←عوامل ترس از مرگ
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
می توان عوامل ترس از مرگ را به دو نوع طبیعی و غیر طبیعی تقسیم کرد. عامل طبیعی مرگ، ریشه در انس و [[الفت]] انسان با عزیزان خویش مانند [[همسر]]، فرزند، [[دوستان]] و... دارد و گسستن از این انس و الفت بهطور طبیعی در هر [[انسانی]] موجب نگرانی و [[رنج]] خواهد بود<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۹، ص۲۱۵.</ref>. | می توان عوامل ترس از مرگ را به دو نوع طبیعی و غیر طبیعی تقسیم کرد. عامل طبیعی مرگ، ریشه در انس و [[الفت]] انسان با عزیزان خویش مانند [[همسر]]، فرزند، [[دوستان]] و... دارد و گسستن از این انس و الفت بهطور طبیعی در هر [[انسانی]] موجب نگرانی و [[رنج]] خواهد بود<ref>سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۹، ص۲۱۵.</ref>. | ||
عمدهترین عوامل ترس و نگرانی | عمدهترین عوامل ترس و نگرانی غیر طبیعی از [[مرگ]] عبارتاند از: | ||
۱. [[ناآگاهی]] از [[حقیقت]] مرگ: از عوامل مهم ترس از مرگ آن است که [[انسان]] از حقیقت مرگ، که انتقال از سرای فانی به سرای باقی است [[غافل]] باشد و چنین پندارد که با [[مرگ]]، هستی او پایان میپذیرد و بهطور طبیعی چنین [[انسانی]] که به صورت [[فطری]] خواستار بقا و زندگی جاودان است، از فرارسیدن مرگ در [[هراس]] خواهد بود. [[تعالیم اسلام]] با تشریح [[حقیقت]] مرگ به [[مبارزه]] با این عامل برمیخیزد و [[اسلام]] مرگ را تولدی تازه معرفی میکند که از رهگذر آن، [[انسان]] عالم فانی و گذرا را ترک میگوید و به جهانی باقی و جاودان گام مینهد. [[امام هادی]]{{ع}} به یکی از [[یاران]] خویش که در بستر [[بیماری]] بود و از [[ترس]] مرگ [[بیتابی]] کرده، میگریست، فرمود: {{متن حدیث|يَا عَبْدَ اللَّهِ تَخَافُ مِنَ الْمَوْتِ لِأَنَّكَ لَا تَعْرِفُهُ}}<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۹۰، ح۹.</ref>. ای [[بنده خدا]]، تو از مرگ میترسی به دلیل آنکه حقیقت آن را نمیشناسی. | ۱. [[ناآگاهی]] از [[حقیقت]] مرگ: از عوامل مهم ترس از مرگ آن است که [[انسان]] از حقیقت مرگ، که انتقال از سرای فانی به سرای باقی است [[غافل]] باشد و چنین پندارد که با [[مرگ]]، هستی او پایان میپذیرد و بهطور طبیعی چنین [[انسانی]] که به صورت [[فطری]] خواستار بقا و زندگی جاودان است، از فرارسیدن مرگ در [[هراس]] خواهد بود. [[تعالیم اسلام]] با تشریح [[حقیقت]] مرگ به [[مبارزه]] با این عامل برمیخیزد و [[اسلام]] مرگ را تولدی تازه معرفی میکند که از رهگذر آن، [[انسان]] عالم فانی و گذرا را ترک میگوید و به جهانی باقی و جاودان گام مینهد. [[امام هادی]]{{ع}} به یکی از [[یاران]] خویش که در بستر [[بیماری]] بود و از [[ترس]] مرگ [[بیتابی]] کرده، میگریست، فرمود: {{متن حدیث|يَا عَبْدَ اللَّهِ تَخَافُ مِنَ الْمَوْتِ لِأَنَّكَ لَا تَعْرِفُهُ}}<ref>شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۹۰، ح۹.</ref>. ای [[بنده خدا]]، تو از مرگ میترسی به دلیل آنکه حقیقت آن را نمیشناسی. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
اسلام برای برطرف کردن این عامل، همواره [[حقارت]] و [[زبونی]] دنیا را گوشزد میکند و به [[انسان]] هشدار میدهد که دنیای فانی و زودگذر شایسته دلبستگی نیست. [[قرآن کریم]] [[دنیا]] را با تمام نعمتهایش ناچیز و [[آخرت]] را [[برتر]] و بهتر معرفی میکند: {{متن قرآن|قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى}}<ref>«بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref>. | اسلام برای برطرف کردن این عامل، همواره [[حقارت]] و [[زبونی]] دنیا را گوشزد میکند و به [[انسان]] هشدار میدهد که دنیای فانی و زودگذر شایسته دلبستگی نیست. [[قرآن کریم]] [[دنیا]] را با تمام نعمتهایش ناچیز و [[آخرت]] را [[برتر]] و بهتر معرفی میکند: {{متن قرآن|قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى}}<ref>«بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است» سوره نساء، آیه ۷۷.</ref>. | ||
علی{{ع}} نیز با گذرا خواندن [[دنیا]] و جاودان خواندن آخرت، در همه [[انسانها]] این انگیزه را ایجاد میکند که به دنیای زودگذر [[دل]] نبندند: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ}}<ref>سید | علی{{ع}} نیز با گذرا خواندن [[دنیا]] و جاودان خواندن آخرت، در همه [[انسانها]] این انگیزه را ایجاد میکند که به دنیای زودگذر [[دل]] نبندند: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ}}<ref>سید رضی، نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۲۰۳.</ref>؛ ای [[مردم]]، دنیا سرای گذرا و آخرت [[خانه]] جاودان است. | ||
کسی که براثر [[تعالیم دینی]]، [[جهان آخرت]] را سرای برتر و [[لذایذ]] آن را ارزشمندتر از نعمتهای [[دنیوی]] بداند و دلبستگی [[حقیقی]] او به [[جهان]] جاودان باشد از اینکه با [[مرگ]] از لذتهای دنیوی [[محروم]] گردد، هراسی نخواهد داشت. | کسی که براثر [[تعالیم دینی]]، [[جهان آخرت]] را سرای برتر و [[لذایذ]] آن را ارزشمندتر از نعمتهای [[دنیوی]] بداند و دلبستگی [[حقیقی]] او به [[جهان]] جاودان باشد از اینکه با [[مرگ]] از لذتهای دنیوی [[محروم]] گردد، هراسی نخواهد داشت. | ||