←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۱۳: | خط ۵۱۳: | ||
به هرحال، این مرگ نیست که [[انسان]] را میبلعد یا میچشد یا میخورد بلکه این انسان است که در [[زمان]] [[اجل مسمی]] که [[مقام]] [[پایان زندگی]] و گذر از [[دنیا]] به [[آخرت]] است، مرگ را میچشد. پس اگر هاضم [[قوی]] داشته باشد و اخروی شده و به کمال رسیده باشد میتواند مرگ را نیست و نابود کرده و در خود به عامل بقای [[جاودانه]] تبدیل نماید وگرنه همواره در آخرت و [[قیامت]] دم به دم دست به گریبان مرگ است و هرگز رنگ زندگی به معنای [[واقعی]] حتی در حد [[دنیوی]] آن را نخواهد دید. | به هرحال، این مرگ نیست که [[انسان]] را میبلعد یا میچشد یا میخورد بلکه این انسان است که در [[زمان]] [[اجل مسمی]] که [[مقام]] [[پایان زندگی]] و گذر از [[دنیا]] به [[آخرت]] است، مرگ را میچشد. پس اگر هاضم [[قوی]] داشته باشد و اخروی شده و به کمال رسیده باشد میتواند مرگ را نیست و نابود کرده و در خود به عامل بقای [[جاودانه]] تبدیل نماید وگرنه همواره در آخرت و [[قیامت]] دم به دم دست به گریبان مرگ است و هرگز رنگ زندگی به معنای [[واقعی]] حتی در حد [[دنیوی]] آن را نخواهد دید. | ||
انسان کامل، آن [[وجه الهی]] را در خود جلوه داده و فعلیت بخشیده است. از این رو بقای او به بقای وجه الهی اوست و در [[حقیقت]] با خدای [[حی]] [[قیوم]] محض است که زندگی میکند و هیچ مرگ و نیستی در آن راه نخواهد یافت. <ref>الرحمن، آیات ۷۲ و ۸۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و جاودانگی انسان (مقاله)|مرگ و جاودانگی انسان]]</ref> | انسان کامل، آن [[وجه الهی]] را در خود جلوه داده و فعلیت بخشیده است. از این رو بقای او به بقای وجه الهی اوست و در [[حقیقت]] با خدای [[حی]] [[قیوم]] محض است که زندگی میکند و هیچ مرگ و نیستی در آن راه نخواهد یافت. <ref>الرحمن، آیات ۷۲ و ۸۲</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و جاودانگی انسان (مقاله)|مرگ و جاودانگی انسان]]</ref> | ||
==[[مرگ]]، حاضر همیشگی== | |||
بیگمان مرگ همزاد [[زندگی]] است؛ زیرا جز [[خداوند]] که [[حی]] مطلق و [[حیات]]، اسم [[ذات الهی]] است؛ همه موجودات، حیات را با مرگ همراه دارند. هر چیزی که [[آفریده]] میشود و نام حی بر او نهاده میشود و از زندگی بهره مند میگردد، در [[باطن]] و [[ملکوت]] این حیات و زندگی، مرگ نشسته و [[آشیانه]] کرده است تا روزی از درون به بیرون خودنمایی کند و حیات را پایانی بخشد.<ref>قصص، آیه۸۸؛ الرحمن، آیات۲۶و ۲۷</ref> | |||
پس همواره هر موجود زنده ای حضور مرگ را در خود [[احساس]] میکند و مرگ، حاضر همیشگی زندگان است؛ با این همه [[انسانها]] همانگونه که نسبت به ملکوت دیگری چون خداوند در ذات هر آفریدهای، [[غافل]] هستند، نسبت به حضور این حاضر همیشگی و همراه دایمی [[غفلت]] میورزند مگر آنکه مرگ [[فامیل]] و [[دوستی]] و آشنایی آنان را متنبه و [[بیدار]] و [[هوشیار]] نماید و اندکی در مسأله مرگ [[اندیشه]] و درنگ کنند. | |||
ازنظر [[آموزههای قرآنی]] مرگ مانند حیات از آفریدههای [[الهی]] است.<ref>ملک، آیه۲</ref> این بدان معناست که مرگ، نابودی کامل و نیستی محض نیست، بلکه حالتی در موجودات زنده است. | |||
