جزیه در فقه سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷٬۲۲۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ فوریهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = جزیه| عنوان مدخل  = جزیه| مداخل مرتبط = [[جزیه در لغت]] - [[جزیه در قرآن]] - [[جزیه در فقه سیاسی]] - [[جزیه در معارف مهدویت]] - [[جزیه در معارف و سیره علوی]] - [[جزیه در تاریخ اسلامی]] - [[جزیه در فقه اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = جزیه| عنوان مدخل  = جزیه| مداخل مرتبط = [[جزیه در لغت]] - [[جزیه در قرآن]] - [[جزیه در فقه سیاسی]] - [[جزیه در معارف مهدویت]] - [[جزیه در معارف و سیره علوی]] - [[جزیه در تاریخ اسلامی]] - [[جزیه در فقه اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


== مقدمه ==
== معناشناسی ==
[[مالیات]] مأخوذ از [[اهل ذمّه]] در قبال [[حفظ]] [[امنیت]] جانی آنها<ref>حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۹۳.</ref>.
جزیه در لغت مشتق از "[[جزاء]]" به معنای کفایت است<ref>المنجد، ص۹۰؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۸۵.</ref> و در اصطلاح بر [[مالی]] اطلاق می‌شود که از سوی [[اهل کتاب]]، به [[امام]] و یا [[جانشین]] وی، به عنوان نوعی از [[مالیات]] سرانه، پرداخت می‌گردید و در مقابل، [[اهل کتاب]] از مزایای [[حکومت اسلامی]] نظیر [[تأمین جانی]]، مالی و مانند آن بهرمند می‌شدند<ref>ابویعلی، الاحکام السلطانیه، ص۱۵۴؛ حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۹۳.</ref>. نامگذاری جزیه یا از این جهت است که [[مال]] مزبور جزای بر کفرشان بوده؛ چراکه در حال خواری از آنان گرفته می‌شد و یا [[پاداش]] از [[امان دادن]] [[مسلمانان]] به آنان بوده است<ref>مجمع البحرین، ج۱، ص۸۵.</ref>. برخی [[جزیه]] را لغتی آرامی و برخی دیگر آن را معرّب گزیت (سرگزیت) فارسی می‌دانند. اصل آن "جزاء" به معنای کفایت ‌کردن است.


برخی [[جزیه]] را لغتی آرامی و برخی دیگر آن را معرّب گزیت (سرگزیت) [[فارسی]] می‌دانند. اصل آن "جزاء" به معنای کفایت ‌کردن. {{متن قرآن|حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>.
[[اهل ذمّه]] افرادی از [[اهل کتاب]] هستند که نه با [[مسلمانان]] می‌جنگند و نه [[اسلام]] می‌آورند و با محترم شمردن [[اسلام]] و آزار نرساندن به [[مسلمانان]]، در برابر حمایت [[دولت اسلامی]] از آنان و [[حقوق]] اجتماعی‌شان، مالیاتی از آنها دریافت می‌شود. [[جزیه]] سالی یک بار و فقط از مردان سالم و متمکن دریافت می‌شده و [[زنان]] و کودکان و [[بیماران]] و [[فقیران]] و پیران از کار افتاده از آن معاف بوده‌اند. [[میزان]] آن را یک [[دینار]] یا بسته به تمکن شخص ۱۲ تا ۴۸ [[درهم]] گفته‌اند<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۱۰؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۷۲.</ref>.


[[اهل ذمّه]] افرادی از [[اهل کتاب]] هستند که نه با [[مسلمانان]] می‌جنگند و نه [[اسلام]] می‌آورند و با محترم شمردن [[اسلام]] و [[آزار نرساندن]] به [[مسلمانان]]، در برابر [[حمایت]] [[دولت اسلامی]] از آنان و [[حقوق]] اجتماعی‌شان، مالیاتی از آنها دریافت می‌شود. [[جزیه]] سالی یک بار و فقط از مردان سالم و متمکن دریافت می‌شده و [[زنان]] و [[کودکان]] و [[بیماران]] و [[فقیران]] و [[پیران]] از کار افتاده از آن معاف بوده‌اند. [[میزان]] آن را یک [[دینار]] یا بسته به تمکن شخص ۱۲ تا ۴۸ [[درهم]] گفته‌اند.
== تشریع و مقدار جزیه ==
[[قانون]] [[قرارداد]] جزیه، با نزول آیۀ {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>، در سال هشتم (و به قولی نهم) هجری [[تشریع]] و برای نخستین بار، دربارۀ [[مردم]] "[[نجران]]" به اجرا در آمده بود. مقدار جزیه، بر اساس [[روایات]]، متفاوت بود؛ به گونه‌ای که از طبقۀ [[فقیر]] ۱۲ درهم، از طبقۀ متوسّط ۲۴ درهم و از طبقۀ [[ثروتمند]] ۴۸ درهم دریافت می‌شد<ref>ابویعلی، احکام السلطانیه، ص۱۵۵؛ صبح الاعشی، ج۳، ص۴۵۸.</ref>. به طور کلّی، تعیین مقدار جزیه با نظر امام [[مسلمین]] می‌باشد<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۱۹۱. همو، "جزیه"، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۸۴۰.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۷۲؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۱۰.</ref>


در [[فقه]] [[شیعه]] [[میزان]] آن بسته به نظر [[امام]] یا [[نایب]] اوست<ref>بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۱۹۱. همو، "جزیه"، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۱، ص۸۴۰.</ref>.<ref>[[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص:۲۱۰.</ref>.
== شرایط جزیه دهنده ==
به [[اجماع]] [[فقها]] و [[علما]] [[جزیه]] بر [[کفّار]] و [[اهل کتاب]] که مرد، [[عاقل]] و بالغ باشند تعلق می‌گیرد و لذا بر کودکان، [[زنان]] و دیوانگان، جزیه تعلق نمی‌گیرد؛ یعنی آنها جزء [[اهل ذمّه]] و در پناه [[حکومت اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند لکن موظف به پرداخت جزیه نمی‌باشند. اگر زنی ذمیّه با [[اختیار]] خود خواست جزیه بپردازد، آن را به عنوان “هبه” می‌توان قبول کرد و نه به عنوان جزیه. اما در مورد دیوانگان ادواری (آنان که گاهی دیوانه می‌شوند و گاهی سالم و سر [[عقل]] هستند) آیا جزیه تعلق می‌گیرد یا نه؟ فقها گفته اند: صورت غالب را در نظر می‌گیریم؛ یعنی اگر اغلب اوقات سر عقل و هوش نیست جزء دیوانگان محسوب و در غیر این صورت، با او معامله عاقل می‌شود.
 
مسأله دیگر این است که: آیا بر کسی که نه [[مال]] دارد و نه شغل جزیه تعلق می‌گیرد یا خیر؟ چنان‌که [[شیخ طوسی]] فرموده: از نظر فقه شیعه بر چنین کسی جزیه تعلق نمی‌گیرد؛ برای اینکه [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}}<ref>«خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>؛ یعنی خداوند بر کسی بیش از [[توانایی]] و امکانش، [[تکلیف]] معیّن نمی‌کند و بی‌مال و بی‌کار نیز، توان پرداخت جزیه را ندارد.
 
لکن فتوای [[امام خمینی]] این است که: “افراد [[فقیر]] بعد از آنکه امکان یافتند باید جزیه مافات را بپردازند”<ref>تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۹۸، مسأله ۶.</ref> و نیز برخی از فقهای [[اهل]] [[سنّت]]، مانند [[شافعی]] گفته‌اند: به چنین کسی جزیه تعلق می‌گیرد<ref>الخلاف، ج۳، ص۲۳۹.</ref>. لکن از نظر فقهای شیعه، بر پیرمرد جزیه تعلق می‌گیرد<ref>الخلاف، ج۳، ص۲۳۸.</ref>. اما فقهای اهل سنّت در این مسأله اتفاق‌نظر ندارند؛ برخی می‌گویند: به پیرمرد جزیه تعلق می‌گیرد و برخی دیگر گفته‌اند که تعلق نمی‌گیرد<ref>بدایة المجتهد، ج۱، ص۲۹۵.</ref>.
 
بنابراین، جزیه بر [[مرد]] عاقل، بالغ، دارای شغل و کسب و یا مال از کفّار اهل کتاب، تعلق می‌گیرد و سالی یک‌بار باید آن را به [[دولت اسلامی]] پرداخت کند، با پرداخت [[جزیه]]، [[زن]] و [[فرزندان]] غیر بالغ [[کافر]] [[ذمّی]]، از حمایت [[امنیتی]] و [[دفاعی]] دولت اسلامی برخوردار می‌شوند و [[حقوق]] آنان در مقابل [[قانون]] محترم است. حداقل جزیه بر یک‌نفر در سال، یک [[دینار]] است و حداکثر آن نیز با [[اختیار]] [[امام]] [[مسلمین]] تعیین می‌شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۶۳.</ref>.


== [[جزیه]] در واژه‌نامه [[فقه سیاسی]] ==
جزیه در لغت مشتق از "[[جزاء]]" به معنای کفایت است<ref>المنجد، ص۹۰؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۸۵.</ref>. جزیه اصطلاحاً بر [[مالی]] اطلاق می‌شود که از سوی [[اهل کتاب]]، به [[امام]] و یا [[جانشین]] وی، به عنوان نوعی از [[مالیات]] سرانه، پرداخت می‌گردید و در مقابل، [[اهل کتاب]] از مزایای [[حکومت اسلامی]] نظیر [[تأمین جانی]]، مالی و مانند آن بهرمند می‌شدند<ref>ابویعلی، الاحکام السلطانیه، ص۱۵۴.</ref>. نامگذاری جزیه یا از این جهت است که [[مال]] مزبور جزای بر کفرشان بوده؛ چراکه در حال [[خواری]] از آنان گرفته می‌شد و یا [[پاداش]] از [[امان دادن]] [[مسلمانان]] به آنان بوده است<ref>مجمع البحرین، ج۱، ص۸۵.</ref>. [[قانون]] [[قرارداد]] جزیه، با [[نزول]] آیۀ {{متن قرآن|قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ}}<ref>«با آن دسته از اهل کتاب که به خداوند و به روز بازپسین ایمان نمی‌آورند و آنچه را خداوند و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌دانند و به دین حق نمی‌گروند جنگ کنید تا به دست خود با خواری جزیه بپردازند» سوره توبه، آیه ۲۹.</ref>، در سال هشتم (و به قولی نهم) [[هجری]] [[تشریع]] و برای نخستین بار، دربارۀ [[مردم]] "[[نجران]]" به [[اجرا]] در آمده بود. مقدار جزیه، بر اساس [[روایات]]، متفاوت بود؛ به گونه‌ای که از طبقۀ [[فقیر]] ۱۲ درهم، از طبقۀ متوسّط ۲۴ درهم و از طبقۀ [[ثروتمند]] ۴۸ درهم دریافت می‌شد<ref>ابویعلی، احکام السلطانیه، ص۱۵۵؛ صبح الاعشی، ج۳، ص۴۵۸.</ref>. به طور کلّی، تعیین مقدار جزیه با نظر امام [[مسلمین]] می‌باشد.
معاف‌شدگان از جزیه به قرار ذیل است:
معاف‌شدگان از جزیه به قرار ذیل است:
# [[اطفال]] و افراد نابالغ؛
# اطفال و افراد نابالغ؛
# [[زنان]] که [[مسؤولیت]] مالی ندارند؛
# [[زنان]] که [[مسؤولیت]] مالی ندارند؛
# [[مستمندان]] و [[فقرا]]؛
# [[مستمندان]] و [[فقرا]]؛
# سالخوردگان و افراد [[ناتوان]]؛
# سالخوردگان و افراد [[ناتوان]]؛
# [[کشیشان]] و سایر [[روحانیون]] دیرنشین؛
# کشیشان و سایر [[روحانیون]] دیرنشین؛
# دیوانگان<ref>ابویعلی، احکام السلطانیه، ص۱۵۵؛ المبسوط، ج۲، ص۴۰-۳۸؛ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۵۱؛ الاموال، ص۲۳.</ref>.
# دیوانگان<ref>ابویعلی، احکام السلطانیه، ص۱۵۵؛ المبسوط، ج۲، ص۴۰-۳۸؛ وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۵۱؛ الاموال، ص۲۳.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۷۲.</ref>
 
تفاوت میان جزیه و [[خراج]] از این قرار است:
# جزیه نوعی مالیات سرانه و [[خراج]] [[مالیات]] بر [[اراضی]] است؛
# منبع [[جزیه]] از [[نص]] ([[قرآن]]) و خراج [[اجتهادی]] است؛
# اقلّ جزیه در [[شرع]] معین بوده و اکثر آن اجتهادی است، ولی خراج اکثرش شرعاً معین و اقلّش اجتهادی است؛
# جزیه بر خلاف خراج با [[اسلام آوردن]] [[اهل کتاب]] ساقط می‌گردد<ref>خلاف، ج۳، ص۲۳۹.</ref>.
 
گفتنی است، جزیه از مبدعات [[اسلام]] نبوده، بلکه [[یونانیان]] در حدود [[قرن پنجم]] پیش از میلاد، از [[مردم]] [[آسیای صغیر]] جزیه می‌گرفتند.
[[رومیان]] نیز از [[ملل]] مغلوب، جزیه دریافت می‌کردند که مبلغ آن، هفت برابر جزیه‌ای بود که [[مسلمانان]] از [[ذمیان]] می‌گرفتند<ref>تاریخ سیاسی اسلام، ص۴۷۲؛ مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۲، ص۱۵۴۸.</ref><ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۷۲.</ref>.
 
== جزیه در فقه سیاسی اسلام ==
به [[اجماع]] [[فقها]] و [[علما]] [[جزیه]] بر [[کفّار]] و [[اهل کتاب]] که مرد، [[عاقل]]، و بالغ باشند تعلق می‌گیرد و لذا بر [[کودکان]]، [[زنان]]، و دیوانگان، جزیه تعلق نمی‌گیرد؛ یعنی آنها جزء [[اهل ذمّه]] و در [[پناه]] [[حکومت اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند لکن موظف به پرداخت جزیه نمی‌باشند. اگر زنی ذیه با [[اختیار]] خود خواست جزیه بپردازد، آن را به عنوان “هبه” می‌توان قبول کرد و نه به عنوان جزیه.
اما در مورد دیوانگان ادواری (آنان که گاهی دیوانه می‌شوند و گاهی سالم و سر [[عقل]] هستند) آیا جزیه تعلق می‌گیرد یا نه؟ فقها گفته اند: صورت غالب را در نظر می‌گیریم؛ یعنی اگر اغلب اوقات سر عقل و هوش نیست جزء دیوانگان محسوب و در غیر این صورت، با او [[معامله]] عاقل می‌شود.
 
مسأله دیگر این است که: آیا بر کسی که نه [[مال]] دارد و نه شغل جزیه تعلق می‌گیرد یا خیر؟
چنان‌که [[شیخ طوسی]] فرموده: از نظر [[فقه شیعه]] بر چنین کسی جزیه تعلق نمی‌گیرد؛ برای این که [[خداوند]] فرموده است: {{متن قرآن|لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا}}<ref>«خداوند به هیچ کس جز (برابر با) توانش تکلیف نمی‌کند» سوره بقره، آیه ۲۸۶.</ref>؛ یعنی خداوند بر کسی بیش از [[توانایی]] و امکانش، [[تکلیف]] معیّن نمی‌کند و بی‌مال و بی‌کار نیز، توان پرداخت جزیه را ندارد.


لکن فتوای [[امام خمینی]] این است که: “افراد [[فقیر]] بعد از آنکه امکان یافتند باید جزیه مافات را بپردازند”<ref>تحریر الوسیله، ج۲، ص۴۹۸، مسأله ۶.</ref>. و نیز برخی از فقهای [[اهل]] [[سنّت]]، مانند [[شافعی]] گفته‌اند: به چنین کسی جزیه تعلق می‌گیرد<ref>الخلاف، ج۳، ص۲۳۹.</ref>. لکن از نظر [[فقهای شیعه]]، بر پیرمرد جزیه تعلق می‌گیرد<ref>الخلاف، ج۳، ص۲۳۸.</ref>. اما فقهای اهل سنّت در این مسأله اتفاق‌نظر ندارند؛ برخی می‌گویند: به پیرمرد جزیه تعلق می‌گیرد و برخی دیگر گفته‌اند که تعلق نمی‌گیرد<ref>بدایة المجتهد، ج۱، ص۲۹۵.</ref>.
== مقدار جزیه ==
[[شیخ طوسی]] می‌نویسد: “برای جزیه مقدار و حد معینی تعیین نشده بلکه این مسأله به [[اجتهاد]] امام مسلمین واگذار شده است”<ref>الخلاف، ج۳، ص۲۳۹.</ref>. اما می‌تواند جزیه را بر [[نفوس]] [[انسانی]] و یا بر [[اراضی]] زراعی تعیین نماید. پرداخت جزیه، سر سال [[واجب]] می‌شود و پیش دریافت آن نیز بر امام مسلمین، جایز است<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۴۱.</ref>. در جزیه، [[مال]] و جنس معین تعیین نگردیده است. [[علامه حلّی]]، می‌گوید: “اهل ذمّه هر چه در امکان داشته باشند از آن جزیه می‌پردازند و چیز مشخصی مانند طلا و نقره شرط نیست”<ref>بدایة المجتهد و نهایة المقتصد، ج۱، ص۲۹۶.</ref>.


بنابراین، جزیه بر [[مرد]] عاقل، بالغ، دارای شغل و کسب و یا مال از کفّار اهل کتاب، تعلق می‌گیرد و سالی یک‌بار باید آن را به [[دولت اسلامی]] پرداخت کند، با پرداخت [[جزیه]]، [[زن]] و [[فرزندان]] غیر بالغ [[کافر]] [[ذمّی]]، از [[حمایت]] [[امنیتی]] و [[دفاعی]] دولت اسلامی برخوردار می‌شوند و [[حقوق]] آنان در مقابل [[قانون]] محترم است. حداقل جزیه بر یک‌نفر در سال، یک [[دینار]] است و حداکثر آن نیز با [[اختیار]] [[امام]] [[مسلمین]] [[تعیین]] می‌شود.
بر امام جایز است در ضمن [[عقد]] ذمّه چیزهای دیگری را شرط کند مانند اینکه معاملات و مبادلات [[اقتصادی]] بین آنها برقرار باشد و یا اینکه [[مسلمانان]] در سال در اوقات معینی میهمان ذمّی‌ها باشند، البته میهمانی از سه [[روز]] نباید [[تجاوز]] کند. اگر [[کافر ذمی]] قبل از اتمام سال [[مسلمان]] شود جزیه از او ساقط می‌گردد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۶۳.</ref>.
 
[[شیخ طوسی]] می‌نویسد: “برای جزیه مقدار و حد معینی تعیین نشده بلکه این مسأله به [[اجتهاد]] امام مسلمین واگذار شده است”<ref>الخلاف، ج۳، ص۲۳۹.</ref>.
اما می‌تواند جزیه را بر [[نفوس]] [[انسانی]] و یا بر [[اراضی]] زراعی تعیین نماید. پرداخت جزیه، سر سال [[واجب]] می‌شود و پیش دریافت آن نیز بر امام مسلمین، جایز است<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۴۱.</ref>. در جزیه، [[مال]] و جنس معین تعیین نگردیده است. [[علامه حلّی]]، می‌گوید: “اهل [[ذمّه]] هر چه در امکان داشته باشند از آن جزیه می‌پردازند و چیز مشخصی مانند طلا و نقره شرط نیست”<ref>بدایة المجتهد و نهایة المقتصد، ج۱، ص۲۹۶.</ref>.
 
بر امام جایز است که در ضمن [[عقد]] ذمّه چیزهای دیگری را شرط کند مانند این که معاملات و مبادلات [[اقتصادی]] بین آنها برقرار باشد و یا این که [[مسلمانان]] در سال در اوقات معینی میهمان ذمّی‌ها باشند، البته میهمانی از سه [[روز]] نباید [[تجاوز]] کند.
اگر [[کافر ذمی]] قبل از اتمام سال [[مسلمان]] شود جزیه از او ساقط می‌گردد.


== اقسام جزیه ==
[[ابن رشد الحفید القرطبی]] از فقهای [[اهل]] [[سنّت]]، جزیه را به سه نوع تقسیم کرده و گفته است: “جزیه بر سه نوع است:
[[ابن رشد الحفید القرطبی]] از فقهای [[اهل]] [[سنّت]]، جزیه را به سه نوع تقسیم کرده و گفته است: “جزیه بر سه نوع است:
# جزیه عنویه، و آن همان جزیه‌ای است که امام مسلمین از [[کفّار]] [[اهل کتاب]]، بر اساس عقد ذمّه، اخذ می‌کند.
# جزیه عنویه، و آن همان جزیه‌ای است که امام مسلمین از [[کفّار]] [[اهل کتاب]]، بر اساس عقد ذمّه، اخذ می‌کند.
# جزیۀ صلحیه، و آن جزیه‌ای است که کفّار، به دولت اسلامی می‌پردازند که مورد تعرّض قرار نگیرند (این همان وجهی است که ممکن است در عقد [[هدنه]] به عنوان عوض از کفّار اخذ شود).
# جزیۀ صلحیه، و آن جزیه‌ای است که کفّار، به دولت اسلامی می‌پردازند که مورد تعرّض قرار نگیرند (این همان وجهی است که ممکن است در عقد [[هدنه]] به عنوان عوض از کفّار اخذ شود).
# جزیه عشُریه (یکدهم) و آن جزیه‌ای است که امام مسلمین، از مال‌التجاره کفّار غیر [[ذمی]] (به عنوان آن‌چه که امروز عوارض گمرکی می‌نامند) می‌گیرد”<ref>ر. ک: تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۳۸ و ۴۴۴ و ۴۴۷.</ref>.
# جزیه عشُریه (یکدهم) و آن جزیه‌ای است که امام مسلمین، از مال‌التجاره کفّار غیر [[ذمی]] (به عنوان آن‌چه که امروز عوارض گمرکی می‌نامند) می‌گیرد”<ref>ر.ک: تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۳۸ و ۴۴۴ و ۴۴۷.</ref>.


[[علامه حلّی]] نیز آن‌طوری که از مبحث [[جزیه]] در کتاب تذکرة الفقهاء استفاده می‌شود، این تقسیم‌بندی را معمول داشته است<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۴۲.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۶۳.</ref>
[[علامه حلّی]] نیز آن‌طوری که از مبحث [[جزیه]] در کتاب تذکرة الفقهاء استفاده می‌شود، این تقسیم‌بندی را معمول داشته است<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۴۲.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۶۳.</ref>
=== موارد مصرف جزیه ===
[[علامه حلّی]] در تذکرة الفقهاء می‌فرماید: “مورد [[مصرف]] [[جزیه]] همان مصرف [[غنایم]] [[جنگی]] است، زیرا این نیز [[مالی]] است که با [[قهر]] و [[غلبه]] به دست می‌آید”<ref>فقه الامام جعفر الصادق {{ع}}، ج۲، ص۲۷۲.</ref>.


اما [[موارد مصرف]] غنایم چیست و کجاست؟ [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ این سؤال فرمود: “اگر [[غنیمت]]، در جنگی که با [[فرماندهی]] [[نماینده]] [[امام]] صورت گرفته به دست آمده باشد، ابتدا یک‌پنجم آن را برای امام [[مسلمین]] [[اخراج]] می‌کنند و بقیه را برای [[رزمندگان]] و [[مجاهدان]]، به نسبت سواره و پیاده، تقسیم می‌نمایند”<ref>فقه الامام جعفر الصادق {{ع}}، ج۲، ص۲۷۷.</ref>. با توجه به مجموع [[منابع حدیثی]] و [[روایی]]، فتوای [[فقهای شیعه]] در مورد تقسیم و مصرف غنایم جنگی، به این صورت است که نقود، حیوانات و متاع‌های قابل نقل و انتقال در [[اختیار]] امام قرار داده می‌شود و آن‌گاه [[خمس]] (یک پنجم) آن، برای امام برداشت می‌گردد و سپس چهار قسمت باقی‌مانده برای [[ارتش]] و نیروهای [[رزمنده]] تقسیم می‌شود.
== موارد مصرف جزیه ==
[[علامه حلّی]] در تذکرة الفقهاء می‌فرماید: “مورد [[مصرف]] [[جزیه]] همان مصرف [[غنایم]] [[جنگی]] است، زیرا این نیز [[مالی]] است که با قهر و [[غلبه]] به دست می‌آید”<ref>فقه الامام جعفر الصادق {{ع}}، ج۲، ص۲۷۲.</ref>.


اما [[اراضی]] و زمین‌های متعلق به عموم [[جامعه اسلامی]] است، چه آنها که در [[جبهه]] حضور داشته‌اند و چه آنها که حضور نداشته‌اند و چه [[نسل]] موجود و چه نسل [[آینده]]، فرق نمی‌کند. شایان ذکر است که امام مسلمین، خمس را در [[مصالح]] [[امت]] و جامعه اسلامی مصرف می‌کند و او نماینده و تجسّم تمام [[امّت]] می‌باشد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۶۶.</ref>
اما موارد مصرف غنایم چیست و کجاست؟ [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ این سؤال فرمود: “اگر [[غنیمت]]، در جنگی که با [[فرماندهی]] نماینده [[امام]] صورت گرفته به دست آمده باشد، ابتدا یک‌پنجم آن را برای امام [[مسلمین]] [[اخراج]] می‌کنند و بقیه را برای [[رزمندگان]] و [[مجاهدان]]، به نسبت سواره و پیاده، تقسیم می‌نمایند”<ref>فقه الامام جعفر الصادق {{ع}}، ج۲، ص۲۷۷.</ref>. با توجه به مجموع منابع حدیثی و [[روایی]]، فتوای فقهای شیعه در مورد تقسیم و مصرف غنایم جنگی، به این صورت است که نقود، حیوانات و متاع‌های قابل نقل و انتقال در [[اختیار]] امام قرار داده می‌شود و آن‌گاه [[خمس]] (یک پنجم) آن، برای امام برداشت می‌گردد و سپس چهار قسمت باقی‌مانده برای [[ارتش]] و نیروهای [[رزمنده]] تقسیم می‌شود.
 
اما [[اراضی]] و زمین‌های متعلق به عموم [[جامعه اسلامی]] است، چه آنها که در جبهه حضور داشته‌اند و چه آنها که حضور نداشته‌اند و چه نسل موجود و چه نسل [[آینده]]، فرق نمی‌کند. شایان ذکر است که امام مسلمین، خمس را در [[مصالح]] [[امت]] و جامعه اسلامی مصرف می‌کند و او نماینده و تجسّم تمام [[امّت]] می‌باشد<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۶۶.</ref>


=== فلسفه اخذ جزیه ===
=== فلسفه اخذ جزیه ===
کلمه “جزیه” یک واژه [[عربی]] است و از کلمات [[مجازات]] و [[جزا]] مشتق شده است که به معنای “پاداش” هستند<ref>کتاب التنبیه، ص۱۳۷ (حاشیه کتاب).</ref>.
کلمه “جزیه” یک واژه عربی است و از کلمات [[مجازات]] و جزا مشتق شده است که به معنای “پاداش” هستند<ref>کتاب التنبیه، ص۱۳۷ (حاشیه کتاب).</ref>. طبق این معنا، [[جزیه]]، [[پاداش]] و یا مالیاتی است که [[کفّار]] [[ذمی]] در مقابل سکونت خود در [[مملکت اسلامی]] و برای تأمین هزینه‌های [[دفاعی]]، [[امنیتی]] و امور عام‌المنفعه به [[دولت اسلامی]] پرداخت می‌کنند و پرداخت این پاداش و [[مالیات]]، عین [[عدالت]] و [[انصاف]] است.
طبق این معنا، [[جزیه]]، [[پاداش]] و یا مالیاتی است که [[کفّار]] [[ذمی]] در مقابل سکونت خود در [[مملکت اسلامی]] و برای تأمین هزینه‌های [[دفاعی]]، [[امنیتی]] و امور عام‌المنفعه به [[دولت اسلامی]] پرداخت می‌کنند و پرداخت این پاداش و [[مالیات]]، عین [[عدالت]] و [[انصاف]] است.


اگر کفّار ذمی که از امکانات و [[امنیت]] [[کشور اسلامی]] استفاده می‌کنند و در [[پناه]] آن به سر می‌برند، جزیه نپردازند، در آن صورت [[ظلم]] و [[بی‌عدالتی]] است زیرا خود مسلمانانی که از امکانات و [[حمایت]] [[کشور]] و دولت اسلامی برخوردارند، باید [[مالیات‌ها]] و [[وجوهات]] سنگینی به آن بپردازند، مانند [[خمس]] و [[زکات]] و... پس اگر از خود [[مسلمین]] در کشورشان مالیات‌های گوناگونی گرفته می‌شود باید از کفّار [[اهل ذمّه]] نیز مشابه آن گرفته شود، در غیر این صورت به [[ملّت]] [[مسلمان]] ظلم شده و آنان مورد بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند.
اگر کفّار ذمی که از امکانات و [[امنیت]] [[کشور اسلامی]] استفاده می‌کنند و در پناه آن به سر می‌برند، جزیه نپردازند، در آن صورت [[ظلم]] و [[بی‌عدالتی]] است زیرا خود مسلمانانی که از امکانات و حمایت [[کشور]] و دولت اسلامی برخوردارند، باید [[مالیات‌ها]] و وجوهات سنگینی به آن بپردازند، مانند [[خمس]] و [[زکات]] و... پس اگر از خود [[مسلمین]] در کشورشان مالیات‌های گوناگونی گرفته می‌شود باید از کفّار [[اهل ذمّه]] نیز مشابه آن گرفته شود، در غیر این صورت به [[ملّت]] [[مسلمان]] ظلم شده و آنان مورد بی‌عدالتی قرار گرفته‌اند.


بنابراین، غیر از پرداخت جزیه، هر شرط دیگری که [[امام]] مسلمین با اهل ذمّه، در ضمن [[عقد]] مقرّر کند، مانند این که [[ارتش]] [[اسلامی]] در مواقع [[لزوم]] بتوانند از محل و منطقه سکونت ذمیّون عبور کنند و یا میهمان اهل ذمّه باشند، باز منصفانه و عادلانه خواهد بود، زیرا امنیت دفاعی کشور، تنها به عهده [[مسلمانان]] نمی‌باشد، بلکه بر عهده تمام کسانی است که در آن کشور، به عنوان [[تبعه]] و [[شهروند]] [[زندگی]] می‌کنند و اهل ذمّه نیز در ایامی که ساکن کشور اسلامی هستند، شهروند آنجا محسوب می‌شوند و باید در [[دفاع]] از موجودیت و [[استقلال]] کشور اسلامی شرکت کنند.
بنابراین، غیر از پرداخت جزیه، هر شرط دیگری که [[امام]] مسلمین با اهل ذمّه، در ضمن [[عقد]] مقرّر کند، مانند اینکه [[ارتش]] [[اسلامی]] در مواقع [[لزوم]] بتوانند از محل و منطقه سکونت ذمیّون عبور کنند و یا میهمان اهل ذمّه باشند، باز منصفانه و عادلانه خواهد بود، زیرا امنیت دفاعی کشور، تنها به عهده [[مسلمانان]] نمی‌باشد، بلکه بر عهده تمام کسانی است که در آن کشور، به عنوان تبعه و [[شهروند]] [[زندگی]] می‌کنند و اهل ذمّه نیز در ایامی که ساکن کشور اسلامی هستند، شهروند آنجا محسوب می‌شوند و باید در [[دفاع]] از موجودیت و [[استقلال]] کشور اسلامی شرکت کنند.


به همین دلیل، [[فقهای شیعه]]، [[استمداد]] نظامی از اهل ذمّه را حتّی علیه [[اهل بغی]] (مسلمانانی که ظالمانه علیه امام [[عادل]] مسلمین، [[قیام مسلحانه]] بکنند) مردود ندانسته‌اند، و معتقدند: امام مسلمین می‌تواند در دفاع از کشور اسلامی، از کفّار اهل ذمّه کمک بگیرد؛ فرق نمی‌کند که این کمک، [[مالی]] باشد و یا چیزهایی مانند: [[اسلحه]]، نیرو و نفرات [[انسانی]]<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۴۱.</ref>؛ چنان‌که [[علامه حلّی]] در تذکرة الفقهاء می‌نویسد:
به همین دلیل، فقهای شیعه، استمداد نظامی از اهل ذمّه را حتّی علیه [[اهل بغی]] (مسلمانانی که ظالمانه علیه امام [[عادل]] مسلمین، قیام مسلحانه بکنند) مردود ندانسته‌اند، و معتقدند: امام مسلمین می‌تواند در دفاع از کشور اسلامی، از کفّار اهل ذمّه کمک بگیرد؛ فرق نمی‌کند که این کمک، [[مالی]] باشد و یا چیزهایی مانند: [[اسلحه]]، نیرو و نفرات [[انسانی]]<ref>تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۴۱.</ref>؛ چنان‌که [[علامه حلّی]] در تذکرة الفقهاء می‌نویسد: “کمک‌گرفتن از [[مشرکان]] و [[اهل ذمّه]]، جایز است، مشروط به این که [[مسلمانان]]، دچار کمی نفرات باشند و به کمک [[اهل کتاب]] (اهل ذمّه) و مشرکان نیاز داشته باشند و نیز به شرط این که مسلمانان از [[توطئه]] آن [[کفّار]]، در [[امان]] بوده و به آنها [[اطمینان]] داشته باشند.
“کمک‌گرفتن از [[مشرکان]] و [[اهل ذمّه]]، جایز است، مشروط به این که [[مسلمانان]]، دچار کمی نفرات باشند و به کمک [[اهل کتاب]] (اهل ذمّه) و مشرکان نیاز داشته باشند و نیز به شرط این که مسلمانان از [[توطئه]] آن [[کفّار]]، در [[امان]] بوده و به آنها [[اطمینان]] داشته باشند.


چون که [[حضرت رسول]] {{صل}} در [[جنگ هوازن]]، از [[صفوان]] [[بنی‌امیه]] (که [[مشرک]] بود) و نیز از [[یهودیان بنی‌قینقاع]] کمک گرفت و حتی برای آنان چیزی از [[اموال]] را اختصاص داد، اما اگر مسلمانان کم نباشند و [[احساس نیاز]] به مشرکان ننمایند و یا از توطئه آنها در امان نباشند، نباید از آنها در [[ارتش]] و [[جنگ]] استفاده کنند”.
چون که [[حضرت رسول]] {{صل}} در [[جنگ هوازن]]، از صفوان [[بنی‌امیه]] (که [[مشرک]] بود) و نیز از [[یهودیان بنی‌قینقاع]] کمک گرفت و حتی برای آنان چیزی از [[اموال]] را اختصاص داد، اما اگر مسلمانان کم نباشند و احساس نیاز به مشرکان ننمایند و یا از توطئه آنها در امان نباشند، نباید از آنها در [[ارتش]] و [[جنگ]] استفاده کنند”.
بنابراین، اهل ذمّه در مواقع ضروری که [[امام]] [[مسلمین]] آن را تشخیص داده باشد، باید در تأمین هزینه‌های [[دفاعی]] و تقویت یا نیروهای انسانی و مدافع [[اسلام]]، شرکت بکنند که مقتضای [[انصاف]] و [[عدالت]] نیز همین است<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۶۷.</ref>


==[[جزیه]]==
بنابراین، اهل ذمّه در مواقع ضروری که [[امام]] [[مسلمین]] آن را تشخیص داده باشد، باید در تأمین هزینه‌های [[دفاعی]] و تقویت یا نیروهای انسانی و مدافع [[اسلام]]، شرکت بکنند که مقتضای [[انصاف]] و [[عدالت]] نیز همین است<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۴۶۷.</ref>.
جزیه، نوعی [[نظام مالی]] است که [[اهل کتاب]] با [[قرارداد ذمه]]، به پرداخت آن [[متعهد]] می‌شوند و قرارداد ذمه قراردادی است که [[دولت اسلامی]] با اقلیت‌های اهل کتاب چه در داخل [[دارالاسلام]] و چه در خارج از [[قلمروی دولت اسلامی]] منعقد می‌کند.
جزیه در [[حقیقت]] در مقابل [[حمایت]] دولت اسلامی و [[تأمین امنیت]] برای ذمیان توسط کسانی که از آن بهره می‌برند پرداخت می‌شود و دولت اسلامی در مقابل جزیه تعهداتی را به عهده می‌گیرد که از آن جمله تأمین امنیت برای [[نفوس]]، [[اموال]] و [[اعراض]] اهل کتاب است، به این ترتیب حتی در مواقع [[جنگ]] نیز اهل کتاب از پرداخت هزینه‌ها معاف می‌شوند و نیز از معافیت سایر [[مالیات‌ها]] هم برخوردار هستند.
جزیه را تنها اقلیت‌های برخوردار از قرارداد ذمه در مقابل حمایت دولت اسلامی از آنان و [[امنیت]] همه جانبه‌ای که برای آنان توسط [[مسلمانان]] به وجود می‌آید، پرداخت می‌کنند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۶۵ و بعد.</ref>.
این نوع درآمد بر اساس قرار داد [[ذمه]] می‌تواند سرانه و یا سالانه از متعهدان اخذ شود. [[مالکیت]] [[دولت]] بر جزیه به معنی آن است که [[دولت حق]] دریافت و [[تصرف]] و هزینه کردن آن را در [[مصالح عمومی جامعه]] دارد. و متقابلا عهده‌دار مسئولیت‌های ناشی از قرارداد ذمه است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۶۲ و ۲۲۷.</ref>.
رویه عملی در [[عصر نبوی]]{{صل}} و دوران [[علوی]] بر [[تساهل]] در امر جزیه و تسهیل بر [[اقلیت‌های دینی]] جاری بوده است<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۳۶-۲۳۷؛ الأحکام السلطانیه، ص۱۴۲.</ref> و در مواردی که دولت اسلامی به هر دلیلی [[قادر]] بر تأمین امنیت و حمایت نباشد، جزیه به پرداخت‌کنندگان آن بازگردانده می‌شود<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۳۶؛ الوثائق السیاسیه، ص۳۵۲ و بعد.</ref>. شرایط و خصوصیات و [[میزان]] و نحوه پرداخت جزیه با [[رضایت]] طرفین [[قرارداد]] تعیین می‌گردد. دولت اسلامی می‌تواند با وجود [[تعهد]] ذمیان در قرارداد ذمه از گرفتن آن صرف‌نظر کند. متداول‌ترین شکل جزیه این بوده که به صورت سرانه و سالیانه یک دینار گرفته می‌شده است. در مواردی مانند [[نصارای نجران]]، [[جزیه]] توسط [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} بخشیده شد. با پرداخت جزیه، [[اهل کتاب]] به دلیل استفاده از امکانات [[مسلمانان]] [[احساس]] [[حقارت]] نمی‌کنند و در مقابل حمایتی که برخوردار می‌شوند نوعی [[مالیات]] می‌پردازند تا خود را سربار [[جامعه اسلامی]] و حقیر احساس نکنند. جزیه یکی از شرایط الزامی [[قرارداد ذمه]] است و بدون آن قرارداد ذمه منعقد نمی‌شود، اقلیت‌های کنونی موجود در [[دولت‌های اسلامی]] جزیه نمی‌دهند و مانند سایر [[شهروندان]] مالیات می‌دهند، پس [[دولت اسلامی]] در مقابل آنها تنها مسئولیت‌های [[شهروندی]] را بر عهده دارد و از معافیت‌های ناشی از قرارداد ذمه برخوردار نیستند چنان که از آنها سرباز گرفته می‌شود و مانند هر [[شهروند]] موظف به پرداخت [[مالیات‌ها]] نیز هستند<ref>حقوق اقلیت‌ها (عمید زنجانی)، ص۹۵-۱۳۶.</ref><ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۶۱۹-۶۲۱.</ref>.
در واقع می‌توان گفت جزیه یک نوع [[تعهد]] [[مالی]] است که متحدان، پرداخت آن را در برابر تعهدات مسلمانان بر عهده می‌گیرند و همان طور که رعایای [[مسلمان]] در [[دفاع]] و [[اداره جامعه]] بزرگ و [[متحد]] و متشکل از رعایای مسلمان و غیرمسلمان (اهل کتاب) با پرداخت مالیات‌های مقرر و شرکت در نیروی دفعی و نظامی به [[وظیفه اجتماعی]] و [[دینی]] خود عمل می‌کنند. متحدان (رعایای غیرمسلمان) نیز که از مزایا و [[حقوق]] چنین [[جامعه]] تضمین شده‌ای بهره‌مند می‌شوند و به جای مالیات‌ها و [[وظایف]] [[دفاعی]] و نظامی، که بر عهده مسلمانان است، مالیات مخصوص ناچیزی به عنوان جزیه به [[دولت]] [[مسئول]] [[اسلامی]] می‌پردازند.


متحدان (ذمیان) با پرداخت جزیه از هر گونه تعهد مالی و مالیات و [[مسئولیت]] دفاعی و نظامی معاف خواهند بود و هرگاه مسلمانان [[قادر]] به انجام تعهدات خود نشدند متحدان از پرداخت جزیه معاف می‌شوند و در صورتی که از طرف [[مقام]] مسئول همه مالیات سرانه (جزیه) یا قسمتی از آن دریافت شده باشد، بی‌کم و کاست به پرداخت‌کنندگان مسترد می‌شود. هرگاه طبق مقررات [[قانون]] [[جهاد]]، در مواردی که [[پیکار]] با اهل کتاب مجاز باشد قبول پیشنهاد [[قرارداد]] [[جزیه]] ([[ذمه]]) از طرف آنان باید به عنوان پایان [[مخاصمه]] تلقی شود.
== تفاوت جزیه و خراج ==
دریافت جزیه از [[پیروان]] [[کتاب‌های آسمانی]] به عنوان باج و بر اساس [[قدرت]] و [[تحمیل]] نیست، بلکه بدان جهت است که با انعقاد قرارداد مزبور که مبتنی بر مسئولیت‌های متقابل است، حالت خصمانه و درگیری و بالاخره [[خشونت]] و بیگانگی پایان پذیرد و [[روابط]] طرفین بر اساس [[پیمان]] مشترک به [[اتحاد]] و [[مسالمت]] و [[همکاری]] گراید. جزیه باید در حدود امکانات [[مالی]] [[اهل کتاب]] باشد. [[تعهد]] و [[آمادگی]] اهل کتاب از روی قدرت و [[استطاعت]] و به مقداری است که تمکن پرداخت آن را داشته باشند. دریافت جزیه نباید به صورتی باشد که به [[سیادت اسلام]] و [[جامعه اسلامی]] لطمه‌ای وارد آورد؛ زیرا همچنان که جزیه جنبه باجگیری و [[استثمار]] ندارد، به عنوان دریافت [[کمک مالی]] و یا به هر عنوان که موجب سلب سیادت اسلام و یا جامعه اسلامی شود نیز می‌تواند [[ارزش حقوقی]] داشته باشد و [[مسلمانان]] نمی‌توانند در مقابل تعهد مالی متحدان [[وظایف]] و مسئولیت‌هایی را بپذیرند که موجب [[اهانت]] یا سلب سیادت اسلام و جامعه اسلامی شود.
تفاوت میان جزیه و [[خراج]] از این قرار است:
جزیه یکی از دو شرط و ماده اساسی پیمان ذمه بوده و هر قرارداد ذمه‌ای که فاقد این ماده باشد جنبه الزامی نداشته و کأن لم یکن تلقی می‌شود. این شرط از جمله شروطی نیست که با توافق طرفین قابل [[تغییر]] باشد و این مطلب در مورد هر نوع [[قرارداد ذمه]]، چه به صورت پیمان بین مسلمانان و گروه‌های سه‌گانه مذهبی که در [[قلمرو حکومت اسلامی]] [[زندگی]] می‌کنند و چه به عنوان [[قرارداد صلح]] در [[روابط خارجی]] مسلمانان با [[دولت‌ها]] و ملت‌های [[یهودی]] و [[مسیحی]] و [[آتش‌پرست]]، به طور یکسان صادق بوده و الغای شرط تعهد مالی در هر دو صورت موجب بی‌اثر شدن قرارداد ذمه خواهد شد.
# جزیه نوعی مالیات سرانه و [[خراج]] [[مالیات]] بر [[اراضی]] است؛
 
# منبع [[جزیه]] از [[نص]] ([[قرآن]]) و خراج [[اجتهادی]] است؛
در [[اسلام]] [[قانون]] قراراداد ذمه و تعیین [[میزان]] تعهد مالی بر اساس دو اصل عادلانه زیر تعیین می‌شود:
# اقلّ جزیه در [[شرع]] معین بوده و اکثر آن اجتهادی است، ولی خراج اکثرش شرعاً معین و اقلّش اجتهادی است؛
#ملاحظة [[وضع اقتصادی]] و تمکن متحدان و مراعات [[قدرت]] پرداخت افراد به طوری که هر فردی به تناسب وضع [[مالی]] خود موظف به پرداخت می‌شود.
# جزیه بر خلاف خراج با اسلام آوردن [[اهل کتاب]] ساقط می‌گردد<ref>خلاف، ج۳، ص۲۳۹.</ref>.
#نظر و صلاحدید [[دولت]] [[مسئول]] [[اسلامی]] درباره تعیین مقدار [[جزیه]] بر اساس توافق و تراضی طرفین در متن [[قرارداد]] قید می‌شود و ممکن است این توافق تا حداقل امکانات مالی متحدین (ذمیان) کاهش یابد.
اموالی که به عنوان جزیه به [[مسلمانان]] پرداخت می‌شود، نباید از چیزهایی باشد که از نظر [[اسلام]] فاقد [[ارزش]] مالی است. مانند مشروبات الکلی، خوک، آلات و ادوات [[موسیقی]] و ابزار و وسایلی که تنها در راه‌های [[نامشروع]] استفاده می‌شود. اما هرگاه پولی که از راه فروش این گونه اجناس عاید متحدین می‌شود از باب جزیه پرداخت شود، پذیرفته خواهد شد و [[مسئولیت]] آن تنها متوجه ذمیان می‌شود<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، باب ۷۰؛ جواهرالکلام، ج۲۱، ص۲۶۱.</ref>.
در موردی که جزیه به طور سرانه باید پرداخت شود چند گروه از ذمیان در عین بهره‌مندی از جمیع مزایا و [[حقوق]] [[قرارداد ذمه]]، از دادن جزیه معاف هستند. گروه اول، اطفال و افراد نابالغ تابع [[پدران]] خود هستند و تا به سن [[بلوغ]] نرسیده‌اند، از هر گونه مسئولیت معافند. گروه دوم، [[زنان]] که مسئولیت مالی ندارند و به [[تبعیت]] شوهران خود از جمیع مزایای قرارداد ذمه استفاده می‌کنند. گروه سوم، [[مستمندان]] و [[فقرا]] بنا به نظریه عده‌ای از [[فقها]] از جمله [[شیخ مفید]] و [[ابن جنید]] از پرداخت جزیه معافند؛ زیرا جزیه حقی است مانند [[زکات]] که با فرا رسیدن سال [[واجب]] می‌شود. بنابراین [[فقیری]] که فاقد قدرت پرداخت است، [[وظیفه]] نخواهد داشت. گروه چهارم، سالخوردگان و اقلیت‌های [[ناتوان]] نظر به این که خواه ناخواه در [[امنیت]] به سر می‌برند از پرداخت جزیه معاف می‌شوند. گروه پنجم، [[کشیشان]] و سایر [[روحانیون]] و دیرنشینیان و افرادی که به کار [[عبادت]] پرداخته‌اند، می‌توانند بدون هیچ گونه [[تعهد]] مالی در قرارداد ذمه شرکت کنند. گروه ششم، دیوانگان و کسانی که مشاعر خود را از دست داده و یا بر اثر [[ضعف]] [[ادراک]] و تشخیص، جزو بلها محسوب می‌شوند، تعهدی نداشته و از [[جزیه]] معاف هستند<ref>فقه سیاسی، ج۱۱، ص۱۱۵-۱۱۶، ص۱۱۸-۱۱۹، ص۱۲۱، ص۱۲۴، ص۱۳۰-۱۳۳.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۵۸۳.</ref>
 
==گزیت==
«گزیت»، [[جزیه]]، نوعی [[مالیات]] سرانه [[مالی]] که [[حکام]] هر ساله از رعایا می‌گیرند و آن را [[خراج]] هم می‌گویند.
مالی است که [[یهود]] یا [[نصاری]] یا [[زرتشتیان]] به [[رییس]] [[حکومت]] [[اسلام]] ([[امام]]) یا [[نائب]] او می‌دهند یا کاری که برای او می‌کنند که در قلمروی اسلام ([[دارالاسلام]]) در مدت معین سکونت [[اختیار]] کنند و [[جان]] و [[مال]] و [[ناموس]] آنان در [[حمایت]] حکومت اسلام باشد. [[عقد]] مذکور در انقضای مدت قابل تجدید و تمدید است. عقد مذکور از [[عقود]] لازم است و فسخ نمی‌شود مگر به رضای طرفین<ref>ترمینولوژی حقوق، ص۱۹۵</ref>.
جزیه نوعی [[نظام مالی]] است که [[اهل کتاب]] با [[قرارداد ذمه]] به پرداخت آن [[متعهد]] می‌شوند و قرارداد ذمه قراردادی است که [[دولت اسلامی]] با اقلیت‌های اهل کتاب چه در داخل دارلاسلام و چه در خارج از [[قلمروی دولت اسلامی]]، منعقد می‌کند. جزیه در [[حقیقت]] در مقابل حمایت دولت اسلامی و [[تأمین امنیت]] برای [[ذمیان]] توسط کسانی که از آن بهره می‌برند پرداخت می‌شود و دولت اسلامی در مقابل جزیه، تعهداتی را به عهده می‌گیرد که از آن جمله تأمین امنیت برای [[نفوس]]، [[اموال]] و [[اعراض]] اهل کتاب است. به این ترتیب حتی در مواقع [[جنگ]] هم اهل کتاب از پرداخت هزینه‌ها معاف می‌شوند و نیز از معافیت سایر [[مالیات‌ها]] هم برخوردار می‌شوند. جزیه را تنها اقلیت‌های برخوردار از قرارداد ذمه در مقابل حمایت دولت اسلامی از آنان و [[امنیت]] همه‌جانبه‌ای که برای آنان توسط [[مسلمانان]] به وجود می‌آید، پرداخت می‌کنند. این نوع درآمد بر اساس قرارداد ذمه می‌تواند سرانه یا سالانه از متعهدان اخذ شود. [[مالکیت]] [[دولت]] بر جزیه به معنای آن است که [[دولت حق]] دریافت و [[تصرف]] و هزینه کردن آن را در [[مصالح عمومی جامعه]] دارد و به صورت متقابل عهده‌دار مسئولیت‌های ناشی از قرارداد ذمه است.


رویه عملی در [[عصر نبوی]]{{صل}} و دوران [[علوی]] بر [[تساهل]] در امر جزیه و تسهیل بر [[اقلیت‌های دینی]] جاری بوده است و در مواردی که [[دولت اسلامی]] به هر دلیلی [[قادر]] به [[تأمین امنیت]] و [[حمایت]] نباشند، [[جزیه]] به پرداخت‌کنندگان آن بازگردانده می‌شود. شرایط و خصوصیات و [[میزان]] و نحوه پرداخت جزیه با [[رضایت]] طرفین [[قرارداد]] تعیین می‌شود. دولت اسلامی می‌تواند با وجود [[تعهد]] [[ذمیان]] در [[قرارداد ذمه]] از گرفتن آن صرف‌نظر کند. متداول‌ترین شکل جزیه این بوده که به صورت سرانه و سالیانه یک دینار گرفته می‌شده است. در مواردی مانند [[نصارای نجران]]، جزیه توسط [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} بخشیده شد. با پرداخت جزیه، [[اهل کتاب]] در مقابل استفاده از امکانات [[احساس]] [[حقارت]] نمی‌کنند و در مقابل حمایتی که برخوردار می‌شوند، نوعی [[مالیات]] می‌پردازند تا خود را سربار [[جامعه اسلامی]] و حقیر احساس نکنند. جزیه از شرایط الزامی قرارداد ذمه است و بدون آن قرارداد ذمه منعقد نمی‌شود اقلیت‌های کنونی موجود در [[دولت‌های اسلامی]] جزیه نمی‌دهند و مانند سایر [[شهروندان]] مالیات می‌دهند، پس دولت اسلامی در مقابل آنها تنها مسئولیت‌های [[شهروندی]] را بر عهده دارد و از معافیت‌های ناشی از قرارداد ذمه برخوردار نیستند چنان‌که از آنها سرباز گرفته می‌شود و مانند هر [[شهروند]] موظف به پرداخت [[مالیات‌ها]] هم هستند<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۶۲۱ – ۶۱۹.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۴۷.</ref>
گفتنی است، جزیه از مبدعات [[اسلام]] نبوده، بلکه یونانیان در حدود قرن پنجم پیش از میلاد، از [[مردم]] آسیای صغیر جزیه می‌گرفتند. [[رومیان]] نیز از [[ملل]] مغلوب، جزیه دریافت می‌کردند که مبلغ آن، هفت برابر جزیه‌ای بود که [[مسلمانان]] از [[ذمیان]] می‌گرفتند<ref>تاریخ سیاسی اسلام، ص۴۷۲؛ مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۲، ص۱۵۴۸.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۷۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش