ریا: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۹۵۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  =}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[نفی ریا در قرآن]] - [[ریا در حدیث]] - [[ریا در نهج البلاغه]] - [[ریا در اخلاق اسلامی]] - [[ریا در معارف دعا و زیارات]] - [[ریا در معارف و سیره سجادی]] - [[ریا در جامعه‌شناسی اسلامی]] - [[ریا در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]] - [[ریا در سبک زندگی اسلامی]]| پرسش مرتبط  =}}


== معنانشاسی ==
== معناشناسی ==
«رِئاء» یا «رِیاء» مصدر باب مفاعله از ماده «ر ـ أ ـ ی» به معنای دیدن و دانستن<ref>الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۹، «رأی».</ref> است. «کاری را از روی ریا انجام داد» یعنی آن کار را کرد تا دیگران ببینند<ref>العین، ج ۱، ص۳۴۹؛ الصحاح، ج ۳، ص۱۲۳۲، «سمع»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۷۳، «رأی».</ref> و نسبت به او [[گمان]] [[نیکو]] یابند<ref>المصباح، ص۲۴۷، «روی».</ref> و «ریا کرد» یعنی خود را برخلاف آنچه هست نشان داد<ref>لسان‌العرب، ج ۱۴، ص۲۹۶؛ القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۳۱، «رای».</ref>. برخی ریا را به معنای مبالغه در نمایاندن [[اعمال پسندیده]] دانسته‌اند<ref>التحریر والتنویر، ج ۲، ص۵۱۹.</ref>. برخی نیز گفته‌اند: چون [[ریاء]] مصدر باب مفاعله است، معنای اشتراک در آن هست؛ یعنی [[ریاکار]] عمل خود را به [[مردم]] می‌نمایاند، تا در مقابل، مردم هم [[سپاس]] و [[احترام]] خود را به وی نشان دهند<ref>روح‌البیان، ج ۱، ص۴۲۲؛ اعراب‌القرآن، ج ۱، ص۴۰۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. به ریاکار «مرائی» گفته می‌شود<ref>لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۰۲.</ref>. ریا، گوناگون تعریف شده است؛ مانند نمایاندن عمل به دیگران برای برخورداری از گمان نیکو یا [[ستایش]] آنان<ref>التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۱۱۶.</ref>، اظهار زیبایی‌ها و پنهان کردن [[زشتی‌ها]]<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۳.</ref>، ترک [[اخلاص]] در عمل با انگیزه غیر خدایی<ref>التعریفات، ص۱۲۵.</ref> و طلب [[منزلت]] در [[قلب]] دیگران با [[کارهای نیک]] یا آثاری که بر خوبی شخص دلالت می‌کنند<ref>جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸؛ الاخلاق، ص۱۵۷.</ref>. [[هدف]] از ریا نشان دادن عمل به مخلوق با [[غفلت]] از [[خالق]] است<ref>التعاریف، ج ۱، ص۳۸۰.</ref> و [[تقرب به خدا]] در آن کار لحاظ نشده است<ref>قاموس قرآن، ج ۳، ص۳۵ - ۳۶.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۵.</ref>
