ترس از مرگ
مقدمه
از میان عوامل گوناگون که موجب ترس و وحشت انسان میشود، شاید هیچیک به اندازه اندیشه مرگ، آدمی را به وحشت و هراس نیندازد، هرچند ممکن است که انسان با پرداختن به امور دیگر خود را از اندیشه مرگ غافل کند، اما هرگاه که حوادثی همچون مرگ خویشان و نزدیکان پیش آید، خود را گرفتار این اندیشه و ناتوان از درک حقیقت آن میبیند و سرانجام رهایی خود را دگربار در همان غفلت از مرگ جستوجو میکند.
البته ترس از مرگ از ویژگیهای انسان است. حیوانات درباره مرگ نمیاندیشند و آنچه در حیوانات دیده میشود غریزه فرار از خطر و میل به حفظ حیات است. علاقه به بقا و عشق به زندگی از خصایص جدانشدنی موجودات بهشمار میرود، ولی آدمی غیر از علاقه به حفظ حیات خویش، آرزوی خلود نیز دارد و او میخواهد به حیات ابدی دست یابد و جاودان و ماندگار بماند؛ ازاینرو با تمام توان با عوامل پیری و مرگ میجنگد و برای دستیابی به چشمه حیات و راز بقا میکوشد و بر اساس اینکه هیچ میل و علاقهای در انسان بیحکمت و مصلحت نیست و معنی ندارد که در انسان میلی ایجاد گردد ولی هیچگاه تحقق نپذیرد. چنانچه تشنگی نشاندهنده وجود آب و گرسنگی نشاندهنده وجود غذاست. میل و علاقه به زندگی پیوسته و جاودانه، گواه بر این است که بشر علاوه بر این زندگی دنیوی، زندگی دیگری دارد که تجلیگاه این میل طبیعی است[۱].[۲]
عوامل ترس از مرگ
می توان عوامل ترس از مرگ را به دو نوع طبیعی و غیر طبیعی تقسیم کرد. عامل طبیعی مرگ، ریشه در انس و الفت انسان با عزیزان خویش مانند همسر، فرزند، دوستان و... دارد و گسستن از این انس و الفت بهطور طبیعی در هر انسانی موجب نگرانی و رنج خواهد بود[۳].
عمدهترین عوامل ترس و نگرانی غیر طبیعی از مرگ عبارتاند از:
۱. ناآگاهی از حقیقت مرگ: از عوامل مهم ترس از مرگ آن است که انسان از حقیقت مرگ، که انتقال از سرای فانی به سرای باقی است غافل باشد و چنین پندارد که با مرگ، هستی او پایان میپذیرد و بهطور طبیعی چنین انسانی که به صورت فطری خواستار بقا و زندگی جاودان است، از فرارسیدن مرگ در هراس خواهد بود. تعالیم اسلام با تشریح حقیقت مرگ به مبارزه با این عامل برمیخیزد و اسلام مرگ را تولدی تازه معرفی میکند که از رهگذر آن، انسان عالم فانی و گذرا را ترک میگوید و به جهانی باقی و جاودان گام مینهد. امام هادی(ع) به یکی از یاران خویش که در بستر بیماری بود و از ترس مرگ بیتابی کرده، میگریست، فرمود: «يَا عَبْدَ اللَّهِ تَخَافُ مِنَ الْمَوْتِ لِأَنَّكَ لَا تَعْرِفُهُ»[۴]. ای بنده خدا، تو از مرگ میترسی به دلیل آنکه حقیقت آن را نمیشناسی.
همچنین، وقتی از امام جواد(ع) در مورد ترس مسلمانان آن زمان از مرگ سؤال شد، فرمودند: «لِأَنَّهُمْ جَهِلُوهُ فَكَرِهُوهُ وَ لَوْ عَرَفُوهُ وَ كَانُوا مِنْ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَأَحَبُّوهُ وَ لَعَلِمُوا أَنَّ الْآخِرَةَ خَيْرٌ لَهُمْ مِنَ الدُّنْيَا»[۵]؛ چون بدان جهل دارند، پس آن را ناخوشایند میدارند و اگر آن را میشناختند و از دوستان خداوند بودند، بدان محبت میورزیدند و میدانستند که آخرت برای آنان از دنیا بهتر است.
۲. دلبستگی شدید به دنیا: یکی دیگر از عوامل مهم ترس انسان از مرگ، دلبستگی شدید به دنیاست، به گونهای که از آخرت خویش کاملاً غافل گردد و حیات دنیوی را هدف نهایی خود قرار دهد. چنین انسانی برای بهرهمند شدن هرچه بیشتر از لذایذ دنیوی به دنبال زندگی ابدی در این دنیاست و همواره از فرا رسیدن مرگ خویش در نگرانی و اضطراب به سر میبرد؛ زیرا چنین میپندارد که مرگ پایانبخش تمام لذتها و کامیابیهای اوست و او را از علایق و دلبستگیهایش برای همیشه جدا میسازد.
اسلام برای برطرف کردن این عامل، همواره حقارت و زبونی دنیا را گوشزد میکند و به انسان هشدار میدهد که دنیای فانی و زودگذر شایسته دلبستگی نیست. قرآن کریم دنیا را با تمام نعمتهایش ناچیز و آخرت را برتر و بهتر معرفی میکند: ﴿قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَى﴾[۶].
علی(ع) نیز با گذرا خواندن دنیا و جاودان خواندن آخرت، در همه انسانها این انگیزه را ایجاد میکند که به دنیای زودگذر دل نبندند: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ وَ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ»[۷]؛ ای مردم، دنیا سرای گذرا و آخرت خانه جاودان است.
کسی که براثر تعالیم دینی، جهان آخرت را سرای برتر و لذایذ آن را ارزشمندتر از نعمتهای دنیوی بداند و دلبستگی حقیقی او به جهان جاودان باشد از اینکه با مرگ از لذتهای دنیوی محروم گردد، هراسی نخواهد داشت.
۳. ترس از حسابرسی اعمال: یکی دیگر از علل ترس از مرگ، بیم از حسابرسی اعمال است. این عامل به آن گروه از انسانها اختصاص دارد که از یکسو به معاد اعتقاد دارند و از سوی دیگر از اعمال خویش راضی نیستند. بدیهی است که این دسته از گنهکاران به شدت از مرگ میترسند؛ زیرا میدانند که با مرگ مهلت آنان به پایان میرسد و زمان کیفر اعمالشان آغاز میشود. خداوند در قرآن کریم از برخی از یهودیان یاد میکند که به سبب اعمال زشتشان هرگز آرزوی مرگ را نکرده، از مرگ هراسانند: ﴿وَلَا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ﴾[۸].
شخصی از امام مجتبی(ع) پرسید: به چه دلیل ما مرگ را ناخوشایند میدانیم؟ امام(ع) پاسخ دادند: «إِنَّكُمْ أَخْرَبْتُمْ آخِرَتَكُمْ وَ عَمَّرْتُمْ دُنْيَاكُمْ فَأَنْتُمْ تَكْرَهُونَ النُّقْلَةَ مِنَ الْعُمْرَانِ إِلَى الْخَرَابِ»[۹]؛ «زیرا شما آخرت خویش را (به دلیل گناهان و اعمال زشت) ویران و دنیای خود را آباد کردید و دوست نمیدارید که از آبادی به ویرانی روید».
اسلام برای خنثی کردن این عامل همواره بر گشودگی در توبه و بخشندگی و توبهپذیری خداوند تأکید میکند؛ زیرا جرم و گناه انسان هر قدر هم که سنگین باشد در صورت توبه حقیقی و جبران حقوق تضیع شده، قابل بخشش است و ناامیدی از رحمت خدا خود گناهی بس بزرگ شمرده میشود. از سوی دیگر انسان بر اساس آموزه شفاعت میتواند با ایجاد شایستگی و قابلیت لازم در خود به شفاعت شفیعان در آخرت امیدوار باشد[۱۰].
نکته قابل توجه اینکه همه عوامل ذکر شده برای ترس از مرگ در خود فرد ریشه دارند و مرگ به خودی خود برای انسان ترسآور نیست. اگر انسان شناخت صحیحی از مرگ داشته باشد، دل از دنیا بکند و از اعمال زشت دست بردارد نهتنها از مرگ هراسان نخواهد بود، بلکه به آن رغبت نیز پیدا میکند؛ چنانکه انسانهای معصوم نمونه بارز این موضوع هستند[۱۱].
واکنش گوناگون آدمیان در برابر مرگ
واکنش انسانها در برابر مرگ سه گونه است:
۱. برخی از انسانها در زندگی دنیوی غوطهور شده بدان دل خوش میکنند، تا جایی که در خود هدفی جز رسیدن به متاع آن ندارند. این گروه همواره از یاد مرگ غافلاند و هرگاه که به سببی از اسباب هشداردهنده به یاد مرگ میافتند میکوشند که خود را از آن رها سازند. قرآن کریم در مورد این دسته از افراد میفرماید: ﴿قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ﴾[۱۲].
۲. گروه دیگر با یاد مرگ در قلبشان خوف و خشیت ایجاد شده خود و اعمال خویش را برای آن آماده میکنند. در واقع خوف این گروه از آن جهت است که مبادا بدون آمادگی و توبه کامل و توشه کافی پای به حیات پس از مرگ نهند.
۳. دستهای دیگر پیوسته به یاد مرگ بوده مشتاق دیدار آناند؛ زیرا مرگ را زمان دیدار محبوب و رهایی از دنیا میدانند و اگر در این جهان مانند دیگران زندگی میکنند، به جهت خواست خداوند است وگرنه کمترین دلبستگی و رغبت به حیات دنیوی در آنان نیست. حضرت علی(ع) عشق خویش به مرگ را چنین بیان میکند: «وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ»[۱۳]. سوگند به خدا انس پسر ابوطالب به مرگ بیشتر از انس طفل به پستان مادر است. «فَوَاللَّهِ مَا أُبَالِي دَخَلْتُ إِلَى الْمَوْتِ أَوْ خَرَجَ الْمَوْتُ إِلَيَّ»[۱۴]؛ پس، سوگند به خدا! هیچ باکی ندارم از داخل شدن در مرگ یا اینکه ناگاه مرگ مرا دریابد.
و در توصیف حال پرهیزگاران میفرماید: «وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ»[۱۵]؛ و اگر نبود اجل و مدتی که خدا برای ایشان تعیین فرموده است از شوق ثواب و بیم عذاب چشم برهم زدنی جان در بدنشان قرار نمیگرفت.
ازاینرو خداوند به یهودیان که ادعای دوستی خدا را دارند، میفرماید که اگر صادقید مرگ را از خداوند بخواهید: ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ﴾[۱۶].[۱۷].[۱۸]
منابع
پانویس
- ↑ شریعتی سبزواری، محمدباقر، معاد در نگاه عقل و دین، ص۶۸.
- ↑ جدی، مهدی، مقاله «ترس از مرگ»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۴۳.
- ↑ سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج۹، ص۲۱۵.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۹۰، ح۹.
- ↑ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص۲۹۰، ح۸.
- ↑ «بگو: بهره این جهان، اندک است و سرای واپسین برای آن کس که پرهیزگاری ورزد بهتر است» سوره نساء، آیه ۷۷.
- ↑ سید رضی، نهجالبلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه ۲۰۳.
- ↑ «و هرگز آن (مرگ) را برای کارهایی که کردهاند آرزو نخواهند کرد و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره جمعه، آیه ۷.
- ↑ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۶، ص۱۲۹، ح۱۸.
- ↑ سعیدیمهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج۲، ص۲۳۴-۲۳۶.
- ↑ جدی، مهدی، مقاله «ترس از مرگ»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۴۴.
- ↑ «بگو: مرگی که از آن میگریزید بیگمان با شما دیدار خواهد کرد» سوره جمعه، آیه ۸.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۵.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۵۴.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۱۸۴.
- ↑ «بگو: ای یهودیان! اگر میپندارید که از میان مردم، تنها شما دوستان خداوندید اگر راست میگویید آرزوی مرگ کنید» سوره جمعه، آیه ۶.
- ↑ دیوانی، امیری، حیات جاودانه، ص۱۴۲-۱۴۴.
- ↑ جدی، مهدی، مقاله «ترس از مرگ»، فرهنگنامه کلام اسلامی، ص ۱۴۶.