البته مفهوم مرگ در نشأت و [[عوالم]] مختلف متفاوت است؛ زیرا مرگ چنان که گفته شد، آفریده ای از آفریدههای خداوندی برای انتقال از یک حالت به حالتی دیگر و از یک نشئه به نشئه ای دیگر است. | |||
براین اساس، حالات گوناگونی را میتوان برای مرگ تصور کرد که همگی در یک معنا مشترک است. آن معنای مشترک همان انتقال و نوعی جدایی است که میان [[روح]] و بدن صورت میگیرد. | |||
در [[عالم ماده]] و [[دنیا]]، [[حقیقت]] مرگ با جدا شدن کامل روح از بدن [[جسمانی]] اتفاق میافتد. به این معنا که نفس که همان روح دمیده شده در کالبد است، از کالبد خود بیرون کشیده میشود<ref>انعام، آیه۹۳</ref> و مأموران الهی از [[فرشتگان]] و [[ملک الموت]]<ref>فرشته مرگ</ref> نفس را به طور کامل از کالبد درمی آورند. این کشیدن و درآوردن کامل نفس<ref>روح دمیده شده در کالبد</ref> از کالبد [[جسمانی]] و مادی را [[توفی]] میگویند.<ref>سجده، آیه۱۱</ref> | |||
[[فرشته مرگ]] و [[ملک الموت]] از سوی [[خداوند]] [[وکالت]] دارد تا نفس را پس از فرا رسیدن [[اجل]] و مهلت زمانی اش، از کالبد به طور کامل بیرون آورد و به سوی خداوند که [[پروردگار]] [[انسان]] هاست، بازگرداند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ]]</ref> | |||
==[[مرگ]] دائمی و مرگ در [[خواب]]== | |||
البته ما با هر خوابیدنی، مرگ و توفی کامل را [[تجربه]] میکنیم؛ زیرا خداوند در هر خوابی، نفس و [[روان آدمی]] را توفی میکند و از کالبدش بیرون میکشد و به سوی خود میبرد. بنابراین، ما به طور طبیعی در هر خوابی، مرگ را تجربه میکنیم. تنها تفاوتی که میان مرگ در خواب و مرگ دایمی وجود دارد در این است که در مرگ در خواب، خداوند، نفس را به درون کالبد جسمانیاش باز میگرداند، ولی در مرگ دایمی، نفس در نزد خداوند نگه داشته میشود و [[اجازه]] بازگشت به سوی کالبد را نمییابد.<ref>زمر، آیه ۲۲</ref> | |||
آنچه بیان شد مرگ در [[جهان]] ماده است؛ اما مرگ در [[جهان برزخ]] و نیز [[قیامت]] حالتی دیگر دارد و به معنای خروج نفس از کالبد جسمانی نیست؛ زیرا انسان در جهان برزخ، بدن و کالبد مادی و جسدانی ندارد، هر چند که دارای کالبد جسمانی مادی لطیف یا غیرمادی است که اطلاعات کاملی در باره آن نداریم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ]]</ref> | |||
==مرگهای گوناگون== | |||
در جهانهای دیگر، همچون قیامت و پیش از ورود به نشآت دیگر چون [[بهشت و دوزخ]]، نوع و حالت مرگ نیز متفاوت است؛ چنان که مرگ در جهان پس از قیامت و در [[دوزخ]] نیز انواع و حالات گوناگونی دارد. از جمله اینکه در برخی از [[آیات قرآنی]] از مرگهایی سخن به میان آمده که نه مرگ است و نه [[حیات]] و [[دوزخیان]] بین مرگ و [[زندگی]] دست و پا میزنند: لایموت فیها و لایحیی.<ref>اعلی، آیه ۱۳</ref> دوزخیان، مرگ کامل را دیگر تجربه نخواهند کرد تا به کمک مرگ از [[رنج]] [[دوزخ]] [[رهایی]] یابند بلکه همواره در [[آتش دوزخ]] [[جاودانه]] زنده بوده و مرگهای خاصی را [[تجربه]] خواهند کرد که خود [[عذاب]] آور است.<ref>ابراهیم، آیات ۱۶ و ۱۷؛ طه، آیه ۷۴؛ فاطر، آیه ۳۶</ref> | |||