«رِئاء» یا «رِیاء» مصدر باب مفاعله از ماده «ر ـ أ ـ ی» به معنای دیدن و دانستن<ref>الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۷؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص۲۹، «رأی».</ref> است. «کاری را از روی ریا انجام داد» یعنی آن کار را کرد تا دیگران ببینند<ref>العین، ج ۱، ص۳۴۹؛ الصحاح، ج ۳، ص۱۲۳۲، «سمع»؛ معجم مقاییس اللغه، ج ۲، ص۴۷۳، «رأی».</ref> و نسبت به او [[گمان]] [[نیکو]] یابند<ref>المصباح، ص۲۴۷، «روی».</ref> و «ریا کرد» یعنی خود را برخلاف آنچه هست نشان داد<ref>لسان‌العرب، ج ۱۴، ص۲۹۶؛ القاموس المحیط، ج ۴، ص۳۳۱، «رای».</ref>. برخی ریا را به معنای مبالغه در نمایاندن [[اعمال پسندیده]] دانسته‌اند<ref>التحریر والتنویر، ج ۲، ص۵۱۹.</ref>. برخی نیز گفته‌اند: چون [[ریاء]] مصدر باب مفاعله است، معنای اشتراک در آن هست؛ یعنی [[ریاکار]] عمل خود را به [[مردم]] می‌نمایاند، تا در مقابل، مردم هم [[سپاس]] و [[احترام]] خود را به وی نشان دهند<ref>روح‌البیان، ج ۱، ص۴۲۲؛ اعراب‌القرآن، ج ۱، ص۴۰۷؛ المنیر، ج ۳۰، ص۴۲۴.</ref>. به ریاکار «مرائی» گفته می‌شود<ref>لسان العرب، ج ۱۴، ص۳۰۲.</ref>. ریا، گوناگون تعریف شده است؛ مانند نمایاندن عمل به دیگران برای برخورداری از گمان نیکو یا [[ستایش]] آنان<ref>التفسیر الوسیط، ج ۶، ص۱۱۶.</ref>، اظهار زیبایی‌ها و پنهان کردن [[زشتی‌ها]]<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۳۳.</ref>، ترک [[اخلاص]] در عمل با انگیزه غیر خدایی<ref>التعریفات، ص۱۲۵.</ref> و طلب [[منزلت]] در [[قلب]] دیگران با [[کارهای نیک]] یا آثاری که بر خوبی شخص دلالت می‌کنند<ref>جامع السعادات، ج ۲، ص۳۸۸؛ الاخلاق، ص۱۵۷.</ref>. [[هدف]] از ریا نشان دادن عمل به مخلوق با [[غفلت]] از [[خالق]] است<ref>التعاریف، ج ۱، ص۳۸۰.</ref> و [[تقرب به خدا]] در آن کار لحاظ نشده است<ref>قاموس قرآن، ج ۳، ص۳۵ - ۳۶.</ref>.<ref>[[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴]]، ص ۱۹۵.</ref>


خط ۱۶: خط ۱۶:


با این معیار، تشخیص [[ریا در اعمال]] بر [[آدمی]] مشخص می‌شود و می‌تواند موضع خود را در [[عبادات]] را تشخیص دهد. فرد ریاکار ظاهری [[نیکو]]، اما دلی بیمارگونه دارد<ref>غررالحکم / ۱: {{متن حدیث|ما أقبَحَ بِالإنسانِ باطِنا عَليلاً و ظاهِرا جَميلاً}}</ref>. او گرچه درونش نامیمون است، اما در ظاهر زبانی [[زیبا]] دارد<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۴۳۳- ۴۳۵.</ref>.
با این معیار، تشخیص [[ریا در اعمال]] بر [[آدمی]] مشخص می‌شود و می‌تواند موضع خود را در [[عبادات]] را تشخیص دهد. فرد ریاکار ظاهری [[نیکو]]، اما دلی بیمارگونه دارد<ref>غررالحکم / ۱: {{متن حدیث|ما أقبَحَ بِالإنسانِ باطِنا عَليلاً و ظاهِرا جَميلاً}}</ref>. او گرچه درونش نامیمون است، اما در ظاهر زبانی [[زیبا]] دارد<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)| دانشنامه نهج البلاغه ج۱]]، ص۴۳۳- ۴۳۵.</ref>.
== معناشناسی ==
«ریا» به معنای نشان‌دادن و نمایاندن است<ref>جوهری، الصحاح، ۶/۲۳۴۸؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، ۲۴۷.</ref>. در اصطلاح [[علم اخلاق]]، خودنمایی با انگیزه طلب جاه و [[منزلت]] در [[قلوب]] مردم با [[عبادت]] یا غیر عبادت است<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۵۲.</ref>؛ مانند [[نیک]] جلوه‌دادن خود یا اظهار خصوصیاتی که بیانگر خصلت‌های [[نیکو]] باشد<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۰۷ و ۴۷۳؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۸۴.</ref>.
