←جامعهشناسی عصر امام سجاد{{ع}}
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
در همین راستاست که پس از [[حادثه کربلا]]، [[حضرت سجاد]]{{ع}} از فشارها و محدودیتها [[رهایی]] پیدا نکرد، بلکه در عصر خلفای مختلف [[اموی]] از [[اذیت و آزار]] فوقالعادهای [[رنج]] میبرد. از طرفی رنج [[امت]] که ملعبه دست [[سیاستمداران]] [[نظام حاکم]] میشدند و از طرف دیگر رنجهای عدیده بر [[اهلبیت]] و [[خاندان]] [[بنیهاشم]] و [[امام]] تلاش میکرد [[وظایف]] سنگین [[امامت]] خود را در عصر [[بحران]] به خوبی به جا آورد<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]]، ص۵.</ref>. | در همین راستاست که پس از [[حادثه کربلا]]، [[حضرت سجاد]]{{ع}} از فشارها و محدودیتها [[رهایی]] پیدا نکرد، بلکه در عصر خلفای مختلف [[اموی]] از [[اذیت و آزار]] فوقالعادهای [[رنج]] میبرد. از طرفی رنج [[امت]] که ملعبه دست [[سیاستمداران]] [[نظام حاکم]] میشدند و از طرف دیگر رنجهای عدیده بر [[اهلبیت]] و [[خاندان]] [[بنیهاشم]] و [[امام]] تلاش میکرد [[وظایف]] سنگین [[امامت]] خود را در عصر [[بحران]] به خوبی به جا آورد<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]]، ص۵.</ref>. | ||
=== [[مسخ]] [[ارزشها]] === | |||
در [[عصر امامت امام سجاد]]{{ع}} یکی از تاریکترین صفحات تاریخ اسلام به دست [[حکومت امویان]] رقم میخورد و [[امام]] با دلی پر [[خون]] [[شاهد]] مقدّرات تلخ [[دنیای اسلام]] است. [[امویان]] و سپس [[مروانیان]] تمام شکوه و عظمت [[مسلمین]] را که در عصر پیامبر اکرم{{صل}} به عالیترین درجه [[انسانیت]] ارتقا یافته بودند، به باد تحقیر و [[تمسخر]] گرفته و ملتی را که از بند [[هوسها]] و صنمها رها شده بودند و به [[خدا]] پیوسته بودند، مجدداً عبد و [[بنده]] مشتی گرفتار شکم و [[شهوت]] کردند. ساختار [[اخلاقی]] [[حکومت]] به سمت و سویی میرفت که [[مردم]] میبایست بنده [[خلیفه]] باشند نه [[بنده خدا]]، ثناگوی [[خلافت]] باشند نه [[شکرگزار]] [[خالق متعال]] و هر کس این مبنای شرکی را نمیپذیرفت به [[قتل]] و [[مجازات]] سخت [[تهدید]] میشد. | |||
پس از قتل عثمان و دعوت عمومی مردم از [[امیرالمؤمنین]] برای خلافت، بعضی از دانه درشتها به دلیل [[غرور]] و نخوت از [[بیعت]] با امیرالمؤمنین علی{{ع}} فاصله گرفتند، عبدالله عمر مثل سعد بیابن وقاص از بیعت با امیرالمؤمنین علی{{ع}} [[امتناع]] ورزید و بر بیطرفی خود [[ایستادگی]] کرد و تا آن هنگام که سپاهیان اموی پس از [[واقعه حره]] به [[فرماندهی]] [[مسلم بن عقبه]] وارد [[مدینه]] شدند زنده بود. مسلم بن عقبه این فرمانده اموی با تحقیر و تهدید گرد [[ذلت]] را بر [[مردم مدینه]] پاشید و رسماً اعلام کرد شما مردم باید به شرط آنکه برده [[یزید بن معاویه]] باشید با من بیعت کنید! همین عبدالله عمر که آن [[روز]] زیر بار [[خلافت امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} نرفت به چنین بیعتی تن در داد و برای [[نجات]] از قتل شرط بیعت را پذیرفت. | |||
عبدالله عمر به [[یاری]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} نشتافت تا در صف مقدم آزادگان و حامیان [[حق]] جای گیرد تا آنکه [[روزگار]] او را به [[حکم]] [[اجبار]] در صفوف [[بردگان]] یزید درآورد. آن وقت فهمید که همهگونه [[آزادی]] از او سلب شده و جز بردهای [[ذلیل]] بیش نیست. از این بالاتر آنکه عبدالله عمر تا [[زمان]] حجاج زنده بود وقتی که حجاج عامل عبدالملک وارد [[مدینه]] شد، شبانه شتابان نزد حجاج آمد، حجاج دراز کشیده بود، وقتی چشمش به عبدالله عمر افتاد، پرسید: چه کار داری؟ عبدالله جواب داد: میترسم بمیرم و با [[امام]] وقت خود [[بیعت]] نکرده باشم و چون تو نماینده امام وقت هستی دستت را دراز کن تا بدین وسیله با [[امیرالمؤمنین]] [[عبدالملک مروان]] بیعت کنم! حجاج هم [[فکر]] مسخره او را بیشتر مسخره کرد و خوابیده پایش را به سوی او دراز کرده گفت: دستت را روی این بکش او نیز دستش را روی پای حجاج کشید و رفت<ref>ترجمه اعیان الشیعه، ج۱، ص۴۲۳.</ref>. حجاج گفت: این مرد چقدر احمق است با علی{{ع}} بیعت نکرد حالا به پای من دست میکشد. | |||
دورهای که [[امام سجاد]]{{ع}} در آن [[زندگی]] میکرد دورانی بود که همه ارزشهای دینی دستخوش [[تحریف]] و [[تغییر]] [[امویان]] قرار گرفته و مردمِ یکی از مهمترین شهرهای مذهبی (مدینه) میبایست به عنوان برده یزید با او بیعت کنند. [[احکام اسلامی]] بازیچه دست افرادی چون [[ابن زیاد]]، حجاج و عبدالملک بود. حجاج، عبدالملک را مهمتر و [[برتر]] از [[رسول الله]] میشمرد و برخلاف نصوص دینی از [[مسلمانان]] [[جزیه]] میگرفت و با اندک [[تهمت]] و افترایی [[مردم]] را به دست جلادان میسپرد. در [[سایه]] چنین [[حکومتی]] آشکار است که [[تربیت دینی]] مردم تا چه اندازه تنزل کرده و ارزشهای [[جاهلی]] چگونه احیا خواهد شد. امام سجاد{{ع}} در این شرایط [[انسانی]] اهل عبادت بود که مهمترین تأثیر اجتماعیش در ایجاد پیوند مردم با [[خدا]] به وسیله [[دعا]] بود<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام سجاد (کتاب)|مظلومیت امام سجاد]]، ص ۹۸.</ref>. | |||
== جهتگیری کلی [[سیاسی]] امام سجاد{{ع}} == | == جهتگیری کلی [[سیاسی]] امام سجاد{{ع}} == | ||