در [[حقیقت]] در دوزخ اسباب [[مرگ]] خاصی پی در پی بر [[دوزخیان]] وارد میشود و آنان به رغم نمردن دایمی و مطلق، آن مرگهای دردآور را تجربه میکنند. | |||
در مقابل، [[بهشتیان]] پس از ورود به [[بهشت]]، دیگر مرگی را تجربه نخواهند کرد و مرده نمیشوند.<ref>صافات، آیات ۴۰ و ۲۳ و ۵۸</ref> | |||
[[انسان]] هرگز نمیتواند از مرگ بگریزد و دست کم یک بار میبایست آن را تجربه کند که البته این اختصاص به متالهان ور بانیون دارد؛ زیرا غیر این افراد دست کم دو بار مرگ و دوبار [[احیاء]] را تجربه خواهند کرد.<ref>بقره، آیه ۲۸؛ دخان، آیه ۵۶</ref> | |||
به هر حال، همه موجودات هستی فانی شده و مرگ را تجربه خواهند کرد<ref>الرحمن، آیات ۲۶ و ۲۷</ref> هر چند که این تجربه مرگ برای اولیای خاص [[الهی]] یک بار اتفاق میافتد<ref>دخان، آیه ۵۶</ref> و انسان به سبب دارا بودن نفس و [[روح]] دمیده در کالبد میبایست این مرگ را تجربه کند تا روح از کالبد [[جسمانی]] خارج شود و مسیر کمالی خود را در کالبدهای دیگری نیز تجربه کند.<ref>آل عمران، آیه ۱۸۵؛ انبیاء، آیه ۳۵؛ عنکبوت، آیه ۵۷</ref> | |||
بر این اساس مرگ، امری حتمی و [[قطعی]] است و ممکن نیست که موجودی آن را از خود دور کند<ref>آل عمران، آیه ۱۶۸</ref> این مرگ و فنای موجودات هستی، [[قضا]] و [[حکم قطعی]] و محتوم الهی و جلوه ای از [[ربوبیت]] اوست؛ زیرا هر موجودی اگر بخواهد به کمال بایسته و شایسته خویش برسد لازم است که این مسیر مرگ را بپیماید. از این رو [[خداوند]] در آیاتی از جمله [[آیات]] ۲۶ و ۲۷ [[سوره آل عمران]]، مرگ را به [[مقام]] ربوبیت و پروردگاری خود نسبت داده تا نشان دهد که [[هدفمندی]] و [[حکمت الهی]] مقتضی آن است که هر موجودی برای دست یابی به کمال خویش [[مرگ]] را [[تجربه]] کند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ]]</ref> | |||
==[[اختیار]] مرگ== | |||
انسانهای دارای دو [[اجل معلق]] و مسمی (حتمی) هستند. [[اجل مسمی]] زمانی است که [[حکم قطعی]] [[خداوند]] برای پایان دوره ای از [[زندگی]] در [[جهان مادی]] و [[دنیوی]] صادر شده و غیرقابل بازگشت، | |||
تاخیر و یا حتی تقدیم است. به این معنا که این [[اجل]] هرگز پیش و پس نمیافتد و مشخصا درهمان [[زمان]] خودش اتفاق میافتد.<ref>اعراف، آیه ۳۴؛ یونس، آیه ۴۹؛ نحل، آیه ۶۱؛ منافقون، آیه ۱۱</ref> | |||
اما اجل معلق، این گونه نیست و نه تنها پیش و پس میافتد بلکه میتوان گفت که این مرگ بسته به [[رفتار]] خودمان است. از این رو میتوان با [[قطع صله رحم]] و [[صدقه]] و [[انفاق]] و انجام گناهانی، آن را پیش انداخت و یا با [[صله رحم]] و صدقه و [[احسان]] و انفاق آن را پس انداخته و زمان زندگی خویش را افزایش داد تا به اجل مسمی برسد. | |||
[[روایات]] بسیاری درباره امکان تقدیم و تاخیر در اجل معلق وارد شده و به نظر میرسد که میتوان این معنا را از [[آیه]] ۴ [[سوره نوح]] به دست آورد. خداوند دراین آیه بیان میکند که [[تقوا]] پیشگی و [[اطاعت]] از [[فرمانهای الهی]] و [[پیامبران]]، زمینه مصونیت از مرگهای معلق است که به شکل [[عذابهای الهی]] و مرگهای ناگهانی اتفاق میافتد. بنابراین، میتوان گفت که [[انسان]] میتواند با کارهای خوب و [[تقواپیشگی]]، مرگ خویش را از اجل معلق تا اجل مسمی به تاخیر افکند و گرفتار عذابهای زودرس [[الهی]] و مرگهای ناگهانی نشود.<ref>نوح، آیات ۱ تا ۴</ref> | |||
