پرش به محتوا

بحث:عقل در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۴۵۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «== مقدمه == واژه «عقل» از ریشه «ع ق ل» به معنای منع و نهی کردن امری، از امور منافی با آن است<ref>لسان العرب، ج۱۱، ص۴۵۸.</ref>. این لغت در امور مادی و معنوی به کار می‌رود و به هر امری که مانع چیز دیگری از خطا شود، اطلاق می‌گردد: {{عربی|العین و الق...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳: خط ۳:


بنابراین، می‌توان در یک معنای جامع، عقل در [[انسان]] را به قوّه تشخیص [[صلاح]] و [[فساد]]، خیر و شر و [[ضارّ]] و [[نافع]] معنا کرد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۱۹۵.</ref>. بر این اساس، چون عقل، به کمک [[علم]]، می‌تواند [[حق و باطل]] را ـ به زعم خود ـ تشخیص دهد، بسیاری از [[اهل]] لغت، عقل را مساوی علم و ضدّ [[جهل]] معنا کرده‌اند<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۶۹.</ref>.<ref> [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۴.</ref>
بنابراین، می‌توان در یک معنای جامع، عقل در [[انسان]] را به قوّه تشخیص [[صلاح]] و [[فساد]]، خیر و شر و [[ضارّ]] و [[نافع]] معنا کرد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۸، ص۱۹۵.</ref>. بر این اساس، چون عقل، به کمک [[علم]]، می‌تواند [[حق و باطل]] را ـ به زعم خود ـ تشخیص دهد، بسیاری از [[اهل]] لغت، عقل را مساوی علم و ضدّ [[جهل]] معنا کرده‌اند<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۴، ص۶۹.</ref>.<ref> [[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)| ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص ۱۹۴.</ref>
== معنای اصطلاحی ==
[[عقل]]، گذشته از معنای لغوی، کاربردهای اصطلاحی بسیاری یافته است. فراوانی این کاربردها، جمع‌بندی آنها را در معنایی واحد دشوار کرده است. در کتاب [[مرآة العقول]] - که [[شرح اصول کافی]] است ـ عقل در لغت به درک و فهم امور معنا شده است؛ سپس کاربردهای اصطلاحی شش گانه‌ای برای آن بیان شده که عبارت‌اند از:
# قوه درک [[خیر و شر]]، و تشخیص تفاوت آن دو؛
# حالت یا ملکه‌ای در نفس که [[انسان]] را به [[خیرات]] [[دعوت]] می‌کند و از [[شرور]] و زبان‌ها دور می‌سازد؛
# قوه‌ای که [[انسان‌ها]] در تنظیم امور [[زندگی]] خود از آن استفاده می‌کنند. اگر [[نیکو]] باشد، به آن عقل معاش (عقل زندگی) می‌گویند؛ و اگر در امور [[باطل]] به کار رود، آن را «نکراء» و «[[شیطنت]]» می‌خوانند؛
# مراتب [[استعداد]] نفس برای تحصیل [[علوم]] که دارای مراتبی است، شامل: عقل هیولانی؛ عقل بالملکه؛ عقل بالفعل و عقل مستفاد؛
# نفس ناطقه انسان که با آن از حیوانات جدا می‌شود؛
# بنا بر تعریف برخی [[فلاسفه]]، عقل جوهری قدیم است که از حیث ذات و فعل، به ماده تعلق ندارد<ref>ر. ک: محمدباقر مجلسی، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج۱، ص۲۷.</ref>.
در شرح دیگری بر کتاب [[اصول کافی]]، شش معنا برای عقل بیان شده که تعدادی از آنها با موارد یادشده مشترک است؛ هر چند در مواردی [[اختلاف]] نیز دیده می‌شود:
# غریزه‌ای که انسان را از حیوان جدا می‌کند و انسان با آن، [[توانایی]] پذیرش علوم نظری و انجام کارهای [[فکری]] را می‌یابد؛
# نظر مشهوری که ابتدا به [[ذهن]] می‌آید و همه یا بیشتر افراد آن را قبول دارند؛
# جزئی از نفس که در نتیجه [[مراقبت]] تدریجی بر یک [[اعتقاد]] یا عمل، حاصل می‌شود؛
# خوش فکری و سرعت انتقال ذهن در حل و فصل امور؛
# [[عقلی]] که در مباحث [[فلسفی]] ذیل «کتاب النفس» درباره آن بحث می‌شود و شامل [[عقل]] بالقوه، بالملکه، بالفعل و مستفاد است؛
# عقلی که در کتاب‌های [[الهیات]] درباره آن سخن گفته شده و موجودی است که به غیر [[خالق]] خود، به چیزی وابسته نیست؛ نه به [[اعراض]]، نه به ماده و نه به [[بدن]]<ref>ر. ک: محمد بن ابراهیم صدر الدین شیرازی، شرح اصول کافی، ج۱، ص۲۲۴-۲۲۷.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]، ص ۸۹.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش