بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
بر اساس [[جهانبینی دینی]] و کتاب و [[سنّت]]، [[انسان]] [[وظیفه]] دارد در [[تولید]]، توزیع و [[مصرف]] بر پایۀ [[حلال و حرام]] [[الهی]] گام بر دارد؛ [[فلسفه]] این [[حکم]] آن است که اولاً به اقتضای منظر [[توحیدی]]، همه چیز به [[خدا]] اختصاص دارد<ref>{{متن قرآن|وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا}} «و آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداوند است و خداوند به هر چیزی، نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۲۶.</ref> و انسان [[خلیفه]] و [[امانتدار]] اوست<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> و فرد [[امین]] نیز در پی افزایش بیحساب مالِ [[دنیا]] و [[فخرفروشی]] نیست؛ بلکه [[حفظ]] و [[ادای امانت]] را برای خود [[تکلیف الهی]] میداند. این [[تکالیف]] در [[امور مالی]]، تنها بر مبنای [[کسب حلال]] ـ که مبتنی بر اصل [[اِباحه]] و حلیّت<ref>اصل اِباحه به معنای مجازبودن تصرفات مالی است که از مبانی مالی در فقه شمرده میشود. اگر در حلال و حرامبودن فعل یا موضوعی تردید شود و شارع نیز آن را منع نکرده باشد، حکم به مجازبودن وحلیّت آن میشود (ر.ک: حیدرمحمد صنقورعلی، المعجم الاصولی، ص۸-۱۰) و مستندش آیات و روایات مربوط است؛ آیاتی مانند آیه ۱۶۸ سورۀ بقره و آیه ۵ سورۀ مائده و آیه۳۲ سورۀ اعراف و روایاتی مانند {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ مُطْلَقٌ حَتَّى يَرِدَ فِيهِ نَهْيٌ}} (محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۷، ح۹۳۷) و {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ، حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۱۳، ح۴۰؛ باسند معتبر) و....</ref> است ـ انجامیافتنی است؛ پس [[حلالطلبی]] نقشی کلیدی دارد. | بر اساس [[جهانبینی دینی]] و کتاب و [[سنّت]]، [[انسان]] [[وظیفه]] دارد در [[تولید]]، توزیع و [[مصرف]] بر پایۀ [[حلال و حرام]] [[الهی]] گام بر دارد؛ [[فلسفه]] این [[حکم]] آن است که اولاً به اقتضای منظر [[توحیدی]]، همه چیز به [[خدا]] اختصاص دارد<ref>{{متن قرآن|وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا}} «و آنچه در آسمانها و در زمین است از آن خداوند است و خداوند به هر چیزی، نیک داناست» سوره نساء، آیه ۱۲۶.</ref> و انسان [[خلیفه]] و [[امانتدار]] اوست<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا}} «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحب آنها باز گردانید و چون میان مردم داوری میکنید با دادگری داوری کنید؛ بیگمان خداوند به کاری نیک اندرزتان میدهد؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره نساء، آیه ۵۸؛ {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}} «و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: میخواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن میگماری که در آن تباهی میکند و خونها میریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم و تو را پاک میشمریم؛ فرمود: من چیزی میدانم که شما نمیدانید» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref> و فرد [[امین]] نیز در پی افزایش بیحساب مالِ [[دنیا]] و [[فخرفروشی]] نیست؛ بلکه [[حفظ]] و [[ادای امانت]] را برای خود [[تکلیف الهی]] میداند. این [[تکالیف]] در [[امور مالی]]، تنها بر مبنای [[کسب حلال]] ـ که مبتنی بر اصل [[اِباحه]] و حلیّت<ref>اصل اِباحه به معنای مجازبودن تصرفات مالی است که از مبانی مالی در فقه شمرده میشود. اگر در حلال و حرامبودن فعل یا موضوعی تردید شود و شارع نیز آن را منع نکرده باشد، حکم به مجازبودن وحلیّت آن میشود (ر.ک: حیدرمحمد صنقورعلی، المعجم الاصولی، ص۸-۱۰) و مستندش آیات و روایات مربوط است؛ آیاتی مانند آیه ۱۶۸ سورۀ بقره و آیه ۵ سورۀ مائده و آیه۳۲ سورۀ اعراف و روایاتی مانند {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ مُطْلَقٌ حَتَّى يَرِدَ فِيهِ نَهْيٌ}} (محمد بن علی صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۱۷، ح۹۳۷) و {{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلَالٌ، حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ}} (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۱۳، ح۴۰؛ باسند معتبر) و....</ref> است ـ انجامیافتنی است؛ پس [[حلالطلبی]] نقشی کلیدی دارد. | ||
ثانیاً [[آدمی]] همواره در پی [[سعادت]] و کمال است و برای دستیابی به این [[هدف]]، عوامل مختلفی از جمله بهرهگیری از [[مال]] حلال نقش مبنایی دارند؛ چون مال حلال با رعایت [[تقوای الهی]] به دست میآید و [[تقوا]] از سرچشمۀ [[معرفت به خدا]] میجوشد<ref>منسوب به امام صادق{{ع}}، مصباح الشریعه، ص۵۹ ({{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ{{ع}}: التَّقْوَى مَاءٌ يَنْفَجِرُ مِنْ عَيْنِ الْمَعْرِفَةِ بِاللَّهِ تَعَالَى}}).</ref> که رابطۀ آن با [[معرفت]] همانند رابطۀ شاخه و ریشۀ درخت است؛ پس رعایت عملی [[تقوا]]، مبانی و ریشههای [[معرفتی]] را تقویت میکند و قوت مبانی معرفتی مایۀ افزایش [[سلامت]] و | ثانیاً [[آدمی]] همواره در پی [[سعادت]] و کمال است و برای دستیابی به این [[هدف]]، عوامل مختلفی از جمله بهرهگیری از [[مال]] حلال نقش مبنایی دارند؛ چون مال حلال با رعایت [[تقوای الهی]] به دست میآید و [[تقوا]] از سرچشمۀ [[معرفت به خدا]] میجوشد<ref>منسوب به امام صادق{{ع}}، مصباح الشریعه، ص۵۹ ({{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ{{ع}}: التَّقْوَى مَاءٌ يَنْفَجِرُ مِنْ عَيْنِ الْمَعْرِفَةِ بِاللَّهِ تَعَالَى}}).</ref> که رابطۀ آن با [[معرفت]] همانند رابطۀ شاخه و ریشۀ درخت است؛ پس رعایت عملی [[تقوا]]، مبانی و ریشههای [[معرفتی]] را تقویت میکند و قوت مبانی معرفتی مایۀ افزایش [[سلامت]] و توازن [[اعمال]] (شاخهها) و بهسامان شدن [[زندگی]] است؛ به همین جهت در [[آموزههای دینی]] نقش [[مال]] [[حلال]] در امور فراوان زندگی مهم دانسته شد<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۱۹.</ref>. | ||
==== مدیریت معاش مالی ==== | ==== مدیریت معاش مالی ==== | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
دو معنا به گزینۀ عدالت بشری مربوط میشود: | دو معنا به گزینۀ عدالت بشری مربوط میشود: | ||
# عدل به معنای رعایت [[تساوی]] در زمینۀ استحقاقهای متساوی و [[نفی]] هرگونه [[تبعیض]] است که این معنا، به معنای بعدی عدل باز میگردد. | # عدل به معنای رعایت [[تساوی]] در زمینۀ استحقاقهای متساوی و [[نفی]] هرگونه [[تبعیض]] است که این معنا، به معنای بعدی عدل باز میگردد. | ||
# عدل به معنای [[رعایت حقوق]] افراد و اولویتهای آنان است<ref>منشأ این اولویتها، تلاش و فعالیت افراد یا دستگاه هدفدار آفرینش - مانند حق اولویت کودک نسبت به شیر مادرش که دستگاه آفرینش، آن شیر را به تناسب آن کودک آفرید - و یا خصوصیت ذاتی بشر است که الزاماً نوعی اندیشهها را برای دستیابی به مقاصد طبیعی خود به کار میگیرد (ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱ (عدل الهی)، ص۸۱).</ref>؛ یعنی افراد [[جامعه]] برای اینکه بتوانند بهتر به [[سعادت]] برسند، باید [[حقوق]] و اولویتهای یکدیگر را رعایت کنند. این مفهوم، همان [[عدالت]] بشری است که | # عدل به معنای [[رعایت حقوق]] افراد و اولویتهای آنان است<ref>منشأ این اولویتها، تلاش و فعالیت افراد یا دستگاه هدفدار آفرینش - مانند حق اولویت کودک نسبت به شیر مادرش که دستگاه آفرینش، آن شیر را به تناسب آن کودک آفرید - و یا خصوصیت ذاتی بشر است که الزاماً نوعی اندیشهها را برای دستیابی به مقاصد طبیعی خود به کار میگیرد (ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱ (عدل الهی)، ص۸۱).</ref>؛ یعنی افراد [[جامعه]] برای اینکه بتوانند بهتر به [[سعادت]] برسند، باید [[حقوق]] و اولویتهای یکدیگر را رعایت کنند. این مفهوم، همان [[عدالت]] بشری است که وجدان هر فردی آن را میپذیرد و نقطه مقابلش را ـ که عدم رعایت اولویتها و پایمالکردن [[حقوق دیگران]] است ـ [[ظلم]] مینامد و محکومش میکند. این معنا به لحاظ اینکه از یک سو بر اساس اصل اولویتها و استحقاقهاست و از سوی دیگر از خصوصیت ذاتی [[بشر]] ریشه میگیرد، از مختصّات بشری است و در ساحت حریم کبریای [[الهی]] راه ندارد<ref>چون هرگونه تصرف او در چیزی، تصرف در مِلکش است و همه چیز آن از اوست و هر موجودی در مقایسه با او نسبت به هر چیزی، اولویت و حق ندارد، پس ظلم به معنای عدم رعایت اولویت و حق دیگری، درباره او محال است (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۱ (عدل الهی)، ص۸۱).</ref> و واژۀ ظلم در برابر این دو معنا، ظلم بشری نامیده میشود؛ چنانکه [[عدل]] به این دو معنا، عدل بشری نامیده میشود<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۲۸.</ref>. | ||
=== مبانی مختص === | === مبانی مختص === | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
===== عدم ضرر و [[زیان]] ===== | ===== عدم ضرر و [[زیان]] ===== | ||
زیانمند نبودن [[تولید]] و تلاش درآمدی، از مبانی درآمدی است. این، بدان جهت است که زیانمندی آن، مایۀ نابودی [[آدمی]] است؛ درحالیکه تولید و تلاش آدمی باید مایۀ بقا و [[رشد]] او باشد. اگر [[انسان]] [[مکلف]] به رعایت [[حلال و حرام]] [[الهی]] بهویژه در [[بعد اقتصادی]] است، به جهت عدم ضرر و زیان و | زیانمند نبودن [[تولید]] و تلاش درآمدی، از مبانی درآمدی است. این، بدان جهت است که زیانمندی آن، مایۀ نابودی [[آدمی]] است؛ درحالیکه تولید و تلاش آدمی باید مایۀ بقا و [[رشد]] او باشد. اگر [[انسان]] [[مکلف]] به رعایت [[حلال و حرام]] [[الهی]] بهویژه در [[بعد اقتصادی]] است، به جهت عدم ضرر و زیان و سودمندی همهجانبۀ کالا و کار [[حلال]] است و اساساً حرامبودنِ چیزی، به علت زیانآوری آن است<ref>محمد بن علی صدوق، علل الشرایع، ۵۹۲ (امام رضا{{ع}}: {{متن حدیث|... كُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ... فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ... وَ وَجَدْنَا الْمُحَرَّمَ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا حَاجَةَ بِالْعِبَادِ إِلَيْهِ وَ وَجَدْنَاهُ مُفْسِداً دَاعِياً الْفَنَاءَ وَ الْهَلَاكَ...}}).</ref>؛ به همین جهت [[خدای بزرگ]] مواهب طبیعی و زیستمحیطی را برای صلاح، بقا، بهرهگیری و رفع نیاز انسان در [[اختیار]] او نهاده است<ref>سوره حج، آیه ۶۵؛ سوره حشر، آیه ۷.</ref>. اگر تلاش درآمدی [[آدمی]] زیانآور باشد، نه تنها نیازها و مشکلاتش بر طرف نخواهد شد، بلکه [[فقر]] و بیچارگی بر [[زندگی]] وی [[غلبه]] مییابد و پدیده فقر آسیبهای فراوانی در پی دارد که [[زبونی]]، شخصیتزدایی و بیاعتباری [[اجتماعی]]، برخی از آنهاست؛ پس زیانآوری موجب [[تهیدستی]] است و تهیدستی [[فساد]] و [[تباهی]] زندگی و نابودی مادی و [[معنوی]] آدمی را در پی دارد<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۳۶.</ref>. | ||
===== [[اعتدال]] در طلب و پرهیز از [[حرص]] و [[تنبلی]] ===== | ===== [[اعتدال]] در طلب و پرهیز از [[حرص]] و [[تنبلی]] ===== | ||
اعتدال و [[پرهیز از افراط و تفریط]] در عرصههای گوناگون [[زندگی]] از قبیل رفتارهای [[خانوادگی]]، [[اجتماعی]]، فعالیتهای سیاسی، [[اقتصادی]]، حتی [[عبادت]] و [[بندگی]] در ردیف مبانی و پایههای آنهاست و جستجو در [[آموزههای دینی]] این مطلب را بهروشنی نشان میدهد<ref>برای نمونه ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۰۰، ح۳ ({{متن حدیث|أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا... ثُمَّ قَالَ: نَحْنُ آلَ مُحَمَّدٍ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ الَّذِي لَا يُدْرِكُنَا الْغَالِي وَ لَا يَسْبِقُنَا التَّالِي...}}). با صرف نظر از ضعف سند (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۶۹) محتوای آن با روایات معتبر هماهنگ است؛ نظیر ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه: ج۸، ص۱۱۲ ({{متن حدیث|عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: خَيْرُ النَّاسِ فِيَّ حَالًا النَّمَطُ الْأَوْسَطُ فَالْزَمُوهُ...). محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۶، ص۳۴۶، ح۲۱۳ ({{متن حدیث|... سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: إِنَّ لِأُمَّتِي فُرْقَةً وَ خُلْعَةً فَجَامِعُوهَا إِذَا اجْتَمَعَتْ فَإِذَا افْتَرَقَتْ فَكُونُوا مِنَ النَّمَطِ الْأَوْسَطِ...}}) و ج۴، ص۴۱ و ج۲۷، ص۱۶۱ (... علی{{ع}}: {{متن حدیث|خَيْرُ هَذِهِ الْأُمَّةِ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ...}}) و ج۲۷، ص۱۵۹، ح۹.</ref>. موضوع [[معیشت]] [[مالی]] یکی از مواردی است که «اعتدال» در آن، نقش مبنایی و محوری دارد و در اینجا به این مبنا، با عنوان «[[اعتدال]] در طلب و پرهیز از [[حرص]] و [[تنبلی]]» اشاره میشود. | اعتدال و [[پرهیز از افراط و تفریط]] در عرصههای گوناگون [[زندگی]] از قبیل رفتارهای [[خانوادگی]]، [[اجتماعی]]، فعالیتهای سیاسی، [[اقتصادی]]، حتی [[عبادت]] و [[بندگی]] در ردیف مبانی و پایههای آنهاست و جستجو در [[آموزههای دینی]] این مطلب را بهروشنی نشان میدهد<ref>برای نمونه ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۰۰، ح۳ ({{متن حدیث|أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا... ثُمَّ قَالَ: نَحْنُ آلَ مُحَمَّدٍ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ الَّذِي لَا يُدْرِكُنَا الْغَالِي وَ لَا يَسْبِقُنَا التَّالِي...}}). با صرف نظر از ضعف سند (محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۶۹) محتوای آن با روایات معتبر هماهنگ است؛ نظیر ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه: ج۸، ص۱۱۲ ({{متن حدیث|عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: خَيْرُ النَّاسِ فِيَّ حَالًا النَّمَطُ الْأَوْسَطُ فَالْزَمُوهُ...). محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۶، ص۳۴۶، ح۲۱۳ ({{متن حدیث|... سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} يَقُولُ: إِنَّ لِأُمَّتِي فُرْقَةً وَ خُلْعَةً فَجَامِعُوهَا إِذَا اجْتَمَعَتْ فَإِذَا افْتَرَقَتْ فَكُونُوا مِنَ النَّمَطِ الْأَوْسَطِ...}}) و ج۴، ص۴۱ و ج۲۷، ص۱۶۱ (... علی{{ع}}: {{متن حدیث|خَيْرُ هَذِهِ الْأُمَّةِ النَّمَطُ الْأَوْسَطُ...}}) و ج۲۷، ص۱۵۹، ح۹.</ref>. موضوع [[معیشت]] [[مالی]] یکی از مواردی است که «اعتدال» در آن، نقش مبنایی و محوری دارد و در اینجا به این مبنا، با عنوان «[[اعتدال]] در طلب و پرهیز از [[حرص]] و [[تنبلی]]» اشاره میشود. | ||
اعتدال در طلب، در بخش [[تولید]] و [[کسب درآمد]]، درحقیقت تلاش حداکثری با رعایت ضوابط است؛ به دیگرسخن تلاش در [[امور اقتصادی]]، اگر به حداکثر برسد، ممکن است به حرص و [[زیادهخواهی]] آمیخته یا متهم شود و اگر از آن کاسته شود، ممکن است آفت یا [[اتهام]] تنبلی در پی داشته باشد؛ درنتیجه این دو آفت، همانند دو لبۀ قیچی، به این تلاش آسیب میزنند؛ ولی ضابطهمندی آن آسیبزداست؛ ازاینرو تلاشِ حداکثری ضابطهمند در امور اقتصادی ـ که اعتدال در طلب نامیده میشود و به لحاظ [[فقهی]] بر | اعتدال در طلب، در بخش [[تولید]] و [[کسب درآمد]]، درحقیقت تلاش حداکثری با رعایت ضوابط است؛ به دیگرسخن تلاش در [[امور اقتصادی]]، اگر به حداکثر برسد، ممکن است به حرص و [[زیادهخواهی]] آمیخته یا متهم شود و اگر از آن کاسته شود، ممکن است آفت یا [[اتهام]] تنبلی در پی داشته باشد؛ درنتیجه این دو آفت، همانند دو لبۀ قیچی، به این تلاش آسیب میزنند؛ ولی ضابطهمندی آن آسیبزداست؛ ازاینرو تلاشِ حداکثری ضابطهمند در امور اقتصادی ـ که اعتدال در طلب نامیده میشود و به لحاظ [[فقهی]] بر اصل لزوم تکسّب<ref>در آموزههای قرآنی، روایی و فقهی بر لزوم کسب و کار مناسب برای امرار معاش تأکید فراوان شده که در عنوان «کار و تلاش» به آن اشاره شده است.</ref> و قاعدۀ [[حرمت]] اضرار به نفس<ref>هرگاه اقدام به کاری خسارتهای جسمی و جانی در پی داشته باشد، برای نفی خسارت آن، در فقه به قاعدۀ حرمت اضرار به نفس استناد میشود (محمد بن حسن طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج۶، ص۲۸۵؛ ابنادریس، السرائر، ج۳، ص۱۳۲).</ref> مبتنی است ـ مورد تأکید [[آموزههای دینی]] است<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۲۲، ح۳ ({{متن حدیث|لِيَكُنْ طَلَبُكَ الْمَعِيشَةَ فَوْقَ كَسْبِ الْمُضَيِّعِ...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره معیشتی معصومان (کتاب)|سیره معیشتی معصومان]]، ص ۱۳۷.</ref> | ||
==== مبنای مصرفی یا [[مصرف]] [[پاک]] ==== | ==== مبنای مصرفی یا [[مصرف]] [[پاک]] ==== | ||