پرش به محتوا

ایدئولوژی: تفاوت میان نسخه‌ها

۳٬۸۳۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ سپتامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۲: خط ۲:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
ایدئولوژی از دو کلمه "ایده" به معنای [[فکر]] و نظر و "لوژی" به معنای شناختن ترکیب یافته است<ref>فرهنگ علوم سیاسی‌، ۱/ ۹۲.</ref>. و در اصطلاح عبارت است از دسته‌ای از آرای کلی و هماهنگ درباره رفتارهای [[انسان]]. بنابر این تعریف، [[نظام]] کلی احکام عملی- که در اصطلاح مذهبی "[[فروع دین]]" نام دارد- ایدئولوژی خوانده می‌شود<ref>آموزش عقاید، ۲۹.</ref>.
ایدئولوژی از دو کلمه "ایده" به معنای [[فکر]] و نظر و "لوژی" به معنای شناختن ترکیب یافته است<ref>فرهنگ علوم سیاسی‌، ۱/ ۹۲.</ref>. و در اصطلاح عبارت است از دسته‌ای از آرای کلی و هماهنگ درباره رفتارهای [[انسان]]. بنابر این تعریف، [[نظام]] کلی احکام عملی- که در اصطلاح مذهبی "[[فروع دین]]" نام دارد- ایدئولوژی خوانده می‌شود<ref>آموزش عقاید، ۲۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>


ایدئولوژی بر [[جهان‌بینی]] [[استوار]] است. [[جهان‌بینی]] عبارت از نظر درباره [[جهان]] است آن چنان که هست؛ اما ایدئولوژی نظر درباره [[انسان]] است آن چنان که باید باشد<ref>تکامل اجتماعی انسان‌، ۱۱۵.</ref>. [[انسان]] برای [[نیل]] به [[سعادت]] [[نیازمند]] برنامه‌ای‌ جامع، هماهنگ و منسجم است. [[عقل]] [[بشر]] این نیاز را برنمی‌آورد هر چند شرط لازم آن است<ref>اصول کافی‌، ۱/ ۶۸، ۴۸ و ۴۹.</ref>.
ایدئولوژی از نظر مارکسیست‌های نخستین، نخست به مفهوم [[آگاهی]] کاذب و مسخ‌شده طبقه‌ای خاص درباره مسائل [[اجتماعی]] بود، ولی با گذشت [[زمان]] بار معنایی منفی آن کم شد و سپس، مفهوم [[جامعه‌شناختی]] و بی‌طرفانه‌ای یافت و به مجموعه اندیشه‌ها و پندارهایی گفته می‌‌شد که توده مردم درباره جامعه دارند...<ref>سبیلا، محمد، «ایدئولوژی و مدرنیسم»، ترجمه عزیزالله افشار، ص۱۲۲-۱۲۳.</ref>.


آنچه [[انسان]] را [[یاری]] می‌دهد تا به [[کمال انسانی]] خویش دست یازد، بایدها و نبایدهایش را نشان دهد و [[مسئولیت‌ها]] و تکلیف‌های او را باز شناساند، ایدئولوژی جامع، جاودان و پایدار است. این ایدئولوژی، در [[آیین اسلام]]، همان [[شریعت]] است<ref>مجموعه آثار، ۲/ ۵۵ و ۵۶.</ref>. گاه [[آدمی]] به [[خطا]] می‌لغزد و به ایدئولوژی‌های مادی می‌گراید؛ اما این ایدئولوژی به [[سعادت]] نمی‌انجامد. [[آفریدگار]] هستی همواره با [[ارسال رسل]] و انزال [[کتب آسمانی]]، ایدئولوژی [[توحیدی]] را به [[انسان]] رسانیده و او را راه نموده است<ref>النجاة، ۷۰۹.</ref>. بنابر [[آموزه‌های اسلامی]]، نمی‌توان ایدئولوژی را به [[زور]] پذیرفت و [[امید]] بر بقا و دوام آن داشت. از این رو، [[ایمان]] و علاقه درونی در پذیرفتن ایدئولوژی نقشی بنیادی دارد.
مارکس [[ایدئولوژی]] را به معنای اندیشه‌ای دانست که در ارتباط با [[رفتار اجتماعی]] و [[سیاسی]] طبقه [[حاکم]] و برای توجیه وضعیت موجود [[سازمان]] می‌یابد. وی ایدئولوژی را اندیشه‌ای کاذب می‌دانست<ref>پارسانیا، حمید، سنت، ایدئولوژی، علم، ص۴۲.</ref>. این [[اندیشه]] کاذب شامل مجموعه [[عقاید]]، [[باورها]] و اعتقاداتی می‌شود که به عمل [[اجتماعی]] جهتی خاص می‌دهد. گرچه در کاربرد مارکس ایدئولوژی معنایی منفور داشت اما بعدها معنایی مثبت نیز یافت. ایدئولوژی از [[قرن]] نوزدهم به بعد همچنان به معنای باورها و [[اندیشه‌ها]] و ارزش‌های ناظر بر رفتار اجتماعی و سیاسی به کار می‌رود<ref>پارسانیا، حمید، سنت، ایدئولوژی، علم، ص۴۳.</ref>.


ایدئولوژی [[اسلام]] از گذر بیان عقل‌مدارانه و هدفمند [[معارف اسلامی]]، که بر [[فطرت انسانی]] استوارند<ref>{{متن قرآن| فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، در [[جان]] [[آدمی]] نهال [[ایمان]] را می‌نشاند و او را در سیر به سوی [[تکامل]] [[یاری]] می‌بخشد. این ویژگی موجب می‌شود که اصول و ارکان ایدئولوژی [[اسلامی]]- بر خلاف ایدئولوژی‌های مادی- پایدار و ماندگار مانَد<ref>نهج البلاغه‌، خ ۱۹۸.</ref>. بدین سان، ایدئولوژی [[اسلامی]] به معنای برنامه [[اسلام]] برای رسیدن [[انسان]] به [[زندگی]] [[سعادتمند]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] است<ref>همان، خ ۱/ ۵۰- ۴۶.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۱۴۵ ـ ۱۴۶.</ref>
برخی [[متفکران اسلامی]] همچون [[استاد مطهری]] ایدئولوژی را مساوی [[مکتب]] دانسته‌اند. ایشان در تعریف ایدئولوژی می‌گوید: «ایدئولوژی یک تئوری کلی، طرح جامع و هماهنگ و منسجم است که [[هدف]] اصلی آن [[کمال انسان]] و [[تأمین سعادت]] همگانی است و در آن خطوط اصلی و روش‌ها، بایدها و نبایدها، خوب‌ها و بدها، [[هدف‌ها]] و وسیله‌ها، نیازها و دردها و درمان‌ها، [[مسئولیت‌ها]] و تکلیف‌ها مشخص باشد و منبع [[الهام]] [[تکالیف]] و مسئولیت‌ها برای تمام افراد باشد»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.</ref>، از نظر ایشان ایدئولوژی با مفهوم [[قرآنی]] [[شریعت]] یکی است: «نیاز به [[ایدئولوژی]] همواره در [[جوامع]] بوده است و هر چه [[انسان]] بیشتر [[رشد]] کرده، نیاز به این [[فلسفه زندگی]] افزون‌تر شده است. رشد و [[تکامل]] [[علمی]] و [[عقلی]] [[بشر]] [[عواطف]] و پیوندهای احساسی [[انسان‌ها]] را تضعیف نموده است و در این شرایط آنچه به بشر امروز و به طریق اولی به بشر فردا آرمان مشترک می‌دهد و ملاک [[خیر و شر]] برای او می‌‌گردد، یک فلسفه زندگی انتخابی، آگاهانه، آرمان‌خیز، مجهز به منطق و به عبارت دیگر، یک ایدئولوژی جامع است»<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ایدئولوژی (مقاله)|مقاله «ایدئولوژی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۶۰.</ref>
 
== ویژگی‌های ایدئولوژی ==
ویژگی‌های زیر را برای [[ایدئولوژی]] برشمرد:
# ایدئولوژی بر مبنای [[جهان‌بینی]] است؛ [[جهان‌بینی]] نظر درباره [[جهان]] است، چنان‌که هست (دیدگاه توصیفی) و ایدئوژی نظر درباره [[انسان]] است؛ چنان‌که باید باشد. (دیدگاه هنجاری یا دستوری)<ref>مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۵.</ref>؛
# [[ایدئولوژی]] جامع و وضع [[قانون]] صحیح برای انسان را تنها [[خداوند]] که عالم به [[مصالح]] فردی و [[اجتماعی]] و [[دنیوی]] و [[اخروی]] اوست، می‌‌تواند انجام دهد<ref>مطهری، مرتضی، پیرامون جمهوری اسلامی، ص۱۵۳.</ref>.
# در ایدئولوژی، هم به پایه‌های [[فلسفی]] و هم پایه [[ایمانی]] نیاز هست. پایه فلسفی مبانی ایدئولوژی را منطقی و مستدل می‌کند و پایه ایمانی آرمان‌ساز است و با [[عواطف]] انسان و گرایش‌های او ارتباط دارد<ref>مطهری، مرتضی، تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۶.</ref>.
# ایدئولوژی، برنامه‌ای جامع است که ویژه شرایط زمانی و مکانی خاصی نیست<ref>مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، ج۲، ص۱۰۷.</ref>؛ یعنی چنین نیست که هر فردی با [[تغییر]] شرایط زمانی و مکانی به ایدئولوژی‌های مختلف نیاز داشته باشد.
# با توجه به [[بی‌نیازی]] انسان در شرایط مختلف به ایدئولوژی‌های متعدد، خود ایدئولوژی نیز با [[تکامل]] و تحول [[جامعه]] دگرگون نمی‌شود و در [[فرهنگ اسلامی]] آنچه در بستر تغییرات زمانی و مکانی و شرایط [[فرهنگی]] تحول و تکامل می‌‌پذیرد، [[اجتهاد]] [[اسلامی]] است، نه ایدئولوژی اسلامی<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۶۲.</ref>.
# [[انسان]] همواره به [[ایدئولوژی]] نیازمند است و [[پیشرفت]] [[علوم]] نه تنها احتیاج او به ایدئولوژی را برطرف نمی‌کند، افزون‌تر نیز می‌کند<ref>مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵-۵۶.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ایدئولوژی (مقاله)|مقاله «ایدئولوژی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۶۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[ایدئولوژی (مقاله)|مقاله «ایدئولوژی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش