مرگ در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۶۱: | خط ۵۶۱: | ||
باشد با [[درک]] درست از مفهوم و [[حقیقت]] مرگ و زندگی، درمسیر شدنهای کمالی گام برداریم تا مرگ احلی من العسل در نزد ما جلوه کند و اگر [[حیات]] و [[زندگی دنیا]] را میپذیریم برای انجام کارهای خیر و [[نیک]] و انجام [[مسئولیت]] [[ربوبیت]] و پروردگاری نسبت به دیگران باشد و اگر به سوی [[مرگ]] میشتابیم و آرزوی آن را داریم برای رسیدن به وصال [[الهی]] و لقای او باشد. | باشد با [[درک]] درست از مفهوم و [[حقیقت]] مرگ و زندگی، درمسیر شدنهای کمالی گام برداریم تا مرگ احلی من العسل در نزد ما جلوه کند و اگر [[حیات]] و [[زندگی دنیا]] را میپذیریم برای انجام کارهای خیر و [[نیک]] و انجام [[مسئولیت]] [[ربوبیت]] و پروردگاری نسبت به دیگران باشد و اگر به سوی [[مرگ]] میشتابیم و آرزوی آن را داریم برای رسیدن به وصال [[الهی]] و لقای او باشد. | ||
اگر چنین نگاهی به [[زندگی]] و مرگ داشته باشیم، شاید [[زندگی دنیوی]] ما بیشتر آبادتر از حال خواهد بود و زندگی دنیوی نیز شیرینی خاص خود را خواهد یافت و [[آسایش]] و [[آرامش]] [[ابدی]] را در [[سایه]] سار آرامش و آسایش [[اخروی]] در [[دنیا]] [[تجربه]] خواهیم کرد؛ از این رو [[خداوند]] میفرماید که [[مؤمن واقعی]] در دنیا در آرامش و آسایش است و از هیچ چیزی [[رنج]] نمیبرد هرچند که در [[فقر]] باشد؛ زیرا متصل به خدایی [[غنی]] است که منبع آرامش و آسایش است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ]]</ref> | اگر چنین نگاهی به [[زندگی]] و مرگ داشته باشیم، شاید [[زندگی دنیوی]] ما بیشتر آبادتر از حال خواهد بود و زندگی دنیوی نیز شیرینی خاص خود را خواهد یافت و [[آسایش]] و [[آرامش]] [[ابدی]] را در [[سایه]] سار آرامش و آسایش [[اخروی]] در [[دنیا]] [[تجربه]] خواهیم کرد؛ از این رو [[خداوند]] میفرماید که [[مؤمن واقعی]] در دنیا در آرامش و آسایش است و از هیچ چیزی [[رنج]] نمیبرد هرچند که در [[فقر]] باشد؛ زیرا متصل به خدایی [[غنی]] است که منبع آرامش و آسایش است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ]]</ref> | ||
==از [[هراس از مرگ]] تا آرزوی آن== | |||
نگاه [[بشر]] به پدیدههایی چون [[مرگ]] مبتنی بر [[بینش]] و نگرش هر کسی است. [[شناخت]] [[آدمی]] و باورهایش، خاستگاه زاویه دید هر کسی به آن را شکل میبخشد. از این رو تفاوتهای فاحشی میان تبیین، توصیف، تحلیل و توصیه هر کسی نسبت به این پدیده وجود دارد. | |||
برخی مرگ را چنان [[هراس]] انگیز میدانند که [[تفکر]] و [[تدبر]] در این باره، آنان را به [[وحشت]] بلکه به [[هلاکت]] میافکند و در دام [[پوچی]] و [[افسردگی]] و در نهایت خودکشی میافتند. اینان حتی گذر از [[قبرستان]] یا کنار مرده ای را هراس انگیز میدانند و دیدن و یادآوری آن را یادآوری پوچی و بیمعنایی [[دنیا]] برمی شمارند که [[شادی]] و [[فرح]] دو [[روزه]] شان را از میان میبرد و نمیگذارد تا در مستی و [[خواب]] ندانستن و [[جهل]] بمانند و [[گمان]] کنند تا همیشه [[زندگی]] است. | |||
