بدون خلاصۀ ویرایش
(←پیشینه) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
دین امری [[فطری]] است و ریشه در نهاد [[آدمی]] دارد<ref>سید مرتضی، أمالی، ۲/۸۳؛ طباطبایی، المیزان، ۱/۳۸۹.</ref>. همه [[ادیان]] به هر بیانی که باشد در این امر [[اتفاق نظر]] دارند که [[انسان]] در ذات خود مستقل نیست و [[زندگی]] او به صورت اساسی به موجودی که علت ایجاد عالم و آفریننده آن است یا قوای موجود در طبیعت، وابسته است<ref>سوره ناس، آیه ۳.</ref> از این جهت در طول [[تاریخ]] در تمامی [[فرهنگها]] و اقوام مختلف شکلی از دین وجود داشته است<ref>دورانت، تاریخ تمدن، مشرقزمین گاهواره تمدن، ۱/۸۴ ـ ۸۶.</ref>. دین در تاریخ [[بشر]] دارای اهمیت زیادی است و در همه [[سرزمینها]] تأثیر چشمگیری بر [[جوامع انسانی]] و [[رفتار]] و زندگی آنان داشتهاست و همواره در زندگی بشر یکی از عوامل تعیینکننده و نقشآفرین در تحولات [[فرهنگی]] و [[تکامل]] [[جامعه]] بوده است که همه ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است<ref>هینلز، راهنمای ادیان زنده، ۱/۴۵ ـ ۴۶.</ref>. | |||
از دیدگاه [[ادیان الهی]]، [[یکتاپرستی]]، نخستین دین و [[حضرت آدم]]{{ع}} نخستین [[پیامبر]] روی [[زمین]] بوده<ref>بغدادی، اصول الایمان، ۱۲۹.</ref> و [[شرک]] و [[بتپرستی]] پس از آن به وجود آمد؛ چنانکه گروهی از افراد [[جاهل]] به منظور به دست آوردن حاجتهای خود و دفع حوادث ناگوار در برابر اسباب این حوادث [[خضوع]] کردند و آنها را [[معبود]] خود گرفتند<ref>طباطبایی، المیزان، ۷/۳۰ ـ ۳۱.</ref>. ازجمله، آنان برای [[تقرب به خداوند]] بزرگ، [[ارواح]] مجردی را واسطه میان خود و [[خداوند]] میدانستند که به یکی از [[ستارگان]] تعلق داشت و بتهایی را به شکل هیاکل ستارگان میساختند و آنها را میپرستیدند<ref>ناس، ۱۹ ـ ۲۰؛ امام خمینی، کشف اسرار، ۱۴ ـ ۱۵.</ref>. بزرگترین ادیان در طول تاریخ، [[ادیان توحیدی]] و ابراهیمیاند که ریشه آنها در منطقه خاورمیانه بودهاست، مانند [[یهود]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]]. ازجمله بزرگترین [[ادیان غیر توحیدی]]، هندو، بودیسم و شینتو هستند<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۶.</ref>. | از دیدگاه [[ادیان الهی]]، [[یکتاپرستی]]، نخستین دین و [[حضرت آدم]]{{ع}} نخستین [[پیامبر]] روی [[زمین]] بوده<ref>بغدادی، اصول الایمان، ۱۲۹.</ref> و [[شرک]] و [[بتپرستی]] پس از آن به وجود آمد؛ چنانکه گروهی از افراد [[جاهل]] به منظور به دست آوردن حاجتهای خود و دفع حوادث ناگوار در برابر اسباب این حوادث [[خضوع]] کردند و آنها را [[معبود]] خود گرفتند<ref>طباطبایی، المیزان، ۷/۳۰ ـ ۳۱.</ref>. ازجمله، آنان برای [[تقرب به خداوند]] بزرگ، [[ارواح]] مجردی را واسطه میان خود و [[خداوند]] میدانستند که به یکی از [[ستارگان]] تعلق داشت و بتهایی را به شکل هیاکل ستارگان میساختند و آنها را میپرستیدند<ref>ناس، ۱۹ ـ ۲۰؛ امام خمینی، کشف اسرار، ۱۴ ـ ۱۵.</ref>. بزرگترین ادیان در طول تاریخ، [[ادیان توحیدی]] و ابراهیمیاند که ریشه آنها در منطقه خاورمیانه بودهاست، مانند [[یهود]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]]. ازجمله بزرگترین [[ادیان غیر توحیدی]]، هندو، بودیسم و شینتو هستند<ref>توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ جهان، ۱۶.</ref>. | ||
در اسلام اصل ادیان الهی [[تأیید]] شده است و [[قرآن کریم]] در مواضعی با بیان [[عقاید]] این [[ادیان]] و [[شرایع]] چون [[شریعت]] نوح{{ع}}، ابراهیم{{ع}}، [[موسی]]{{ع}} و [[عیسی]]{{ع}} به بررسی و تطبیق میان عقاید مختلف پرداخته است<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۲؛ سوره آل عمران، آیه ۶۷؛ سوره احزاب، آیه ۷.</ref>. البته قرآن کریم از شریعتهای مختلف [[الهی]] یاد میکند و از آنها به عنوان ادیان نام نمیبرد و این [[فرهنگ]] خاص [[قرآن]] است که اصول [[دعوت]] همه [[انبیای الهی]] را یکی میداند و آن | در اسلام اصل ادیان الهی [[تأیید]] شده است و [[قرآن کریم]] در مواضعی با بیان [[عقاید]] این [[ادیان]] و [[شرایع]] چون [[شریعت]] نوح{{ع}}، ابراهیم{{ع}}، [[موسی]]{{ع}} و [[عیسی]]{{ع}} به بررسی و تطبیق میان عقاید مختلف پرداخته است<ref>سوره بقره، آیه ۱۳۲؛ سوره آل عمران، آیه ۶۷؛ سوره احزاب، آیه ۷.</ref>. البته قرآن کریم از شریعتهای مختلف [[الهی]] یاد میکند و از آنها به عنوان ادیان نام نمیبرد و این [[فرهنگ]] خاص [[قرآن]] است که اصول [[دعوت]] همه [[انبیای الهی]] را یکی میداند و آن دین، واحد است و تنها دعوت انبیا{{ع}} در مسائل فرعی و بر اساس اقتضای [[زمان]] و محیط با یکدیگر تفاوت داشتهاست<ref>مطهری، مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ۲/۱۷۸.</ref>. در [[روایات]] نیز آموزههای متعددی از ادیان دیگر، مانند عقاید و برخی توصیههای [[اخلاقی]] انبیای الهی بیان شدهاست<ref>قمی، تفسیر القمی، ۱/۲۴۳؛ کلینی، الکافی، ۲/۱۷.</ref>. | ||
متکلمان اسلامی در آثار خود به بررسی عقاید و فرقههای [[ادیان الهی]] پرداختهاند<ref>فخر رازی، اعتقادات، ۹۳ ـ ۱۰۲؛ فاضل مقداد، ۶۷.</ref>. [[شناخت]] تطبیقی ادیان و رویکرد نقد [[تاریخی]] و نگارش ردیه بر دیگر ادیان و [[مذاهب]]، سابقه طولانی دارد. از قرن دوم هجری با ترجمه کتابهای فراوان از ادیان دیگر، متکلمان اسلامی مباحث فراوانی در اثبات حقانیت [[اسلام]] و رد مذاهب دیگر مطرح کردند و کتابهایی در زمینههای دینشناسی تطبیقی نگاشتند<ref>ابنندیم، الفهرست، ۳۲ ـ ۳۶ و ۲۴۵ ـ ۴۴۱؛ مشکور، مقدمه، ۱۷.</ref>.<ref>[[ریحانه غلامیان|غلامیان]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[دین - غلامیان و احمدی امیری (مقاله)| مقاله «دین»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۴۷۸ – ۴۹۱.</ref> | متکلمان اسلامی در آثار خود به بررسی عقاید و فرقههای [[ادیان الهی]] پرداختهاند<ref>فخر رازی، اعتقادات، ۹۳ ـ ۱۰۲؛ فاضل مقداد، ۶۷.</ref>. [[شناخت]] تطبیقی ادیان و رویکرد نقد [[تاریخی]] و نگارش ردیه بر دیگر ادیان و [[مذاهب]]، سابقه طولانی دارد. از قرن دوم هجری با ترجمه کتابهای فراوان از ادیان دیگر، متکلمان اسلامی مباحث فراوانی در اثبات حقانیت [[اسلام]] و رد مذاهب دیگر مطرح کردند و کتابهایی در زمینههای دینشناسی تطبیقی نگاشتند<ref>ابنندیم، الفهرست، ۳۲ ـ ۳۶ و ۲۴۵ ـ ۴۴۱؛ مشکور، مقدمه، ۱۷.</ref>.<ref>[[ریحانه غلامیان|غلامیان]] و [[سید علی احمدی امیری|احمدی امیری]]، [[دین - غلامیان و احمدی امیری (مقاله)| مقاله «دین»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۵]]، ص۴۷۸ – ۴۹۱.</ref> | ||
== اهداف دین == | == اهداف دین == | ||
مراد از اهداف دین، غایات و مقاصد | مراد از اهداف دین، غایات و مقاصد دین است که اجزایی مانند [[اعتقادات]]، [[شریعت]] ([[احکام فقهی]]) و [[اخلاقیات]] دارد یا به طور دقیقتر، [[اهداف]] شارع مقدس ([[خداوند متعال]]) است که تحت عنوان اهداف و غایات [[بعثت انبیا]] مطرح میشود<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اهداف و کارکردهای دین (کتاب)|اهداف و کارکردهای دین]]، ص ۲۱.</ref>. | ||
با توجه به گستردگی بحث اهداف دین، موارد دیگری را میتوان جزء اهداف معرفتی | با توجه به گستردگی بحث اهداف دین، موارد دیگری را میتوان جزء اهداف معرفتی دین برشمرد؛ مانند یادآوری معارف فراموش شده<ref>{{متن قرآن|فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ}} «پس پند بده که تنها تو پند دهندهای» سوره غاشیه، آیه ۲۱؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ}} «و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کردهایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۱۷؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ}} «و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کردهایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۱۷؛ {{متن قرآن|كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ}} «قوم لوط بیمدادن را دروغ شمردند» سوره قمر، آیه ۳۳؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ}} «و ما به راستی قرآن را برای پندگیری آسان (یاب) کردهایم، آیا پندپذیری هست؟» سوره قمر، آیه ۱۷.</ref>، رفع اختلافات دینی<ref>{{متن قرآن|كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}} «مردم (در آغاز) امّتی یگانه بودند، (آنگاه به اختلاف پرداختند) پس خداوند پیامبران را مژدهآور و بیمدهنده برانگیخت و با آنان کتاب (آسمانی) را به حق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند داوری کند و در آن جز کسانی که به آنها کتاب داده بودند، اختلاف نورزیدند (آن هم) پس از آنکه برهانهای روشن به آنان رسید (و) از سر افزونجویی که در میانشان بود؛ آنگاه خداوند به اراده خویش مؤمنان را در حقیقتی که در آن اختلاف داشتند رهنمون شد و خداوند هر که را بخواهد به راه راست رهنمایی میکند» سوره بقره، آیه ۲۱۳.</ref>، [[دعوت]] به [[حیات انسانی]]<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}} «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی میبخشد پاسخ دهید و بدانید که خداوند میان آدمی و دل او میانجی میشود و (بدانید که) به نزد وی گرد آورده میشوید» سوره انفال، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}} «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.</ref>، [[اتمام حجت]]<ref>{{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}} «پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵؛ {{متن قرآن|يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِيرٍ وَلَا نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}} «ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیآمدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن میگرداند تا نگویید نویدبخش و بیمدهندهای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیمدهندهای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره مائده، آیه ۱۹.</ref> و...<ref>[[سید رشید صمیمی|صمیمی، سید رشید]]، [[اهداف و کارکردهای دین (کتاب)|اهداف و کارکردهای دین]]، ص ۳۵.</ref>. | ||
== کارکرد دین == | == کارکرد دین == | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
# رویکرد خداگرایانه که در آن منشأ پیدایش دین خداست و علت دینگرایی، [[فطرت]] و [[خرد]] [[انسانی]] است و عوامل روانی، [[اقتصادی]]، یا اجتماعی تنها زمینه ساز گرایش به دین هستند<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۵۳- ۲۶۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۴۳۱ـ۴۳۳؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۶-۲۱۸.</ref>. | # رویکرد خداگرایانه که در آن منشأ پیدایش دین خداست و علت دینگرایی، [[فطرت]] و [[خرد]] [[انسانی]] است و عوامل روانی، [[اقتصادی]]، یا اجتماعی تنها زمینه ساز گرایش به دین هستند<ref>ر.ک: [[علی اسدی|اسدی، علی]]، [[دین - اسدی (مقاله)|دین]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۳]]، ص۲۵۳- ۲۶۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، فرهنگ شیعه]]، ص۴۳۱ـ۴۳۳؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۶-۲۱۸.</ref>. | ||
نظرات مختلفی در مورد پیدایش | نظرات مختلفی در مورد پیدایش دین وجود دارد از جمله: | ||
# عده ای معتقدند دین به سبب [[ضعف]] و [[زبونی]] [[انسانها]] حاصل شده است. در واقع این عده ترس را سبب [[دینداری]] انسانها میدانند. | # عده ای معتقدند دین به سبب [[ضعف]] و [[زبونی]] [[انسانها]] حاصل شده است. در واقع این عده ترس را سبب [[دینداری]] انسانها میدانند. | ||
# برخی دیگر علت پیدایش دین را [[جهل و نادانی]] [[بشر]] عنوان کرده و معتقدند عدم [[علم]] به علل وقوع حوادث سبب پروراندن علت ماورائی برای اینگونه حوادث شده و چنین علتهایی در قالب دین عنوان میشود. | # برخی دیگر علت پیدایش دین را [[جهل و نادانی]] [[بشر]] عنوان کرده و معتقدند عدم [[علم]] به علل وقوع حوادث سبب پروراندن علت ماورائی برای اینگونه حوادث شده و چنین علتهایی در قالب دین عنوان میشود. | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
روشن است که برای پاسخ اصولی به این پرسشها چارهای جز تبیین نسبت دین با [[عقل]] و [[علم]] بشری نیست. بدون فهم روشن از رابطه علم و دین و نسبت [[خرد]] و [[تعقل]] آدمی با [[تعبد]] و دینورزی او، نمیتوان پاسخ دقیق و صریح به پرسشهای یادشده داد. در خصوص رابطه علم و دین نظریهپردازیهای متفاوت و متباعدی وجود دارد که ابتنای به هر یک، پاسخهای متفاوتی در پی خواهد داشت. در اینجا به مواردی از این نظریهپردازیها که از خلال آرای ارائه شده در این خصوص [[استنباط]] میشود، اشاره میکنیم. | روشن است که برای پاسخ اصولی به این پرسشها چارهای جز تبیین نسبت دین با [[عقل]] و [[علم]] بشری نیست. بدون فهم روشن از رابطه علم و دین و نسبت [[خرد]] و [[تعقل]] آدمی با [[تعبد]] و دینورزی او، نمیتوان پاسخ دقیق و صریح به پرسشهای یادشده داد. در خصوص رابطه علم و دین نظریهپردازیهای متفاوت و متباعدی وجود دارد که ابتنای به هر یک، پاسخهای متفاوتی در پی خواهد داشت. در اینجا به مواردی از این نظریهپردازیها که از خلال آرای ارائه شده در این خصوص [[استنباط]] میشود، اشاره میکنیم. | ||
# دین در زندگی بشر صرفاً نقش [[هدایتی]] دارد و عهدهدار تبیین غایات و مقاصد [[زندگی]] است، در حالی که [[علم]] و [[عقل]]، نقش راهبردی دارند و عهدهدار چگونگی پیمودن راه و ارائه برنامه عملی نیل به چنان مقاصدی است. | # دین در زندگی بشر صرفاً نقش [[هدایتی]] دارد و عهدهدار تبیین غایات و مقاصد [[زندگی]] است، در حالی که [[علم]] و [[عقل]]، نقش راهبردی دارند و عهدهدار چگونگی پیمودن راه و ارائه برنامه عملی نیل به چنان مقاصدی است. دین از چرایی زندگی سخن میگوید و علم از چگونگی آن. | ||
# دین صرفاً به حوزه ارزشها میپردازد و علم به دانشها و روشها. دین عهدهدار بعد ارزشی و [[اخلاقی]] و [[معنوی]] زندگی [[انسان]] است و علم عهدهدار بعد طبیعی و زیستی آن یکی نقش ارشادی و [[هدایتی]] دارد و دیگری نقش تدبیری و [[مدیریتی]]. | # دین صرفاً به حوزه ارزشها میپردازد و علم به دانشها و روشها. دین عهدهدار بعد ارزشی و [[اخلاقی]] و [[معنوی]] زندگی [[انسان]] است و علم عهدهدار بعد طبیعی و زیستی آن یکی نقش ارشادی و [[هدایتی]] دارد و دیگری نقش تدبیری و [[مدیریتی]]. | ||
# دین به حوزه [[زندگی فردی]] و خصوصی انسان میپردازد. علم به حوزه زندگی جمعی و [[اجتماعی]] او؛ یکی رابطه انسان با [[خدا]] را تنظیم میکند و دیگری رابطه انسان با دیگر [[انسانها]] و با [[جهان]] پیرامونش را. بنابراین، نسبت علم و دین نسبتی تکمیلی است. | # دین به حوزه [[زندگی فردی]] و خصوصی انسان میپردازد. علم به حوزه زندگی جمعی و [[اجتماعی]] او؛ یکی رابطه انسان با [[خدا]] را تنظیم میکند و دیگری رابطه انسان با دیگر [[انسانها]] و با [[جهان]] پیرامونش را. بنابراین، نسبت علم و دین نسبتی تکمیلی است. | ||
| خط ۱۵۵: | خط ۱۵۵: | ||
دین مجموعهای از [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است که بر هم اثر میگذارند، [[التزام]] به احکام شرعی سببساز اخلاق و [[اعتقادات]] الهی است و بالعکس. همچنین در جهت دهی [[توحیدی]] به اخلاق و تأکید بر غایتگرایی و دستیابی به [[کمالات انسانی]] که [[تقرب]] الهی است. علاوه بر اینکه [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و جاوادنگی و [[معاد]] مستلزم [[مسؤولیت]] در [[رفتار]] است که نوعی ضمانت اجرایی برای اخلاق است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹؛ مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸؛ ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵؛ ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵؛ مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ ـ ۲.</ref>. | دین مجموعهای از [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[احکام شرعی]] است که بر هم اثر میگذارند، [[التزام]] به احکام شرعی سببساز اخلاق و [[اعتقادات]] الهی است و بالعکس. همچنین در جهت دهی [[توحیدی]] به اخلاق و تأکید بر غایتگرایی و دستیابی به [[کمالات انسانی]] که [[تقرب]] الهی است. علاوه بر اینکه [[اعتقاد]] به [[خداوند]] و جاوادنگی و [[معاد]] مستلزم [[مسؤولیت]] در [[رفتار]] است که نوعی ضمانت اجرایی برای اخلاق است<ref>فتحعلی، مقاله اخلاق هنجاری، ص۹؛ مصباح یزدی، دروس فلسفه اخلاق، ص۱۹۸؛ ملکیان، جزوه تقابل اخلاق دینی و اخلاق سکولار، ص۹۹ و ۱۱۵؛ ایزوتسو، خدا و انسان در قرآن، ص۳۰۲؛ طباطبایی، المیزان، ج۱۱، ص۱۵۵؛ مجتبوی، اخلاق در فرهنگ اسلامی، ص۳ ـ ۲.</ref>. | ||
آنچه در این بحث مهم است، «تأثیرات دین بر [[نظام اخلاقی]]» است که در غیر این صورت، نمیتوان وجه ممیز روشنی میان اخلاق دینی و سکولار برشمرد. اهم این کارکردها یکی به جنبه [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]] ناظر است و دیگری به آسمانی شدن [[فضائل]] و در آخر تحقق عملی [[ارزشهای اخلاقی]] به مدد | آنچه در این بحث مهم است، «تأثیرات دین بر [[نظام اخلاقی]]» است که در غیر این صورت، نمیتوان وجه ممیز روشنی میان اخلاق دینی و سکولار برشمرد. اهم این کارکردها یکی به جنبه [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]] ناظر است و دیگری به آسمانی شدن [[فضائل]] و در آخر تحقق عملی [[ارزشهای اخلاقی]] به مدد دین است که این سه بر هم ترتب منطقی دارند؛ زیرا فهم درست مفاهیم به مدد دین بوده، و به مبدأ بازمیگردد<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۱۹-۲۲۰.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||