بنابراین، اگر [[انسانها]] اختیاردار مرگ مسمای خود نیستند ولی اختیاردار مرگ معلق خود هستند و میتوانند با کارهای خوب و تقواپیشگی و [[اطاعت از خدا]] و پیامبران، اجل معلق خویش را به تاخیر افکنند یا با [[کارهای بد]] آن را پیش افکنند. | |||
از [[آیات]] ۱۰ و ۱۱ [[سوره منافقون]] برمیآید که درخواست مرگی که [[اجل مسمی]] است، درخواست بیجا و غیرمقبولی است؛ زیرا اجل مسمی به معنای پایان [[فرصت]] عمر در دنیاست و هرگز اندکی پیش و پس نخواهد شد.<ref>اعراف، آیه ۳۴</ref> | |||
اما کسانی که خودکشی میکنند، آنان تنها [[مرگ]] معلق خویش را رقم میزنند ولی مرگ مسمای آنان اتفاق نمیافتد. وضعیت ایشان همانند کسانی است که با [[گناهان]] و [[بیتقوایی]] و [[طغیان]] نسبت به [[خدا]] و پیامبرش، گرفتار [[عذاب]] و [[مرگ ناگهانی]] میشود.<ref>نوح، آیات ۱ تا ۴</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ]]</ref> | |||
==[[انتظار مرگ]]== | |||
هرکسی میبایست [[منتظر]] مرگ باشد هرچند که هر دمی مرگ را به نوعی [[تجربه]] میکند. اما انتظار مرگ برای آن است که [[انسان]] خود را بسازد و بداند که این [[دنیا]] پایانی دارد و هرنفسی میبایست کالبد مادی [[دنیوی]] خویش را ترک کند. | |||
انتظار مرگ امری بسیار مثبت است اگر به قصد [[خودسازی]] و [[آمادگی]] برای جهانهای دیگر باشد. همانگونه که اگر موجب [[افسردگی]] و دوری از [[زندگی]] و خودسازی شود، امر منفی است. | |||
آرزوی مرگ برای [[رهایی]] از [[مشکلات]] دنیوی و عذابهای آن امری درست است، همچنان که آرزوی بقا و [[دعا]] و [[نیایش]] برای آن جهت انجام کارهای خیر و [[نیک]] بیشتر، امری [[پسندیده]] و مقبول است. | |||
کسانی واقعاً آماده مرگ میشوند که به کمالی رسیدهاند و دیگر دنیا برای آنان دوزخی است و میخواهند از این [[زندان]] تن بیرون آیند. کسانی که در [[آینده]] خود [[یقین]] و قطع دارند و به [[کمال مطلق]] رسیدهاند، ترسی از مرگ ندارند. از این رو [[خداوند]] به کسانی که مدعی کمال هستند و میگویند [[آخرت]] و [[بهشت]] از آن ایشان است، پیشنهاد میدهد تا برای بیان [[صداقت]] و [[اثبات]] ادعای خود، آرزوی مرگ کنند.<ref>جمعه، آیات ۶ و ۷</ref> | |||
از نظر [[قرآن]] کسانی که [[اولیای الهی]] هستند، علامت صداقت و [[راستی]] ایشان همان درخواست و آرزوی مرگ است و کسانی که مدعی چنین [[مقام]] و منزلتی هستند، از چنین آرزوئی دست میکشند و هرگز منتظر مرگ نیستند و از آن میگریزند چه رسد که آرزوی [[مرگ]] کنند. | |||
[[مجاهدان]]، کسانی هستند که از مرگ نمیهراسند و [[منتظر]] و در آرزوی آن هستند؛ زیرا میدانند که اگر بکشند یا کشته شوند به یکی از دو [[پیروزی]] و [[حسنه]] بزرگ میرسند یا به کمال مطلقی میرسند که دیگر مرگی را [[تجربه]] نخواهند کرد<ref>دخان،آیه ۵۶</ref> و از همان آغاز مرگ خویش درنزد [[خداوند]]، [[زندگی]] [[جاودانه]] راخواهند داشت<ref>آل عمران، آیه ۱۶۹</ref> یا آنکه [[پیروز]] میشوند و از [[برکات]] [[جامعه اسلامی]] بهره مند شده و [[رضایت]] و [[خشنودی خدا]] را به دست میآورند.<ref>توبه، آیه ۵۲</ref> | |||