بسیاری از مادیگرایان این گونه به دنیا مینگرند؛ چراکه چیزی جز همین دنیای مادی و محسوس را [[باور]] ندارند و بر این گمان هستند که هر چیزی جز آن چه به [[حس]] میآید، امری بیمعنا و پوچ و [[خرافه]] است. این گونه است که زندگی را همین دنیا میدانند و مرگ رانیستی و نابودی میشمارند. | |||
در مقابل، برخی دیگر، مرگ را یکی از آفریدههای [[الهی]] محسوب میکنند و آن را همانند زندگی و [[حیات]]، [[آفریده]] ای به دست [[خداوند]] میدانند.<ref>ملک، آیه ۲</ref> اینان تصویری دیگر از [[حقیقت]] مرگ دارند و آن را نه تنها نابودی زندگی نمیدانند، بلکه به معنای انتقال از نوع زندگی به نوعی دیگر میدانند. به این معنا که [[انسان]] موجودی مرکب از [[روح]] و بدن است. این [[جان]] و تن در [[جهان مادی]]، چنان ترکیب یافته است که گویی دوگانگی در میان آنها نیست؛ اما در حقیقت تن و بدن تنها کالبدی برای روح و جان است و وقتی [[روح آدمی]] به کمال شایسته و بایسته خود برسد از این کالبد بیرون میآید همانند [[کرم]] پروانه که از پیله خود بیرون میآید و پروانه ای [[زیبا]] میشود و جلوه دیگری از [[زندگی]] را [[تجربه]] میکند. | |||
بنابراین، [[حقیقت]] [[مرگ]] در نظر ایشان، جدا شدن [[روح]] از بدن است<ref>انعام، آیه ۹۳؛ و سجده، آیه ۱۱؛ و زمر، آیه ۴۲؛ و غافر، آیه ۷۷</ref> این جدایی همانند جدایی روح از تن هنگام [[خواب]] است که بارها [[انسان]] آن را تجربه میکند.<ref>زمر، آیه ۴۲ و نیز انعام، آیه ۶۰</ref> | |||
از نظر این عده، مرگ و فانی شدن از [[دنیا]] و همچنین [[عالم برزخ]] و مانند آن، از نعمتهای خداوندی برای انسان و [[جنیان]] است<ref>الرحمن، آیات ۲۶ و ۲۸</ref> و آن چه به عنوان [[مصیبت]] و اصابت مرگ به [[آدمی]] در دنیا از آن یاد میشود، گامی برای پیوستن به [[خدا]] و دست یابی به [[حق]] و کمال حقیقت است.<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶</ref> | |||
از نظر ایشان، مرگ مطلوب، [[مرگ اختیاری]] است که شخص خود را [[تسلیم]] خدا میکند و فانی در او میشود.<ref>بقره، آیه ۱۳۲ و اعراف، آیه ۱۲۶ و یوسف، آیه ۱۰۱ و آیات دیگر</ref> | |||
آنان چون حقیقت مرگ را انتقال [[جان]] و روح از مرحله ای به مرحله دیگر میدانند و به تداوم [[حیات]] [[روح انسانی]] پس از مرگ [[ایمان]] دارند<ref>انبیاء، آیه ۳۵ و عنکبوت، آیه ۵۷</ref> و آن را مسیر بازگشت به [[خداوند]]، این حقیقت مطلق، میشمارند<ref>قصص، آیه۸۸ و عنکبوت، آیه۵۷ و قیامت؛ آیات ۲۸ تا ۳۰</ref> لذا آرزوی مرگ دارند و در [[انتظار]] آن لحظه شماری میکنند؛ چون ایشان [[اولیای الهی]] هستند که متاله<ref>خدایی</ref> شده و ربانی گشتهاند.<ref>جمعه، آیات ۶ و ۷</ref> این در حالی است که [[مدعیان دروغین]] ایمان به حقیقت مرگ و [[رستگاری]] در فنای [[الهی]]، آرزوی مرگ نمیکنند و خواهان عمر هزار ساله هستند.<ref>جمعه، آیه۶ و نیز بقره، آیات ۹۴ و ۹۵</ref> | |||
