بنی‌ضبیب: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '،-' به ' -'
جز (جایگزینی متن - '،-' به ' -')
خط ۱۰: خط ۱۰:


==[[مساکن]] و منازل این [[قوم]]==
==[[مساکن]] و منازل این [[قوم]]==
خاستگاه اولیه این قوم را بمانند دیگر [[خویشاوندان]] هم [[نسب]] شان –چونان [[بنی عامله]] و [[بنی لخم]]- [[یمن]] گفته‌اند<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۹.</ref>. ضبیبی‌ها در کنار دیگر [[اقوام]] جذامی خود در سده‌های نخستین میلادی در پی [[سیل عرم]] و ویرانی [[سد مأرب]]<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴.</ref>، همراه با [[قبایل]] [[لخم]] و عامله و [[غسان]] به نواحی شمالی [[جزیرة العرب]] و [[شام]] کوچ کردند<ref>سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیده‌اند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)</ref> و در مناطق وسیعی از این [[سرزمین]] که [[مورخین]] و [[نسب‌شناسان]] دامنه آن را از منطقۀ حِسمی در شمال [[تبوک]] و [[وادی القری]] -که امروزه در شمال‌غربی [[شبه جزیرۀ عربستان]] [[سعودی]] و جنوب ‌غربـی [[اردن]] قـرار دارد- تا [[فلسطین]] ترسیم کرده‌اند، و شامل مناطقی چون اِرم، معان، [[مدین]] و اَیله می‌شد، امتداد داشت<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۵۴-۱۵۵ و ج۲، ‌ص۲۵۸-۲۵۹؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۳، ص۱۲۰۱و ص۱۲۴۷؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۹۸؛ زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ‌ص۱۶۳.</ref>. «حَمقَتین»<ref>«حمقتین» منطقه ای است از بلندی‌های شام. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج‌۲، ص۳۰۵)</ref>-<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج‌۳، ص۲۴۳ و ۲۴۹.</ref> و نیز [[فلسطین]]<ref>ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۴۸۰.</ref>، از جمله [[مساکن]] و منازل بنی جذام در منطقه [[شام]] بودند که در آن، حضور جمعی از [[مردم]] بنی ضبیب گزارش شده است. پس از [[پذیرش اسلام]]، جمع زیادی از مردم بنی ضبیب، در پی [[اجازه]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[رفاعة بن زید]] جذامی، به منطقه [[حجاز]] وارد شدند و در نقاطی از آن از جمله «[[حرة الرجلاء]]»<ref>«حرة الرجلاء» حره‌ای است در دیار بنی القین بن جسر بین مدینه و شام. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۴۶)</ref> و نیز «[[کراع ربه]]» و «دره مدان» در قسمت مسیل شرقی [[حره]] ساکن شدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۶۱۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج‌۳، ص۱۴۱. نیز، یاقوت حموی، معجم البلدان، ج‌۵، ص۷۴؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۳۰۷.</ref>. همچنین، پس از انجام [[فتوحات اسلامی]] در [[مصر]] و شمال [[افریقا]]، بسیاری از ضبیبی‌ها به مصر کوچ کردند و در بخش‌هایی از این [[سرزمین]]، به‌ویژه در دلتای شرقی [[رود نیل]] [[منزل]] گرفتند. از جمله این ضبیبی‌ها، بنی زهیر بودند که [[مردمان]] آن علاوه بر سکونت در شام، جمعی نیز در مصر سکنی گزیدند.<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۷۵.</ref> نقل است که برخی از ایشان، در دقهلیه و مرتاحیه منزل گرفتند و در آنجا با بنی اعمام خود از [[طایفه]] [[زید بن حرام بن جذام]] در هم آمیختند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۷۵.</ref>. «[[قلقشندی]]» به نقل از «همدانی»، محل سکونت آنان را در این سرزمین، از گذرگاه منطقه [[خوف]] تا نزدیکی اشموم الرمان عنوان کرده است<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۷۵.</ref>. بنی حصن نیز تیره ای دیگر از بنی ضبیب بودند که در منطقه خوف در [[ساحل]] شرقی رود نیل در شرق مصر سکونت داشتند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۳۴.</ref>؛ ضمن این که بخشی از توابع هریبط در [[ساحل]] شرقی که به نام «الاحراز»<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۶۴.</ref> یا «الاحراره»<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۳۴.</ref> شناخته می‌‌شد نیز، از [[مساکن]] آنها به شمار می‌‌رفت. بنی [[خلف]] ([[خلیفه]]) هم از دیگر شاخه‌های این [[قوم]] بودند که در دقهلیه و مرتاحیه [[مصر]] ساکن بودند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۴۷.</ref>. ضمن این که قسمی از توابع هریبط به نام «الحرار» را نیز از مواضع محل سکونت این قوم برشمرده اند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۴۷.</ref>. «طمبشا»، -روستایی در غرب مصر که برخی [[محدثین]] بدان منسوبند،- هم، از دیگر متعلقات قوم بنی ضبیب در این [[سرزمین]] به شمار رفته است<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۹، ص۱۳۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
خاستگاه اولیه این قوم را بمانند دیگر [[خویشاوندان]] هم [[نسب]] شان –چونان [[بنی عامله]] و [[بنی لخم]]- [[یمن]] گفته‌اند<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۲۹.</ref>. ضبیبی‌ها در کنار دیگر [[اقوام]] جذامی خود در سده‌های نخستین میلادی در پی [[سیل عرم]] و ویرانی [[سد مأرب]]<ref>محسن امین، اعیان الشیعه، ج۱، ص۱۹۴.</ref>، همراه با [[قبایل]] [[لخم]] و عامله و [[غسان]] به نواحی شمالی [[جزیرة العرب]] و [[شام]] کوچ کردند<ref>سمعانی، الانساب، ج۳، ص۲۲۴. بر اساس برخی روایات منتسب به پیامبر{{صل}} نیز، از لخم و جذام و عامله و غسان، به عنوان چهار قبیله سبئی که از یمن به شام کوچیده و در آن سرزمین منزل گزیده‌اند، نام برده شده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۹؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۴۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۱۵۹)</ref> و در مناطق وسیعی از این [[سرزمین]] که [[مورخین]] و [[نسب‌شناسان]] دامنه آن را از منطقۀ حِسمی در شمال [[تبوک]] و [[وادی القری]] -که امروزه در شمال‌غربی [[شبه جزیرۀ عربستان]] [[سعودی]] و جنوب ‌غربـی [[اردن]] قـرار دارد- تا [[فلسطین]] ترسیم کرده‌اند، و شامل مناطقی چون اِرم، معان، [[مدین]] و اَیله می‌شد، امتداد داشت<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۱۵۴-۱۵۵ و ج۲، ‌ص۲۵۸-۲۵۹؛ بکری، معجم ما استعجم، ج۳، ص۱۲۰۱و ص۱۲۴۷؛ مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۹۸؛ زمخشری، الفائق فی غریب الحدیث، ج۳، ‌ص۱۶۳.</ref>. «حَمقَتین»<ref>«حمقتین» منطقه ای است از بلندی‌های شام. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج‌۲، ص۳۰۵)</ref>-<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج‌۳، ص۲۴۳ و ۲۴۹.</ref> و نیز [[فلسطین]]<ref>ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۴۸۰.</ref>، از جمله [[مساکن]] و منازل بنی جذام در منطقه [[شام]] بودند که در آن، حضور جمعی از [[مردم]] بنی ضبیب گزارش شده است. پس از [[پذیرش اسلام]]، جمع زیادی از مردم بنی ضبیب، در پی [[اجازه]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[رفاعة بن زید]] جذامی، به منطقه [[حجاز]] وارد شدند و در نقاطی از آن از جمله «[[حرة الرجلاء]]»<ref>«حرة الرجلاء» حره‌ای است در دیار بنی القین بن جسر بین مدینه و شام. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۴۶)</ref> و نیز «[[کراع ربه]]» و «دره مدان» در قسمت مسیل شرقی [[حره]] ساکن شدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۶۱۳؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج‌۳، ص۱۴۱. نیز، یاقوت حموی، معجم البلدان، ج‌۵، ص۷۴؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۳۰۷.</ref>. همچنین، پس از انجام [[فتوحات اسلامی]] در [[مصر]] و شمال [[افریقا]]، بسیاری از ضبیبی‌ها به مصر کوچ کردند و در بخش‌هایی از این [[سرزمین]]، به‌ویژه در دلتای شرقی [[رود نیل]] [[منزل]] گرفتند. از جمله این ضبیبی‌ها، بنی زهیر بودند که [[مردمان]] آن علاوه بر سکونت در شام، جمعی نیز در مصر سکنی گزیدند.<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۷۵.</ref> نقل است که برخی از ایشان، در دقهلیه و مرتاحیه منزل گرفتند و در آنجا با بنی اعمام خود از [[طایفه]] [[زید بن حرام بن جذام]] در هم آمیختند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۷۵.</ref>. «[[قلقشندی]]» به نقل از «همدانی»، محل سکونت آنان را در این سرزمین، از گذرگاه منطقه [[خوف]] تا نزدیکی اشموم الرمان عنوان کرده است<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۷۵.</ref>. بنی حصن نیز تیره ای دیگر از بنی ضبیب بودند که در منطقه خوف در [[ساحل]] شرقی رود نیل در شرق مصر سکونت داشتند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۳۴.</ref>؛ ضمن این که بخشی از توابع هریبط در [[ساحل]] شرقی که به نام «الاحراز»<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۶۴.</ref> یا «الاحراره»<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۳۴.</ref> شناخته می‌‌شد نیز، از [[مساکن]] آنها به شمار می‌‌رفت. بنی [[خلف]] ([[خلیفه]]) هم از دیگر شاخه‌های این [[قوم]] بودند که در دقهلیه و مرتاحیه [[مصر]] ساکن بودند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۴۷.</ref>. ضمن این که قسمی از توابع هریبط به نام «الحرار» را نیز از مواضع محل سکونت این قوم برشمرده اند<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب ‌العرب، ص۲۴۷.</ref>. «طمبشا»، -روستایی در غرب مصر که برخی [[محدثین]] بدان منسوبند - هم، از دیگر متعلقات قوم بنی ضبیب در این [[سرزمین]] به شمار رفته است<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۹، ص۱۳۵.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


==بنی ضبیب و [[پذیرش اسلام]]==
==بنی ضبیب و [[پذیرش اسلام]]==
گویا طلیعه [[نفوذ اسلام]] در این قوم و نخستین تلاش گروهی این قوم جهت پذیرش اسلام را باید در [[وفد]] [[رفاعه بن زید جذامی]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} در [[ذی القعده]] سال ششم یا هفتم [[هجرت]] جست<ref>ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۷.</ref>. رفاعه بن زید جذامی پیش از [[جنگ خیبر]] ([[سال ششم هجری]]) و در [[زمان]] [[صلح حدیبیه]] با جماعتی نزد پیامبر{{صل}} رفتند و ضمن تقدیم بُرد‌هایی [[یمانی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۶.</ref> و غلامی به نام «[[مدعم]]» -که بعدها در [[نبرد]] خیبرکشته شد،-<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۷؛ ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۱۴۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۴۰.</ref> [[مسلمان]] شدند. پیامبر{{صل}} در این دیدار، پیامی با این مضمون: «[[بسم الله الرحمن الرحیم]]. این [[نامه]] برای رفاعه بن زید جذامی نوشته شده است تا آن را برای تمامی افراد [[قبیله]] خود و کسانی که همراه او هستند ببرد و آنها را به سوی [[خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}} فرا خواند. هر کس از قبیله [[رفاعه]]، این [[دعوت]] را بپذیرد، از [[حزب خدا]] و رسول خدا{{صل}} خواهد بود و هر کس که دعوت را نپذیرد، دو ماه به او [[امان]] داده خواهد شد». برای او صادر فرمود و آن را همراه با رفاعه نزد قومش بنی ضبیب فرستاد. رفاعه نزد قوم خود رفت و [[نامه پیامبر]] خدا{{صل}} را برای آنان قرائت کرد. قوم رفاعه، دعوت او را پذیرفتند و همگی [[مسلمان]] شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۱۴۰.</ref>. آنان پس از [[پذیرش اسلام]] به «[[حرة الرجلاء]]»<ref>حره ای است در دیار بنی القین بن جسر بین مدینه و شام. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۴۶)</ref> کوچ کردند و در آنجا اقامت گزیدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>
گویا طلیعه [[نفوذ اسلام]] در این قوم و نخستین تلاش گروهی این قوم جهت پذیرش اسلام را باید در [[وفد]] [[رفاعه بن زید جذامی]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} در [[ذی القعده]] سال ششم یا هفتم [[هجرت]] جست<ref>ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۷۷.</ref>. رفاعه بن زید جذامی پیش از [[جنگ خیبر]] ([[سال ششم هجری]]) و در [[زمان]] [[صلح حدیبیه]] با جماعتی نزد پیامبر{{صل}} رفتند و ضمن تقدیم بُرد‌هایی [[یمانی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۶۶.</ref> و غلامی به نام «[[مدعم]]» -که بعدها در [[نبرد]] خیبرکشته شد -<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۷؛ ابن قتیبه دینوری، المعارف، ص۱۴۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۴۰.</ref> [[مسلمان]] شدند. پیامبر{{صل}} در این دیدار، پیامی با این مضمون: «[[بسم الله الرحمن الرحیم]]. این [[نامه]] برای رفاعه بن زید جذامی نوشته شده است تا آن را برای تمامی افراد [[قبیله]] خود و کسانی که همراه او هستند ببرد و آنها را به سوی [[خدا]] و [[رسول خدا]]{{صل}} فرا خواند. هر کس از قبیله [[رفاعه]]، این [[دعوت]] را بپذیرد، از [[حزب خدا]] و رسول خدا{{صل}} خواهد بود و هر کس که دعوت را نپذیرد، دو ماه به او [[امان]] داده خواهد شد». برای او صادر فرمود و آن را همراه با رفاعه نزد قومش بنی ضبیب فرستاد. رفاعه نزد قوم خود رفت و [[نامه پیامبر]] خدا{{صل}} را برای آنان قرائت کرد. قوم رفاعه، دعوت او را پذیرفتند و همگی [[مسلمان]] شدند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۵۵۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۳، ص۱۴۰.</ref>. آنان پس از [[پذیرش اسلام]] به «[[حرة الرجلاء]]»<ref>حره ای است در دیار بنی القین بن جسر بین مدینه و شام. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۲۴۶)</ref> کوچ کردند و در آنجا اقامت گزیدند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۹۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۴۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref>


==بنی ضبیب و [[سریه زید بن حارثه]] در [[حسمی]]==
==بنی ضبیب و [[سریه زید بن حارثه]] در [[حسمی]]==
۲۲۶٬۶۷۴

ویرایش