عصر امام جواد: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۴٬۷۳۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۴: خط ۵۴:
در این موقع [[امام]] سر برداشت، فرمود: {{متن حدیث|اتَّقِ اللَّهَ يَا ذَا الْعُثْنُونِ}} از [[خدا]] بترس ای ریش‌دراز! یک مرتبه مضراب و عود از دستش افتاد دیگر تا زنده بود نتوانست با آن دست کاری انجام دهد<ref>مناقب، ج۴، ص۳۹۶؛ کافی، ج۲، ص۴۱۸.</ref>.
در این موقع [[امام]] سر برداشت، فرمود: {{متن حدیث|اتَّقِ اللَّهَ يَا ذَا الْعُثْنُونِ}} از [[خدا]] بترس ای ریش‌دراز! یک مرتبه مضراب و عود از دستش افتاد دیگر تا زنده بود نتوانست با آن دست کاری انجام دهد<ref>مناقب، ج۴، ص۳۹۶؛ کافی، ج۲، ص۴۱۸.</ref>.
مأمون مخارق را خواست، از او سبب عارضه را پرسید. او گفت: وقتی که ابوجعفر به من [[صیحه]] زد، مرا [[ترس]] و وحشتی دست داد که مدهوش شدم و از آن به بعد دیگر به حال خود نیامدم و لکن [[خداوند]] [[امام جواد]]{{ع}} را از [[شر]] او نگه داشت و [[مأمون]] نتوانست به حضرتش صدمه‌ای وارد سازد، ولی این [[شقاوت]] و [[بی‌حیایی]] و [[عداوت]] را [[برادر]] مأمون یعنی [[معتصم]] پسر [[هارون]] مرتکب شد و به [[تدبیر]] او [[امام]] را به [[شهادت]] رساندند.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام جواد (کتاب)|مظلومیت امام جواد]]، ص ۲۰.</ref>
مأمون مخارق را خواست، از او سبب عارضه را پرسید. او گفت: وقتی که ابوجعفر به من [[صیحه]] زد، مرا [[ترس]] و وحشتی دست داد که مدهوش شدم و از آن به بعد دیگر به حال خود نیامدم و لکن [[خداوند]] [[امام جواد]]{{ع}} را از [[شر]] او نگه داشت و [[مأمون]] نتوانست به حضرتش صدمه‌ای وارد سازد، ولی این [[شقاوت]] و [[بی‌حیایی]] و [[عداوت]] را [[برادر]] مأمون یعنی [[معتصم]] پسر [[هارون]] مرتکب شد و به [[تدبیر]] او [[امام]] را به [[شهادت]] رساندند.<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام جواد (کتاب)|مظلومیت امام جواد]]، ص ۲۰.</ref>
==ویژگی‌های [[عصر امام جواد]]{{ع}}‌==
عصر امام جواد{{ع}} به دلیل [[نهضت]] و خیزش عملی و [[اندیشه]]، تابناکترین و باشکوهترین عصور [[اسلامی]] به شمار می‌رفت،؛ چراکه [[مسلمانان]] و غیر مسلمانان، [[نسل]] اندر نسل و طی قرن‌ها از دستاوردهای [[فکری]] و عملی این دوره بهره می‌گرفتند. از آنجا که [[پژوهش]] و بررسی عصرها به صورت روش‌شناسی تحقیقی درآمده و هیچ [[پژوهشگری]] از آن [[بی‌نیاز]] نیست، به اختصار به تبیین ویژگی‌های عصر امام جواد{{ع}} می‌پردازیم.
===[[حیات]] علمی‌===
حیات [[فرهنگی]] و [[علمی]] آن عصر، از برجسته‌ترین شاخصه‌های حیات در تمام عصرهای اسلامی به شمار می‌رود. در آن دوره [[جنبش علمی]]- فرهنگی شکوفا شد و [[دانش]] به طور چشمگیری گسترش یافت، دانشسراها تأسیس شد، جلسه‌های علمی رواج یافت و [[مردم]] با [[اشتیاق]] و عطشی سیری‌ناپذیر به [[کسب دانش]] روی آوردند.
