱۷، ص۳۱۳</ref> | |||
[[مؤمنان]] با [[نشاط]] و [[راحتی]] مرگ را استقبال کرده و [[فرشتگان]] با حالت آسان [[جان]] ایشان را میگیرند<ref>نازعات، ایات ۱ و ۲</ref> ولی مرگ [[کافران]] به [[سختی]] خواهد بود.<ref>همان؛ تفسیر کبیر، ج ۱۱، ص۲۸</ref> | |||
اینها گوشه ای از عالم [[مردگان]] و وضعیتی است که آنان بدان گرفتار یا بهره مند میباشد. بازخوانی همه ابعاد عالم مردگان و وضعیت آنان نیازمند حوصله و وقت بیش تری است که در حوصله این [[مقام]] نمیگنجد؛ چراکه مثنوی هفتاد من کاغذ میشود؛ زیرا عالم مردگان همانند عالم زندگان در [[دنیا]]، [[جهانی]] بسیار شگفت انگیزتر و عجیبتر است چنان که [[قرآن]] به گوشههای از این شگفتیها و عجایب آن عالم اشاره داشته است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عالم مردگان (مقاله)|عالم مردگان]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۱۵: | خط ۴۷۴: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری خلیل]] [[مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین (مقاله)|'''مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری خلیل]] [[مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین (مقاله)|'''مرگ گناهی و گناهان مرگ آفرین''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اهداف مرگ و زندگی (مقاله)|'''اهداف مرگ و زندگی''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[اهداف مرگ و زندگی (مقاله)|'''اهداف مرگ و زندگی''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عالم مردگان (مقاله)|'''عالم مردگان''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||