←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۳۶: | خط ۲۳۶: | ||
با این همه توصیه و تأکید به [[تساوی حقوق]] مردم و [[خدمتگزاری]] و [[حرمت]] به ایشان، [[حساب]] همنشین خوب و بد از هم جداست و ایشان در تمثیلی آموزنده چنین فرموده است: | با این همه توصیه و تأکید به [[تساوی حقوق]] مردم و [[خدمتگزاری]] و [[حرمت]] به ایشان، [[حساب]] همنشین خوب و بد از هم جداست و ایشان در تمثیلی آموزنده چنین فرموده است: | ||
«همنشین خوب، چون [[عطار]] است که اگر از [[عطر]] خویش تو را ندهد، رایحه خوش آن در تو آویزد و [[همنشین]] بد مثل آهنگر است که اگر شرار [[آتش]] آن تو را نسوزد، بوی بد آن تو را بیازارد»<ref>جامع الاخبار، ص۱۸۳ (فصل ۱۴۱) و صحیح مسلم، ص۱۱۱۶، ح۲۶۲۸ (کتاب البر، باب ۴۵).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۶۳.</ref> | «همنشین خوب، چون [[عطار]] است که اگر از [[عطر]] خویش تو را ندهد، رایحه خوش آن در تو آویزد و [[همنشین]] بد مثل آهنگر است که اگر شرار [[آتش]] آن تو را نسوزد، بوی بد آن تو را بیازارد»<ref>جامع الاخبار، ص۱۸۳ (فصل ۱۴۱) و صحیح مسلم، ص۱۱۱۶، ح۲۶۲۸ (کتاب البر، باب ۴۵).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۶۳.</ref> | ||
===[[دانش]] و [[آموزش]]=== | |||
«[[پیامبر خدا]]{{صل}}» این [[انسان]] شگفت که به عنوان «[[محمد امین]]» از امالقرای [[مکه]] سر برآورد و یک چند [[شبانی]] گوسفندان [[دیار]] خویش را بر عهده داشت و در [[طول حیات]] خویش، با [[نوشتن]] و خواندن و [[معلم]] و [[مکتب]] همواره [[بیگانه]] زیسته و [[محیط اجتماعی]] او سرشار از [[جهل]] و [[خرافه]] و [[نابخردی]] بود، در [[مقام تعلیم]] و [[هدایت]] [[خلق]]، شهد گوارای دانش را چنان در کام [[جان]] [[اولاد آدم]] ریخت و از جایگاه والای [[علم]] و [[معرفت]] و [[حرمت]] عالم و دانشمند و بهای [[خرد]] و [[اندیشه]] سخن گفت که [[سقراط]] و [[افلاطون]] و [[ارسطو]] در [[جامعه]] [[فلسفی]] یونان و «ولتر» و «دیدرو» و «گوته» در عصر [[روشنگری]] اروپا و نویسندگان بلندپرواز و علمگرای عصر اطلاعات و [[فنآوری]]، هرگز بدان لحن و آهنگ سخن نگفتهاند و جلال و [[شکوه]] [[کلام]] او را نداشتهاند. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} در [[تجلیل]] [[مقام علم]] و عالم و [[تکریم]] [[شأن]] [[تعلیم و تعلم]] به فراوانی سخن گفته است که ما پیشتر، به برخی از آنها اشاره کردهایم؛ لکن در این [[مقام]] اجمالاً به ذکر تمثیلات و تشبیهاتی از آن حضرت در زمینه دانش و آموزش میپردازیم. از آنجا که صیانت از [[حریم]] معرفت و [[پاسداری]] از ساحت علم و دانش از اهم مقتضیات این [[امانت الهی]] است، [[رسول]] خدا{{صل}} در تمثیلی شیوا چنین میفرماید: | |||
«آنکه دانش را به نااهل آموزد<ref>آثار سوء ناشی از سپردن امانت علم به نالایقان و فرومایگان و فساد و تباهی عالمان نااهل، چندان فاجعهآمیز و مصیبتبار است که همواره اصحاب درس و معرفت و ارباب حکمت تأکید و اصرار ورزیدهاند که مبادا آثار علمی و میراث معنوی آنان در دست نااهلان و نامحرمان افتد. شیخ الرئیس، بوعلی سینا در آخرین بخش الاشارات، گفته است: «ای برادر! من در این اشارات، حقیقت ناب را برای تو آماده ساختم و لقمههای لذیذ حکمت را با سخن دلپذیر، غذای جانت کردم، پس آن را از جاهلان و آدمهای پست و... پاس دار». (ترجمه و شرح اشارات، حسن ملکشاهی، ج۱، ص۴۹۲) | |||
همین تأکید و توصیه در آثار بسیاری از بزرگان قابل ملاحظه است؛ از جمله: | |||
- شیخ شهاب الدین سهروردی در حکمة الاشراق. (مجموعه مصنفات، ج۲، ص۲۵۸، انجمن فلسفه)؛ | |||
- میر محمدباقر داماد در کتاب قبسات، ص۴۸۳ (انتشارات دانشگاه تهران ۱۳۶۷ش)؛ | |||
- صدرالمتألهین در مقدمه اسفار اربعه (ج ۱، ص١٠، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۹۸۱ م)؛ - همو در مفاتیح الغیب، ص۸ (مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران، ۱۳۶۳ش)؛ | |||
- سید حیدر آملی در نص النصوص، ص۳۲ - ۳۳ (انتشارات توس، تهران، ۱۳۶۷ش)؛ | |||
- ابوحیان التوحیدی در المقابسات، ص۴۷۹ (تهران، ۱۳۶۶ش)؛ | |||
- ابوحامد محمد غزالی در خاتمه کتاب مدارج القدس فی مدارج معرفة النفس؛ | |||
- صدرالدین قونوی در رساله لسان الغیب فی لسان الغیب (ضمن کتاب هزار و یک نکته از آیةالله حسنزاده آملی، ص۸۲۲)؛ | |||
- و از متأخران، حضرت امام خمینی در خاتمه کتاب مصباح الهدایة الی الخلافة والولایه.</ref>، چنان است که بر گردن خوکان، گوهر و مروارید و طلا آویزد»<ref>{{متن حدیث|وَاضِعُ الْعِلْمِ فِي غَيْرِ أَهْلِهِ كَمُقَلِّدِ الْخَنَازِيرِ الْجَوْهَرَ وَ اللُّؤْلُؤَ وَ الذَّهَبِ}}. (بحار الانوار، ج۲، ص۷۰ و ۲۴۱؛ سنن ابن ماجه، ج۱، ص۲۶۹، ح۲۲۹).</ref>. | |||
[[ثبات]] و ماندگاری آموزشهای [[دوران کودکی]]، حقیقتی است که [[عالمان]] [[تعلیم و تربیت]] جمله برآنند؛ همچنان که آموختههای دوره کهولت و [[پیری]] را دوام و اعتباری نیست و هر آن در معرض زوال و [[فراموشی]] است، اما [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[تمثیل]] ساده و زیبای خویش، این [[حقیقت]] را در اذهان [[مردم]] [[جاودانه]] کرد و فرمود: | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الَّذِي يَتَعَلَّمُ الْعِلْمَ فِي صِغَرِهِ كَالنَّقْشِ عَلَى الْحَجَرِ وَ مَثَلُ الَّذِي يَتَعَلَّمُ الْعِلْمَ فِي كِبَرِهِ كَالَّذِي يَكْتُبُ عَلَى الْمَاءِ}}<ref>شهید ثانی در منیة المرید (ص۱۱۰)، از آن با تعبیر عام «خبر» یاد کرده و گوید: {{عربی|جَاءَ فِي الْخَبَرِ...}} و ابوالفتح الکراجکی نیز در کنز الفوائد (ج ۱، ص۳۱۹) آن را با عبارت {{متن حدیث|الْعِلْمُ فِي الصِّغَرِ كَالنَّقْشِ فِي الْحَجَرِ}} از قول امیرالمؤمنین علی{{ع}} نقل کرده است، اما منابع روایی اهل سنت، خبر بالا را مستقیماً از رسول خدا نقل کردهاند. (ر.ک: الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۵۴؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۲۴۹، ح۲۹۳۳۶).</ref>؛ | |||
آنکه در [[کودکی]] میآموزد، چنان است که بر سنگ نقش میزند و آنکه در [[پیری]] تن به [[یادگیری]] میسپارد چون کسی است که بر سطح آب مینگارد. | |||
اگر [[قرآن کریم]] خردمندانی را که به سخن گوش میسپارند و بهترینش را به کار میبندند، مینوازد و [[بشارت]] میدهد<ref>{{متن قرآن|وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ}} «و آنان را که از پرستیدن بت دوری گزیدهاند و به درگاه خداوند بازگشتهاند، مژده باد! پس به بندگان من مژده بده! * کسانی که گفتار را میشنوند آنگاه از بهترین آن پیروی میکنند، آنانند که خداوند راهنماییشان کرده است و آنانند که خردمندند» سوره زمر، آیه ۱۷-۱۸.</ref>، آن حضرت در تمثیلی شیوا و دلپذیر کسانی را نقد و [[عتاب]] میکند که از آن همه سخنان دلانگیز و حکمتآمیزی که میشنوند تنها بر نقطههای تاریک و منفی آن تکیه میکنند. میفرماید: | |||
«حکایت آن شخصی که سخنان [[حکیمانه]] را میشنود و تنها بدترین آنها را بر زبان میراند، داستان مردی است که از گلهداری خواست تا گوسفندی به وی بخشد. او گفت برو و بهترین آنها را برگیر. اما وی از سر [[نابخردی]] از آن همه، سگ [[گله]] را برگزید!»<ref>تنبیه الخواطر، ج۱، ص۳۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۹۲، ح۲۹۰۱۴.</ref> | |||
اما آنکه دانشی فراگیرد و [[مردم]] را از آن بهرهمند نسازد، چونان کسی است که گنجی فراهم آورد و از آن بهرهای [[نبرد]]. | |||
{{متن حدیث|مَثَلُ الَّذِي يَتَعَلَّمُ الْعِلْمَ، ثُمَّ لَا يُحَدِّثُ بِهِ، كَمَثَلِ الَّذِي يَكْنِزُ الْكَنْزَ، فَلَا يُنْفِقُ مِنْهُ}}<ref>عدة الداعی، ص۷۸؛ بحارالانوار، ج۲، ص۳۷؛ سنن الدارمی، ج۱۴۸؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۸۹، ح۲۸۹۹۲ تا ۲۸۹۹۵.</ref>. | |||
از سوی دیگر، عالمی که مردم از خرمن [[معرفت]] او بهرهمند میشوند و از آن خوشه میگیرند، لکن خود از ثمرات [[دانش]] خویش بیبهره است، چراغی را میماند که خود همواره میسوزد، اما مردم از پرتو آن بهره میگیرند<ref>عدة الداعی، ص۸۰؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص۲۰۵، ح۱۳۸۹۰؛ مجمع الزوائد، ج۱، ص۴۳۹، ح۸۶۹؛ الترغیب و الترهیب، ج۱، ص۷۴، ح۲۱۵.</ref>. | |||
از نگاه [[رسول خدا]]{{صل}}، [[دانشوران]] در [[زمین]]، چون اختران [[آسمان]] منشأ هدایتاند؛ همچنانکه [[مردم]] در تاریکیهای خشکی و دریا از [[ستارگان]] مدد میجویند و بدان از گمرهی میرهند، در پرتو [[هدایت]] آموزههای [[عالمان راستین]] نیز راه [[زندگی]] و [[رستگاری]] را میجویند و از [[سرگشتگی]] و [[ضلالت]] [[نجات]] مییابند<ref>{{متن حدیث|مَثَلُ الْعُلَمَاءِ فِي الْأَرْضِ كَمَثَلِ النُّجُومِ فِي السَّمَاءِ يُهْتَدَى بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ...}} (منیة المرید، ص۱۴؛ بحارالانوار، ج۲، ص۲۵؛ مسند احمد بن حنبل، ج۳، ص۱۵۷، ح۱۲۶۲۱).</ref>. | |||
اما [[مصیبت]] بزرگ گرفتار آمدن [[انسانی]] عالم و روشن ضمیر در جمع [[جاهلان]] بیخبر از ع [[الم]] معنا و [[معرفت]]، نکته و دقیقهای است که آن حضرت بدان [[نیک]] نظر داشته است. | |||
ایشان دانشمندی را که [[اسیر]] [[جهالت]] مردم [[نادان]] شده و [[کلام]] و [[پیام]] و [[منطق]] او را درنمییابند و وی را چون خویشتن میخواهند، یکی از سه گروهی میشناسند که درخور رحم و شفقتاند<ref>{{متن حدیث|ارْحَمُوا عَزِيزَ قَوْمٍ ذَلَّ، وَ غَنِيَّ قَوْمٍ افْتَقَرَ، وَ عَالِماً يَتَلَاعَبُ بِهِ الْجُهَّالُ}}. (بحارالانوار، ج۲، ص۴۴؛ احیاء علوم الدین، ج۴، ص۲۸ «با اندک اختلاف در لفظ»).</ref>؛ ازاینرو، حضرت در تمثیلی روشن، عالِم را در جمع جاهلان چون زندهای در میان [[مردگان]] میداند و میفرماید: {{متن حدیث|الْعَالِمُ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ}}<ref>الامالی للمفید، ص۲۹ (مجلس چهارم)؛ وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۸. گفتنی است که این حدیث به روایتی دیگر در مورد دانشآموز، چنین آمده است: {{متن حدیث|طَالِبُ الْعِلْمِ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ}}. (الامالی للطوسی، ص۵۷۷ (مجلس ۲۳)؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۴۳، ح۲۸۷۲۶).</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص ۱۷۲.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||