←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
===[[استکبار]]=== | ===[[استکبار]]=== | ||
[[کبر]] و [[غرور]] و استکبار از عوامل اصلی طغیان است. نخستین [[طاغی]] [[مستکبر]] [[ابلیس]] بود که در برابر [[فرمان خدا]] برای [[سجده]] بر [[آدم]] [[برتریطلبی]] و [[طغیان]] کرد:{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَـٰفِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> او خود را از آدم [[برتر]] میدانست و در برابر [[فرمان خدا]] [[کبر]] ورزید:{{متن قرآن|... أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ}}<ref>«فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را از فروتنی برای چیزی که به دست خویش آفریدم، باز داشت؟ سرکشی کردی یا از والا رتبگانی؟» سوره ص، آیه ۷۵.</ref> پس از [[ابلیس]]، پسر بزرگ آدم که [[طغیانگری]] برتریطلب و [[مستکبر]] بود، به سبب پذیرفته شدن [[قربانی]] [[برادر]] کوچک خود برآشفت و او را کشت:{{متن قرآن|... فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref> در این دسته، [[طاغیان]] از [[قوم نوح]] را میتوان یاد کرد که از روی کبر و [[استکبار]]، [[مؤمنان]] به نوح را فرودست مینامیدند<ref>{{متن قرآن|فَقَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ مَا نَرَىٰكَ إِلَّا بَشَرًۭا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَىٰكَ ٱتَّبَعَكَ إِلَّا ٱلَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِىَ ٱلرَّأْىِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍۭ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَـٰذِبِينَ}}«پس سردستگان [[کافر]] از [[قوم]] وی گفتند: ما تو را جز بشری مانند خویش نمیدانیم و جز این نمیبینیم که [[فرومایگان]] ما نسنجیده از تو [[پیروی]] کردهاند و در شما [[برتری]] نسبت به خویش نمیبینیم بلکه شما را [[دروغگو]] میپنداریم» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۲۷.</ref>؛ همچنین [[قوم فرعون]] و در رأس آنها خود [[فرعون]] را:{{متن قرآن|...وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلْمُسْرِفِينَ}}<ref>«اما هیچ کس (سخن) موسی را باور نکرد جز فرزندانی از قوم وی، (آن هم) با ترس آنکه فرعون و سرکردگانشان آنان را به بلا افکنند و بیگمان فرعون در (سر) زمین (مصر) بلند پروازی کرد و او به راستی از گزافکاران بود» سوره یونس، آیه ۸۳.</ref>؛ {{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ}}<ref>«به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَٱسْتَكْبَرُوا۟ وَكَانُوا۟ قَوْمًا عَالِينَ}}<ref>«به سوی فرعون و سرکردگانش ولی گردنفرازی کردند و قومی برتری جوی بودند» سوره مؤمنون، آیه ۴۶.</ref>. [[طغیان]] آنان به اندازهای بود که [[بنیاسرائیل]] را به [[استثمار]] و [[بردگی]] کشیده بودند و پسران آنان را میکشتند و [[زنان]] و دخترانشان را زنده نگه میداشتند و آنان را در [[عذاب]] و [[رنج]] و [[خواری]] عمیقی گرفتار کرده بودند:{{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَـٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌۭ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود» سوره بقره، آیه ۴۹.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۳.</ref> | [[کبر]] و [[غرور]] و استکبار از عوامل اصلی طغیان است. نخستین [[طاغی]] [[مستکبر]] [[ابلیس]] بود که در برابر [[فرمان خدا]] برای [[سجده]] بر [[آدم]] [[برتریطلبی]] و [[طغیان]] کرد:{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَـٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِـَٔادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَـٰفِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> او خود را از آدم [[برتر]] میدانست و در برابر [[فرمان خدا]] [[کبر]] ورزید:{{متن قرآن|... أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ ٱلْعَالِينَ}}<ref>«فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را از فروتنی برای چیزی که به دست خویش آفریدم، باز داشت؟ سرکشی کردی یا از والا رتبگانی؟» سوره ص، آیه ۷۵.</ref> پس از [[ابلیس]]، پسر بزرگ آدم که [[طغیانگری]] برتریطلب و [[مستکبر]] بود، به سبب پذیرفته شدن [[قربانی]] [[برادر]] کوچک خود برآشفت و او را کشت:{{متن قرآن|... فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ}}<ref>«و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref> در این دسته، [[طاغیان]] از [[قوم نوح]] را میتوان یاد کرد که از روی کبر و [[استکبار]]، [[مؤمنان]] به نوح را فرودست مینامیدند<ref>{{متن قرآن|فَقَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ مَا نَرَىٰكَ إِلَّا بَشَرًۭا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَىٰكَ ٱتَّبَعَكَ إِلَّا ٱلَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِىَ ٱلرَّأْىِ وَمَا نَرَىٰ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍۭ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَـٰذِبِينَ}}«پس سردستگان [[کافر]] از [[قوم]] وی گفتند: ما تو را جز بشری مانند خویش نمیدانیم و جز این نمیبینیم که [[فرومایگان]] ما نسنجیده از تو [[پیروی]] کردهاند و در شما [[برتری]] نسبت به خویش نمیبینیم بلکه شما را [[دروغگو]] میپنداریم» [[سوره هود]]، [[آیه]] ۲۷.</ref>؛ همچنین [[قوم فرعون]] و در رأس آنها خود [[فرعون]] را:{{متن قرآن|...وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَإِنَّهُۥ لَمِنَ ٱلْمُسْرِفِينَ}}<ref>«اما هیچ کس (سخن) موسی را باور نکرد جز فرزندانی از قوم وی، (آن هم) با ترس آنکه فرعون و سرکردگانشان آنان را به بلا افکنند و بیگمان فرعون در (سر) زمین (مصر) بلند پروازی کرد و او به راستی از گزافکاران بود» سوره یونس، آیه ۸۳.</ref>؛ {{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ}}<ref>«به سوی فرعون روان شو که او سرکشی کرده است» سوره طه، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَٱسْتَكْبَرُوا۟ وَكَانُوا۟ قَوْمًا عَالِينَ}}<ref>«به سوی فرعون و سرکردگانش ولی گردنفرازی کردند و قومی برتری جوی بودند» سوره مؤمنون، آیه ۴۶.</ref>. [[طغیان]] آنان به اندازهای بود که [[بنیاسرائیل]] را به [[استثمار]] و [[بردگی]] کشیده بودند و پسران آنان را میکشتند و [[زنان]] و دخترانشان را زنده نگه میداشتند و آنان را در [[عذاب]] و [[رنج]] و [[خواری]] عمیقی گرفتار کرده بودند:{{متن قرآن|وَإِذْ نَجَّيْنَـٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌۭ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که شما را از فرعونیان رهانیدیم که به شما عذابی سخت میچشاندند، پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاردند و در آن از سوی پروردگارتان برای شما آزمونی سترگ بود» سوره بقره، آیه ۴۹.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۳.</ref> | ||
==پیامدهای طغیان== | |||
[[قرآن کریم]] پیامدهای فراوان [[دنیوی]] و [[اخروی]] را برای طغیان گزارش کرده است. از جمله پیامدهای دنیوی [[طغیانگری]] [[سرگردانی]] در راهیابی به حق<ref>{{متن قرآن|ٱللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}} «[[خداوند]] است که آنها را به ریشخند میگیرد و آنان را در سرکشیشان در حالی که سرگشتهاند فرو میگذارد» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۵. {{متن قرآن|مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}} «کسانی را که خداوند در [[گمراهی]] وانهد هیچ [[رهنمایی]] ندارند و آنان را [[سرگردان]] در سرکشیشان وا میگذارد» [[سوره اعراف]]، آیه ۱۸۶.</ref> و گمراهی<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَـٰنٍۭ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًۭا طَـٰغِينَ * فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَآ إِنَّا لَذَآئِقُونَ * فَأَغْوَيْنَـٰكُمْ إِنَّا كُنَّا غَـٰوِينَ}} «و ما بر شما هیچ چیرگی نداشتیم که شما گروهی گردنکش بودید * آنگاه گفته پروردگارمان درباره ما تحقّق یافت؛ بیگمان ما عذاب را خواهیم چشید * آری، شما را گمراه کردیم، به راستی ما (خود نیز) گمراه بودیم» سوره صافات، آیه ۳۰تا۳۲.</ref> است. [[کافران]] عنود و لجوج با [[اصرار]] در [[کجروی]] و [[تعصبات]] [[جاهلانه]] و [[تسلیم نشدن]] در برابر [[حق]]، [[ادراک]] و دید سالم را از دست داده و گیج و [[گمراه]] در [[سرگردانی]] بهسرمیبرند<ref>مجمع البیان، ج ۴، ص۵۴۱؛ نمونه، ج ۵، ص۴۰۰.</ref>. [[خدا]] نیز آنان را که هدایتپذیر نیستند در [[طغیان]]، به حال خود وامیگذارد تا [[سرگردان]] شوند<ref>{{متن قرآن|وَنُقَلِّبُ أَفْـِٔدَتَهُمْ وَأَبْصَـٰرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَنَذَرُهُمْ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}«و دلها و دیدگان آنان را دگرگون میگردانیم- چنان که بار نخست (هم) به آن ایمان نیاوردند- و آنان را در سرکشیشان سرگردان وا مینهیم» سوره انعام، آیه ۱۱۰.</ref>، چنانکه اگر خدا به آنان رحم کند و [[رنج]] [[عذاب]] را که دامنگیرشان شده از آنان بردارد، همچنان در طغیانشان غوطهور خواهند بود<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ رَحِمْنَـٰهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّۢ لَّلَجُّوا۟ فِى طُغْيَـٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ}}«و اگر آنان را میبخشودیم و گزندی را که بدان دچارند برمیداشتیم سرگردان در سرکشیشان پای میفشردند» سوره مؤمنون، آیه ۷۵.</ref>؛ حتی [[آیات الهی]] و [[قرآن کریم]] گاهی سبب طغیان بیشتر آنان میشود<ref>{{متن قرآن|وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَـٰنًۭا وَكُفْرًۭا وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَـٰمَةِ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًۭا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًۭا وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ}}«و [[یهودیان]] گفتند که دست [[خداوند]] بسته است، دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند [[لعنت]] بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است و هرگونه بخواهد میبخشد و بیگمان آنچه به سوی تو از سوی پروردگارت فرو فرستاده شده است بر [[سرکشی]] و [[کفر]] بسیاری از آنان میافزاید؛ و میان آنان تا [[رستخیز]] [[دشمنی]] و [[کینهجویی]] افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای [[جنگ]] بر افروختند [[خداوند]] آن را خاموش گردانید؛ و در [[زمین]] به [[تباهی]] میکوشند و خداوند [[تبهکاران]] را [[دوست]] نمیدارد» [[سوره مائده]]، [[آیه]] ۶۴.</ref>. [[تکذیب]] [[معجزات الهی]]<ref>{{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَىٰهَآ * إِذِ ٱنۢبَعَثَ أَشْقَىٰهَا * فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ ٱللَّهِ نَاقَةَ ٱللَّهِ وَسُقْيَـٰهَا * فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُم بِذَنۢبِهِمْ فَسَوَّىٰهَا}}«قوم «ثمود» با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند، * آنگاه که سنگدلترین آنان برانگیخته شد * پیامبر خداوند به آنان گفت: شتر خداوند را با آبشخور آن وانهید * اما آنان او را دروغزن شمردند و آن (شتر) را پی کردند؛ خداوند هم آنان را به گناهشان یکسره نابود ساخت و (با خاک) یکسان کرد» سوره شمس، آیه ۱۱تا۱۴.</ref>، [[فساد]] بسیار<ref>{{متن قرآن|فَأَكْثَرُوا۟ فِيهَا ٱلْفَسَادَ}}«و در آنها بسیار به تباهی پرداختند،» سوره فجر، آیه ۱۲.</ref>، [[غضب الهی]]<ref>{{متن قرآن|كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ}}«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که خشم من شما را فرا گیرد و هر که خشم من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» سوره طه، آیه ۸۱.</ref>، فرجامی زیانبار<ref>{{متن قرآن|هَـٰذَا وَإِنَّ لِلطَّـٰغِينَ لَشَرَّ مَـَٔابٍۢ}}«این است (پاداش پرهیزگاران) و به راستی برای سرکشان بدترین سرانجام خواهد بود:» سوره ص، آیه ۵۵.</ref>، [[نزول عذاب]]<ref>{{متن قرآن|فَغَشَّىٰهَا مَا غَشَّىٰ}}«و به آن فرو پوشاند آنچه فرو پوشاند» سوره نجم، آیه ۵۴.</ref> و در نهایت، هلاک و نابودی<ref>{{متن قرآن|كُلُوا۟ مِن طَيِّبَـٰتِ مَا رَزَقْنَـٰكُمْ وَلَا تَطْغَوْا۟ فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِى وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِى فَقَدْ هَوَىٰ}}«از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و در آن از اندازه مگذرید که [[خشم]] من شما را فرا گیرد و هر که [[خشم]] من او را فرا گیرد بیگمان نابود خواهد شد» [[سوره طه]]، [[آیه]] ۸۱.</ref> از دیگر پیامدهای [[دنیایی]] طغیاناند. | |||
[[محروم]] شدن از [[نعمتهای بهشتی]] و [[پاداش نیک]]<ref>{{متن قرآن|وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَآءَنَا لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ أَوْ نَرَىٰ رَبَّنَا لَقَدِ ٱسْتَكْبَرُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْ عُتُوًّۭا كَبِيرًۭا * يَوْمَ يَرَوْنَ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ لَا بُشْرَىٰ يَوْمَئِذٍۢ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًۭا مَّحْجُورًۭا}} «و آنان که به لقای ما امیدوار نیستند میگویند: چرا بر ما فرشتگان را فرو نفرستادهاند یا پروردگارمان را نمیبینیم؟ به راستی خود را بزرگ شمردند و سرکشی بزرگی ورزیدند * روزی که فرشتگان را ببینند آن روز، هیچ مژدهای برای گناهکاران نخواهد بود و (فرشتگان به آنان) میگویند: (رحمت خداوند) سخت (از شما) دور باد» سوره فرقان، آیه ۲۲.</ref> و گرفتار شدن به انواع عذابها<ref>{{متن قرآن|لِّلطَّـٰغِينَ مَـَٔابًۭا * لَّـٰبِثِينَ فِيهَآ أَحْقَابًۭا * لَّا يَذُوقُونَ فِيهَا بَرْدًۭا وَلَا شَرَابًا}} «بازگشتگاه سرکشان است، * روزگارانی دراز در آن درنگ خواهند داشت، * در آن، نه خنکایی (مییابند) و نه آشامیدنی میچشند،» سوره نبا، آیه ۲۲-۲۴.</ref> نیز از آثار [[آخرتی]] طغیاناند.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۴.</ref> | |||
==موانع [[طغیانگری]]== | |||
بسیاری از [[طغیانها]] در [[غرور]] و [[تکبر]] و عدم [[شناخت]] درست [[انسان]] از خود، [[نظام هستی]] و [[ربوبیت الهی]] ریشه دارند، بر این اساس، میتوان اموری مانند توجه به [[نیازمندی]] انسان به [[خداوند]]<ref>{{متن قرآن|كَلَّآ إِنَّ ٱلْإِنسَـٰنَ لَيَطْغَىٰٓ}}«حاشا؛ انسان سرکشی میورزد،» سوره علق، آیه ۶؛ {{متن قرآن|إِنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ ٱلرُّجْعَىٰٓ}}«به یقین بازگشت به سوی پروردگار توست» سوره علق، آیه ۸.</ref>، [[تزکیه]] و [[خودسازی]] نفس<ref>{{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ}} «(فرمود:) به سوی فرعون برو که او سرکشی کرده است * (به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟» سوره نازعات، آیه ۱۷و۱۸.</ref> و [[خشوع]] و [[خشیت]] الهی<ref>{{متن قرآن|ٱذْهَبْ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُۥ طَغَىٰ * فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ}} «(فرمود:) به سوی [[فرعون]] برو که او [[سرکشی]] کرده است * (به او) بگو: آیا سر آن داری که [[پاکیزگی]] یابی؟» [[سوره نازعات]]، [[آیه]] ۱۷و۱۸.</ref> را از موانع [[طغیان]] دانست<ref>{{متن قرآن|فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَىٰٓ أَن تَزَكَّىٰ}} «(به او) بگو: آیا سر آن داری که پاکیزگی یابی؟» سوره نازعات، آیه۱۸.</ref> زیرا [[خشیت]] از مقدمات [[پذیرش حق]] و دوری از طغیان است. به گفته برخی، [[تزکیه]] در این آیه، [[پاک]] شدن از طغیان است که بر اثر [[خشیت الهی]] حاصل میشود؛ خشیتی که نتیجه [[معرفت به خدا]] و ملازم با [[ایمان]] به [[پروردگار]] و بازدارنده از [[نافرمانی]] اوست<ref>روح المعانی، ج ۱۵، ص۲۳۰؛ المیزان، ج ۲۰، ص۱۸۷.</ref>. در برخی [[آیات]]، [[خوف از خداوند]] و بازداشتن نفس از [[هوا و هوس]]، در برابر طغیان در برابر [[حق]] نهاده شده است:{{متن قرآن|فَأَمَّا مَن طَغَىٰ * وَءَاثَرَ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا * فَإِنَّ ٱلْجَحِيمَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ * وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِۦ وَنَهَى ٱلنَّفْسَ عَنِ ٱلْهَوَىٰ * فَإِنَّ ٱلْجَنَّةَ هِىَ ٱلْمَأْوَىٰ}}<ref>«اما آنکه سرکشی کرده باشد، * و زندگی این جهان را برگزیده باشد، * تنها دوزخ جایگاه اوست * و اما آنکه از ایستادن در پیشگاه پروردگارش پروا کرده و روان خود را از خواهش (ناروا) بازداشته باشد؛ * تنها بهشت جایگاه اوست» سوره نازعات، آیه ۳۷تا۴۱.</ref>.<ref>[[محمد سحرخوان|سحرخوان، محمد]]، [[طغیان (مقاله)|مقاله «طغیان»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۴۹۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||