البته در میان این دو دسته از [[انسانها]]، انسانهای دیگری نیز هستند که [[ترس]] و [[هراس]] ایشان از [[مرگ]] نه به سبب مادی بودن آنان است، بلکه [[خوف]] ایشان از سرانجام و فرجام خویش پس از مرگ است. اینان به [[جهان]] و سرای دیگر [[باور]] دارند و مرگ را انتقال از [[جهان مادی]] به جهانی دیگر میشمارند و مردن را به معنای [[باطل]] شدن قوت حیوانی و [[قدرت]] غریزی و از [[جان]] مادی و [[گیتی]] رفتن میدانند<ref>لغت نامه، ج۱۲، ص۱۸۲۸۱</ref> ولی به علل دیگر از مرگ در [[هراس]] هستند. | |||
از این جمله افراد میتوان به برخی از [[یهودیان]] اشاره کرد که به [[آخرت]] و بقای پس از مرگ [[ایمان]] دارند، ولی به [[دنیا]] نیز دلبسته شدهاند و نمیتوانند از آن [[دل]] بکنند. از این رو چنان به دنیا و [[مادیات]] آن دل بستهاند که گویی [[آخرتی]] نیست و آرزوی بقای هزار ساله در دنیا را دارند<ref>جمعه، آیه۶ و نیز بقره، آیات ۹۴ و ۹۵</ref> و براساس همین [[تفکر]] و [[دلبستگی]] به دنیاست که از [[جهاد در راه خدا]] و [[شهادت]] میگریزند<ref>بقره، آیه ۲۴۳ و تفسیر التحریر و التنویر، ج۲، جزء۲ ص۴۷۸</ref> از دیگر گروهها که از مرگ هراسان هستند، [[منافقان]] هستند که از [[بیایمانی]] به [[حقیقت]] مرگ میتوان [[ترس]] را در چهرههایشان در میدانهای [[جهاد]] و شهادت دید<ref>بقره، آیات ۸ و ۱۷ و ۱۹ و احزاب، آیات ۱۲ تا ۱۹</ref> | |||
[[بیماردلان]] نیز چنین حالتی دارند. اینان با آنکه [[اهل]] [[اسلام]] و ایمان میباشند ولی [[گناه]] و [[فسق]] و [[فجور]]، آنان را بیمناک گردانیده و از حضور در میادین جهاد و شهادت هراسناک هستند.<ref>محمد، آیه ۲۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین (مقاله)|حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین]]</ref> | |||
==[[فلسفه]] و [[هدف]] مرگ== | |||
چنان که از مطالب گذشته برمی آید، حقیقت مرگ، نیستی و نابودی نیست، بلکه نوعی دگردیسی است که همراه با از دست دادن چیزی و به دست آوردن چیز دیگر است؛ به گونه ای که امکان جمع میان آنها نیست. به این معنا که دست یابی [[انسان]] به حالت دوم تنها با از دست دادن حالت نخست امکان پذیر است. | |||
از نظر [[خداوند]]، مرگ و [[زندگی]]، آفریدههای [[الهی]] است. بنابراین همانگونه که [[حیات]] و زندگی، نعمتی است، [[مرگ]] نیز نعمتی الهی است که به [[جن]] و انس ارزانی شده است.<ref>الرحمن، آیات ۲۶ و ۲۸</ref> درحالی که [[انسان]] نسبت به هر دو [[نعمت]] بزرگ الهی [[کفران]] و [[ناسپاسی]] درپیش میگیرد و [[حق]] مطلب را چنان که شایسته و بایسته است، ادا نمیکند.<ref>نیز، حج، آیه ۶۶</ref> | |||
مرگ هرچند که در ظاهر، مصیبتی سخت و دشوار است<ref>بقره، آیات ۱۵۵ و ۱۵۶؛ و نیز مائده، آیه ۱۰۶</ref> اما نمیتوان از نقش آن در کمال یابی انسان در ابعاد گوناگون [[غافل]] شد. مرگ افزون براین که زمینه انتقال [[آدمی]] از نشئه ای به نشئه ای دیگر است، [[آزمون]] سخت و دشوار برای آدمی نیز میباشد.<ref>ملک، آیه ۲ و اعراف، آیه ۱۵۵</ref> | |||