از واژه‌های مرتبط با ریا، «[[سُمعه]]» است که نوعی ریای شنیداری شمرده می‌شود؛ زیرا در ریا شخص [[اعمال نیک]] خود را در معرض دیدن دیگران قرار می‌دهد تا آنها به حسن فاعل [[اعتقاد]] پیدا کنند، ولی در «[[سمعه]]» [[هدف]] آن است که دیگران بشنوند و فاعل فعل را به [[نیکی]] بشناسند و [[ستایش]] کنند<ref>امام خمینی، چهل حدیث، ۵۸؛ مازندرانی، شرح الکافی، ۹/۱۲۹، ۲۷۶ و ۱۰/۴۱۲.</ref>. ریا ضد [[اخلاص]] است<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، ۱/۱۸۹.</ref>و اخلاص به معنای پاک‌ کردن [[نیت]]<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۱۳.</ref> یا عمل، از هر گونه آمیختگی و شوائب<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۴/۱۸۳–۱۸۴.</ref> است و [[اخلاص در عبادت]] به معنای [[پاک]] بودن آن از آمیختگی‌های [[دنیا]] و بهره‌های نفس است؛ مانند [[عبادت]] برای رسیدن به [[مال]] یا برای [[مدح]] دیگران (ریا)<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۳/۱۱۷.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>
== پیشینه ==
ریا از صفات ناپسندی است که [[فطرت انسانی]] از آن گریزان است. در [[ادیان الهی]] [[ریاکاران]]، تنها<ref>کتاب مقدس، ایوب، ب۱۵، ۳۴.</ref> و [[خوشی]] آنان لحظه‌ای<ref>کتاب مقدس، ایوب، ب۲۰، ۵.</ref> دانسته شده است و [[انسان‌ها]] را در اعمال نیک چون عبادت، [[صدقه]] و [[روزه]] از ریاکردن برحذر داشته‌اند<ref>کتاب مقدس، متی، ب۶، ۲–۱۶، کتاب مقدس، مرقس، ب۱۲، ۴۰، کتاب مقدس، لوقا، ب۱۲، ۱.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز در موارد چندی به نکوهش ریا پرداخته {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران» سوره ماعون، آیه ۴.</ref> [[مسلمانان]] را از این صفت ناپسند پرهیز داده، آن را صفت [[منافقان]]<ref>سوره نساء، آیه ۱۴۲.</ref> معرفی کرده‌ است. در [[روایات]] نیز [[ریا]] از اقسام [[شرک]] دانسته شده، کسی که عملی را برای خوشایند [[مردم]] انجام دهد، فاقد شایستگی [[ثواب]] از ناحیه [[خداوند]] شمرده شده است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۲۹۳.</ref>. در این روایات تصریح شده‌ است تنها اعمالی که با [[اخلاص]] همراه باشند مورد قبول خداوند واقع می‌شوند<ref>مجلسی، بحار الانوار، ۶۹/۲۶۵.</ref>.
[[علمای اخلاق]]، ریا را از صفات رذیله‌ای دانسته‌اند که از [[غلبه]] هوا و [[ضعف نفس]] نشئت می‌گیرد<ref>مکی، قوت القلوب فی معاملة المحبوب، ۱/۱۱۵.</ref>و آن را در قسم مهلکات [[اخلاق]] بحث کرده‌اند<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۰۶.</ref>. در میان اندیشمندان، حارث‌ بن‌اسد محاسبی؛ عالم [[اخلاقی]] متأثر از [[اهل بیت]]{{ع}} از جمله نخستین کسانی است که این موضوع را در «الرعایة لحقوق [[الله]]»<ref>محاسبی، الرعایة لحقوق الله، ۱۹۹.</ref> بحث کرده‌ است. پس از او غزالی با بهره‌گیری از کتاب محاسبی، باب مستقلی به ریا اختصاص داده، به‌تفصیل به بیان آثار و اقسام آن پرداخته‌ است<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۰۷.</ref>. این بحث در کتاب‌های اخلاقی چون المحجة [[البیضاء]]<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۳۸–۲۱۰.</ref>، [[جامع السعادات]]<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۸۴.</ref>و [[معراج السعاده]]<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۳.</ref>تکمیل شد. [[فقها]] از ریا به عنوان [[شرک به خدا]]<ref>نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۲/۹۸؛ بحرانی، الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره{{ع}}، ۲/۱۸۲.</ref>و [[گناه کبیره]]<ref>نایینی، کتاب الصلاة، ۲/۳۸.</ref> یاد کرده، در کتاب‌های خود به بررسی [[احکام]] آن پرداخته‌اند<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>.
