بحث:ایدئولوژی
ایدئولوژی در فرهنگ مطهر
هر ایدئولوژی بر اساس یک جهانبینی است و خود جهانبینی نظر درباره جهان است آنچنان که هست، ولی ایدئولوژی نظر درباره انسان است آنچنان که باید باشد و باید بشود[۱]. ایدئولوژی طرحی است که باید مشتمل بر ایمانی نباشد و لذا میتواند مقدّس باشد اما اگر خود ایدئولوژی مشتمل بر ایمانی نباشد و صرفاً یک نظام فکری باشد و خود بخواهد موضوع ایمان یعنی عشق و دلبستگی قرار بگیرد، این دیگر به هیچ وجه پایه منطقی ندارد. یعنی امری است که با زور تلقین و القاء میشود. بدان عمل کرد ولی پایه منطقی حسابی ندارد[۲].
ایدئولوژی یعنی مکتبی که بایدها و نبایدها را مشخص میکند، مکتبی که انسان را به یک هدفی دعوت میکند و برای رسیدن به آن هدف و راهی ارائه میدهد. ایدئولوژی میگوید: چگونه باید بود، چگونه باید زیست، چگونه باید شد، چگونه باید ساخت (از ماده سازندگی)، یعنی خود را چگونه باید بسازیم، طبق چه الگویی باید بسازیم، جامعه خودمان را چگونه باید بسازیم. ایدئولوژی به این امور پاسخ میدهد، میگوید: این چنین باش، این چنین زندگی کن، این چنین بشو، این چنین خود را بساز، این چنین جامعه خود را بساز[۳]. ایدئولوژی - و به اصطلاح قرآن شریعت - بوده است[۴].
ایدئولوژی بر پایه جهانبینی استوار است. اینکه چرا باید اینچنین یا آنچنان بود یا زیست یا رفت یا ساخت باشد، برای این است که جهان یا جامعه یا انسان چنین یا چنان است، چرای هر ایدئولوژی در جهان بینیای که آن ایدئولوژی بر آن استوار است، نهفته است و به اصطلاح، ایدئولوژی از نوع حکمت عملی است و جهانبینی از نوع حکمت نظری. ایدئولوژی تابعی است از جهانبینی[۵]. ایدئولوژی عبارت است از مجموع طرحها و راههایی که جامعه را به سوی کمال و سعادتش رهبری میکند[۶].[۷]
پانویس
- ↑ تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۵.
- ↑ تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۴.
- ↑ شناخت، ص۱۴.
- ↑ مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵.
- ↑ مجموعه آثار، ج۲، ص۲۲۶.
- ↑ مجموعه آثار، ج۲، ص۳۵۵.
- ↑ زکریایی، محمد علی، فرهنگ مطهر، ص ۱۷۷.