ریا: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۸۶۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  =}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  =}}
== معنانشاسی ==
«رِئاء» یا «رِیاء» مصدر باب مفاعله از ماده «ر ـ أ ـ ی» به معنای دیدن و دانستن<ref>الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۹، «رأی».</ref> است. «کاری را از روی ریا انجام داد» یعنی آن کار را کرد تا دیگران ببینند<ref>العین، ج ۱، ص۳۴۹؛ الصحاح، ج ۳، ص۱۲۳۲، «سمع»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۷۳، «رأی».</ref> و نسبت به او [[گمان]] [[نیکو]] یابند<ref>المصباح، ص۲۴۷، «روی».</ref> و «ریا کرد» یعنی خود را برخلاف آنچه هست نشان داد<ref>لسان‌العرب، ج ۱۴، ص۲۹۶؛ القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۳۱، «رای».</ref>. برخی ریا را به معنای مبالغه در نمایاندن [[اعمال پسندیده]] دانسته‌اند<ref>التحریر والتنویر، ج ۲، ص۵۱۹.</ref>. برخی نیز گفته‌اند: چون [[ریاء]] مصدر باب مفاعله است، معنای اشتراک در آن هست؛ یعنی [[ریاکار]] عمل خود را به [[مردم]] می‌نمایاند، تا در مقابل، مردم هم [[سپاس]] و [[احترام]] خود را به وی نشان دهند<ref>روح‌البیان، ج ۱، ص۴۲۲؛ اعراب‌القرآن، ج ۱، ص۴۰۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. به ریاکار «مرائی» گفته می‌شود<ref>لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۰۲.</ref>. ریا، گوناگون تعریف شده است؛ مانند نمایاندن عمل به دیگران برای برخورداری از گمان نیکو یا [[ستایش]] آنان<ref>التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۱۱۶.</ref>، اظهار زیبایی‌ها و پنهان کردن [[زشتی‌ها]]<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۳.</ref>، ترک [[اخلاص]] در عمل با انگیزه غیر خدایی<ref>التعریفات، ص۱۲۵.</ref> و طلب [[منزلت]] در [[قلب]] دیگران با [[کارهای نیک]] یا آثاری که بر خوبی شخص دلالت می‌کنند<ref>جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸؛ الاخلاق، ص۱۵۷.</ref>. [[هدف]] از ریا نشان دادن عمل به مخلوق با [[غفلت]] از [[خالق]] است<ref>التعاریف، ج ۱، ص۳۸۰.</ref> و [[تقرب به خدا]] در آن کار لحاظ نشده است<ref>قاموس قرآن، ج ۳، ص۳۵ - ۳۶.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۵.</ref>
== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[ریا]] در لغت به‌معنای تظاهر به [[کار نیک]]، [[دورویی]] و ظاهرسازی است، بدون آن‌که غرض اصلی انجام [[عمل صالح]] باشد. اما در اصطلاح [[فقه]] به [[عمل]] [[نیکی]] گفته می‌شود که [[اخلاص]] در آن نباشد و برای نشان دادن به دیگران انجام شود. ریا در [[عبادت]] با انجام [[عبادت]] برای غیر [[خدا]] و به قصد خودنمایی و تظاهر تحقق می‌یابد.
ریا در لغت به‌معنای تظاهر به [[کار نیک]]، [[دورویی]] و ظاهرسازی است، بدون آن‌که غرض اصلی انجام [[عمل صالح]] باشد. اما در اصطلاح [[فقه]] به [[عمل]] [[نیکی]] گفته می‌شود که [[اخلاص]] در آن نباشد و برای نشان دادن به دیگران انجام شود. ریا در [[عبادت]] با انجام [[عبادت]] برای غیر [[خدا]] و به قصد خودنمایی و تظاهر تحقق می‌یابد.


[[خداوند]] در [[قرآن کریم]] در مورد این [[رذیلت اخلاقی]] می‌فرماید: آنان که [[اموال]] خود را به ریا و خودنمایی می‌بخشند و به خدا و [[روز قیامت]] نمی‌گروند، [[یاران]] شیطان‌اند و هرکه را [[شیطان]] یار باشد، یار بسیار بدی خواهد داشت {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>. [[فضیلت]] مقابل ریا، اخلاص است. اخلاص، شرط صحّت عبادت و ریا در عبادت [[حرام]] است و موجب بطلان عمل خواهد شد.
[[خداوند]] در [[قرآن کریم]] در مورد این [[رذیلت اخلاقی]] می‌فرماید: آنان که [[اموال]] خود را به ریا و خودنمایی می‌بخشند و به خدا و [[روز قیامت]] نمی‌گروند، [[یاران]] شیطان‌اند و هرکه را [[شیطان]] یار باشد، یار بسیار بدی خواهد داشت {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا}}<ref>«و آن کسان که دارایی‌های خود را برای نشان دادن به مردم، می‌بخشند و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارند؛ و هر که شیطان همدم اوست بدهمدمی او راست» سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>. [[فضیلت]] مقابل ریا، اخلاص است. اخلاص، شرط صحّت عبادت و ریا در عبادت [[حرام]] است و موجب بطلان عمل خواهد شد.
خط ۷: خط ۱۱:
ریا به چندگونه متصور است: نخست، [[عمل نیک]] تنها به قصد خودنمایی؛ دوم، گاه در عمل صالح افزون بر [[امتثال امر الهی]]، خودنمایی هم وجود داشته باشد؛ سوم، ریا و [[فرمان‌بری]] خداوند، هر دو انگیزه‌ای مستقل برای عبادت باشند به‌گونه‌ای که هر یک بدون ضمینه دیگری برای صدور عبادت از فرد کافی باشد، هر چند هر دو در عبادتی جمع شده‌اند. چهارم، فرمان‌بر انگیزه‌ای مستقل باشد به‌گونه‌ای که به تنهایی در صدور عبادت از فرد کافی باشد، ولی ریا انگیزه‌ای تبعی باشد به‌گونه‌ای که به تنهایی محرّک شخص بر عبادت نشود. اکثر قریب به اتفاق فقهااین موارد را عامل بطلان عبادت دانسته و آن را [[نهی]] کرده و برخی [[فقها]] تنها دو مورد آخر را مبطل عبادت دانسته‌اند.
ریا به چندگونه متصور است: نخست، [[عمل نیک]] تنها به قصد خودنمایی؛ دوم، گاه در عمل صالح افزون بر [[امتثال امر الهی]]، خودنمایی هم وجود داشته باشد؛ سوم، ریا و [[فرمان‌بری]] خداوند، هر دو انگیزه‌ای مستقل برای عبادت باشند به‌گونه‌ای که هر یک بدون ضمینه دیگری برای صدور عبادت از فرد کافی باشد، هر چند هر دو در عبادتی جمع شده‌اند. چهارم، فرمان‌بر انگیزه‌ای مستقل باشد به‌گونه‌ای که به تنهایی در صدور عبادت از فرد کافی باشد، ولی ریا انگیزه‌ای تبعی باشد به‌گونه‌ای که به تنهایی محرّک شخص بر عبادت نشود. اکثر قریب به اتفاق فقهااین موارد را عامل بطلان عبادت دانسته و آن را [[نهی]] کرده و برخی [[فقها]] تنها دو مورد آخر را مبطل عبادت دانسته‌اند.


از این‌رو، [[رذیلت]] ریا به هنگام سنجش [[اعمال]] و [[افعال]] [[آدمی]] در پیشگاه [[خداوند]]، عاملی مخرّب است و [[سعادت]] و [[ضلالت]] [[آدمی]] وابسته به [[اخلاص]] یا [[ریا]] در عمل است. [[امام علی]]{{ع}} نیز در فرازهایی چند بر معرفی این [[رذیلت]] و آثار آن سخن رانده است. از منظر [[امام]]: هرگونه ریایی [[شرک]] است<ref>غررالحکم / ۲: {{متن حدیث|اَلرِّيَاءِ شِرْكٌ}}</ref>؛ [[ریا]] آفت [[عبادات]] است و ثمره آن را می‌خشکاند<ref>غررالحکم / ۱: {{متن حدیث|آفةُ الِعبادةِ الرِّياءُ}}</ref>؛ ریا پایه‌های [[دین]] را [[سست]] می‌کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۴</ref>؛ هرگز در گفتار و پندار و [[کردار]] خود راه [[رزق]] و ریا نپویید. هر کاری [[نیکی]] که [[خدای تعالی]] به آن [[اراده]] نشود، [[زشتی]] ریا بر آن بار است و میوه‌اش، بد [[جزا]] داده شدن است<ref>غررالحکم / ۲</ref>. هم‌چنین در فرازهایی چند به [[نکوهش]] ریا و [[ریاکاران]] پرداخته است: بار خدایا، به تو پناه می‌برم از این که ظاهرم در چشم [[مردم]] [[نیکو]] جلوه کند و درونم که پنهانش می‌دارم، [[زشت]] باشد؛ و در نزد من از روی ریا خودنمایی کنم در کارهایی که تو از من بدان‌ها آگاه‌تری؛ و در نزد مردم از روی ریا خودنمایی کنم در کارهایی که تو از من بدان‌ها آگاه‌تری؛ و خود را در برابر مردم نیکو جلوه دهم، ولی [[اعمال]] بدم را نزد تو آرم تا به بندگانت [[تقرب]] جویم و از [[خشنودی]] تو دور شوم<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۶۸: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ [تَحْسُنَ] فِي لَامِعَةِ الْعُيُونِ عَلَانِيَتِي وَ تُقَبِّحَ [تَقْبُحَ] فِيمَا أُبْطِنُ لَكَ سَرِيرَتِي، مُحَافِظاً عَلَى رِثَاءِ [رِيَاءِ] النَّاسِ مِنْ نَفْسِي بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّي، فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِي وَ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلِي، تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِكَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِك}}</ref>. در فرازی دیگر فرمود: [[رحمت خداوند]] بهره کسی باد که سخنی حکمت‌آمیز بشنود و آن را [[نیک]] دریابد، یا اگر به راه هدایتش خوانند بدان روی آورد، [[دست]] در دامن [[رهبری]] زند تا [[رهایی]] یابد، [[امر خدا]] را پاس دارد، از [[گناه‌کاری]] بترسد، عملی عاری از شائبه ریا پیش فرستد و کاری نیکو کند و برای [[آخرت]] خود توشه فراهم آورد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۷۵: {{متن حدیث|رَحِمَ اللّهُ عَبْدا سَمِعَ حُکْما فَوَعی وَ دُعِیَ إ لی رَشادٍ فَدَنا، وَ اءَخَ ذَ بِحُجْزَهِ هادٍ فَنَجا رَاقَبَ رَبَّهُ، وَ خَافَ ذَنْبَهُ، قَدَّمَ خَالِصا، وَ عَمِلَصَالِحا، اکْتَسَبَ مَذْخُورا}}</ref>.
از این‌رو، [[رذیلت]] ریا به هنگام سنجش [[اعمال]] و [[افعال]] [[آدمی]] در پیشگاه [[خداوند]]، عاملی مخرّب است و [[سعادت]] و [[ضلالت]] [[آدمی]] وابسته به [[اخلاص]] یا ریا در عمل است. [[امام علی]]{{ع}} نیز در فرازهایی چند بر معرفی این [[رذیلت]] و آثار آن سخن رانده است. از منظر [[امام]]: هرگونه ریایی [[شرک]] است<ref>غررالحکم / ۲: {{متن حدیث|اَلرِّيَاءِ شِرْكٌ}}</ref>؛ ریا آفت [[عبادات]] است و ثمره آن را می‌خشکاند<ref>غررالحکم / ۱: {{متن حدیث|آفةُ الِعبادةِ الرِّياءُ}}</ref>؛ ریا پایه‌های [[دین]] را [[سست]] می‌کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۴</ref>؛ هرگز در گفتار و پندار و [[کردار]] خود راه [[رزق]] و ریا نپویید. هر کاری [[نیکی]] که [[خدای تعالی]] به آن [[اراده]] نشود، [[زشتی]] ریا بر آن بار است و میوه‌اش، بد [[جزا]] داده شدن است<ref>غررالحکم / ۲</ref>. هم‌چنین در فرازهایی چند به [[نکوهش]] ریا و [[ریاکاران]] پرداخته است: بار خدایا، به تو پناه می‌برم از این که ظاهرم در چشم [[مردم]] [[نیکو]] جلوه کند و درونم که پنهانش می‌دارم، [[زشت]] باشد؛ و در نزد من از روی ریا خودنمایی کنم در کارهایی که تو از من بدان‌ها آگاه‌تری؛ و در نزد مردم از روی ریا خودنمایی کنم در کارهایی که تو از من بدان‌ها آگاه‌تری؛ و خود را در برابر مردم نیکو جلوه دهم، ولی [[اعمال]] بدم را نزد تو آرم تا به بندگانت [[تقرب]] جویم و از [[خشنودی]] تو دور شوم<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۶۸: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ تُحَسِّنَ [تَحْسُنَ] فِي لَامِعَةِ الْعُيُونِ عَلَانِيَتِي وَ تُقَبِّحَ [تَقْبُحَ] فِيمَا أُبْطِنُ لَكَ سَرِيرَتِي، مُحَافِظاً عَلَى رِثَاءِ [رِيَاءِ] النَّاسِ مِنْ نَفْسِي بِجَمِيعِ مَا أَنْتَ مُطَّلِعٌ عَلَيْهِ مِنِّي، فَأُبْدِيَ لِلنَّاسِ حُسْنَ ظَاهِرِي وَ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِسُوءِ عَمَلِي، تَقَرُّباً إِلَى عِبَادِكَ وَ تَبَاعُداً مِنْ مَرْضَاتِك}}</ref>. در فرازی دیگر فرمود: [[رحمت خداوند]] بهره کسی باد که سخنی حکمت‌آمیز بشنود و آن را [[نیک]] دریابد، یا اگر به راه هدایتش خوانند بدان روی آورد، [[دست]] در دامن [[رهبری]] زند تا [[رهایی]] یابد، [[امر خدا]] را پاس دارد، از [[گناه‌کاری]] بترسد، عملی عاری از شائبه ریا پیش فرستد و کاری نیکو کند و برای [[آخرت]] خود توشه فراهم آورد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۷۵: {{متن حدیث|رَحِمَ اللّهُ عَبْدا سَمِعَ حُکْما فَوَعی وَ دُعِیَ إ لی رَشادٍ فَدَنا، وَ اءَخَ ذَ بِحُجْزَهِ هادٍ فَنَجا رَاقَبَ رَبَّهُ، وَ خَافَ ذَنْبَهُ، قَدَّمَ خَالِصا، وَ عَمِلَصَالِحا، اکْتَسَبَ مَذْخُورا}}</ref>.


در منظر [[امام علی]]{{ع}} [[رذیلت]] [[ریا]] گاه از دید شخص [[ریاکار]] نیز مغفول می‌ماند و او متوجه ریایی که بر عملش [[سایه]] افکنده، نیست. از این‌رو [[امام]] هشدار می‌دهد و می‌فرماید: به [[خدا]] [[سوگند]] که ریا در این [[امّت]] از صدای پای مورچه که روی سنگ سخت راه برود، پنهان‌تر است. در فرازی دیگر، امام{{ع}} علامت‌های شخص ریاکار را بیان می‌کند: ریاکار سه علامت دارد: وقتی [[مردم]] را می‌بیند شاد، در تنهایی کسل است و [[دوست]] دارد در همه حال او را بستایند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳: {{متن حدیث|ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِی: یَنْشِطُ إِذَا رَأَیَ النَّاسَ وَ یَکْسَلُ إِذَا کَانَ وَحْدَهُ وَ یُحِبُّ أَنْ یُحْمَدَ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ}}</ref>.
در منظر [[امام علی]]{{ع}} [[رذیلت]] ریا گاه از دید شخص [[ریاکار]] نیز مغفول می‌ماند و او متوجه ریایی که بر عملش [[سایه]] افکنده، نیست. از این‌رو [[امام]] هشدار می‌دهد و می‌فرماید: به [[خدا]] [[سوگند]] که ریا در این [[امّت]] از صدای پای مورچه که روی سنگ سخت راه برود، پنهان‌تر است. در فرازی دیگر، امام{{ع}} علامت‌های شخص ریاکار را بیان می‌کند: ریاکار سه علامت دارد: وقتی [[مردم]] را می‌بیند شاد، در تنهایی کسل است و [[دوست]] دارد در همه حال او را بستایند<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳: {{متن حدیث|ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ لِلْمُرَائِی: یَنْشِطُ إِذَا رَأَیَ النَّاسَ وَ یَکْسَلُ إِذَا کَانَ وَحْدَهُ وَ یُحِبُّ أَنْ یُحْمَدَ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ}}</ref>.


با این معیار، تشخیص [[ریا در اعمال]] بر [[آدمی]] مشخص می‌شود و می‌تواند موضع خود را در [[عبادات]] را تشخیص دهد. فرد ریاکار ظاهری [[نیکو]]، اما دلی بیمارگونه دارد<ref>غررالحکم / ۱: {{متن حدیث|ما أقبَحَ بِالإنسانِ باطِنا عَليلاً و ظاهِرا جَميلاً}}</ref>. او گرچه درونش نامیمون است، اما در ظاهر زبانی [[زیبا]] دارد<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۴۳۳- ۴۳۵.</ref>.
با این معیار، تشخیص [[ریا در اعمال]] بر [[آدمی]] مشخص می‌شود و می‌تواند موضع خود را در [[عبادات]] را تشخیص دهد. فرد ریاکار ظاهری [[نیکو]]، اما دلی بیمارگونه دارد<ref>غررالحکم / ۱: {{متن حدیث|ما أقبَحَ بِالإنسانِ باطِنا عَليلاً و ظاهِرا جَميلاً}}</ref>. او گرچه درونش نامیمون است، اما در ظاهر زبانی [[زیبا]] دارد<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۴۳۳- ۴۳۵.</ref>.
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش