بحث:مرگ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۲۶۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۴ فوریهٔ ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۱۶: خط ۳۱۶:


[[انسانی]] که می‌‌میرد بستگان و خویشان او را فراموش می‌‌کنند گویی اصلا نبوده است<ref>مریم، آیه ۲۳</ref> ولی انسان باید بداند هیچ عمل او فراموش نمی‌شود و همه در [[کتاب اعمال]] او ثبت است و برایش باقی می‌‌ماند. بنابراین باید خود را برای این امر آماده کند که کوچک‌ترین چیز فراموش نمی‌شود و در ترازوی [[عدالت الهی]] سنجش می‌‌شود.<ref>لقمان، آیه ۱۶؛ انبیاء، آیه ۴۷</ref> اگر [[اعمال]] سنگین باشد [[بهشت]] نصیب او می‌‌شود و اگر سبک از هیچ باشد، به [[دوزخ]] فراق گرفتار می‌‌شود؛ زیرا این [[صفات الهی]] انسان با اعمال در هر شخصی ظهور می‌‌یابد و کفه [[صفات الهی]] او را سنگین می‌‌سازد.<ref>اعراف، آیات ۸ و ۹؛ قارعه، آیات ۶ تا ۱۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ دریچه‌ای به سوی آخرت (مقاله)|مرگ دریچه‌ای به سوی آخرت]]</ref>
[[انسانی]] که می‌‌میرد بستگان و خویشان او را فراموش می‌‌کنند گویی اصلا نبوده است<ref>مریم، آیه ۲۳</ref> ولی انسان باید بداند هیچ عمل او فراموش نمی‌شود و همه در [[کتاب اعمال]] او ثبت است و برایش باقی می‌‌ماند. بنابراین باید خود را برای این امر آماده کند که کوچک‌ترین چیز فراموش نمی‌شود و در ترازوی [[عدالت الهی]] سنجش می‌‌شود.<ref>لقمان، آیه ۱۶؛ انبیاء، آیه ۴۷</ref> اگر [[اعمال]] سنگین باشد [[بهشت]] نصیب او می‌‌شود و اگر سبک از هیچ باشد، به [[دوزخ]] فراق گرفتار می‌‌شود؛ زیرا این [[صفات الهی]] انسان با اعمال در هر شخصی ظهور می‌‌یابد و کفه [[صفات الهی]] او را سنگین می‌‌سازد.<ref>اعراف، آیات ۸ و ۹؛ قارعه، آیات ۶ تا ۱۰</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ دریچه‌ای به سوی آخرت (مقاله)|مرگ دریچه‌ای به سوی آخرت]]</ref>
==عدم [[حاکمیت]] اسباب بر [[قدرت الهی]]==
[[دنیا]] بر اساس [[مشیت الهی]] به گونه‌ای سامان یافته تا از طریق اسباب، [[ربوبیت]] و پروردگاری شود؛ از همین رو [[خدا]] انواع و اقسام اسباب مادی و غیر مادی را به کار می‌گیرد تا [[فلسفه]] و [[حکمت آفرینش]] تحقق یابد. پس همان طوری که انواع [[فرشتگان]] با قوت‌ها و قدرت‌های متنوع <ref>فاطر، آیه ۱</ref>،
به امور گوناگون در هستی می‌پردازند که شامل [[نازعات]]، ناشطات، [[سابحات]]، [[سابقات]]، مدبرات<ref>نازعات، آیات ۱ تا ۵</ref>، ذاریات، حاملات، جاریات، مقسمات<ref>ذاریات، آیات ۱ تا ۴</ref> و مانند آنها به عنوان اسباب [[الهی]] در کار هستند، همچنین اسبابی دیگر غیر از فرشتگان نیز برای تحقق [[اهداف]] [[حکیمانه]] الهی در کار هستند که شامل خود [[انسان‌ها]] نیز می‌شود؛ خدا از [[انسان]] به عنوان «حارث» و شخم زننده و دانه پاش بهره می‌گیرد،تا خود در [[مقام]] «زارع»، «[[زراعت]]» را انجام می‌دهد؛ زیرا زراعت به معنای [[تغییر]] دانه مرده به [[گیاه]] زنده و [[رشد]] و نمو آن تنها در دست پروردگاری است که [[رب العالمین]] است.<ref>واقعه، آیات ۶۳ تا ۶۵</ref>
در [[آیات قرآن]] و [[روایات معتبر]] به این نکته توجه داده شده که دنیا دار الاسباب است؛ به این معنا که امور در دنیا از طریق اسباب و بهره‌گیری از سبب‌های مناسب برای هر چیزی انجام می‌شود. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|أبَي اللّه ُ أن يُجرِيَ الأشياءَ إلاّ بِأسبابٍ، فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيءٍ سَبَبا و جَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحا، و جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلما، و جَعَلَ لِكُلِّ عِلمٍ بابا ناطِقا، عَرَفَهُ مَن عَرَفَهُ، و جَهِلَهُ مَن جَهِلَهُ، ذاكَ رسولُ اللّه ِو نَحنُ}}؛ [[خداوند]] ابا دارد از اینکه چیزها (امور) را جز از طریق اسباب فراهم آورد. از این رو، برای هر چیزی، سببی قرار داده؛ و برای هر سببی، بیانی؛ و برای هر بیانی، دانشی؛ و برای هر دانشی، دری است. گویا هر که آن در را [[شناخت]]، [[علم]] را فهمید؛ و هر کس آن را نشناخت، [[جاهل]] ماند. آن در، همان [[رسول خدا]]{{صل}} و ما هستیم.<ref>کافی، ج ۱، ص۱۸۳، حدیث ۷</ref>
بنابراین، لازم است تا هر کسی برای انجام هر کاری، اسباب مناسب آن را بشناسد و به کار گیرد تا به [[هدف]] خویش [[جامه]] عمل پوشد.<ref>کهف، آیات ۸۲ تا ۸۵</ref>
از نظر [[قرآن]]، هر چند که [[سنت الهی]] در چارچوب [[مشیت]] [[حکیمانه]] [[الهی]] به این تعلق گرفته تا هر چیزی در [[دنیا]]
بر اساس اسباب جریان یابد؛ اما این بدان معنا نیست که [[سنت‌ها]] و [[قوانین الهی]]، [[حاکم]] بر [[خدا]] باشد؛ زیرا اگر سخن از [[وجوب]] چیزی بر اساس وجود سببی است؛ این بدان معنا نیست که خدا عاجز از جلوگیری سببی باشد که خود [[آفریده]] است، بلکه همچنان در [[مقام]] [[ربوبیت]]، صفر تا صد زمام امور هر چیزی در دست اوست؛ زیرا [[قدرت الهی]] فوق [[قوانین]] و آفریده‌های خودش است و هرگز «وجوب» چیزی به معنای [[سلطه]] و [[حاکمیت]] یابی آن چیز بر قدرت الهی نیست تا [[گمان]] شود که خدا در برابر آن چیز عاجز است، بلکه باید گفت که معنای [[حقیقی]] «یجب علیه؛ بر خدا [[واجب]] است»، همان «یجب عنه؛ یعنی وجوب از او نشات و سرچشمه می‌گیرد»، است.
بنابراین هرگز آفریده‌های الهی و قوانین و سنت‌های نشأت گرفته از او، حاکم بر خود خدا نیست، بلکه تابع مشیت و [[اراده الهی]] است. به‌طور مثال با آنکه خدا بر اساس [[سنت]] و [[قانون]] حاکم بر روابط میان موجودات، [[سحر]] و [[جادو]] را قرار داده تا دارای آثار خاص باشد، اما هرگز این بدان معنا نیست که آن قانون سحر بدون [[اذن]] و اراده الهی عمل کند و تاثیر مستقلی داشته باشد و خدا دیگر زمام امور سحر را در دست نداشته باشد یا نتواند جلوی تاثیر آن را بگیرد؛ بلکه همچنان قانون و سنت سحر و آثار آن در [[دست خدا]] است. بصراحت درباره حاکمیت [[اراده]] و اذن خویش بر سنت سحر می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ}}<ref>«در حالی که جز به اذن خداوند به کسی زیان نمی‌رساندند» سوره بقره، آیه ۱۰۲.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اسباب در مرگ و زندگی (مقاله)|نقش اسباب در مرگ و زندگی]]</ref>
==نقش اسباب در [[مرگ]] و [[زندگی]]==
از نظر [[آموزه‌های قرآن]]، [[زنده کردن]] و [[میراندن]] [[دست خدا]] است: {{متن قرآن|وَٱللَّهُ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ}}.<ref>آل عمران، آیه ۱۵۶؛ اعراف، آیه ۱۵۸؛ بقره، آیه ۲۵۸؛ توبه، آیه ۱۱۶</ref> از همین روست که [[توفی]] به معنای گرفتن تمام نفس از سوی [[خدا]] انجام می‌شود: {{متن قرآن|ٱللَّهُ يَتَوَفَّى ٱلْأَنفُسَ}}<ref>سوره زمر، آیه ۴۲.</ref>
البته همان طوری که بیان شد، جریان [[سنت‌های الهی]] این گونه رقم خورده تا [[احیاء]] و [[اماته]] از طریق اسباب انجام شود؛ لذا در مراتب عالی از اسبابی به نام «[[ملک الموت]]» یعنی [[عزرائیل]] بهره گرفته می‌شود: بگو [[فرشته]] مرگی که بر شما گمارده شده به تمام کمال می‌ ستاند، آنگاه به سوی پروردگارتان بازگردانیده می‌‌‌شوید.<ref>سجده، آیه ۱۱</ref>
سپس در اسباب میانی از [[فرشتگان]] مرگ استفاده می‌شود که تحت [[مدیریت]] ملک الموت هستند: {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ تَتَوَفَّىٰهُمُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ}}<ref>سوره نحلآیات، آیه ۲۸.</ref>
سپس در اسباب ظاهری از [[بیماری]]، [[قتل در جنگ]]<ref>انفال، آیه ۱۷</ref>، باد<ref>حاقه، آیات ۶ و ۷؛ عنکبوت، آیه ۴۰</ref>؛ آب<ref>عنکبوت، آیه ۴۰</ref>، [[زلزله]]، [[صیحه]]<ref>یس، آیات ۴۹ و ۵۳؛ قمر، آیه ۳۱</ref>، [[صاعقه]]<ref>فصلت، آیه ۱۳؛ آل عمران، آیه ۱۵۳</ref> و مانند آنها برای مرگ استفاده می‌شود.
بنابراین، مرگ و زندگی دست خدا است؛ از همین رو، تا زمانی که مرگ به [[اراده]] و [[اذن الهی]] بر کسی مقدر نشده باشد<ref>بقره، آیه ۱۸۰؛ نساء، آیه ۱۸</ref>، هیچ کس نمی‌میرد، حتی اگر گرفتار انواع و اقسام اسباب ظاهری باشد. به این معنا که اگر کسی به بیماری [[طاعون]] و سرطان و بسیاری از بیماری‌های سخت [[درمان]] یا بی‌درمان گرفتار شود، تا اراده و اذن الهی نباشد، مرگ او نمی‌رسد و حاضر نمی‌شود. بر همین اساس، خدا می‌فرماید در [[جبهه جنگ]] اگر کسی جراحت کشنده‌ای بر کسی وارد کرد تا زمانی که [[زمان]] مرگش نرسیده باشد، او نمی‌میرد؛ بنابراین، [[قتل]] هر چند که به [[قاتل]] نسبت داده می‌شود، ولی اگر [[اجل]] او نرسیده باشد، او نمی‌میرد، بلکه این [[قتل]] به [[اذن الهی]] انجام شده است و قاتل هر چند می‌بایست [[مجازات]] شود؛ زیرا به اسباب ظاهری او قاتل است، ولی در اصل این خداست که [[جان]] او را گرفته است. {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ قَتَلَهُمْ}}<ref>سوره انفال، آیه ۱۷.</ref>
در [[حقیقت]] اسباب، زمانی بر اساس [[سنت‌های الهی]] تاثیر خواهد داشت که [[اراده]] و اذن الهی پشت آن باشد؛ وگرنه کسی با اسباب ظاهری نمی‌میرد؛ زیرا اسباب ظاهری مستقل عمل نمی‌کنند، بلکه همانند مداد و شمشیری در [[دست خدا]] عمل می‌کنند.
[[خدا]] بصراحت در [[قرآن]] می‌فرماید رفتن به [[جهاد]] و حضور در میدان [[نبرد]] که انواع جراحات از تیر و [[شمشیر]] و نیزه به [[انسان]] وارد می‌شود و بستر خطرآفرین و [[مرگ]] آفرین است، موجب مرگ [[آدم]] نمی‌شود، بلکه آنکه مرگ را رقم می‌زند، اراده و [[قضای الهی]] است که برای شخص مقدر کرده که در [[جبهه]] به [[شهادت]] برسد یا نرسد؟ پس اگر اجل شخصی رسیده باشد اگر از جبهه [[فرار]] کند در رختخواب خواهد مرد؛ و اگر اجلش نرسیده باشد، در میدان نبرد با جراحات کشنده نیز نمی‌میرد؛ چنانکه خدا در این باره می‌فرماید: هر کجا باشید! شما را مرگ درمی‌ یابد هر چند در برجهای [[استوار]] باشید؛ و اگر پیشامد خوبی به آنان برسد، می‌ گویند: این از جانب خداست و چون صدمه‌ای به ایشان برسد، می‌ گویند: این از طرف توست! بگو: همه از جانب خداست. آخر این [[قوم]] را چه شده است که نمی‌خواهند سخنی را درست دریابند؟!<ref>نساء، آیه ۷۸</ref>
بر اساس [[آموزه‌های قرآن]]، [[انسان‌ها]] دارای دو [[اجل حتمی]] یا مسمی و [[اجل معلق]] هستند. هنگامی که اجل حتمی یا مسمی برسد [[فرشتگان]] [[محافظ]] انسان کنار می‌روند و [[توفی]] از سوی خدا به دست فرشتگان و [[ملک الموت]] انجام می‌شود.<ref>رعد، آیه ۱۱</ref>
خدا در قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن طِينٍۢ ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلًۭا وَأَجَلٌۭ مُّسَمًّى عِندَهُۥ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ}}<ref>«اوست که شما را از گل آفرید سپس اجلی مقرر داشت و اجل معیّن نزد اوست آنگاه شما تردید می‌کنید» سوره انعام، آیه ۲.</ref>
اَجَل مُعَلَّقْ، [[زمان]] نامعین و تغییرپذیر [[مرگ انسان]] است که در مقابل [[اجل]] مُسَمّی <ref>زمان حتمی مرگ انسان</ref> قرار دارد. بر اساس [[آموزه‌های قرآن]] و [[روایات معتبر]]، [[اجل معلق]]، [[زمان مرگ]] هر فرد براساس شرایط [[بدنی]] اوست که ممکن است براثر عوامل خارجی، زودتر یا با تأخیر صورت گیرد.<ref>المیزان، ج ۷، ص۱۰</ref>
[[شیخ طوسی]] از [[امام صادق]]{{ع}} نقل کرده است: «کسانی که بر اثر گناهانشان می‌میرند، بیشتر از کسانی‌اند که به [[مرگ طبیعی]] می‌میرند و کسانی که با [[نیکوکاری]] عمرشان طولانی می‌شود، بیشتر از کسانی‌اند که به‌صورت طبیعی عمرشان زیاد است».<ref>امالی، ص۳۰۵</ref>
اموری چون: [[عبادت خدا]]، [[تقوا]] و [[اطاعت از پیامبر]]، [[مرگ]] را به تأخیر می‌اندازد.<ref>المیزان، ج ۲۰، ص۲۸</ref> همچنین اموری همچون [[صدقه]]، [[صله‌رحم]]، خوشرفتاری با [[همسایگان]]، [[ترک گناه]] و [[زیارت امام حسین]]{{ع}} مرگ انسان را به تأخیر می‌اندازد.<ref>اجل، ابوطالبی، ص۱۶۳</ref> در مقابل، انجام کارهایی همچون ارتکاب [[زنا]]، [[آزار پدر و مادر]]، [[قسم دروغ]]، قطع ارتباط با [[خویشاوندان]] باعث کوتاه‌شدن عمر می‌شود.
داستان [[اجل مسمی]] و اجل معلق، داستان فانوس است. اگر فانوسی را که در مخزن آن مقداری نفت وجود دارد، روشن کنیم دو نوع [[خاموشی]] برای آن متصور است:
#آنقدر روشن باشد تا نفت آن تمام شود و به طور طبیعی خاموش گردد؛ این همان اجل مسمی است که تقدیم و تاخیر در آن راه نمی‌یابد و [[اعمال نیک]] و بد موجب [[تغییر]] در آن نمی‌شود؛
#قبل از تمام شدن نفت، کسی آن را خاموش کند یا فانوس بر [[زمین]] افتد یا در اثر باد خاموش شود. این همان حالت اجل معلق است که [[اعمال]] شخص در آن نقش اساسی دارد.
به هر حال، بر این اساس آموزه‌های قرآن، می‌توان گفت که مرگ و [[زندگی]] در [[دست خدا]] است، اما [[انسان]] در کوتاه و بلند شدن عمرش موثر است که این امر تنها در مسئله «[[اجل معلق]]» است نه درباره «[[اجل مسمی]]»؛ زیرا اگر اجل مسمی برسد دیگر تاخیری نخواهد داشت و [[مرگ]] شخص حتمی خواهد بود. [[خدا]] به صراحت می‌فرماید: و اگر [[خداوند]] [[مردم]] را به سزای ستمشان [[مؤاخذه]] می‌کرد، جنبنده‌ ای بر روی [[زمین]] باقی نمی‌ گذاشت؛ لیکن [[کیفر]] آنان را تا وقتی معین بازپس می‌ اندازد؛ و چون [[اجل]] تعیین شده ایشان فرا رسد، ساعتی آن را پس و پیش نمی‌ توانند افکنند. <ref>نحل، آیه ۶۱</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اسباب در مرگ و زندگی (مقاله)|نقش اسباب در مرگ و زندگی]]</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۳۲۷: خط ۳۶۰:
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[از مرگ اختیاری تا اجل حتمی (مقاله)|'''از مرگ اختیاری تا اجل حتمی''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[از مرگ اختیاری تا اجل حتمی (مقاله)|'''از مرگ اختیاری تا اجل حتمی''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ دریچه‌ای به سوی آخرت (مقاله)|'''مرگ دریچه‌ای به سوی آخرت''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[مرگ دریچه‌ای به سوی آخرت (مقاله)|'''مرگ دریچه‌ای به سوی آخرت''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نقش اسباب در مرگ و زندگی (مقاله)|'''نقش اسباب در مرگ و زندگی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۴۳۵

ویرایش