پرش به محتوا

مظلومیت امام جواد: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۰۸: خط ۲۰۸:


== [[امام جواد]]{{ع}} در برابر فشار و [[ستم]] [[معتصم]] ==
== [[امام جواد]]{{ع}} در برابر فشار و [[ستم]] [[معتصم]] ==
[[مأمون]] در پایان عمر از فرزند خویش عباس که نزد [سپاهیان بسیار محبوب بود چشم پوشید و [[خلافت]] را به برادرش معتصم سپرد. چون در ایشان قوت و لیاقت کافی برای [[حفظ]] [[دولت عباسی]] می‌‌دید، گرچه پس از [[مرگ]] مأمون نخست سپاهیان از اطاعتش سر باز زدند و می‌خواستند عباس فرزند مأمون را به خلافت بردارند، اما عباس به [[احترام]] [[وصیت]] پدر با عموی خود [[بیعت]] کرد. معتصم در سال ۲۱۸ (هـ. ق) به خلافت رسید و هشت سال و هشت ماه خلافت کرد.
[[مأمون]] در پایان عمر از فرزند خویش عباس که نزد سپاهیان بسیار محبوب بود چشم پوشید و [[خلافت]] را به برادرش معتصم سپرد. چون در ایشان قوت و لیاقت کافی برای [[حفظ]] [[دولت عباسی]] می‌‌دید، گرچه پس از [[مرگ]] مأمون نخست سپاهیان از اطاعتش سر باز زدند و می‌خواستند عباس فرزند مأمون را به خلافت بردارند، اما عباس به [[احترام]] [[وصیت]] پدر با عموی خود [[بیعت]] کرد. معتصم در سال ۲۱۸ (هـ. ق) به خلافت رسید و هشت سال و هشت ماه خلافت کرد.


ایشان چهره‌ای سفاک و [[خون‌ریز]] بود و از [[علم]] و فضل بهره‌ای نداشت. روزی یکی از کارگزارانش برای معتصم نامه‌ای نوشته بود، [[وزیر]] نامه را برای معتصم می‌خواند به کلمه کلاء رسید معتصم پرسید کلاء چیست؟ وزیر گفت: نمی‌دانم! معتصم گفت: [[خلیفه]] [[امی]] و [[وزیر]] عامی.
ایشان چهره‌ای سفاک و [[خون‌ریز]] بود و از [[علم]] و فضل بهره‌ای نداشت. روزی یکی از کارگزارانش برای معتصم نامه‌ای نوشته بود، [[وزیر]] نامه را برای معتصم می‌خواند به کلمه کلاء رسید معتصم پرسید کلاء چیست؟ وزیر گفت: نمی‌دانم! معتصم گفت: [[خلیفه]] [[امی]] و [[وزیر]] عامی.
۱۲۹٬۸۷۷

ویرایش