«نیکلسون» آن دوره را این‌گونه توصیف کرده است: «گستردگی دامنه [[دولت]] [[عباسیان]]، فراوانی [[ثروت]] و رواج [[بازرگانی]] در آن [[عهد]]، تأثیر بزرگی در [[آفرینش]] [[نهضت فرهنگی]] داشت، به گونه‌ای که [[مشرق]] [[زمین]] تا آن [[روز]] چنین‌ نهضتی به خود ندیده بود. تمام افراد [[جامعه]] آن روز از [[خلیفه]] تا مردم عادی طالبان دانش یا حداقل [[دوستداران]] دانش شدند. در [[روزگار]] عباسیان، مردم، قاره‌ها را پیموده و خود را به خواستگاه دانش و [[عرفان]] می‌رساندند تا همانند [[زنبور عسل]] که شهد به کندو می‌برد، اندوخته‌ای از دانش برگرفته برای جویندگان [[تشنه]] آن به سرزمین‌های خود ببرند. هم آنان، دانشی را که با تلاش و [[کوشش]] خود به دست آورده بودند، گرد می‌آوردند که بیشترین شباهت را به [[دائرة المعارف]] داشت. البته این کار نقش [[کارآمدی]] در رساندن دانش نوین آن روز به دست ما داشت؛ کاری که پیشتر [[انتظار]] آن نمی‌رفت»<ref>دکتر حسن ابراهیم حسن، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۳۲۲.</ref>.
اینک به طور گذرا به برخی شاخصه‌های اصلی و اساسی حیات علمی آن روز می‌پردازیم.
====مراکز علمی‌====
مراکز علمی فعال در عصر امام جواد{{ع}} به این شرح بودند:
'''[[مدینه]] منوره‌''': مهمترین مراکز علمی آن دوره به شمار می‌رفت. [[مدرسه]] [[اهل بیت]]{{عم}} در آن تأسیس و تشکیل شد و بزرگان و [[فقیهان]] و [[راویان]] را در خود گرد آورد. دو دسته یاد شده شب‌ها را به تدوین [[احادیث]] [[امامان اهل بیت]]{{عم}} به صبح می‌رساندند و نسبت به تدوین موضوعی احادیث [[امامان معصوم]] مرتبط با [[فقه]] که آینه [[روح]] و جوهر [[اسلام]] بودند، [[عنایت]] فراوانی مبذول‌ می‌داشتند. در آن دوره [[مدرسه]] [[فقهی]] «[[تابعان]]» عنایت خاصی به برگرفتن [[احکام فقهی]] نقل شده از [[صحابه]] داشتند. بنا به آنچه نقل شده [[پیروان]] این مدرسه در مواردی که [[حدیثی]] از صحابه برای حل معضلی نداشتند «[[رأی]]» و «[[قیاس]]» را مبنای عمل و [[فتوا]] قرار می‌دادند.
'''کوفه‌''': پس از [[مدینه منوره]]، [[کوفه]] در مرتبه بعدی قرار داشت و [[مسجد]] بزرگ این [[شهر]] مهمترین دانشسراها و [[مدارس]] [[اسلامی]] به شمار می‌رفت. جلسه‌های [[تدریس]] در جای‌جای این مسجد به چشم می‌خورد و تدریس [[علوم اسلامی]]، مانند: فقه، [[تفسیر]] و [[حدیث]]، [[هویت]] غالب این مدرسه را تشکیل می‌داد. از آنجا که [[تفکر]] و [[اندیشه علوی]] کوفه را دربر گرفته بود، مدرسه کوفه، توجه خود را به [[علوم اهل بیت]]{{عم}} معطوف کرد.
«[[حسن بن علی الوشاء]]» در توصیف مدرسه کوفه گفته است: «در این مدرسه ([[مسجد کوفه]]) نهصد شیخ (عالم) دیدم که همگی آنان می‌گفتند:
[[جعفر بن محمد]] برای ما حدیث گفت»<ref>حیاة الإمام موسی بن جعفر، ج۱، ص۸۲.</ref>.
«[[آل حیان]] تغلبی»، «[[آل اعین]]»، «بنو [[عطیه]]» و «بنو دراج» مهمترین خاندان‌های [[علمی]] و علم‌پروری بودند که در جلسات علمی این مسجد [[دانش]] اندوختند<ref>تاریخ الاسلام، ج۲، ص۳۳۸.</ref>.
فقه تنها دانش غالب بر مدرسه کوفه نبود، بلکه نحو ([[ادبیات عرب]]) نیز در این مدرسه تدریس می‌شد و از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود. در این شهر مدرسه «نحویون» تأسیس شد که بارزترین چهره‌های این دانش «کسائی» بود؛ همو که به درخواست [[هارون الرشید]]، [[تعلیم]] [[امین]] و [[مأمون]]، [[فرزندان]] [[هارون]] را بر عهده گرفت. شایان توجه است که [[علم نحو]] شامل مجموعه قواعدی است که گفتار را از [[کژی]] و نادرستی ایمن می‌سازد و گوینده را از [[خطا]] باز می‌دارد. این [[دانش]] به وسیله [[امیر المؤمنین علی بن ابی طالب]]{{ع}} پدید آمد و همو [[قواعد]] و اصول آن را پایه‌گذاری نمود.
'''بصره‌''': دیگر کانون [[علمی]] آن [[روزگار]] [[بصره]] بود که مرکز مهمی برای [[علم نحو]] به شمار می‌رفت. اولین بنیانگذار [[مدرسه]] بصره «ابو الأسود دئلی» [[شاگرد]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} بود. مدرسه بصره با مدرسه [[کوفه]] [[رقابت]] می‌کرد و نحویان بصره جهت باز شناخته شدن از نحویان کوفه «[[اهل]] المنطق» خوانده می‌شدند.
«[[سیبویه]]» [[ایرانی]]، صاحب «کتاب سیبویه» از [[پیشوایان]] و نام‌آوران این [[دانش]] بود.
کتاب وی عمیقترین، کمال یافته‌ترین و اصیل‌ترین اثر در [[ادبیات]] است.
«دی‌پور» کتاب سیبویه را این‌گونه توصیف کرده است: «اگر به کتاب سیبویه بنگریم آن را کاری پخته و تلاشی سترگ خواه[[یم]] یافت، آن‌سان که متأخران درباره این کتاب گفته‌اند: بی‌تردید، این کتاب (سیبویه) ثمره تلاش [[عالمان]] فراوانی است، چنان که «[[قانون]]» [[ابن سینا]] این‌گونه است»<ref>تاریخ الفلسفة فی الاسلام، ص۳۹.</ref>.
بصره افزون بر اینکه عرصه علم نحو بود، مدرسه [[علم تفسیر]] نیز به شمار می‌رفت و «[[ابو عمرو بن العلاء]]» در شمار علمای برجسته این دانش قرار داشت.
«عروض» که به وسیله «[[خلیل بن احمد]]» صاحب کتاب «العین» (اولین معجم لغت [[عرب]]) پایه‌گذاری شد، دیگر دانش رایج در بصره بود.
'''[[بغداد]]''': با جنبش‌های علمی و [[فرهنگی]] شکوفایی یافته و در جای‌جای آن مدرسه و دانشسرا تأسیس شد. در بغداد چیزی به فراوانی و آسانی دانش وجود نداشت. بغداد همانند دیگر مراکز [[اسلامی]] به دانش خاصی بسنده نکرده، بلکه [[علوم عقلی]] و نقلی و دیگر رشته‌های علمی را در خود گرد آورده بود. بدین ترتیب به صورت بزرگترین مرکز علمی آن دوره درآمد که جویندگان [[علم]] از سراسر [[جهان]] برای [[کسب دانش]] آهنگ بغداد می‌کردند.
«گوستاولوبون» بغداد آن روزگار را چنین توصیف کرده است: «عالمان، هنرمندان و ادیبان، از ملیت‌ها و نحله‌های گوناگون، مانند: [[یونانیان]]، پارسیان، قبطی‌ها و [[کلدانیان]] بار [[سفر]] بسته به بغداد می‌رفتند و آن را به صورت مرکزی جهانی برای دانش درآوردند».
«[[ابو الفرج]]» درباره [[مأمون]] می‌نویسد: «او با [[حکما]] [[خلوت]] می‌کرد، با [[مناظره]] آنان انس می‌گرفت و با گفت‌وگوی علمی‌ با آنان [[لذت]] می‌برد. او بر این [[باور]] بود که [[دانشمندان]] و [[عالمان]]، [[برگزیدگان خدا]] از میان [[بندگان]] هستند»<ref>حضارة العرب، ص۲۱۸.</ref>.
تا اینجا برخی از مراکز [[علمی]] آن دوره را برشمردیم. اینک به بیان [[علوم]] رایج در آن عصر می‌پردازیم:
'''علوم قرآنی‌''': شامل دو بخش بود:
# [[علم قرائت]] که به تحقیق درباره [[قرائت قرآن]] می‌پرداخت. آنچه‌ در این زمینه به دست آمد، [[قرائت‌های هفت‌گانه]] بود که هر قرائتی به یک [[قاری]] نسبت داده شد. مشهورترین [[قاریان]] [[عصر عباسی]] «[[یحیی بن حارث الذماری]]» (م ۱۴۵ ق.) «[[حمزة بن حبیب الزیات]]» (م ۱۵۶ ق.) «[[ابو عبد الرحمن]] المقری» (م ۲۱۳ ق.) و «[[خلف بن هشام البزاز]]» (م ۲۲۹ ق.) بودند<ref>المعارف، ص۲۳۰- ۲۳۱؛ ابن الندیم، الفهرست، ص۴۲- ۴۵.</ref>.
# [[علم تفسیر]]؛ این [[علم]] به توضیح [[کتاب خدا]] و بیان معنای آن می‌پردازد. [[مفسران]] در [[تفسیر قرآن]] دو [[گرایش]] را برگزیدند:
## [[تفسیر روایی]] بود که براساس آنچه از [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} در دست داشتند، [[قرآن]] را [[تفسیر]] می‌کردند. غالب [[مفسران شیعی]] این روش را برگزیدند که در [[تفسیر قمی]]، تفسیر [[عسکری]] و [[تفسیر برهان]] کاملا مشهود است. آنان در [[انتخاب]] این روش به این امر [[استدلال]] کرده‌اند که [[امامان اهل بیت]]{{عم}} [[علوم قرآن]] را آن‌گونه که هست و مبتنی بر [[واقعیت]] و [[حقیقت]] است، می‌شناسند. [[حضرت امام باقر]]{{ع}} خود با اشاره به این مطلب فرمود: جز [[اوصیا]] و [[جانشینان پیامبر]] هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که تفسیر تمام قرآن -چه ظاهر چه [[باطن]] آن- را می‌داند<ref>التبیان، ج۱، ص۴.</ref>. از [[ادله]] نیز [[وجوب]] [[رجوع]] به آنان در تفسیر قرآن، فهمیده می‌شود. [[شیخ طوسی]] در این‌باره می‌گوید: «تفسیر قرآن تنها براساس [[روایت]] صحیح پیامبر{{صل}} و امامان اهل بیت{{عم}} که گفته‌شان همانند فرموده پیامبر{{صل}} [[حجیت]] دارد جایز است»<ref>حیاة الامام محمد الباقر، ج۱، ص۱۸۱.</ref>.
## [[تفسیر به رأی]] بود. این روش تفسیر براساس اعتبارات [[عقلی]] وابسته به «[[استحسان]]» صورت می‌گرفته که مفسران معتزلی [[مذهب]] و باطنی‌ها این‌ شیوه را در پیش گرفتند. این [[مفسران]] بی‌توجه به [[روایات]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} در مورد [[تفسیر قرآن کریم]]، براساس استحسانات [[عقلی]] [[قرآن]] را [[تفسیر]] می‌کردند»<ref>حیاة الامام محمد الباقر، ج۱، ص۱۸۱.</ref>.
شایان توجه است که نخستین [[مدرسه]] [[تفسیر قرآن]] با استناد به [[روایت]] در [[عهد]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} تأسیس شد و حضرتش نخستین [[مفسر قرآن کریم]] بود.
«[[عبدالله بن عباس]]» و دیگر بزرگان [[صحابه]] تفسیر قرآن را از وی فرا می‌گرفتند.
امامان معصوم{{عم}} نیز نسبت به تفسیر توجه فراوانی مبذول داشته و تفسیر قرآن کریم، [[اسباب نزول]] [[آیات]] و [[فضیلت]] [[قرائت قرآن]]، محور غالب جلسه‌های آنان بود.
#'''[[علم]] حدیث‌''': منظور از [[حدیث]]، قول، فعل و تقریری است که از [[پیامبر]]{{صل}} یا یکی از [[امامان]] و [[جانشینان]] آن حضرت نقل شده باشد و «[[سنت]]» خوانده می‌شود. [[شیعیان]] در [[نگارش]] و [[تدوین حدیث]] از دیگران پیشی گرفتند. [[امامان اهل بیت]]{{عم}} نیز [[یاران]] خود را به تدوین حدیث [[تشویق]] و [[ترغیب]] می‌کردند. «[[ابو بصیر]]» می‌گوید: «به حضور [[امام صادق]]{{ع}} رسیدم. [[امام]]{{ع}} به من فرمود: چه چیزی شما را از [[نوشتن]] [[نصوص]] و احادیث‌ باز می‌دارد؟ تا ننویسید نمی‌توانید چیزی را [[حفظ]] کنید. جماعتی از [[مردم بصره]] از نزد وی [[دانش]] اندوختند و رفتند. آنان هرچه را می‌پرسیدند می‌نوشتند. در پی رهنمودهای امامان{{عم}} در مورد گردآوری [[احادیث]] و روایات، جمعی از یاران [[امام رضا]]{{ع}} در قالب «جامع»‌های بزرگ [[احادیث صحیح]] را گرد آوردند. این آثار نخستین منابع [[شیعی]] و مبنای تدوین [[جوامع]] چهارگانه سه تن از [[مشایخ]] [[اسلام]] به شمار می‌روند<ref>مقدمه المقنع و الهدایه، ص۱۰.</ref>.
#'''فقه‌''': [[فقه]] برجسته‌ترین دانشی بود که در آن [[روزگار]] و دیگر دوران‌های [[اسلامی]] گستردگی فوق‌العاده‌ای یافت. این علم به بیان [[تکلیف]] و وظیفه‌ای می‌پردازد که بر عهده فرد [[مکلف]] است و باید آن را در [[زندگی]] خود عملی کند و در برابر [[حضرت حق]] نسبت به آن پاسخ گوید. از همین‌رو [[علم فقه]] بیش از دیگر [[علوم]] مورد توجه و [[تدریس]] قرار گرفت. امامان اهل بیت{{عم}} فعالانه به ایجاد [[مدرسه]] [[فقهی]] خود پرداختند که [[فقیهان]] و [[عالمان]] بزرگی چون: «[[زراره]]»، «[[محمد بن مسلم]]» و «[[جابر بن یزید جعفی]]» ارمغان این [[مدرسه]] بودند. اینان هرچه از [[امامان]]{{عم}} می‌شنیدند در قالب «اصول» خود که به چهار صد اصل رسید تدوین کردند. بعدها این اصول [[تهذیب]] و در چهار کتابی که [[فقیهان امامی]] برای [[استنباط احکام شرعی]] از آنها بهره می‌گیرند، گردآوری شد. فراگیری [[فقه]] و استقبال از آن به [[شیعیان]] منحصر نبود که دیگر [[فرقه‌های اسلامی]] نیز به فراگیری آن روی آوردند.
#'''اصول فقه‌''': این [[علم]] توسط [[امام محمد باقر]]{{ع}} تأسیس شد و [[اجتهاد]] و استنباط احکام شرعی متوقف بر آن است. [[علم اصول فقه]] در آن [[زمان]] [[تدریس]] می‌شد.
#'''[[علم نحو]]''': نحو ([[ادبیات عرب]]) از دانش‌هایی بود که در عصر [[عباسیان]] نقش سترگی ایفا کرد و مبحث آن [[جدال]] برانگیز بود. در کاخ خلیفگان انجمن‌هایی برای این علم تشکیل می‌شد و در برخی از مسائل آن [[نزاع]] [[سختی]] میان [[عالمان]] این فن رخ می‌داد. عالمانی چون: کسایی، فراء و [[سیبویه]]، سرآمدان این فن در آن عصر بودند. شایان ذکر است که [[امیر المؤمنین]]{{ع}}، طلایه‌دار [[حکمت]] و [[دانش]] در این خاکدان، مؤسس این فن بود.
#'''علم کلام‌''': این دانش وسیله‌ای بود برای [[دفاع]] از [[اعتقادات دینی]]، با [[ادله]] [[علمی]] که به وسیله امامان{{عم}} تأسیس شد. هشام بن الحکم یکی از شاگردان این مدرسه بود که در این علم سرآمد شد. [[واصل بن عطاء]]، [[ابو الهذیل]] العلّاف، [[ابو الحسن اشعری]] و غزالی مشهورترین [[متکلمان]] نزد [[اهل سنت]] هستند.
#'''علم طب‌''': طبابت و [[علم طب]] از دانش‌هایی بود که [[حاکمان عباسی]] به فراگیری آن [[تشویق]] کرده و [[ثروت]] هنگفت و جوایز [[ارزشمندی]] به متخصصان این فن دادند که بختیشوع، [[طبیب]] [[نصرانی]] از آن جمله بود.
#'''علم شیمی‌''': این دانش از ابتکارهای یگانه [[جهان آفرینش]]، [[حضرت صادق]]{{ع}} است. [[جابر بن حیان]] که برای خاور [[زمین]] افتخاری بزرگ به شمار می‌رود این دانش را از محضر [[امام صادق]]{{ع}} فرا گرفت و در آن سرآمد شد.
#'''علم [[هندسه]] و [[شهرسازی]]'''
#'''[[علم]] فلک‌'''
#'''ترجمه‌''': [[گرایش]] به [[ترجمه]] متون [[بیگانه]] به [[زبان عربی]] از ویژگی‌ها و نمادهای [[حیات]] [[علمی]] آن [[روزگار]] بود. کتاب‌های [[پزشکی]]، [[ریاضیات]]، [[فلک]] و انواع متون [[سیاسی]] و [[فلسفی]] در این عصر [[ترجمه]] شدند که بسیاری از این متون را [[ابن الندیم]] در فهرست خود برشمرده است. [[سرپرستی]] [[دیوان]] ترجمه برعهده «حنین بن اسحاق» بود. ابن الندیم در این‌باره نوشته است: «میان [[مأمون]] و [[پادشاه روم]] مکاتباتی صورت می‌گرفت. زمانی که مأمون بر او چیره شد، از وی خواست [[اجازه]] دهد کسی را به [[روم]] بفرستد تا از میان کتاب‌های قدیمی موجود در [[خزانه]] [[پادشاهی]] نسخه‌هایی را [[انتخاب]] کنند. پادشاه روم ابتدا نپذیرفت، اما سرانجام تن به این خواسته داد. مأمون جماعتی را به این [[مأموریت]] گمارد که «[[حجاج بن مطهر]]»، «ابن البطریق» و «مسلم»، [[سرپرست]] دار الحکمه از جمله آنان بودند. آنان کتاب‌هایی را از میان یافته‌ها برگزیده، برای مأمون بردند و به [[فرمان]] او کتاب‌ها را به [[عربی]] ترجمه کردند.»..<ref>الفهرست، ص۳۳۹.</ref>.
#'''تأسیس [[مدرسه]] و کتابخانه‌''': در این دوره [[حکومت]] اقدام به تأسیس شمار چشمگیری مدرسه در [[بغداد]] نمود که به سی مورد می‌رسید. این [[مدارس]] آن‌چنان باشکوه بودند که «کاخ [[بدیع]]» در برابر آنها ناچیز بود. در این مدارس [[علوم اسلامی]] و دیگر [[علوم]] [[تدریس]] می‌شد. کتابخانه‌های عمومی از دیگر مراکز [[علمی]] بود که در بغداد تأسیس شد از جمله، کتابخانه [[بیت الحکمه]] بود. مأمون، کتابخانه شخصی خود و نیز کتاب‌هایی که جدش منصور و پدرش [[مهدی]] گرد آورده بودند به این کتابخانه منتقل کرد. همچنین مأمون از [[امیر]] [[صقلیه]] (سیسیل) درخواست کتاب‌های علمی و فلسفی کرد و چون کتاب‌های موردنظر به دست مأمون رسید، آنها را در کتابخانه بیت الحکمه قرار داد. او از [[خراسان]] نیز کتاب‌هایی فراهم کرد و در [[اختیار]] کتابخانه یاد شده گذارد. به یک سخن اینکه هرگاه مأمون از وجود کتابی مطلع می‌شد در هرجا که بود، آن را به دست می‌آورد و به کتابخانه بیت الحکمه می‌سپرد. این خزانه پربها که چیزی با آن هم‌سنگی نمی‌کرد، همچنان دایر بود و [[پژوهشگران]] و [[عالمان]] از آن بهره می‌گرفتند، اما زمانی که [[مغول]] سفاک در سال ۶۵۶ ق. بر [[بغداد]] چیره شد، [[سپاهیان]] او آن کتابخانه بی‌نظیر را نابود کردند و بدین ترتیب، [[جهان اسلام]] بزرگترین [[میراث علمی]] خود را از دست داد<ref>تاریخ الاسلام السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی، ج۴، ص۱۶۰- ۱۶۲.</ref>.
#'''اطلس‌ها و رصدخانه‌ها''': به [[فرمان]] [[مأمون]] نقشه [[جهان]] تهیه و «الصورة المأمونیه» نامیده شد. این نقشه نخستین نقشه جهان بود که در عصر [[عباسیان]] فراهم آمد. نیز مأمون فرمان داد رصدخانه‌ای تأسیس شود که در «شماسیه» (یکی از محله‌های [[بغداد]]) احداث شد<ref>عصر المأمون، ج۱، ص۳۷۵.</ref>. در چنین فضای [[علمی]] تابناک، [[امام جواد]]{{ع}} بزرگترین طلایه‌دار [[جنبش فرهنگی]] و علمی بود. در مدت اقامتش در بغداد [[عالمان]] در محضر او گرد آمده، از چشمه جوشان و گوارای [[دانش]] او جرعه‌نوشی می‌کردند. دقیق‌ترین مسائل [[فلسفی]] و [[کلامی]] را از آن حضرت می‌پرسیدند و او به [[لطف]] دانش و معارفی که خدای به او داده بود پاسخ می‌داد و در عرصه دانش، [[روزگار]] را به چالش می‌خواند<ref>ر.ک: حیاة الامام الجواد{{ع}}، ص۱۷۹- ۱۸۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۱، ص ۱۱۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010716.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام جواد (کتاب)|'''مظلومیت امام جواد''']]
# [[پرونده:IM010716.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت امام جواد (کتاب)|'''مظلومیت امام جواد''']]
# [[پرونده:151925.jpg|22px]] [[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۱ (کتاب)|'''پیشوایان هدایت ج۱۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۲۸۹

ویرایش