از آن جایی که پوست انداختن [[بشر]] از طریق مرگ انجام میگیرد، [[سکرات مرگ]] برای بسیاری از [[انسانها]] سخت و دشوار است، علت آن هم این است که بسیاری از [[مردم]] در [[زمان]] پیله بودن در [[دنیا]]، تلاشی برای پروانه شدن به [[خرج]] نمیدهند و زمانی که [[اجل]] و مهلت معین آنان فرا میرسد،<ref>آل عمران، آیه ۱۴۵ و انعام، آیه۲ و اعراف، آیه ۳۴ و آیات دیگر</ref> در یک حالت نیمه کامل و تمام میبایست از پیله و رحم دنیا بیرون آیند و این نارس بودن است که مرگ را بر آنان دشوار و سخت میکند و جانشان را به لبشان میرساند.<ref>ق، آیه ۱۹</ref> اینان زمانی که با مرگ مواجه میشوند، [[حقیقت]] ساخته شده خود را میبینند و [[آتش]] بر افروخته از [[ظلم]] را در جانشان مییابند<ref>عبس، آیات ۶ و ۷</ref>؛ چراکه ظلم و [[استکبار]] ورزی آنان شرایط انتقال را سخت و دشوار میکند و [[اجازه]] نمیدهد تا پوست اندازی از کالبد تن به [[سادگی]] انجام شود.<ref>انعام، آیه ۹۳</ref> از این جهت است که با [[وحشت]] با مرگ مواجه میشوند.<ref>انفال، آیه ۶ و احزاب، آیه ۱۹و محمد، آیه ۲۰</ref> | |||
اینان در هنگام [[مرگ]]، سازه خود ساخته خود را میبینند و از این که با [[ایمان]] و [[کارهای نیک]]، خود را به [[درستی]] برای مرحله بعد آماده نکردهاند، [[حسرت]] و [[ندامت]] میخورند<ref>مؤمنون، آیات ۹۹ و ۱۰۰</ref> ولی این حسرت و [[پشیمانی]] دیگر سودی به حالشان ندارد؛ چراکه دیگر راه بازگشتی به [[دنیا]] و جبران مافات نیست.<ref>منافقون، آیات ۱۰ و ۱۱</ref> | |||
اما کسانی که در رحم دنیا و پیله آن، با [[شناخت]] و یافتن [[صفات الهی]] و اسمای سرشته در ذات، خود را به فعلیت میرسانند و به عبارت دیگر [[خودسازی]] میکنند و به [[اعمال صالح]] میپردازند، نه تنها [[سکرات مرگ]] برای آنان دشوار نیست، بلکه هر دم در [[انتظار]] آن هستند که از این رحم [[دنیایی]] بیرون آیند و [[عوالم]] دیگر را به سرعت بپیمایند و به [[حقیقت]] مطلق و سرچشمه [[حیات]] برسند. | |||
[[خداوند]] در آیاتی از جمله [[آیه]] ۹۳ [[سوره انعام]]، [[افترا]] و [[تهمت]] بر خداوند را سبب [[سختی]] و [[دشواری]] [[جان کندن]] [[ستمگران]] میداند و این گونه مرگ را [[عبرت]] دیگران برمی شمارد تا شرایط را برای [[مرگ آسان]] برای خود با ایمان آوری و فعلیت بخشی به [[اسمای الهی]] در ذات خود، فراهم آورند. | |||
به هرحال هر نفسی که در کالبدی قرار میگیرد، میبایست [[تجربه]] مرگ را بچشد و از نفس بودن به [[روح]] مجرد شدن بگذرد<ref>آل عمران، آیه ۱۸۵ و انبیاء، آیه ۳۵ و عنکبوت، آیه ۵۷</ref> تا این گونه خود را برای جهانی دیگر آماده کند. | |||
خداوند در آیاتی از جمله ۲۸سوره بقره و نیز ۱۸۵ [[سوره اعراف]]، به [[فلسفه]] ای دیگر از [[مرگ انسان]] توجه میدهد. در این آیه بیان شده که توجه [[آدمی]] به مرگ و احتمال پایان آن، زمینهساز ایمان به [[خدای یگانه]] و [[قرآن]] به عنوان راهنمای [[زندگی]] و مرگ میشود. | |||
ازنظر قرآن، توجه به مرگ و حیات و [[قدرت خداوند]] در [[میراندن]] [[انسان]] و نیز حتمیت مرگ و عدم امکان [[فرار]] از آن علیرغم پنهان شدن در کاخ و [[برج]] و بارو، زمینهساز دوری از [[شرک]] و [[بت پرستی]] و [[درک]] [[ربوبیت]] مطلق خداوندی و [[وابستگی]] وجودی همه چیز به [[خداوند]] است.<ref>نساء، آیه۸۷ و روم، آیه۴۰ و یونس، آیه۱۰۴</ref> | |||
اصولاً [[تفکر]] در پدیده ای چون [[مرگ]] و [[زندگی]] و جریان مستمر آن در [[زندگی دنیوی]]<ref>بقره، آیه۱۶۴ و نحل، آیه۶۵</ref> خود یکی از مهمترین راههای [[خداشناسی]]<ref>طه، آیه۱۲۸ و زمرف آیه۴۲</ref> و بازگشت به مسیر درست [[آفرینش]] و [[فلسفه]] آن است. | |||
خداوند درباره آثار چنین تفکری در زندگی [[بشر]] به اموری چون [[ایمان به خدا]]، [[معارف]] [[حق]] و [[قرآن]] و [[آخرت]]<ref>اعراف، آیات ۱۸۴ و ۱۸۵</ref>، توجه به [[توحید در عبادت]] و [[پرهیز]] از شرک<ref>بقره، آیه۲۸ و انعام، آیه۹۵</ref> اجتناب از [[نفاق]] در [[ایمان]]<ref>محمد، آیات ۲۵تا ۲۷</ref>، [[شناخت]] پروردگاری و ربوبیت خداوندی بر هستی<ref>انعام، آیه۲</ref>، [[رهایی]] از [[کفر]]<ref>محمد، آیات ۲۵ تا ۲۷</ref> و انجام [[کارهای نیک]] و خوب از جمله [[انفاق]] و [[ایثار]] و مانند آن اشاره میکند.<ref>منافقون، آیه۱۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین (مقاله)|حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین]]</ref> | |||
==[[مرگ اختیاری]]== | |||
در برخی از اصطلاحات [[عرفانی]] از مرگ اختیاری سخن به میان آمده است. داستانهای بسیاری نیز درباره مرگ اختیاری بیان شده که از آن جمله داستان درویشی است که به [[عطار نیشابوری]] معترض میشود و او را از عواقب [[رفتار]] و کارش برحذر میدارد. [[عطار]] به او میگوید مرگ تو چون است؟ [[درویش]]، سر به بالین میگذارد و میگوید این گونه است و میمیرد. | |||
اما این [[پرسش]] مطرح است که آیا ما واقعاً چیزی به نام مرگ اختیاری داریم؟ از [[آیه]] ۱۴۵ [[سوره آل عمران]] برمی آید که [[انسانها]] فاقد [[اختیار]] مرگ خود هستند و این خداوند است که تنها اختیاردار مرگ موجودات و جانداران از جمله [[انسان]] هاست.<ref>بقره، آیه۲۵۸ و آل عمران، آیه۱۵۴ و نساء، آیه۷۸ و آیات بسیار دیگر</ref> | |||
با آنکه مرگ موجودات زنده از جمله انسان تنها به [[فرمان تکوینی]] خداوند است<ref>غافر، آیه۶۸ و بقره، آیه۲۴۳ و آیات دیگر</ref> و این معنا در قرآن و دیگر آموزههای دیگر [[کتب آسمانی]] نیز آمده است<ref>نجم، آیات۳۶ تا ۴۴</ref> که [[مرگ]] هر [[انسانی]] دارای [[زمان]] معین و معلوم در نزد خداست<ref>آل عمران، آیه۱۴۵ و انعام، آیه۲ و آیات دیگر</ref> و [[خداوند]] این زمان را میداند و آن را بیهیچ گونه تأخیری [[اجرا]] میکند.<ref>منافقون، آیات۱۰ و ۱۱</ref> اما نمیتوان از این معنا نیز [[غفلت]] ورزید که در همان [[آیات]] از جمله [[آیه]] ۱۴۵ [[سوره آل عمران]] سخن از [[اذن الله]] است. همین مفهوم اذن الله این امکان را میدهد تا از احتمال وجود [[مرگ اختیاری]] نیز سخن به میان آوریم. | |||
در [[آیات قرآنی]] بارها از اموری سخن گفته شده که از اختصاصات خداوند است، اما او خود به [[اذن]] خویش آن را به دیگران نیز داده است. از جمله این امور میتوان به [[آگاهی از غیب]] اشاره کرد. خداوند در آیاتی چند [[علم غیب]] را مخصوص به [[ذات باری تعالی]] بیان میکند؛ مثلا میفرماید: {{متن قرآن|وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَآ إِلَّا هُوَ}}<ref>«و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref>. یا میفرماید: {{متن قرآن|قُل لَّا يَعْلَمُ مَن فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ٱلْغَيْبَ إِلَّا ٱللَّهُ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ}}<ref>«بگو: جز خداوند کسی در آسمانها و زمین غیب را نمیداند و درنمییابند که چه هنگام برانگیخته خواهند شد» سوره نمل، آیه ۶۵.</ref> و [[پیامبر]]{{صل}} نیز این معنا را [[تأیید]] کرده و میفرماید: {{متن قرآن|وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ ٱلْغَيْبَ لَٱسْتَكْثَرْتُ مِنَ ٱلْخَيْرِ}}<ref>«و اگر غیب میدانستم خیر بسیار مییافتم و (هیچ) بلا به من نمیرسید» سوره اعراف، آیه ۱۸۸.</ref> این آیات بیانگر این مطلب است که علم غیب مخصوص به [[خداوند متعال]] است. | |||
اما در مقابل، در آیاتی دیگر میفرماید: {{متن قرآن|وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ}}؛ [[خلق]] به هیچ مرتبه از [[علم]] او احاطه نتواند کرد مگر به آن چه او خواهد؛ بلکه این علم غیب را به برخی از [[پیامبران]] داده است که در آیات قرآنی درباره علم غیب دانستن [[حضرت عیسی]]{{ع}} میفرماید: به شما از [[غیب]] خبر میدهم که در [[خانه]] هاتان چه میخورید و چه ذخیره میکنید. | |||
یا میفرماید: {{متن قرآن|عَـٰلِمُ ٱلْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِۦٓ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ٱرْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍۢ فَإِنَّهُۥ يَسْلُكُ مِنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِۦ رَصَدًۭا}}<ref>«او دانای نهان است پس هیچ کس را بر نهان خویش آگاه نمیکند * جز فرستادهای را که بپسندد که پیش رو و پشت سرش، نگهبانانی میگمارد» سوره جن، آیه ۲۶-۲۷.</ref> | |||
همچنین [[خلقت]] و [[زنده کردن]] [[مردگان]] و مانند آن از اختصاصات خداوندی است، ولی [[حضرت عیسی]]{{ع}} به [[اذن الهی]] از این [[قدرت]] [[خالقیت]] برخوردار است و میفرماید: {{متن قرآن|أَنِّى قَدْ جِئْتُكُم بِـَٔايَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّىٓ أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ ٱلطِّينِ كَهَيْـَٔةِ ٱلطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًۢا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَأُبْرِئُ ٱلْأَكْمَهَ وَٱلْأَبْرَصَ وَأُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِى بُيُوتِكُمْ}}<ref>«و به پیامبری به سوی بنی اسرائیل (میفرستد، تا بگوید) که من برای شما نشانهای از پروردگارتان آوردهام؛ من برای شما از گل، (انداموارهای) به گونه پرنده میسازم و در آن میدمم، به اذن خداوند پرندهای خواهد شد و به اذن خداوند نابینای مادرزاد و پیس را شفا خواهم داد و به اذن خداوند مردگان را زنده خواهم کرد و شما را از آنچه میخورید یا در خانه میانبارید آگاه خواهم ساخت، این نشانهای برای شماست اگر مؤمن باشید» سوره آلعمران، آیه ۴۹.</ref> | |||
در این [[آیات]]، آن چه [[نفی]] شده، [[استقلال]] [[انسان]] در این امور است، اما اگر با اذن الهی باشد، هرامری شدنی است؛ چراکه انسان با متاله (ربانی) شدن، در [[مقام خلافت الهی]] قرار میگیرد و این همان اذنی است که به [[بشر]] داده میشود میتواند مظهریت در [[ربوبیت]] پیدا کند. پس داشتن اموری چون احیای مردگان و خلقت و یا [[مرگ اختیاری]] به اذن الهی برای متالهان و [[ربانیون]] امری عادی است.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین (مقاله)|حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین]]</ref> | |||
==مرگ اختیاری از نوعی دیگر== | |||
البته در [[روایت]] آمده است: موتوا قبل ان تموتوا؛ بمیرید پیش از آنکه با [[مرگ طبیعی]] بمیرید.<ref>بحارالانوار، ج۶۹، ص۹۵</ref> | |||
در این [[حدیث]] از نوعی [[مرگ]] نام برده شده که انسان آگاهانه آن را [[انتخاب]] میکند و خود را برای حضور در محضر لقای [[حق]] آماده میسازد. مراد از چنین مرگی، تلاش برای کامل شدن و [[خودسازی]] و در [[اختیار]] گرفتن زمام [[نفس اماره]] است تا [[انسان]] با رسیدن به مرحله تأله و خدایی شدن، قابلیت [[درک]] [[فیض حضور]] [[رب]] را در [[جهان]] دیگر بیابد و به هنگام فرا رسیدن [[اجل]]، به آسانی از پل [[مرگ]] عبور کرده و بتواند حیاتی [[نورانی]] را [[تجربه]] کند. بزرگان [[معرفت]] و [[عرفان]] راه رسیدن به چنین [[مرگ اختیاری]] را [[مخالفت]] با هرگونه هواها و هوسهای [[نفسانی]] و عمل بر طبق [[آموزههای وحیانی]] و [[معارف اهل بیت]]{{ع}} دانستهاند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین (مقاله)|حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین]]</ref> | |||
==بدن پس از مرگ== | |||
[[بدن انسان]] پس از مرگ، به خاک تبدیل میشود<ref>مؤمنون، آیات ۵۳ و ۲۸ و صافات، آیات ۶۱ و ۳۵</ref>. بنابراین پوسیدن گوشت و استخوان پس از مرگ<ref>اسراء، آیات ۹۲ و ۸۹</ref> امری طبیعی است. برای این که این فرآیند به [[درستی]] انجام شود و آسیب جسمی به دیگران و [[روحی]] به [[خانواده]] متوفی زده نشود و [[حرمت]] مرده نیز [[حفظ]] شود و عورت و جسدش آشکار نشود، لازم و [[پسندیده]] است تا این بدن از دید [[مردم]] [[دفن]] شود و در خاک [[نهان]] گردد<ref>مائده، آیه ۱۳</ref> | |||
این بدن در هنگام قرار گرفتن در [[زمین]] متلاشی شده و از میان میرود و پوست و گوشت به خاک تبدیل میگردد؛ چون عنصر تشکیل دهنده آن خاک است و به [[سادگی]] به خاک باز میگردد.<ref>ق، آیه ۴ و آیات دیگر</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین (مقاله)|حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین]]</ref> | |||
==ادامه [[حیات]] نفس پس از مرگ== | |||
چنان که گفته شد، انسان مرکب از بدن و نفس است. نفس، همان [[روح]] دمیده در کالبد و تن [[آدمی]] است. این نفس در فرآیند حضور در تن به کمال خود رسیده و امکان تجرد از کالبد مادی و جسد زمینی را دارا میشود. پس از مرگ، نفس به شکل نوعی مجرد درمی آید و او را قابل حضور در [[عالم برزخ]] میسازد. این گونه است که [[حیات انسان]] پس از مرگ در کالبد برزخی ادامه مییابد<ref>انبیاء، آیه ۵۳ و آیات دیگر</ref> | |||
نفس زمانی بس کوتاه یا بلند در [[عالم برزخ]] میماند تا این که [[مرگ]] دیگری او را در عالم برزخ دربرمی گیرد تا او را به کمال دیگری برساند.<ref>غافر، آیه ۱۱ و مجمع البیان، جد۷ و ۸، ص۴۰۸ و المیزان، ج۷۱، ص۳۱۳ و صافی، ج۶، ص۵۹۲</ref> | |||
البته این مرگ دوباره، در عالم برزخ، برای تودههای [[مردم]] است؛ چراکه [[مخلصان]] [[متقی]] براساس آیاتی چون [[آیات]] ۵۱ و ۵۶ [[سوره دخان]] تنها یک بار میمیرند که همان مرگ از دنیاست؛ چراکه ایشان با مرگ خود چنان به کمال رسیدهاند که عالم برزخ را طی الزمان کرده و از آن عبور میکنند و دیگر نیازی به بودن و مرگ در آن سرا برای آنان نیست.<ref>صافات، آیات، ۴۰ و ۴۳ و ۵۸ و ۵۹</ref> | |||
کسانی که به [[بهشت]] درمی آیند و به کمال خود میرسند، آنان نیز پس از ورود به بهشت، مرگی را [[تجربه]] نخواهند کرد.<ref>صافات، آیات، ۴۰ و ۴۳ و ۵۸ و ۵۹ و دخان، آیات ۵۱ تا ۵۶</ref> اما کسانی که به [[دوزخ]] درمی آیند در حالتی بین [[زندگی]] و مرگ قرار میگیرند<ref>ابراهیم، آیات ۱۵ و ۱۷ و طه، آیه ۷۴</ref> این حالت هر چند که مرگ کامل نیست، زندگی کامل هم نیست و اسباب این نوع زندگی در دوزخ برای آنان همواره فراهم است و زندگی و [[مرگ سخت]] و شدیدی را تجربه میکنند. | |||
بنابراین، آنان هیچ مرگ و میری ندارند، ولی هیچ [[حیات]] و زندگی کاملی را نیز تجربه نخواهند کرد.<ref>اعلی، آیات ۱۲ و ۱۳</ref> | |||
سخن از مرگ و مسایل آن در [[آموزههای قرآنی]] بسیار آمده است، ولی از آن جایی که بیان همه ابعاد و مسایل آن در این مطلب شدنی نیست، به همین مقدار بسنده میشود. [[امید]] که با درس گرفتن از همین آیات، وضعیت [[آینده]] خود را ترسیم کرده و از مرگ به عنوان دروازه ای به [[جهان]] دیگر بنگریم. و از این [[زندگی مادی]] محدود، [[توشه]] ای متناسب با [[ابدیت]] برای خود فراهم کنیم و خود را برای [[زندگی ابدی]] بسازیم.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین (مقاله)|حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین]]</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۵۷۸: | خط ۶۴۵: | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و جاودانگی انسان (مقاله)|'''مرگ و جاودانگی انسان''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ و جاودانگی انسان (مقاله)|'''مرگ و جاودانگی انسان''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|'''انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ''']] | # [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ (مقاله)|'''انسان و مسأله اختیار و انتظار مرگ''']] | ||
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین (مقاله)|'''حقیقت مرگ ترس آور یا کمال آفرین''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||