←نقد و بررسی نظریه کانت
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
== نقد و بررسی نظریه کانت == | == نقد و بررسی نظریه کانت == | ||
# برهانهای کانت برای مطلقبودن وظیفه اخلاقی هر دو بارها مورد نقد و نقض شده است<ref>ر.ک: فلسفه اخلاق، ص۱۸۴ و ۱۸۸.</ref>، ولی مسئله مهمتر این است که [[استدلال]] عمدهای را میتوان بر رد مطلق بودن | # برهانهای کانت برای مطلقبودن وظیفه اخلاقی هر دو بارها مورد نقد و نقض شده است<ref>ر.ک: فلسفه اخلاق، ص۱۸۴ و ۱۸۸.</ref>، ولی مسئله مهمتر این است که [[استدلال]] عمدهای را میتوان بر رد مطلق بودن قواعد [[اخلاقی]] میتوان مطرح کرد. فرض کنید: انجام عمل A (دروغگفتن) در هر شرایطی نادرست و همچنین عمل B (حفظ جان یک کودک بیگناه) در هر شرایطی درست باشد و تصور کنید شخصی مجبور باشد بین انجام عمل A و ترک عمل B یکی را [[انتخاب]] کند؛ مثلاً قاتلی از شخصی جای کودک بیگناهی را بپرسد تا او را بکشد. کانت باید پاسخی به این معضل بدهد؛ چراکه همواره دو قاعده مطلق را میتوان فرض کرد که با یکدیگر تعارض پیدا میکنند<ref>ر.ک: فلسفه اخلاق، ص۱۸۸ و ۱۹۰.</ref>، در حالی که در [[اخلاق]] کانتی [[اجازه]] ترک هیچ کدام وجود ندارد. | ||
# بنا نشدن اخلاق بر [[الهیات]] و [[عقل نظری]] در [[اندیشه]] کانت بر نوع نگاه معرفتشناسانهای مبتنی ست که کانت در نقد عقل نظری پذیرفته است و بررسی آن به مجال دیگری نیاز دارد. ما در اینجا به بیان همین نکته بسنده میکنیم که [[فلاسفه]] بعد از کانت تقریباً بیشتر مطالب کانت درباره ساختار ذهن و سایر نقدهای او را در نقد [[عقل]] محض نمیپذیرند. | # بنا نشدن اخلاق بر [[الهیات]] و [[عقل نظری]] در [[اندیشه]] کانت بر نوع نگاه معرفتشناسانهای مبتنی ست که کانت در نقد عقل نظری پذیرفته است و بررسی آن به مجال دیگری نیاز دارد. ما در اینجا به بیان همین نکته بسنده میکنیم که [[فلاسفه]] بعد از کانت تقریباً بیشتر مطالب کانت درباره ساختار ذهن و سایر نقدهای او را در نقد [[عقل]] محض نمیپذیرند. | ||
# قضایایی را که در این [[مکتب]] [[وظیفه]] معرفی شده است و ادعا میشود که به عقل نظری ربطی ندارند و به [[تجربه]] مربوط نیستند، بلکه احکامی بدیهی و پیشینیاند، نمیتوان پذیرفت و [[اختلاف]] [[اقوام]]، [[جوامع]]، [[انکار]] [[شهود]] چنین قضایایی برخی متفکران مطرح کردهاند و نیز نظریههای هم عرض این مکتب خود دلیل روشنی بر ردّ این ادعا است. | # قضایایی را که در این [[مکتب]] [[وظیفه]] معرفی شده است و ادعا میشود که به عقل نظری ربطی ندارند و به [[تجربه]] مربوط نیستند، بلکه احکامی بدیهی و پیشینیاند، نمیتوان پذیرفت و [[اختلاف]] [[اقوام]]، [[جوامع]]، [[انکار]] [[شهود]] چنین قضایایی برخی متفکران مطرح کردهاند و نیز نظریههای هم عرض این مکتب خود دلیل روشنی بر ردّ این ادعا است. | ||