الهیات: تفاوت میان نسخه‌ها

۸٬۶۰۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۷ اوت ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۷: خط ۶۷:


الهی‌دانان رهایی‌بخش در بهره‌مندی خود از دیدگاه مارکسیسم بر دو مورد اساسی تأکید داشتند؛ نخست اینکه، مارکسیسم ابزاری برای تحلیل [[اجتماعی]] است و کسب بینش‌هایی درباره ماهیت کنونی [[جامعه]] آمریکای لاتین و همچنین راه‌هایی برای [[اصلاح]] اوضاع اسف‌بار تهی‌دستان را ممکن می‌کند؛ دوم اینکه، [[مارکسیسم]] برنامه‌ای [[سیاسی]]، پیشنهاد می‌دهد که به کمک آن می‌توان [[نظام اجتماعی]] ناعادلانه موجود را برچید و جامعه‌ای عادلانه پدید آورد. از این دیدگاه، الهیات [[رهایی‌بخش]] عملاً منتقد سرسخت [[سرمایه‌داری]] و [[هوادار]] [[سوسیالیسم]] است<ref>مک گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۲۳۲-۲۳۳.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات رهایی‌بخش (مقاله)|مقاله «الهیات رهایی‌بخش»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۱۶.</ref>
الهی‌دانان رهایی‌بخش در بهره‌مندی خود از دیدگاه مارکسیسم بر دو مورد اساسی تأکید داشتند؛ نخست اینکه، مارکسیسم ابزاری برای تحلیل [[اجتماعی]] است و کسب بینش‌هایی درباره ماهیت کنونی [[جامعه]] آمریکای لاتین و همچنین راه‌هایی برای [[اصلاح]] اوضاع اسف‌بار تهی‌دستان را ممکن می‌کند؛ دوم اینکه، [[مارکسیسم]] برنامه‌ای [[سیاسی]]، پیشنهاد می‌دهد که به کمک آن می‌توان [[نظام اجتماعی]] ناعادلانه موجود را برچید و جامعه‌ای عادلانه پدید آورد. از این دیدگاه، الهیات [[رهایی‌بخش]] عملاً منتقد سرسخت [[سرمایه‌داری]] و [[هوادار]] [[سوسیالیسم]] است<ref>مک گراث، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۲۳۲-۲۳۳.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات رهایی‌بخش (مقاله)|مقاله «الهیات رهایی‌بخش»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۱۶.</ref>
==[[الهیات]] طبیعی یا [[عقلی]]==
الهیات عقلی یا طبیعی، کوششی برای مشخص‌کردن اندازه [[معرفتی]] است که با [[عقل]] می‌توان درباره [[خدا]] کسب کرد. این [[علم]] می‌کوشد آن بخش از [[معرفت خدا]] و صفات او را بشناسد که از طریق حواس، [[منطق]] و کوشش‌های عقل بشری ممکن است. شخصیت‌هایی مانند توماس آکویناس الهیات عقلی را بسیار دگرگون کرده‌اند و درواقع، الهیات عقلی مقدمه‌ای [[فلسفی]] برای علم الهیات است<ref>میشل، توماس، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، ص۱۲۵.</ref>.
در این نوع از الهیات، مباحث مختلف درباره خدا و [[دین]] با [[استمداد]] از عقل و بدون اتکای به [[وحی]] مطرح می‌شود و مراد از قید طبیعی این است که، در [[طبیعت انسان]] قوه‌ای هست که [[استعداد]] [[شناخت]] و [[تمییز]] [[حق]] از [[باطل]] را دارد و نام آن [[قوه عقل]] است که در قرون وسطی آن را [[نور]] طبیعی می‌نامیدند<ref>پازوکی، شهرام، مقدمه‌ای در باب الهیات، مجموعه مقالات، کلام جدید در گذر اندیشه‌ها، ص۱۴۰-۱۴۱.</ref>.
این نوع الهیات، الهیات فلسفی هم نامیده می‌شود که به معنای [[پژوهش]] [[علمی]] درباره خدا به کمک عقل طبیعی و مستقل از وحی است. این نوع الهیات در کتاب «[[مابعدالطبیعه]]» [[ارسطو]] و نیز در مباحثات نخستین نویسندگان [[مسیحی]] و آبای [[کلیسا]] با [[فلاسفه]] غیرمسیحی هم وجود دارد و بعدها در قرون وسطی در آثار نویسندگان [[یهودی]]، [[مسلمان]] و الهی‌دانان مسیحی هم دیده می‌شود.
این الهیات در اواخر قرون وسطی و دوره [[رنسانس]] در حاشیه قرار گرفت، ولی در اواسط [[قرن]] ۱۷ رونقی دوباره یافت و حدود ۲۰۰ سال موقعیت خودش را [[حفظ]] کرد. اکنون برخی [[گمان]] می‌کنند، الهیات طبیعی هیچ [[ارزش]] و اعتبار علمی ندارد و یادگار [[روزگار]] گذشته است. برخی هم می‌پندارند که این الهیات واقعاً فلسفی نیست، بلکه مبتنی بر نگرش‌های [[دینی]] است و به همین دلیل کسی مانند کریستوفر داوسون می‌نویسد، هر مکتبِ الهیات طبیعی پیشینه‌ای از الهیات [[وحیانی]] دارد<ref>الدرز، لئوجی، الهیات فلسفی توماس آکویناس، ترجمه شهاب الدین عباسی، ص۲۱-۲۳.</ref>.
[[پرسش]] اصلی در الهیات طبیعی این است که آیا مطالعه [[جهان طبیعت]] به [[درک]] بیشتر ما از [[خالق]] آن می‌انجامد؟ یا این [[پرسش]] که تا چه حد می‌توان [[خداوند]] را از طریق [[نظام طبیعت]] [[شناخت]]؟ درواقع، درون‌مایه اصلی این [[تفکر]] از [[کتاب مقدس]] گرفته شده است؛ مانند این عبارت از کتاب مقدس «[[آسمان]] از [[شکوه]] و [[عظمت خدا]] حکایت می‌کند و [[صنعت]] دست‌های او را نشان می‌دهد»<ref>مزامیر ۱: ۱۹.</ref> و به این معناست که بخشی از [[حکمت خداوند]] جهان‌آفرین را می‌توان از طریق [[جهان]] مخلوق دید؛ یعنی اگر خداوند جهان را [[آفریده]] است، پس می‌توان مُهرِ [[خدا]] را در [[نظام آفرینش]] یافت<ref>مک گرات، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۴۰۱.</ref>.
توماس آکویناس که یکی از بزرگ‌ترین [[اندیشمندان]] [[مسیحی]] دانسته می‌شود، در این‌باره می‌گوید:
[[ژرف‌اندیشی]] درباره کارهای خدا دست‌کم تا حدی به ما توان تحسینِ [[حکمت الهی]] و [[تأمل]] درباره آن را می‌دهد...؛ از این‌رو، می‌توانیم حکمت الهی را از تأمل بر کارهای خدا [[استنتاج]] کنیم... چنین تأملی درباره کارهای خدا به [[تحسین]] [[قدرت]] متعالی خدا می‌انجامد و در نتیجه، موجب [[ستودن]] خدا در قلب‌های [[بشر]] می‌شود.... این ژرف‌اندیشی نیز جان‌های بشر را به عشق‌ورزیدن به [[خیرخواهی]] خداوند می‌انگیزاند.... اگر نیکویی [[زیبایی]] و [[شگفتی]] [[آفرینش]] آن‌چنان برای [[ذهن]] بشر [[لذت‌بخش]] است که سرچشمه نیکویی خداوند (در مقایسه با اندک نیکویی، که در [[مخلوقات]] یافت می‌شود)، ذهن‌های هیجان‌زده بشر را یکسره به خودش متوجه می‌سازد<ref>مک گرات، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۴۰۳.</ref>.
کالون یکی از الهی‌دانان مسیحی نیز بر این [[اعتقاد]] است که هرکس با استفاده از [[عقل]] و تأمل [[عقلی]] در نظام آفرینش باید بتواند به مفهوم خدا دست یابد؛ چراکه نظام آفرینش صحنه نمایش یا آینه‌ای است که حضور و ماهیت و [[صفات خدا]] را نشان می‌دهد. از نظر او هرچند خدا نادیدنی و درک‌ناشدنی است، ولی [[دوست]] دارد با [[پوشیدن]] [[جامه]] آفرینش و [[خالقیت]]، مانند اشیای آفریده‌شده [[و]] مشهود شناخته شود<ref>مک گرات، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۴۰۵.</ref>.
البته باید توجه کرد، کالون با اینکه [[شناخت]] طبیعی [[خدا]] را [[شناخت]] عمومی و مشترک برای همه افراد درون و یا بیرون [[جامعه]] [[مسیحی]] می‌داند، بر نارسایی‌های این نوع شناخت هم تأکید می‌کند و [[معتقد]] است، این روش برای ارائه تصویری کاملاً درست از ماهیت و [[اهداف]] [[خداوند]] ناکافی است؛ بنابراین او مفهوم [[مکاشفه]] را روشی دیگر و کامل‌تر برای [[شناخت خدا]] می‌داند.
در نتیجه، این [[تفکر]] شکل می‌گیرد که شناخت خدا از دو راه ممکن است؛ به کمک طبیعت و به کمک مکاشفه؛ با این فرق که راه دوم توضیح‌دهنده، تأییدکننده و بسط‌دهنده چیزی است که به وسیله روش اول شناخته می‌شود. همین تفکر کالونی در اعتراف‌نامه گال (١۵۵٩م) و همچنین در اعتراف‌نامه بلژیک (١۵۶١م) بروز می‌یابد؛ به این بیان که برای شناخت خدا دو راه وجود دارد؛ یکی از طریق [[نظام طبیعت]] و دومی از طریق [[کتاب مقدس]] و راه دوم روشن‌تر و کامل‌تر از راه اول است<ref>مک گرات، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۹.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات طبیعی یا عقلی (مقاله)|مقاله «الهیات طبیعی یا عقلی »]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۱۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۴: خط ۸۹:
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[الهیات تطبیقی (مقاله)|مقاله «الهیات تطبیقی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[الهیات تطبیقی (مقاله)|مقاله «الهیات تطبیقی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات رهایی‌بخش (مقاله)|مقاله «الهیات رهایی‌بخش»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات رهایی‌بخش (مقاله)|مقاله «الهیات رهایی‌بخش»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات طبیعی یا عقلی (مقاله)|مقاله «الهیات طبیعی یا عقلی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۲۹

ویرایش