به هرحال، [[انسان]]، [[اختیار]] مرگ خویش را به یک معنا دارد و به یک معنا ندارد. به این معنا که میتواند [[اجل معلق]] خویش را با [[اعمال بد]] و خوب پس و پیش کند اما نمیتواند از مرگ و [[اجل]] حتمی بگریزد؛ زیرا همه در [[زمان]] مشخصی که خداوند میداند به [[اذن الهی]] [[جان]] به جان آفرین [[تسلیم]] خواهند کرد و به سوی او باز میگردند. از این [[جهان مادی]] و کالبد جسدانی بیرون میروند. | |||
همچنین [[انتظار مرگ]] برای عدهای، عامل اثباتی و مفید است و برای عده ای دیگر، عامل [[بدبختی]] و [[افسردگی]] و امری منفی میباشد. برای کسانی که [[اولیای الهی]] هستند مرگ شیرینتر از عسل است و همانند [[اصحاب حسین]]{{ع}} در انتظار مرگ لحظه شماری میکنند و به استقبال آن میشتابند ولی برای کسانی که [[دنیاگرا]] و مادیگرا هستند انتظاری بس خوفناک و دردناک است و موجب میشود تا خود را گم کنند و دچار انواع و اقسام [[غفلتها]] و [[بدبختیها]] و حتی خودکشی شوند. بنابراین، نوع نگاه انسان به [[دنیا]] و [[آخرت]] و زندگی و مرگ و نیز نوع کارهای خوب و بد انسان در دنیا معلوم میکند که انسان چگونه مرگی را تجربه میکند و با مرگ چگونه مواجه میشود. | |||
باشد با [[درک]] درست از مفهوم و [[حقیقت]] مرگ و زندگی، درمسیر شدنهای کمالی گام برداریم تا مرگ احلی من العسل در نزد ما جلوه کند و اگر [[حیات]] و [[زندگی دنیا]] را میپذیریم برای انجام کارهای خیر و [[نیک]] و انجام [[مسئولیت]] [[ربوبیت]] و پروردگاری نسبت به دیگران باشد و اگر به سوی [[مرگ]] میشتابیم و آرزوی آن را داریم برای رسیدن به وصال [[الهی]] و لقای او باشد. | |||
اگر چنین نگاهی به [[زندگی]] و مرگ داشته باشیم، شاید [[زندگی دنیوی]] ما بیشتر آبادتر از حال خواهد بود و زندگی دنیوی نیز شیرینی خاص خود را خواهد یافت و [[آسایش]] و [[آرامش]] [[ابدی]] را در [[سایه]] سار آرامش و آسایش [[اخروی]] در [[دنیا]] [[تجربه]] خواهیم کرد؛ از این رو [[خداوند]] میفرماید که [[مؤمن واقعی]] در دنیا در آرامش و آسایش است و از هیچ چیزی [[رنج]] نمیبرد هرچند که در [[فقر]] باشد؛ زیرا متصل به خدایی [[غنی]] است که منبع آرامش و آسایش است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۲۹: | خط ۵۷۷: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و چرایی مرگ زودرس (مقاله)|'''عوامل و چرایی مرگ زودرس''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عوامل و چرایی مرگ زودرس (مقاله)|'''عوامل و چرایی مرگ زودرس''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و جاودانگی انسان (مقاله)|'''مرگ و جاودانگی انسان''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و جاودانگی انسان (مقاله)|'''مرگ و جاودانگی انسان''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|'''انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||