←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۸۲: | خط ۸۲: | ||
البته باید توجه کرد، کالون با اینکه [[شناخت]] طبیعی [[خدا]] را [[شناخت]] عمومی و مشترک برای همه افراد درون و یا بیرون [[جامعه]] [[مسیحی]] میداند، بر نارساییهای این نوع شناخت هم تأکید میکند و [[معتقد]] است، این روش برای ارائه تصویری کاملاً درست از ماهیت و [[اهداف]] [[خداوند]] ناکافی است؛ بنابراین او مفهوم [[مکاشفه]] را روشی دیگر و کاملتر برای [[شناخت خدا]] میداند. | البته باید توجه کرد، کالون با اینکه [[شناخت]] طبیعی [[خدا]] را [[شناخت]] عمومی و مشترک برای همه افراد درون و یا بیرون [[جامعه]] [[مسیحی]] میداند، بر نارساییهای این نوع شناخت هم تأکید میکند و [[معتقد]] است، این روش برای ارائه تصویری کاملاً درست از ماهیت و [[اهداف]] [[خداوند]] ناکافی است؛ بنابراین او مفهوم [[مکاشفه]] را روشی دیگر و کاملتر برای [[شناخت خدا]] میداند. | ||
در نتیجه، این [[تفکر]] شکل میگیرد که شناخت خدا از دو راه ممکن است؛ به کمک طبیعت و به کمک مکاشفه؛ با این فرق که راه دوم توضیحدهنده، تأییدکننده و بسطدهنده چیزی است که به وسیله روش اول شناخته میشود. همین تفکر کالونی در اعترافنامه گال (١۵۵٩م) و همچنین در اعترافنامه بلژیک (١۵۶١م) بروز مییابد؛ به این بیان که برای شناخت خدا دو راه وجود دارد؛ یکی از طریق [[نظام طبیعت]] و دومی از طریق [[کتاب مقدس]] و راه دوم روشنتر و کاملتر از راه اول است<ref>مک گرات، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۹.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات طبیعی یا عقلی (مقاله)|مقاله «الهیات طبیعی یا عقلی »]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۱۷.</ref> | در نتیجه، این [[تفکر]] شکل میگیرد که شناخت خدا از دو راه ممکن است؛ به کمک طبیعت و به کمک مکاشفه؛ با این فرق که راه دوم توضیحدهنده، تأییدکننده و بسطدهنده چیزی است که به وسیله روش اول شناخته میشود. همین تفکر کالونی در اعترافنامه گال (١۵۵٩م) و همچنین در اعترافنامه بلژیک (١۵۶١م) بروز مییابد؛ به این بیان که برای شناخت خدا دو راه وجود دارد؛ یکی از طریق [[نظام طبیعت]] و دومی از طریق [[کتاب مقدس]] و راه دوم روشنتر و کاملتر از راه اول است<ref>مک گرات، آلیستر، درسنامه الهیات مسیحی، ترجمه بهروز حدادی، ج۱، ص۴۰۶-۴۰۹.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات طبیعی یا عقلی (مقاله)|مقاله «الهیات طبیعی یا عقلی »]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۱۷.</ref> | ||
==[[الهیات]] پویشی== | |||
پویش، تغییری نظاممند با جهت و تنظیمی درونی است و آنچه پویش را از توالی پدیدههای متغیر مشخص میکند، [[پیوستگی]] و [[نظم]] درونی و همچنین [[هدفمندی]] آن است؛ البته منظور متألهان پویشی از «هدفمندی» غیر از مطلب گفته شده است؛ زیرا به نظر آنها برای طی مسیر یک فرآیند و رسیدن به نتیجهای خاص نمیتوان [[غایت]] و آیندهای در نظر گرفت، چون فرآیند [[تحول]] ذاتاً به طور [[خلاق]] و آزادانه صورت میگیرد و امکان هر جهتی که برای آن فرض کنیم، به اندازه جهت مخالف است. بنابراین، میتوان گفت، از دید تحولگرایانی مثل برگسون و وایتهد رسیدن هر فرآیندی به نتیجهای خاص کاملاً اتفاقی است<ref>سلطانی گازار، مهدی، «تحلیل و بسط نظریه تطور خلاق برگسون و تجربه خلاق وایتهد»، دانشگاه علامه طباطبایی، پایاننامه کارشناسی ارشد، تهران، مقدمه.</ref>. | |||
پس، الهیات پویشی نوعی از الهیات است که فرد در آن برخلاف سایر مکاتب [[فلسفی]]<ref>از جمله، فلسفه ارسطو که برای اثبات خدا، «محرک لا یتحرک» را ثابت میکند.</ref>، درباره [[تفسیر]] [[ذات خدا]] به [[اندیشه]] صیرورت<ref>Process.</ref> و [[حرکت]] تدریجی به سوی کمال [[معتقد]] است. | |||
اینگونه الهیات که اخیراً در میان حلقههای [[مسیحی]] و [[یهودی]] شایع شده<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۹۷.</ref>، شبیه [[خداباوری]] است؛ به این دلیل که متألهان با اصطلاحات انسانوار درباره [[خدا]] سخن میگویند و نقش خدا در این دیدگاه آن است که با ایجاد شرایطی در [[جهان]] باعث تحول و [[تکامل]] آن میشود<ref>دهباشی، مهدی، پژوهشی تطبیقی در هستیشناسی و شناختشناسی ملاصدرا و وایتهد، ص۱۴۱.</ref>؛ یعنی جهان را در مسیر «شدن» و [[تغییر]] قرار میدهد. | |||
یکی از مسائلی که از دیرباز [[ذهن]] [[فیلسوفان]] را به خود مشغول کرده، مباحث [[هستیشناسی]] و [[جهانشناسی]] است که در بسیاری از کتابهای فلسفی به آن پرداخته شده است. همزمان با [[تفکر]] فلسفی [[انسان]] و در نتیجه رابطه [[حسی]] او با امور ثابت و متغیر عالم، دو نوع جریان [[فکری]] شکل گرفت که افراد در یکی به «[[ثبات]]» هستی و در دیگری به «[[تغییر]]» هستی [[گرایش]] یافتند و در رأس جریان اول، «[[زنون]]» الیائی و «پارمنیدس» قرار داشتند که با طرح اشکالات مشهور خود، [[اعتقاد]] به «[[تغییر]]» را با مشکل جدی روبهرو کردند و جریان دوم نیز با «هراکلیتوس» و جمله معروف وی<ref>در [[جهان]] هیچ رودخانهای وجود ندارد که شخصی دو بار به آن وارد شده باشد.</ref> آغاز شد و با متفکران بزرگی مثل [[ارسطو]] (نظریه [[قوه]] و فعل)، هگل<ref>آون، اچ.پی، دیدگاهها درباره خدا، ترجمه حمید بخشنده، ص۱۷۵-۱۷۶.</ref> (نظریه اصل دیالکتیک) و... ادامه یافت. | |||
در دوره معاصر نیز دوباره برخی از [[اندیشمندان]]، همچون [[فلاسفه]] قبل از کانت به مباحث ماوراء الطبیعه و [[الهیات]] توجه کردند تا اینکه مباحث [[توحیدی]] دوباره ریشه گرفت و دیدگاههای مختلف درباره آن مطرح شد که از جمله آنها دو رویکرد «توحیدی» و «غیرتوحیدی» بود. رویکرد توحیدی بیشتر بر «[[خداباوری]] سنتی» مبتنی بود که سابقهای دیرینه در غرب داشت و رویکرد غیرتوحیدی هم در چهار دیدگاه خلاصه میشد: خدای متناهی، خدای [[فلسفه]] نوافلاطونی، همهخداانگاری<ref>Pantheism.</ref> و الهیات پویشی. | |||
مطلب مورد نظر ما همین دیدگاه اخیر است که «ای. ان. وایتهد»<ref>Ifered North Whitehead (1861-1949).</ref> آن پایه نهاد و بعدها [[شاگرد]] وی، «چارلز هارتشورن»<ref>A. Charles Hartshorne.</ref> آن را ادامه داد. به عبارت دیگر، الهیات پویشی پدیده جدیدی است که در آن شماری از متألهان [[مسیحی]]، فلسفه پویشی - [[متافیزیکی]] آلفرد نورث وایتهد را چارچوب دیدگاه مابعدالطبیعی خود قرار دادهاند<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۶.</ref>. | |||
مفاهیم الهیات پویشی را میتوان به صورت موارد زیر بیان کرد: | |||
# [[خدا]] [[قادر]] مطلق است؛ | |||
# جهان با پویشی که با عوامل مختار انجام میشود مشخص شده است؛ | |||
# خدا بر جهان مسلط است، اما با آن یکی نیست؛ | |||
#چون خدا جهان را تغییر میدهد، پس، خدا تغییرپذیر است!<ref>دهباشی، مهدی، پژوهشی تطبیقی در هستیشناسی و شناختشناسی ملاصدرا و وایتهد، ص۱۴۱.</ref> | |||
پس از بیان تاریخچه و توضیح درباره برخی مفاهیم، در ادامه بررسی الهیات پویشی از دیدگاه دو تن از متفکران بزرگ این [[مکتب]] میپردازیم: | |||
===الهیات پویشی از نظر متفکران=== | |||
الف) '''وایتهد''': وایتهد میخواست بر اساس یافتههای [[ریاضیات]]، به ویژه فیزیک جدید، رویکردی دوباره و نو به مسائل مهم و سنتی [[مابعدالطبیعه]] داشته باشد و [[هدف]] او آشتیدادن میان اجزای ناسازگار وجود بود؛ زیرا وی مخالف هرگونه دوگانگی و ثنویتی چون [[روح]] و ماده، [[خدا]] و [[جهان]]، [[رئالیسم]] و ایدآلیسم، [[دین]] و [[علم]] و... بود<ref>توماس، هنری، بزرگان فلسفه، ترجمه فریدون بدرهای، ص۴۱۸.</ref>؛ بنابراین، او به طور کامل در برابر رویکرد و نگرش فیلسوفانی که مسائل ماوراء الطبیعه دغدغه اصلی آنان بود، [[تسلیم]] نشد و تغییراتی پدید آورد و نگرش خود درباره مباحث [[هستیشناسی]] و [[جهانشناسی]] را در چارچوب ریاضی تعریف کرد چنانکه، به [[اعتراف]] برخی از [[مفسران]]، [[فلسفه]] وایتهد، اساس متافیزیک وی (نظریه پویش و [[واقعیت]]) «[[ریاضیات]]» است<ref>دهباشی، مهدی، پژوهشی تطبیقی در هستیشناسی و شناختشناسی ملاصدرا و وایتهد، ص۱۴۲.</ref>. | |||
وایتهد [[معتقد]] است، پویش اشیا، در نقش اصل کلی غایی، نقش مهمی در طرح [[سیستم]] [[فلسفی]] دارد<ref>دهباشی، مهدی، پژوهشی تطبیقی در هستیشناسی و شناختشناسی ملاصدرا و وایتهد، ص۱۳۶.</ref>. وی پویش را ساختار [[متافیزیکی]] جهان دانسته، معتقد است، بر اساس [[اعتقاد]] متفکر به «پویش» یا به «[[ثبات]]»، متافیزیک او متفاوت خواهد بود و افراد معتقد به امور ثابت اساس جهان را بر امور ثابت، مبتنی میدانند و متافیزیک (جوهر) و افراد معتقد به پویش معتقدند، متافیزیک «پویش» را مطرح میکنند<ref>دهباشی، مهدی، پژوهشی تطبیقی در هستیشناسی و شناختشناسی ملاصدرا و وایتهد، ص۱۵۲.</ref>. | |||
[[تفسیر]] پویشی وایتهد، از [[مابعدالطبیعه]]، نمونه نادری در باب فلسفه طبیعت معاصر شناخته شد؛ چراکه او در توصیف [[جهان طبیعت]]، اهمیتی اساسی برای [[اندیشه]] خدا قائل بود و این [[تفکر]] با [[علم تجربی]] جدید ارتباط برقرار میکرد<ref>پانن برگ، ولفهارت، درآمدی به الهیات نظاممند، ترجمه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، ص۷۳-۷۴.</ref>. وایتهد در موقعیتهای [[تجربی]] جایگاه مخصوصی را برای خدا در نظر میگیرد و خدا بر همه موقعیتهای تجربی احاطه دارد، اما از آنها [[استعلاء]] میجوید. | |||
وایتهد به جای اعتقاد [[خداباوران]] سنتی به [[ذات الهی]]، که عین وجود است، دو [[ذات]] مسلم را فرض میگیرد که یکی از آن با رویدادهای متناهی [[آفریده]] میشود و به همین دلیل ویژگی آن پویش یا صیرورت است<ref>آون، اچ.پی، دیدگاهها درباره خدا، ترجمه حمید بخشنده، ص۱۸۰.</ref>. | |||
او به پنج دلیل با [[خداباوری]] سنتی [[مخالفت]] کرده، به خداباوری غیرتوحیدی روی آورد<ref>آون، اچ.پی، دیدگاهها درباره خدا، ترجمه حمید بخشنده، ص۱۷۷-۱۷۸.</ref>: | |||
#اگر [[خدا]] متناهی باشد، شناختناپذیر است؛ | |||
#وجود او را نمیتوان [[اثبات]] کرد؛ | |||
#اگر بگوییم خدا [[قادر]] مطلق است، در این صورت به ناچار او را به جای [[مهربانی]] و [[نیکی]]، برحسب [[قدرت]] در نظر میگیریم؛ | |||
#شیء [[واقعی]] بودن با محدودبودن برابر است. | |||
#در صورت نامتناهی بودن خدا، او به اندازه خیر بودن است [[شر]] میبود. | |||
بنابراین، وایتهد به خدای متناهی قائل است. | |||
'''بررسی دیدگاه وایتهد''': مشکل [[الهیات]] پویشی این است که در آن، همه [[واقعیات]] عینی حتی خدا محدود بوده، خدا، همان خدای عامل مطلق، قادر مطلق، [[خالق]] مطلق و [[خیر محض]] و... نیست و دیگر جایی برای مفهوم [[خلقت]] و... باقی نمیماند؛ زیرا خدایی که در الهیات سنتی خالق تمام عالم بود، در الهیات وایتهد به صورت عامل جزئی و ناقص از [[نظام هستی]]، معرفی و «هستی» که مخلوق خدا بود، برخلاف خدا، بالفعل و [[قائم]] به نفس [[درک]] میشود؛ زیرا در الهیات پویشی، مفهوم [[خلق]] از عدم، درباره «هستی» مردود است. بنابراین، خدای وایتهد موجودی در میان دیگر موجودات است، هرچند [[ابدی]] بودن او را از دیگران مشخص میکند، ولی باز هم، متناهی است. | |||
ب) '''هارتشورن''': «چارلز هارت شورن»<ref>Charles Hartshorne.</ref> [[شاگرد]] وایتهد و بعداً به وسیله «دیوید رایگریفین»<ref>David Raygriffin.</ref> مفهوم اصلی الهیات پویشی را گسترش دارند<ref>دهباشی، مهدی، پژوهشی تطبیقی در هستیشناسی و شناختشناسی ملاصدرا و وایتهد، ص۱۴۱.</ref>. | |||
هارتشورن، برخلاف گذشتگان که [[معتقد]] بودند، خدا حقیقتی [[ازلی]]، ابدی، مطلق و ثابت است، میگوید: اصلاً خدای مطلق و ازلی هیچ بهرهای از [[واقعیت]] وجودی ندارد و چنین موجودی ممکن نیست وجود خارجی داشته باشد. طبعاً چنین خدایی [[شایستگی]] [[پرستش]] را هم نخواهد داشت و خدا نخواهد بود. تعبیر او چنین است: | |||
"There is no obsolute and eternal God"؛ یعنی خدای مطلق و ازلی وجود ندارد. | |||
یکی از نقاط اساسی بحث او این است که میخواهد [[خدا]] را یک "process" (موجود متحول) معرفی کند که به تدریج در حال [[تکامل]] است و این تکامل هم با کمک [[عبادات]] ما صورت میگیرد. | |||
از نظر او [[خدا]] در عین [[ثبات]] داشتن دارای [[حرکت]] است و این حرکت، حرکتی صعودی و رو به تکامل است؛ چون هیچگاه درباره خدا حرکت نزولی صورت نمیگیرد، بلکه او [[روز]] به روز کاملتر میشود. از نظر او اگر ما خدا را رو به تکامل ندانیم عباداتمان مفهومی نخواهد داشت و به تعبیر دیگر اگر عبادات ما به خدا نرسد و خدا با آنها کمال نیابد، ما نمیتوانیم بگوییم که در [[خدمت]] او هستیم. | |||
'''نقد و بررسی''': | |||
# [[ذات الهی]] را نمیتوان دارای حرکت دانست؛ زیرا حرکت همیشه با نوعی [[نقص]] همراه است؛ چه در [[سیر]] صعودی که متحرک، کمالی را به دست میآورد و چه در سیر نزولی که متحرک کمالی را از دست میدهد؛ زیرا در هر دو مورد، خدا نیازمند است<ref>مصباح، علی و مصباح موسوی، محمدکاظم، «گفتگو درباره فلسفه دین و کثرتگرایی و عصریبودن دین و الهیات پویشی»، مجله معرفت، شماره ۱۵، ص۸۲-۸۳.</ref>. | |||
#هر حرکتی مستلزم و وجود ماده است، در حالی که [[ذات خدا]] مجرد تام و کاملاً مجزا از ماده و [[بینیاز]] آن است<ref>مصباح، علی و مصباح موسوی، محمدکاظم، «گفتگو درباره فلسفه دین و کثرتگرایی و عصریبودن دین و الهیات پویشی»، مجله معرفت، شماره ۱۵، ص۸۲-۸۳.</ref>. | |||
#تعبیر حرکت در عین ثبات، تعبیری مبهم و دربردارنده تضاد درونی است؛ چراکه همزمان دربردارنده حرکت و سکون (ثبات) در خداست.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۳.</ref> | |||
===بررسی «[[قدرت]] مطلقه [[الهی]]» در [[الهیات]] پویشی=== | |||
متألهان پویشی دوگانهانگاری را مردود میدانستند و به همین خاطر برای توجیه سازگاری بین «[[علم و دین]]» در صدد [[اصلاح]] اغراقهایی برآمدند که در آموزههای سنتی [[دین]] به وجود آمده و از مهمترین این اغراقها [[نظریه]]«قدرت مطلقه الهی» بود<ref>تحلیل و بسط نظریه تطور خلاق وایتهد، مقدمه.</ref>. ایشان بر این باورند که اول: «قدرت» [[خداوند]] بنا بر دلایلی از جمله وجود [[شر]] در [[جهان]] ممکن نیست که نامحدود باشد، بلکه فقط در فرآیند عالم مؤثر است<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۶.</ref>؛ دوم: این [[قدرت]] همواره اقناعی<ref>Persuasive.</ref> است، نه قاهرانه<ref>Coercive.</ref>. | |||
آنها معتقدند [[ضرورت]] وجود فاعلی فراطبیعی روشن است، اما اینکه فاعل، [[خالق]] و عامل [[جهان]] باشد پذیرفتنی نیست، پس [[خداوند]] نمیتواند [[انسانها]] را به انجام اموری که میخواهد، [[اجبار]] کند، بلکه خداوند، تنها ترغیبکننده پویش در جهان است؛ بدین صورت که عالیترین امکانها را در برابر [[ذهن]] انسانها قرار میدهد تا آنها بتوانند کمال خود را پدید آورده، مختارانه خواستههای وی را [[اجرا]] کنند<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۵.</ref> | |||
===رابطه «[[خدا]] و جهان» در [[الهیات]] پویشی=== | |||
بنا بر الهیات پویشی، خداوند عالم را از عدم نیافریده<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۰۹.</ref>، بلکه برعکس، عالم فرآیندی [[آفریده]] نشده است که خداوند را نیز شامل میشود<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۱۸.</ref> و رابطه آن دو به این صورت است که جهان، به منزله بدن خداوند است و خدا به واسطه بدنش [[زندگی]] میکند و این، بدین معنی است که خدا و جهان کاملاً جدا از یکدیگر نیستند و همه موجودات از جمله انسانها در [[وجود خداوند]] مندرجاند، به عبارت دیگر، میان خدا و جهان رابطه دوسویه برقرار است<ref>پترسون، مایکل و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۱۰۹-۱۱۰.</ref>. | |||
طرفداران این دیدگاه بر این باورند که: | |||
یک؛ برای [[تفسیر]] [[ذات خدا]] و جهان باید از [[اندیشه]] «[[تحول]]» و «صیرورت»<ref>Becoming.</ref> بهره برد؛ در حالی که خداشناسان سنتی، «خدا» را بر خلاف «جهان» که متغیر بود، دارای نوعی «فعلیت محض»<ref>Pure Actuality.</ref>ثابت میدانستند؛ | |||
دوم؛ بر پویش جهان نظمی، [[حاکم]] و همین [[نظم]]، نشاندهنده وجود خداوند است؛ پس خدا آفریننده موجودات نیست، بلکه بر جهان مسلط بوده، شرایط [[پیشرفت]] [[خلاق]] را فراهم میکند.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۶.</ref> | |||
===[[نظریه]]«[[عدل الهی]]» در الهیات پویشی=== | |||
طبق نظریه عدل الهی پویشی، آنچه این جهان را برای خداوند دلخواه میگرداند، این [[حقیقت]] است که همان فرآیند پیچیده ایجاد کننده که همه دردها و [[رنجها]] گلهای سر سبد نوع [[بشر]] را نیز ایجاد کرده است و اینطور نیست که صدها میلیون انسانِ مجبور به [[تحمل]] دردها و [[رنجها]] و... واقعاً مقصر باشند<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۲۶.</ref>. | |||
خدای مطرحشده در [[عدل الهی]] پویشی، اگرچه [[صانع]] غایی و مالک و خداوندگار [[جهان]] نیست (چون چنین خدایی وجود ندارد)، ولی [[مسئول]] ارتقای هستی بشری از مراحل نخستین [[حیات]] است<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۲۸.</ref>. | |||
[[نظریه]] عدل الهی پویشی دو [[جاذبه]] دارد<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۲۴-۱۲۵.</ref>: | |||
اول اینکه، [[الهیات]] سنتی به سبب انتساب [[قدرت]] مطلقه به [[خداوند]]، با مشکل تناقض [[افعال خدا]] درباره «[[شرور]]» روبهرو بود که در نهایت به توجیه این نوع از [[افعال خداوند]] میانجامید، ولی با این نظریه آن مشکل حل میشود؛ | |||
دوم اینکه، دعوتی پرشور به جانبداری از خداوند در [[مبارزه]] بیپایان علیه شرور جهانی مقهورناشدنی را دربردارد.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۰۶.</ref> | |||
===الهیات پویشی و مسئله «[[شر]]»=== | |||
بنا بر الهیات پویشی، در مقابل دو نوع خیر، دو نوع شر هم هست و ملاکهای [[خیر و شر]] در نهایت، زیباشناختی است، تا [[اخلاقی]].<ref>هیک، جان، فلسفه دین، ترجمه بهزاد سالکی، ص۱۲۰.</ref>. | |||
متفکران پویشی درباره «مسئله شر» رویکرد متفاوتی دارند و ایشان نیز همانند [[متکلمان]] سنتی، [[خدا]] و کارهای او را خارج از [[قوانین]] منطقی نمیدانند و از نظر آنها [[قدرت خدا]] صرفاً به معنای این است که او فراهمکننده امکانات برای به فعلیترسیدن فضیلتمندی و کمال انسانهاست. از نظر طرفداران الهیات پویشی، خدا بسیاری از کارکردهایی را که در الهیات سنتی به او نسبت میدهند، ندارد؛ مثل [[پیشبینی]] [[آینده]] و...؛ چراکه میگویند، قدرت خدا را شایسته [[پرستش]] میکند، بلکه [[عشق]] و میل به آفریدهها را به سوی او میکشاند.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۷.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۹۰: | خط ۱۵۴: | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات رهاییبخش (مقاله)|مقاله «الهیات رهاییبخش»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات رهاییبخش (مقاله)|مقاله «الهیات رهاییبخش»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات طبیعی یا عقلی (مقاله)|مقاله «الهیات طبیعی یا عقلی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[الهیات طبیعی یا عقلی (مقاله)|مقاله «الهیات طبیعی یا عقلی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[الهیات پویشی (مقاله)|مقاله «الهیات پویشی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||