== اقسام ==
بعضی [[علمای اخلاق]]، ریا را به ریا در امور [[دین]] و [[دنیا]] تقسیم کرده، ریا در [[امور دینی]] را نیز به ریا در [[عبادات]] و غیر عبادات تقسیم می‌کنند<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۱۶–۱۱۷.</ref>. ریا در [[امور عبادی]] سبب بطلان عمل و [[حرام]] است و در [[امور دنیوی]] گرچه امری ناپسند است، اما حرام نیست؛ مانند [[پوشیدن لباس]] نیکو برای طلب جاه نزد مردم<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۲۱.</ref>. آنان به اعتبار متعلق [[ریا]]، مصادیق پرشماری برای آن ذکر کرده، همه مصادیق آن را نکوهش کرده‌اند<ref>نراقی، احمد، معراج السعاده، ۶۱۷–۶۲۲.</ref>. ازجمله:
# ریا در [[عبادات]] [[واجب]] و [[مستحب]]؛
# ریا در [[خصلت‌های پسندیده]]، مانند [[بخشندگی]] و [[شجاعت]]؛
# ریا در آثاری که بر [[اعمال]] [[نیکو]] دلالت می‌کنند؛ مانند [[پوشیدن لباس]] کهنه که دلالت بر [[زهد]] دارد یا طول‌دادن [[عبادت]] که نشانه [[تعبد]] است<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۱۲–۲۱۷؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۹۰–۳۹۲.</ref>.
[[علمای اخلاق]] ریا را به لحاظ مراتب، به ریای آشکار و پنهان تقسیم کرده‌اند. ریای آشکار آن است که تنها انگیزه [[ریاکار]] از انجام [[اعمال عبادی]]، ریا باشد؛ بر خلاف ریای پنهان که ریاکار [[قصد قربت]] دارد، ولی همان [[عمل]] را در خلوت، سبک‌تر به جای می‌آورد و هنگامی که [[مردم]] بر عمل او [[آگاهی]] پیدا می‌کنند، با [[نشاط]] بیشتری آن را انجام می‌دهد<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۶۲؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۰۰–۴۰۱.</ref>.
برخی علمای اخلاق، در تقسیمی دیگر، ریا را به ریای پیش از عمل، ریای در حین عمل و ریای پس از عمل تقسیم می‌کنند. در ریای پیش از عمل، در صورتی که عمل با قصد ریا آغاز شود، سبب [[فساد]] عبادت می‌شود؛ اگرچه در اثنای عبادت از آن پشیمان شود و اگر ریا در اثنای [[عبادت]] باشد نیز سبب بطلان عبادت می‌شود. اگر [[ریا]] پس از فراغ از عمل باشد، اگر این مجرد شادمان شدن به عمل، بدون اظهار آن به غیر باشد، ضرری به عمل نمی‌زند، اما اگر آن را اظهار کند، بعید نیست [[ثواب]] عمل را [[باطل]] کند و ممکن است بر [[عمل]]ثواب یابد و بر ریای پس از عمل، عقاب گردد<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱۰/۱۳۳–۱۳۶؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۶۵–۱۷۰.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ ـ ۲۴.</ref>
== ریشه‌های ریا ==
بر اساس [[روایت]] منسوب به [[امام صادق]]{{ع}} [[منشأ ریا]] نفاق می‌باشد؛ زیرا [[نفاق]] موافق‌ نبودن ظاهر با [[باطن]] است و ریاکننده ظاهر کار را برای [[خدا]] انجام می‌دهد، ولی قصدش اظهار عمل است<ref>منسوب به امام صادق{{ع}}، مصباح الشریعه، ۳۲.</ref>. علمای اخلاق، به علت‌های مختلف ریاورزی اشاره کرده‌اند؛ از جمله رسیدن به [[جاه و مقام]] [[دنیایی]]، [[ترس]] از آشکارشدن [[فقر]] یا ترس از متهم‌شدن به [[سستی]] و [[تنبلی]]، ترس از دیگران و حقیر شمرده‌شدن توسط دیگران<ref>نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۳۹۹–۴۰۰.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>
== نشانه‌های ریا ==
در روایتی از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} برای [[ریاکار]] سه نشانه ذکر شده‌است:
# وقتی [[مردم]] را می‌بیند، در [[عبادت]] [[نشاط]] می‌یابد.
# هنگام خلوت کسل است.
# [[دوست]] دارد مردم در تمام امور او را بستایند<ref>کلینی، الکافی، ۲/۲۹۵.</ref>.
بعضی از علمای اخلاق معتقدند شاد شدن فرد در صورت آشکار شدن عملش نزد دیگران، از نشانه‌های [[ریای خفی]] است؛ اگرچه هر گونه شاد شدن انسان از آشکار گشتن [[کارهای نیک]]، [[حکم]] ریا ندارد؛ برای مثال [[شادی]] در جایی که بدون [[اراده]] شخص آشکار شود یا از ظهور عملی که سبب [[هدایت]] دیگران شده‌است، به دست آید<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۲۲–۲۲۴.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>
== پیامدهای [[ریا]] ==
[[قرآن کریم]]، ریا را سبب از بین رفتن عمل دانسته<ref>سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref> آن را از جمله اعمالی می‌داند که شخص به واسطه آن، قرین و همراه [[شیطان]] می‌گردد<ref>سوره نساء، آیه ۳۸.</ref>. در [[روایات]] نیز بر پذیرفته نشدن [[عمل]] [[ریاکار]] توسط خداوند تأکید شده، ریاکار [[لعن]] شده، شایسته [[عذاب]] شدید دانسته شده‌ است<ref>کلینی، الکافی، ۲/۲۹۵.</ref>. در روایات دیگری، [[علم‌آموزی]] از روی [[ریا]] و [[سمعه]] ـ که در آن فرد طالب [[دنیا]] باشد ـ سبب سلب [[برکت]] از او، تنگ‌شدن [[معیشت]] و واگذاری به خود شمرده شده‌است<ref>طبرسی، مکارم الاخلاق، ۴۵۱.</ref>. [[علمای اخلاق]]، ریا را از آفات بزرگ [[دل]] شمرده‌اند<ref>غزالی، احیاء علوم الدین، ۱/۴۴.</ref> که منجر به برخی [[گناهان بزرگ]] می‌شود<ref>فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۱/۱۰۶.</ref>؛ چنان‌که گاهی نیز [[انسان]] به واسطه اجتناب از ریا، عمل را ترک می‌کند که این، امری ناپسند و ازجمله [[وسوسه‌های شیطان]] است<ref>ورام، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر (مجموعة ورام)، ۱/۱۹۳.</ref>.
از دیدگاه فقهی نیز [[ریا]] آثاری دارد: [[فقها]] ریا را در اجزای [[واجب]] [[عبادت]]، موجب بطلان آن می‌دانند<ref> عاملی، مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامه، ۶/۶۳۲.</ref>؛ اما در اجزای [[مستحب]]، میان فقها [[اختلاف]] وجود دارد<ref>نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ۹/۱۸۷.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ – ۲۴.</ref>
== راه‌های [[رهایی]] ==
در بعضی [[روایات]]، راه رهایی از ریا و نفاق، [[اخلاص]] در [[باطن]] و [[خشوع قلبی]] دانسته شده است که اگر شخص خود را با به‌کاربردن تمام تلاش، مقصر ببیند و از مسیر [[شکرگزاری]] [[تجاوز]] نکند و بر این حال [[استقامت]] ورزد، می‌تواند به رهایی از ریا و نفاق [[امید]] داشته باشد<ref>منسوب به امام صادق{{ع}}، مصباح الشریعه، ۳۳.</ref>. علمای اخلاق برای درمان ریا، دو راه [[علمی]] و عملی ارائه داده‌اند. درمان علمی ریا، در توجه به [[مفاسد]] ریا، از جمله از دست‌ دادن [[توفیق الهی]]، صلاح [[قلب]]، [[مقام]] و [[منزلت]] نزد [[خداوند]] و نیز حصول [[عذاب]] و [[سخط]] خداوند است. اما درمان عملی، در پنهان‌ کردن [[عبادات]] است تا [[قلب]] به اطلاع [[خداوند]] بر [[عبادات]] او قانع شود و طلب اطلاع غیر نداشته باشد<ref>غزالی، کیمیای سعادت، ۲/۲۲۷–۲۳۰؛ فیض کاشانی، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ۶/۱۷۰–۱۸۱؛ نراقی، مهدی، جامع السعادات، ۲/۴۰۷–۴۱۳.</ref>.<ref>[[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۶]]، ص۱۸ ـ ۲۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
#[[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
# [[پرونده:IM009851.jpg|22px]] [[معصومه طلوع|طلوع، معصومه]]، [[ریا - طلوع (مقاله)| مقاله «ریا»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۶ (کتاب)|'''دانشنامه امام خمینی ج۶''']]
# [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[سید سعید حسینی|حسینی، سید سعید]]، [[ریا (مقاله)|مقاله «ریا - حسینی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش