برقراری عدل در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۹۸۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ آوریل ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۶: خط ۶۶:
{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}}: مَا حَقُّ الْإِمَامِ عَلَى النَّاسِ؟ قَالَ: حَقُّهُ عَلَيْهِمْ أَنْ يَسْمَعُوا لَهُ وَ يُطِيعُوا. قُلْتُ: فَمَا حَقُّهُمْ عَلَيْهِمْ؟ قَالَ: يَقْسِمَ بَيْنَهُمْ بِالسَّوِيَّةِ وَ يَعْدِلَ فِي الرَّعِيَّةِ}}<ref>اصول كافی، ج۱، ص۴۰۵.</ref>.
{{متن حدیث|عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ{{ع}}: مَا حَقُّ الْإِمَامِ عَلَى النَّاسِ؟ قَالَ: حَقُّهُ عَلَيْهِمْ أَنْ يَسْمَعُوا لَهُ وَ يُطِيعُوا. قُلْتُ: فَمَا حَقُّهُمْ عَلَيْهِمْ؟ قَالَ: يَقْسِمَ بَيْنَهُمْ بِالسَّوِيَّةِ وَ يَعْدِلَ فِي الرَّعِيَّةِ}}<ref>اصول كافی، ج۱، ص۴۰۵.</ref>.
از [[ابوحمزه]]، گفت: پرسیدم از [[امام باقر]]{{ع}} [[حق امام]] بر [[مردم]] چیست؟ فرمودند: [[حق]] او بر مردم این است که به او گوش فرا دهند و از او [[فرمانبری]] کنند، گفتم: پس [[حق مردم]] بر [[امام]] چیست؟ فرمود: به طور برابر بین آنان [[تقسیم ثروت]] کند و در [[رعیت]] به [[عدل]] [[رفتار]] کند.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۲، ص ۱۸۲.</ref>
از [[ابوحمزه]]، گفت: پرسیدم از [[امام باقر]]{{ع}} [[حق امام]] بر [[مردم]] چیست؟ فرمودند: [[حق]] او بر مردم این است که به او گوش فرا دهند و از او [[فرمانبری]] کنند، گفتم: پس [[حق مردم]] بر [[امام]] چیست؟ فرمود: به طور برابر بین آنان [[تقسیم ثروت]] کند و در [[رعیت]] به [[عدل]] [[رفتار]] کند.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۲، ص ۱۸۲.</ref>
==[[برقراری عدل]]==
روایاتی که بر [[وجوب]] اقامه و احیای [[عدل]] در [[جامعۀ بشر]] دلالت دارند، هر چند با توجه به [[آیات]] صریح دال بر [[وجوب عدل]] نیاز چندانی به تعرض [[روایات]] نیست، لکن برای تثبیت و تبیین هرچه بیشتر مدعا به نمونه‌ای از روایات این باب نیز اشاره می‌کنیم:
۱. [[کلینی]] در کافی به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می‌کند، فرمود:
{{متن حدیث|اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْدِلُوا فَإِنَّكُمْ تَعِيبُونَ عَلَى قَوْمٍ لَا يَعْدِلُونَ}}<ref>اصول کافی، ج۱، ص۱۴۷.</ref>؛
از [[خدا]] [[پروا]] کنید و [[عدالت]] را پیشه کنید؛ زیرا شما بر کسانی که به عدل عمل نمی‌کنند [[عیب]] گرفته و به [[رفتار]] آنان [[اعتراض]] دارید.
۲. [[صدوق]] به اسناد خویش از [[حضرت رضا]]{{ع}} روایت می‌کند، فرمود:
{{متن حدیث|حَرَّمَ اللَّهُ الْفِرَارَ مِنَ الزَّحْفِ لِمَا فِيهِ مِنَ الْوَهْنِ فِي الدِّينِ وَ الِاسْتِخْفَافِ بِالرُّسُلِ وَ الْأَئِمَّةِ الْعَادِلَةِ{{عم}} وَ تَرْكِ نُصْرَتِهِمْ عَلَى الْأَعْدَاءِ وَ الْعُقُوبَةِ لَهُمْ عَلَى إِنْكَارِ مَا دُعُوا إِلَيْهِ مِنَ الْإِقْرَارِ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ إِظْهَارِ الْعَدْلِ وَ تَرْكِ الْجَوْرِ وَ إِمَاتَتِهِ وَ الْفَسَادِ}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب جهاد العدو، باب ۲۹، ح۲.</ref>؛
[[خداوند]] [[فرار]] از جبهۀ [[جنگ با دشمنان خدا]] را [[تحریم]] فرمود؛ زیرا موجب [[سستی]] [[دین]] و سبک شماری [[رسولان]] خدا و [[امامان]] [[عادل]]، و رها کردن [[یاری]] آنان در برابر [[دشمنان]] می‌شود و نیز موجب ترک [[کیفر]] [[دشمنان خدا]] بر [[انکار]] آنچه به آن فرا خوانده شدند از [[اقرار]] به [[ربوبیّت خداوند]]، و اظهار عدل و ترک [[جور]] و نابود‌سازی [[فساد]] می‌شود.
این روایت - که در گذشته نیز به آن اشاره شد - افزون بر دلالت بر [[وجوب اقامۀ عدل]] که عبارت {{متن حدیث|وَ إِظْهَارِ الْعَدْلِ}} بر آن دلالت دارد، بر اهمیت مطلق فریضۀ اقامه و اظهار عدل نسبت به همۀ [[فرائض]] [[شرعی]] دیگر دلالت دارد؛ زیرا پس از اقرار به ربوبیّت خداوند، اظهار عدل و ترک جور و اماتۀ فساد را مطرح می‌کند، و به طور ضمنی این معنا را می‌فهماند که اظهار عدل [[و]] ترک جور و اماتۀ فساد اساس [[شریعت]] [[رسل]] به‌ویژه [[رسول اعظم]] محمد [[رسول الله]]{{صل}} است.
۳. [[صدوق]] در [[خصال]] به سندش از ابی مالک [[روایت]] می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ: قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ{{ع}}: أَخْبِرْنِي بِجَمِيعِ شَرَائِعِ الدِّينِ قَالَ قَوْلُ الْحَقِّ وَ الْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ}}<ref>بحار الانوار، ج۷۵، ص۲۶.</ref>؛
گفت به [[علی بن حسین]]{{ع}} گفتم: مرا با جمیع [[شرایع]] [[دین]] آشنا کن، فرمود: گفتار [[حق]] و [[حکم]] به [[عدل]] و [[وفای به عهد]] و [[پیمان]].
۴. در [[غرر الحکم]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} روایت می‌کند که فرمود:
{{متن حدیث|إِنَّ الْعَدْلَ مِيزَانُ اللَّهِ سُبْحَانَهُ الَّذِي وَضَعَهُ فِي الْخَلْقِ وَ نَصَبَهُ لِإِقَامَةِ الْحَقِّ فَلَا تُخَالِفْهُ فِي مِيزَانِهِ وَ لَا تُعَارِضْهُ فِي سُلْطَانِهِ}}<ref>غرر الحکم، ح۳۴۶۴</ref>؛
همانا عدل میزانی که [[خداوند سبحان]] برای [[خلق]] قرار داده، و آن را برای برپا ساختن حق برقرار نموده است، پس با [[خدا]] در میزانی که برپا کرده [[مخالفت]] مکن، و با [[سلطنت]] و [[حکمرانی]] او [[ستیز]] روا مدار. ‏
۵. در [[نهج البلاغه]] امیرالمؤمنین{{ع}} در ضمن وصف [[اهل ذکر]] چنین می‌فرماید:
{{متن حدیث|يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ وَ يَأْتَمِرُونَ بِهِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يَتَنَاهَوْنَ عَنْهُ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۲.</ref>؛
امر به [[دل]] می‌کنند و خود به آن امر عمل می‌کنند و از منکر و [[زشتی]] باز می‌دارند و خود از آن [[پرهیز]] می‌کنند.
عبارت {{متن حدیث|يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ}}؛ «[[امر به عدل]] می‌کنند» و نیز عبارت {{متن حدیث|وَ يَأْتَمِرُونَ بِهِ}}؛ «و خود به آن امر عمل می‌کنند» هر دو دلالت بر [[وجوب]] [[قسط و عدل]] دارد؛ زیرا امر به [[قسط]] کاشف از وجوب آن است، و تعبیر به «[[ائتمار]]؛ به امر عمل کردن» در جملۀ دوم نیز کاشف از وجوب فعل است؛ زیرا کاشف از تعلّق امر به آن است.
۶. صدوق به [[سند صحیح]] از [[امام باقر]]{{ع}} روایت می‌کند:
{{متن حدیث|قَالَ فِي حَدِيثٍ: قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَ لَا سُنَّةَ بَعْدَ سُنَّتِي فَمَنِ ادَّعَى ذَلِكَ فَدَعْوَاهُ وَ بِدْعَتُهُ فِي‏ النَّارِ فَاقْتُلُوهُ وَ مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ فِي النَّارِ. أَيُّهَا النَّاسُ! أَحْيُوا الْقِصَاصَ وَ أَحْيُوا الْحَقَّ لِصَاحِبِ الْحَقِّ وَ لَا تَفَرَّقُوا، وَ أَسْلِمُوا وَ سَلِّمُوا تَسْلَمُوا {{متن قرآن|كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ}}<ref>«خداوند مقرّر فرموده است که من و فرستادگانم پیروز خواهیم شد؛ بی‌گمان خداوند توانایی پیروزمند است» سوره مجادله، آیه ۲۱.</ref>}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب حد المرتد، باب ۷، ح۳.</ref>؛
در ضمن [[حدیثی]] فرمود: [[رسول]] خدا{{صل}} فرمود: ای [[مردم]] همانا پس از من [[پیامبری]] نیست، و پس از [[سنت]] من سنتی نیست، پس آن کس که چنین ادّعایی کند، ادّعا و [[بدعت]] او در [[آتش]] است پس او را بکشید و آن کس که از او [[پیروی]] کند جای او در آتش است هان ای مردم، [[قصاص]] را زنده بدارید و [[حق]] صاحب حق را زنده بدارید، و متفرق و پراکنده نشوید، و در برابر [[حکم خداوند]] [[تسلیم]] باشید، و [[فرمانروایی]] را به اهلش بسپارید تا به [[سلامت]] و [[امنیت]] به سر [[برید]] «[[خداوند]] نوشت و مقرر فرمود: که من و رسولانم [[پیروز]] خواهیم بود، و همانا خداوند [[قدرتمند]] و شکست‌ناپذیر است».
[[روایت]] بر [[وجوب]] احیای قصاص و [[احیای حق]] هر صاحب حقی که تعبیر دیگری از [[عدل]] است دلالت دارد، و با توجه به توقف آن بر وجود [[حاکم اسلامی]] و [[بسط ید]] او به دلالت التزامی بر وجوب [[اقامۀ حکومت اسلامی]] دلالت دارد. بلکه عبارت {{متن حدیث|سَلِّمُوا}} به قرینۀ آیۀ کریمۀ {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمی‌آورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کرده‌ای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref> در سپردن فرمانروایی به اهلش ظهور دارد و لذا بر وجوب اقامۀ حکومت اسلامی دلالت مطابقی دارد.
۷. [[کلینی]] به سند خویش از [[امام کاظم]]{{ع}} روایت می‌‌کند:
{{متن حدیث|فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا}} قَالَ: لَيْسَ يُحْيِيهَا بِالْقَطْرِ وَ لَكِنْ يَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَيُحْيُونَ الْعَدْلَ، فَتُحْيَا الْأَرْضُ لِإِحْيَاءِ الْعَدْلِ وَ لَإِقَامَةُ الْحَدِّ فِيهِ أَنْفَعُ فِي الْأَرْضِ مِنَ الْقَطْرِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً}}<ref>وسائل الشیعه، ابواب حد المرتد، باب ۱، ح۳.</ref>؛
در‌بارۀ فرمودۀ [[خدای عزوجل]] «[[زمین]] را پس از مردنش زنده می‌کند»؛ فرمود: با [[باران]] زنده نمی‌کند بلکه مردانی را بر می‌انگیزد که [[عدل]] را در آن زنده می‌کنند پس زمین به سبب احیای عدل زنده می‌شود، و همانا [[اجرای حد]] در زمین برای زمین از چهل [[روز]] باران سودمند‌تر است.
عبارت {{متن حدیث|يَبْعَثُ اللَّهُ رِجَالًا فَيُحْيُونَ الْعَدْلَ}}؛ «مردانی را بر می‌انگیزد که عدل را در آن زنده می‌کنند» بر [[وجوب اقامۀ عدل]] دلالت دارد توضیح اینکه مراد از [[بعث]] در اینجا بعث [[تشریعی]] است که به معنای ایجاب و [[الزام]] محرّک و ارسال و ایجاد [[داعی]] است، و با توجه به اینکه متعلّق این ارسال و ایجاد داعی فعل اختیاری است که [[احیاء]] عدل است؛ لهذا مراد از بعث، بعث تشریعی به معنای [[جعل]] داعی الزامی است؛ بنابراین [[روایت]] بر [[وجوب]] احیای عدل در هر [[زمان]] دلالت دارد.<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۳ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۳، ص ۱۷۷</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۷۱

ویرایش