بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
در زمان رسول خدا{{صل}} جزیه تنها به [[مهاجران]] داده میشد. پس از آن، [[مجاهدان]] ـ که در [[دفاع از اسلام]] و حمایت از مسلمانان در جایگاه مهاجران قرار دارند ـ مستحقان جزیهاند<ref>النهایة، ص۱۹۳؛ الوسیلة، ص۲۰۴؛ المهذّب، ج ۱، ص۱۸۵؛ غنیة النزوع، ص۲۰۳؛ المختصر النافع، ص۱۱۱؛ الجامع للشرائع، ص۲۳۵؛ الدروس الشرعیة، ج۲، ص۴۱؛ غایة المراد، ج۱، ص۴۹۸.</ref>. برخی بر اختصاص [[مصرف]] [[جزیه]] پس از دوران رسول خدا{{صل}} به [[مجاهدان]]، ادعای [[اجماع]] کردهاند<ref>المؤتلف من المختلف، ج۲، ص۹۵.</ref>. بعضی دیگر، [[مصالح مسلمانان]] را طبق صلاحدید [[امام]]{{ع}} بر مصرف یادشده افزودهاند<ref>المقنعة، ص۲۷۴؛ المراسم العلویة، ص۱۴۳.</ref>. گروه سوم، فقرای [[مسلمان]] را نیز در کنار مجاهدان در ردیف مستحقان جزیه آوردهاند<ref>کتاب السرائر، ج۱، ص۴۷۴.</ref>. [[اختلاف]] یاد شده در فرض وجود مجاهدان است. در فرض نبود آنان، جزیه در مصالح مسلمانان، از جمله تأمین نیاز [[فقرا]]، هزینه میشود<ref>اجوبة المسائل المهنّائیّة، ص۱۱۸؛ مسالک الافهام، ج۱۳، ص۲۲۹؛ کفایة الاحکام، ج۲، ص۸۷۸.</ref>. برخی گفتهاند: [[گرفتن جزیه]] از [[حاکم جائر]] برای [[مسلمانان]] غیر نیازمند نیز جایز است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۸۴-۸۷.</ref> | در زمان رسول خدا{{صل}} جزیه تنها به [[مهاجران]] داده میشد. پس از آن، [[مجاهدان]] ـ که در [[دفاع از اسلام]] و حمایت از مسلمانان در جایگاه مهاجران قرار دارند ـ مستحقان جزیهاند<ref>النهایة، ص۱۹۳؛ الوسیلة، ص۲۰۴؛ المهذّب، ج ۱، ص۱۸۵؛ غنیة النزوع، ص۲۰۳؛ المختصر النافع، ص۱۱۱؛ الجامع للشرائع، ص۲۳۵؛ الدروس الشرعیة، ج۲، ص۴۱؛ غایة المراد، ج۱، ص۴۹۸.</ref>. برخی بر اختصاص [[مصرف]] [[جزیه]] پس از دوران رسول خدا{{صل}} به [[مجاهدان]]، ادعای [[اجماع]] کردهاند<ref>المؤتلف من المختلف، ج۲، ص۹۵.</ref>. بعضی دیگر، [[مصالح مسلمانان]] را طبق صلاحدید [[امام]]{{ع}} بر مصرف یادشده افزودهاند<ref>المقنعة، ص۲۷۴؛ المراسم العلویة، ص۱۴۳.</ref>. گروه سوم، فقرای [[مسلمان]] را نیز در کنار مجاهدان در ردیف مستحقان جزیه آوردهاند<ref>کتاب السرائر، ج۱، ص۴۷۴.</ref>. [[اختلاف]] یاد شده در فرض وجود مجاهدان است. در فرض نبود آنان، جزیه در مصالح مسلمانان، از جمله تأمین نیاز [[فقرا]]، هزینه میشود<ref>اجوبة المسائل المهنّائیّة، ص۱۱۸؛ مسالک الافهام، ج۱۳، ص۲۲۹؛ کفایة الاحکام، ج۲، ص۸۷۸.</ref>. برخی گفتهاند: [[گرفتن جزیه]] از [[حاکم جائر]] برای [[مسلمانان]] غیر نیازمند نیز جایز است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۶۲.</ref>.<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳ (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت ج۳]]، ص ۸۴-۸۷.</ref> | ||
==[[ | == نمونهای از جزیه گرفتن پیامبر [[اماننامه]] به اُکَیدِر، حاکم دُومَة الجَندَل == | ||
دریافت [[خراج]] و جزیه توسط [[ائمه]]{{عم}} جز در [[زمان]] [[خلافت علی]]{{ع}} ثبت نشده و علت آن روشن است. اما در زمان پیامبر{{صل}} موارد متعددی در این زمینه به چشم میخورد که در اینجا به چند نمونه اشاره میشود و قبل از بحث به اماننامهای که [[حضرت رسول]]{{صل}} به اُکَیدِر، [[حاکم]] دُومَة الجندل داد و این مقدمه، سبب شد برای [[گرفتن جزیه]] از [[اهل]] [[ایله]] و... اشاره میشود. | |||
در پیماننامهای که [[پیامبر]]{{صل}} برای اکیدر<ref>اکیدر بن عبدالملک حکمران دومه الجندل بود وی از قبیله کنده و نصرانی بود و بر ایشان پادشاهی میکرد. جهت اطلاع بیشتر به مغازی واقدی، ج۲، ص۱۰۲۵، رجوع شود.</ref> مرقوم فرمود، آمده است: «[[بسم الله الرحمن الرحیم]]، این عهدنامهای است از محمد [[رسول خدا]] برای اکیدر در هنگامی که به ندای [[اسلام]] پاسخ داد و [[بتها]] و شریکهای موهوم [[خداوند]] را به همراه [[خالد بن ولید]] که [[شمشیر]] خداوند است، در منطقه [[دومة الجندل]] و اطراف آن از بین بردند. همه سرزمینهای شما چه زمینهای دارای آب و چه زمینهای بایر بدون [[زراعت]] و زمینهایی که حدود آنها مشخص نیست و آبهای پنهانی و [[سلاح]] و اسب و حصارها از آن [[حکومت اسلامی]] است. نخلستانها و زمینهای آباد که در تصرف شما است به شرط [[پرداخت خمس]] از خود شما خواهد بود. بر کسی که کمتر از چهل گوسفند داشته باشد [[زکات]] نیست و از کشت و زرع شما جلوگیری نمیشود و ده یک چیزهایی که [[زکات]] ندارد از شما گرفته نخواهد شد. [[نماز]] را در وقت خود بپا دارید و زکات را به موقع بپردازید. بر شما باد که مفاد این عهدنامه را رعایت کنید و نسبت به آن [[صدق]] و [[وفا]] داشته باشید. [[خداوند متعال]] و مسلمانانی که حضور دارند [[گواه]] این عهدنامهاند». [[پیامبر]]{{صل}} همچنین نامهای که مشتمل بر [[امان]] و [[صلح]] بود مرقوم داشت و [[برادر]] او را هم امان داد و برای او [[جزیه]] تعیین فرمود. حضرت در آن هنگام انگشتر در دست نداشت، آن نامه را با ناخن خود مهر فرمود. | |||
[[مردم]] مناطق دومه و أیله و تیماء پس از این که متوجه [[اسلام]] اکیدر شدند از [[قدرت]] پیامبر{{صل}} ترسیدند. یُحَنّة بن رُوبَه که [[پادشاه]] اُیلَه بود خدمت حضرت آمد. او میترسید پیامبر{{صل}} همانطور که کسی را به [[جنگ]] اکیدر فرستاد کسی را هم به جنگ آنان بفرستد مردم ناحیه جَرباء و أذرُح هم با او پیش پیامبر آمدند و [[رسول خدا]] با آنان صلح فرمود و برای آنها جزیه مقطوعی تعیین کرد. پیامر برای آنها نامهای مرقوم داشت که مضمون آن چنین است: | |||
«[[بسم الله الرحمن الرحیم]]، این اماننامهای است از [[خدا]] و محمد [[نبی]] که [[رسول]] اوست برای یحنة بن روبه و مردم [[ایله]] برای کشتیهای آنها و کاروانهای زمینی و دریایی ایشان. [[ذمه]] خدا و رسول خدا برای ایشان و مردم [[شام]] و [[یمن]] و ساحلنشینان دریا که با آنان همراهند، خواهد بود. اگر کسی فتنهای کند [[مال]] او برای هر کس که آن را بگیرد [[حلال]] است و نباید که آنها را از هر آبی که بخواهند آنجا بروند و از هر راهی که بخواهند رفت و آمد کنند، منع نمایند. چه راههای زمینی، چه دریایی. این نامه را [[جهیم بن صلت]] و [[شرحبیل بن حسنه]] به [[فرمان]] رسول خدا نوشتهاند». | «[[بسم الله الرحمن الرحیم]]، این اماننامهای است از [[خدا]] و محمد [[نبی]] که [[رسول]] اوست برای یحنة بن روبه و مردم [[ایله]] برای کشتیهای آنها و کاروانهای زمینی و دریایی ایشان. [[ذمه]] خدا و رسول خدا برای ایشان و مردم [[شام]] و [[یمن]] و ساحلنشینان دریا که با آنان همراهند، خواهد بود. اگر کسی فتنهای کند [[مال]] او برای هر کس که آن را بگیرد [[حلال]] است و نباید که آنها را از هر آبی که بخواهند آنجا بروند و از هر راهی که بخواهند رفت و آمد کنند، منع نمایند. چه راههای زمینی، چه دریایی. این نامه را [[جهیم بن صلت]] و [[شرحبیل بن حسنه]] به [[فرمان]] رسول خدا نوشتهاند». | ||
پیامبر{{صل}} برای [[اهل]] أیله که سیصد مرد داشت، سیصد دینار جزیه سالیانه تعیین کرد. [[یعقوب بن محمد ظفری]]، از [[عاصم بن عمر بن قتاده]] از [[عبدالرحمن بن جابر]] از قول پدرش نقل کرده که گفت روزی [[یحنة بن رؤبه]] را به حضور [[پیامبر]]{{صل}} آوردند. او را دیدم که [[صلیبی]] از طلا بر خود داشت و پیشانی او پرچین بود (افسرده و ناراحت به نظر میآمد) و همین که پیامبر{{صل}} را دید، سر فرود آورد و با سر خود [[تعظیم]] کرد. حضرت به او اشاره کرد سرت را بلند کن. و با او [[صلح]] کرد و دستور داد بُردی [[یمنی]] به او [[هدیه]] دادند و او را در خانهای نزدیک [[خانه]] [[بلال]] [[منزل]] دادند. | پیامبر{{صل}} برای [[اهل]] أیله که سیصد مرد داشت، سیصد دینار جزیه سالیانه تعیین کرد. [[یعقوب بن محمد ظفری]]، از [[عاصم بن عمر بن قتاده]] از [[عبدالرحمن بن جابر]] از قول پدرش نقل کرده که گفت روزی [[یحنة بن رؤبه]] را به حضور [[پیامبر]]{{صل}} آوردند. او را دیدم که [[صلیبی]] از طلا بر خود داشت و پیشانی او پرچین بود (افسرده و ناراحت به نظر میآمد) و همین که پیامبر{{صل}} را دید، سر فرود آورد و با سر خود [[تعظیم]] کرد. حضرت به او اشاره کرد سرت را بلند کن. و با او [[صلح]] کرد و دستور داد بُردی [[یمنی]] به او [[هدیه]] دادند و او را در خانهای نزدیک [[خانه]] [[بلال]] [[منزل]] دادند. | ||
پیامبر{{صل}} برای [[اهل]] جَرباء و أذرُح این [[نامه]] را نوشت: «از محمد [[رسول خدا]] برای [[أذرح]]، آنها در [[امان خدا]] و [[امان]] محمد هستند و بر عهده آنهاست که در هر [[ماه رجب]] صد دینار کامل و به میل خاطر بپردازند و [[خداوند]] کفیل بر آنهاست». | پیامبر{{صل}} برای [[اهل]] جَرباء و أذرُح این [[نامه]] را نوشت: «از محمد [[رسول خدا]] برای [[أذرح]]، آنها در [[امان خدا]] و [[امان]] محمد هستند و بر عهده آنهاست که در هر [[ماه رجب]] صد دینار کامل و به میل خاطر بپردازند و [[خداوند]] کفیل بر آنهاست». [[واقدی]] گوید: از روی نامه اهالی أذرح نسخهای برداشتم که چنین بود: «[[بسم الله الرحمن الرحیم]]، از محمد [[نبی]]، برای [[مردم]] أذرح، آنها در امان خدا و امان محمد قرار دارند و بر عهده ایشان است که در هر ماه رجب یکصد دینار کامل به میل خاطر بپردازند و خداوند کفیل ایشان است که باید نسبت به [[مسلمانان]] [[خیرخواهی]] و [[نیکی]] کنند و اگر مسلمانان به واسطه [[ترس]] و [[بیم]] به آنها [[پناهنده]] شوند و آنها در امان باشند باید ایشان را [[پناه]] دهند تا این که محمد پیش از خروج خود برای آنها دستور تازهای بدهد». | ||
[[واقدی]] گوید: از روی نامه اهالی أذرح نسخهای برداشتم که چنین بود: | |||
«[[بسم الله الرحمن الرحیم]]، از محمد [[نبی]]، برای [[مردم]] أذرح، آنها در امان خدا و امان محمد قرار دارند و بر عهده ایشان است که در هر ماه رجب یکصد دینار کامل به میل خاطر بپردازند و خداوند کفیل ایشان است که باید نسبت به [[مسلمانان]] [[خیرخواهی]] و [[نیکی]] کنند و اگر مسلمانان به واسطه [[ترس]] و [[بیم]] به آنها [[پناهنده]] شوند و آنها در امان باشند باید ایشان را [[پناه]] دهند تا این که محمد پیش از خروج خود برای آنها دستور تازهای بدهد». | گویند رسول خدا برای اهل مَقنا<ref>مقنا: جایی نزدیک أیله است. معجم البلدان، ج۵، ص۱۷۸.</ref> هم نامهای مرقوم داشت که ایشان در امان خدا و امان محمد قرار دارند و بر عهده آنهاست که یک چهارم محصول میوه و یک چهارم پارچههای بافته شده خود را بپردازند<ref>المغازی، ج۲، ص۱۰۳۰ – ۱۰۳۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۲۲۴.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] ص۲۴۷ ـ ۲۴۸.</ref> | ||
گویند رسول خدا برای اهل مَقنا<ref>مقنا: جایی نزدیک أیله است. معجم البلدان، ج۵، ص۱۷۸.</ref> هم نامهای مرقوم داشت که ایشان در امان خدا و امان محمد قرار دارند و بر عهده آنهاست که یک چهارم محصول میوه و یک چهارم پارچههای بافته شده خود را بپردازند<ref>المغازی، ج۲، ص۱۰۳۰ – ۱۰۳۲؛ تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۲۲۴.</ref>.<ref>[[نورالله علیدوست خراسانی|علیدوست خراسانی، نورالله]]، [[منابع مالی اهل بیت (کتاب)|منابع مالی اهل بیت]] | |||
== منابع == | == منابع == | ||