بدون خلاصۀ ویرایش
برچسبها: برگرداندهشده پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: برگرداندهشده |
||
| خط ۱۱۵: | خط ۱۱۵: | ||
مرحوم [[علامه طباطبایی]] برای [[اثبات]] اینکه این آیه از عصر [[ظهور مهدوی]] سخن میگوید و منظور از ارتداد از [[دین حق]] در این آیه باقی بودن بر [[ظواهر]] [[اسلام]] و در عین حال علاقهمندی به [[یهود]] و [[نصاری]] و [[پیروی]] از آنان در نحوه [[زندگی]] در [[شئون]] مختلف آن است که امروزه [[شاهد]] آن هستیم، بحثی [[تفسیری]] [[قرآنی]] [[روایی]] عنوان کرده است با این مضمون که این همان ارتدادی است که آیات قبل از این [[آیه]]، از آن [[نهی]] کردهاند؛ آیاتی که از [[انحرافی]] سخن به میان میآورند که قبل از [[پیروزی]] [[مهدوی]] دامنگیر [[جهان اسلام]] میشود<ref>تفسیر المیزان ۵، ۳۶۶- ۴۰۰، و ر.ک: تفسیر شیخ اسعد بیوض التمیمی در باره همین آیات در کتاب «زوال اسرائیل حتمیة قرآنیة»، ۱۲۰- ۱۲۴.</ref>. | مرحوم [[علامه طباطبایی]] برای [[اثبات]] اینکه این آیه از عصر [[ظهور مهدوی]] سخن میگوید و منظور از ارتداد از [[دین حق]] در این آیه باقی بودن بر [[ظواهر]] [[اسلام]] و در عین حال علاقهمندی به [[یهود]] و [[نصاری]] و [[پیروی]] از آنان در نحوه [[زندگی]] در [[شئون]] مختلف آن است که امروزه [[شاهد]] آن هستیم، بحثی [[تفسیری]] [[قرآنی]] [[روایی]] عنوان کرده است با این مضمون که این همان ارتدادی است که آیات قبل از این [[آیه]]، از آن [[نهی]] کردهاند؛ آیاتی که از [[انحرافی]] سخن به میان میآورند که قبل از [[پیروزی]] [[مهدوی]] دامنگیر [[جهان اسلام]] میشود<ref>تفسیر المیزان ۵، ۳۶۶- ۴۰۰، و ر.ک: تفسیر شیخ اسعد بیوض التمیمی در باره همین آیات در کتاب «زوال اسرائیل حتمیة قرآنیة»، ۱۲۰- ۱۲۴.</ref>. | ||
بنا بر این از ویژگیهای عصر [[دولت مهدوی]] از میان رفتن [[ارتداد]] از [[دین حق]] یا [[پیروی]] از [[یهود]] و [[نصاری]] در نحوه [[زندگی]] و بازگرداندن [[مسلمانان]] به طریقه [[اسلامی]] در [[شئون]] مختلف زندگی است، و این دقیقاً با سایر خصوصیات [[عصر مهدوی]] که [[آیات]] سابقه بر آن دلالت دارند، تطبیق میکند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | بنا بر این از ویژگیهای عصر [[دولت مهدوی]] از میان رفتن [[ارتداد]] از [[دین حق]] یا [[پیروی]] از [[یهود]] و [[نصاری]] در نحوه [[زندگی]] و بازگرداندن [[مسلمانان]] به طریقه [[اسلامی]] در [[شئون]] مختلف زندگی است، و این دقیقاً با سایر خصوصیات [[عصر مهدوی]] که [[آیات]] سابقه بر آن دلالت دارند، تطبیق میکند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۷۸.</ref>. | ||
===تاریخ ظهور حضرت مهدی{{ع}}=== | ===تاریخ ظهور حضرت مهدی{{ع}}=== | ||
[[احادیث شریف]] آوردهاند که آن حضرت{{ع}} در یکی از سالهای فرد قمری<ref>ارشاد شیخ مفید ۲، ۳۷۹ و به نقل از آن، الفصول المهمة، ۳۰۲ اثبات الهداة ۳، ۵۱۴.</ref> و در [[روز جمعه]] ظهور میفرمایند<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۹۶.</ref>، و مطابق با آنچه در سایر [[روایات]] آمده است خروج آن حضرت در [[روز]] [[شنبه]] [[دهم محرم]] به وقوع خواهد پیوست<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام ۴، ۳۰۰ و ۳۳۳، سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ۵۵۸، کمالالدین، ۶۵۳، غیبت طوسی، ۲۷۴، مقدسی شافعی، عقد الدرر، ۶۵، متقی هندی، البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، ۱۴۵.</ref>، شاید هم بتوان میان این دو تاریخ این گونه جمع کرد که ظهور آن حضرت در روز جمعه باشد و در آن روز در [[مسجد الحرام]] [[خطبه]] بخواند و خروجش به سمت [[کوفه]] در روز شنبه باشد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | [[احادیث شریف]] آوردهاند که آن حضرت{{ع}} در یکی از سالهای فرد قمری<ref>ارشاد شیخ مفید ۲، ۳۷۹ و به نقل از آن، الفصول المهمة، ۳۰۲ اثبات الهداة ۳، ۵۱۴.</ref> و در [[روز جمعه]] ظهور میفرمایند<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۹۶.</ref>، و مطابق با آنچه در سایر [[روایات]] آمده است خروج آن حضرت در [[روز]] [[شنبه]] [[دهم محرم]] به وقوع خواهد پیوست<ref>شیخ طوسی، تهذیب الاحکام ۴، ۳۰۰ و ۳۳۳، سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ۵۵۸، کمالالدین، ۶۵۳، غیبت طوسی، ۲۷۴، مقدسی شافعی، عقد الدرر، ۶۵، متقی هندی، البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، ۱۴۵.</ref>، شاید هم بتوان میان این دو تاریخ این گونه جمع کرد که ظهور آن حضرت در روز جمعه باشد و در آن روز در [[مسجد الحرام]] [[خطبه]] بخواند و خروجش به سمت [[کوفه]] در روز شنبه باشد.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۸۳.</ref>. | ||
===مکان ظهور و آغاز قیام آن حضرت{{ع}}=== | ===مکان ظهور و آغاز قیام آن حضرت{{ع}}=== | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۲۶: | ||
در [[روایت]] دیگری که [[نعیم بن حماد]] که از [[مشایخ]] [[بخاری]] است آن را با سلسله سند خود از [[حضرت امام باقر]]{{ع}} نقل کرده است نیز خطبهای از آن حضرت نقل شده است که شاید دومین خطبهای باشد که آن حضرت در همان مکان اما بعد از [[نماز عشا]] بیان میفرماید. نعیم از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: | در [[روایت]] دیگری که [[نعیم بن حماد]] که از [[مشایخ]] [[بخاری]] است آن را با سلسله سند خود از [[حضرت امام باقر]]{{ع}} نقل کرده است نیز خطبهای از آن حضرت نقل شده است که شاید دومین خطبهای باشد که آن حضرت در همان مکان اما بعد از [[نماز عشا]] بیان میفرماید. نعیم از [[امام باقر]]{{ع}} نقل میکند که فرمود: | ||
... پس چون نماز عشا را به جا میآورد با صدای بلند فریاد میکند: ای مردم من خدا را و جایگاه شما در نزد او را به یادتان میآورم، خداوند متعال بر شما حجتی قرار داده و پیامبران و [[کتابهای آسمانی]] را بر شما فرو فرستاده و شما را [[فرمان]] داده است که برای او شریکی قرار ندهید و همواره از او و پیامبرش [[پیروی]] نمایید، فرمان داده که آنچه [[قرآن]] زندهاش کرده زنده بدارید و آنچه قرآن نابودش ساخته نابود کنید، فرمان داده تا همواره یاری دهنده [[راه هدایت]] و حامل بار [[پرهیزگاری]] باشید که پایان و نابودی [[دنیا]] نزدیک شده و بانگ [[وداع]] برآورده است. من شما را به سوی [[خدا]] و [[رسول خدا]]، عمل به [[کتاب خدا]]، [[میراندن]] [[باطل]] و [[زنده کردن]] سنتش فرا میخوانم...<ref>نعیم بن حماد، الملاحم والفتن، ۹۵، عقد الدرر ۱۴۵، متقی هندی، برهان، ۱۴۱، الحاوی للفتاوی الحدیثیة ۲، ۷۱، سفارینی، کتاب اللوائح ۲، ۱۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | ... پس چون نماز عشا را به جا میآورد با صدای بلند فریاد میکند: ای مردم من خدا را و جایگاه شما در نزد او را به یادتان میآورم، خداوند متعال بر شما حجتی قرار داده و پیامبران و [[کتابهای آسمانی]] را بر شما فرو فرستاده و شما را [[فرمان]] داده است که برای او شریکی قرار ندهید و همواره از او و پیامبرش [[پیروی]] نمایید، فرمان داده که آنچه [[قرآن]] زندهاش کرده زنده بدارید و آنچه قرآن نابودش ساخته نابود کنید، فرمان داده تا همواره یاری دهنده [[راه هدایت]] و حامل بار [[پرهیزگاری]] باشید که پایان و نابودی [[دنیا]] نزدیک شده و بانگ [[وداع]] برآورده است. من شما را به سوی [[خدا]] و [[رسول خدا]]، عمل به [[کتاب خدا]]، [[میراندن]] [[باطل]] و [[زنده کردن]] سنتش فرا میخوانم...<ref>نعیم بن حماد، الملاحم والفتن، ۹۵، عقد الدرر ۱۴۵، متقی هندی، برهان، ۱۴۱، الحاوی للفتاوی الحدیثیة ۲، ۷۱، سفارینی، کتاب اللوائح ۲، ۱۱.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۸۴.</ref>. | ||
===تأملی در دو خطبه اعلان قیام=== | ===تأملی در دو خطبه اعلان قیام=== | ||
| خط ۱۳۲: | خط ۱۳۲: | ||
سپس به عنوان نکته سوم به [[مظلومیت اهل بیت]]{{عم}} و در معرض انواع [[ستم]] و [[تجاوز]] قرار گرفتن آنها اشاره مینماید؛ امری که منجر به [[غیبت]] آخرین تن از آنان گردید. و همه این امور، از [[خواستههای نفسانی]] [[طاغوتها]] و [[جاه]] پرستان برای [[انحصارطلبی]] و [[بازی]] با [[اموال]] و جانهای مردم و بازداشتن اهل بیت{{عم}} از برقرار کردن [[عدل الهی]] و [[رهبری]] مردم به [[راه راست]]، سرچشمه میگیرد. | سپس به عنوان نکته سوم به [[مظلومیت اهل بیت]]{{عم}} و در معرض انواع [[ستم]] و [[تجاوز]] قرار گرفتن آنها اشاره مینماید؛ امری که منجر به [[غیبت]] آخرین تن از آنان گردید. و همه این امور، از [[خواستههای نفسانی]] [[طاغوتها]] و [[جاه]] پرستان برای [[انحصارطلبی]] و [[بازی]] با [[اموال]] و جانهای مردم و بازداشتن اهل بیت{{عم}} از برقرار کردن [[عدل الهی]] و [[رهبری]] مردم به [[راه راست]]، سرچشمه میگیرد. | ||
سپس آن حضرت از همه [[مسلمانان]] برای دفع این [[مظلومیت]] که موجب خیر برای همه بشریت است [[استمداد]] میکند؛ زیرا سپردن زمام امور به کسی که نماینده خط پیامبران الهی و همسنگ قرآن کریم است، به معنی تحقق [[اهداف]] [[عدالت الهی]] است. البته آن حضرت{{ع}} ابتدا از [[قدرت]] لایزال [[خداوند متعال]] [[طلب یاری]] مینماید که این خود [[نشانه]] [[پیروزی]] حتمی قیام مصلحانه او است. وی همان مضطری است که به تعبیر قرآن اگر [[دعا]] کند دعایش پذیرفته خواهد شد و او همان ولی دمِ مقتول است که باز به تعبیر قرآن کریم حتماً از جانب [[خداوند]] مورد [[نصرت]] و [[یاری]] واقع خواهد گردید. و آن حضرت با این بیان مردم را برای یاری خود [[ترغیب]] مینماید تا به [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] برسند و از [[خواری]] و [[عذاب]] [[دنیا]] و عذاب آخرت که بسیار سختتر است در [[امان]] بمانند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | سپس آن حضرت از همه [[مسلمانان]] برای دفع این [[مظلومیت]] که موجب خیر برای همه بشریت است [[استمداد]] میکند؛ زیرا سپردن زمام امور به کسی که نماینده خط پیامبران الهی و همسنگ قرآن کریم است، به معنی تحقق [[اهداف]] [[عدالت الهی]] است. البته آن حضرت{{ع}} ابتدا از [[قدرت]] لایزال [[خداوند متعال]] [[طلب یاری]] مینماید که این خود [[نشانه]] [[پیروزی]] حتمی قیام مصلحانه او است. وی همان مضطری است که به تعبیر قرآن اگر [[دعا]] کند دعایش پذیرفته خواهد شد و او همان ولی دمِ مقتول است که باز به تعبیر قرآن کریم حتماً از جانب [[خداوند]] مورد [[نصرت]] و [[یاری]] واقع خواهد گردید. و آن حضرت با این بیان مردم را برای یاری خود [[ترغیب]] مینماید تا به [[سعادت دنیا]] و [[آخرت]] برسند و از [[خواری]] و [[عذاب]] [[دنیا]] و عذاب آخرت که بسیار سختتر است در [[امان]] بمانند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۸۶.</ref>. | ||
===اعلام اهداف قیام=== | ===اعلام اهداف قیام=== | ||
در [[خطبه]] دوم که [[حضرت مهدی]]{{ع}} پس از [[نماز عشا]] ایراد میفرمایند به بیان اهداف کلی [[قیام]] خود میپردازد؛ اهدافی که برای رسیدن به آنها از [[مردم]] [[استمداد]] میکند؛ اهدافی که از دیگر روی، گرفتن [[انتقام]] [[مظلومیت اهل بیت]] و [[مکتب]] و راه آنان است. آن حضرت اولین [[هدف]] کلی خود را اقامه [[توحید]] اعلام میکند؛ توحید خالصی که [[انبیا]]{{عم}} برای نیل به آن [[مبعوث]] شده و [[کتابهای آسمانی]] نازل گشته است. و چنین هدفی تنها از راه [[عبادت]] [[خداوند تبارک و تعالی]] و [[پیروی از پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} و از طریق [[زنده کردن]] آنچه [[قرآن]] زندهاش داشته و [[میراندن]] آنچه قرآن نابودش ساخته که همان [[بدعتها]]، [[شرک]] و عبودیتهای بیاساس است میسر میگردد. پس [[دعوت]] [[امام زمان]]{{ع}} همان دعوت به [[خداوند]] عز و جل و توحید و دعوت به [[پیامبر خدا]]{{صل}} و عمل به [[سنت]] او که متصل به خداست، میباشد. | در [[خطبه]] دوم که [[حضرت مهدی]]{{ع}} پس از [[نماز عشا]] ایراد میفرمایند به بیان اهداف کلی [[قیام]] خود میپردازد؛ اهدافی که برای رسیدن به آنها از [[مردم]] [[استمداد]] میکند؛ اهدافی که از دیگر روی، گرفتن [[انتقام]] [[مظلومیت اهل بیت]] و [[مکتب]] و راه آنان است. آن حضرت اولین [[هدف]] کلی خود را اقامه [[توحید]] اعلام میکند؛ توحید خالصی که [[انبیا]]{{عم}} برای نیل به آن [[مبعوث]] شده و [[کتابهای آسمانی]] نازل گشته است. و چنین هدفی تنها از راه [[عبادت]] [[خداوند تبارک و تعالی]] و [[پیروی از پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} و از طریق [[زنده کردن]] آنچه [[قرآن]] زندهاش داشته و [[میراندن]] آنچه قرآن نابودش ساخته که همان [[بدعتها]]، [[شرک]] و عبودیتهای بیاساس است میسر میگردد. پس [[دعوت]] [[امام زمان]]{{ع}} همان دعوت به [[خداوند]] عز و جل و توحید و دعوت به [[پیامبر خدا]]{{صل}} و عمل به [[سنت]] او که متصل به خداست، میباشد. | ||
بنا بر این استمداد آن حضرت از مردم برای گرفتن انتقام [[اهل بیت]] [[نبوت]] به معنی دعوت به هدف آنان و [[همیاری]] در [[پرهیزگاری]] است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | بنا بر این استمداد آن حضرت از مردم برای گرفتن انتقام [[اهل بیت]] [[نبوت]] به معنی دعوت به هدف آنان و [[همیاری]] در [[پرهیزگاری]] است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۸۷.</ref>. | ||
===پاسخ مردم به استمداد آن حضرت و بیعت با او=== | ===پاسخ مردم به استمداد آن حضرت و بیعت با او=== | ||
| خط ۱۴۴: | خط ۱۴۴: | ||
از دسته دیگری از [[احادیث]] استفاده میشود که [[نهضت]] [[زمینهسازان ظهور امام زمان]]، در زمانی که آن حضرت در [[مکه]] هستند از راه دور با آن حضرت بیعت میکنند و سپس بیعت خود را حضوراً تجدید مینمایند<ref>فتن ابن حماد، ۸۳- ۸۴، الحاوی للفتاوی ۲، ۶۷، البرهان، ۱۱۸.</ref>. | از دسته دیگری از [[احادیث]] استفاده میشود که [[نهضت]] [[زمینهسازان ظهور امام زمان]]، در زمانی که آن حضرت در [[مکه]] هستند از راه دور با آن حضرت بیعت میکنند و سپس بیعت خود را حضوراً تجدید مینمایند<ref>فتن ابن حماد، ۸۳- ۸۴، الحاوی للفتاوی ۲، ۶۷، البرهان، ۱۱۸.</ref>. | ||
بعضی از احادیث هم تصریح دارند که [[اصحاب خاص]] آن حضرت یعنی [[سیصد و سیزده نفر]] به صورت [[اعجاز]] یا با [[وسایل نقلیه]] پیشرفته و سریع در مکه حضور پیدا میکنند تا [[ظهور امام]] را دریافته و با آن حضرت بیعت کنند<ref>غیبت نعمانی، ۳۱۵، اثبات الهداة ۳، ۴۵۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | بعضی از احادیث هم تصریح دارند که [[اصحاب خاص]] آن حضرت یعنی [[سیصد و سیزده نفر]] به صورت [[اعجاز]] یا با [[وسایل نقلیه]] پیشرفته و سریع در مکه حضور پیدا میکنند تا [[ظهور امام]] را دریافته و با آن حضرت بیعت کنند<ref>غیبت نعمانی، ۳۱۵، اثبات الهداة ۳، ۴۵۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۸۸.</ref>. | ||
===خروج آن حضرت به سمت کوفه و پاکسازی جبهه داخلی=== | ===خروج آن حضرت به سمت کوفه و پاکسازی جبهه داخلی=== | ||
| خط ۱۵۱: | خط ۱۵۱: | ||
و در شهر [[نجف]]، [[پرچم پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را که در نزد او به [[ودیعت]] نهاده شده است بر میافرازد<ref>تفسیر عیاشی ۱، ۱۰۳، غیبت نعمانی، ۳۰۸، کمال الدین، ۶۷۲.</ref>. و فرشتگانی که در [[جنگ بدر]] به [[یاری]] جدش [[پیامبر]] آمده بودند به یاری او نیز میآیند<ref>تفسیر عیاشی ۱، ۱۹۷، اثبات الهداة ۳، ۵۴۹.</ref>. [[احادیث شریف]] ذکر میکنند که آن حضرت و سپاهیانش در ابتدای حرکت نظامی خود با [[مشکلات]] و سختیهایی رو به رو میشوند<ref>غیبت نعمانی، ۲۹۷.</ref> و جنگهای آن حضرت برای پاکسازی جبهه داخلی هشت ماه و [[نبرد]] کلی آن حضرت بیست سال به طول میانجامد<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۶۹ نسبت به مدت اول، و روایت ابن حماد، ۱۲۷ میگوید: نبردهای آن حضرت بیست سال طول میکشد.</ref>. | و در شهر [[نجف]]، [[پرچم پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} را که در نزد او به [[ودیعت]] نهاده شده است بر میافرازد<ref>تفسیر عیاشی ۱، ۱۰۳، غیبت نعمانی، ۳۰۸، کمال الدین، ۶۷۲.</ref>. و فرشتگانی که در [[جنگ بدر]] به [[یاری]] جدش [[پیامبر]] آمده بودند به یاری او نیز میآیند<ref>تفسیر عیاشی ۱، ۱۹۷، اثبات الهداة ۳، ۵۴۹.</ref>. [[احادیث شریف]] ذکر میکنند که آن حضرت و سپاهیانش در ابتدای حرکت نظامی خود با [[مشکلات]] و سختیهایی رو به رو میشوند<ref>غیبت نعمانی، ۲۹۷.</ref> و جنگهای آن حضرت برای پاکسازی جبهه داخلی هشت ماه و [[نبرد]] کلی آن حضرت بیست سال به طول میانجامد<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۶۹ نسبت به مدت اول، و روایت ابن حماد، ۱۲۷ میگوید: نبردهای آن حضرت بیست سال طول میکشد.</ref>. | ||
نکته مورد توجه این است که مسیر انتخابی آن حضرت{{ع}} همان مسیری است که جدش [[امام حسین]]{{ع}} در [[نهضت]] [[شهادت]] طلبانه خود از [[مکه]] به کوفه [[انتخاب]] کرد. که البته در میان راه از رفتن آن حضرت به آن [[شهر]] جلوگیری به عمل آمد. اما نوادهاش [[حضرت مهدی]]{{ع}} به این شهر وارد شده و اهدافی را که جدش [[سید الشهدا]]{{ع}} دنبال میکرد را برآورده میسازد. | نکته مورد توجه این است که مسیر انتخابی آن حضرت{{ع}} همان مسیری است که جدش [[امام حسین]]{{ع}} در [[نهضت]] [[شهادت]] طلبانه خود از [[مکه]] به کوفه [[انتخاب]] کرد. که البته در میان راه از رفتن آن حضرت به آن [[شهر]] جلوگیری به عمل آمد. اما نوادهاش [[حضرت مهدی]]{{ع}} به این شهر وارد شده و اهدافی را که جدش [[سید الشهدا]]{{ع}} دنبال میکرد را برآورده میسازد. | ||
هنگامی که آن حضرت وارد [[شهر کوفه]] میشود، سه [[پرچم]] را در آن شهر در اهتزاز میبیند<ref>ارشاد، ۳۶۲، غیبت طوسی، ۲۸۰.</ref> آن حضرت [[آشفتگی]] اوضاع آن شهر را با برافراشتن پرچم [[محمدی]] که در نزد آن حضرت به [[ودیعت]] نهاده شده است برطرف کرده یک پرچم در آن شهر برمیافرازد و در نبرد با فرقهای که [[روایات]] [[شریف]] آن را «[[بتریه]]» خواندهاند باقی مانده [[نفاق]] را در آن شهر نابود میسازد<ref>دلائل الامامة، ۲۴۱، غیبت طوسی، ۲۸۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | هنگامی که آن حضرت وارد [[شهر کوفه]] میشود، سه [[پرچم]] را در آن شهر در اهتزاز میبیند<ref>ارشاد، ۳۶۲، غیبت طوسی، ۲۸۰.</ref> آن حضرت [[آشفتگی]] اوضاع آن شهر را با برافراشتن پرچم [[محمدی]] که در نزد آن حضرت به [[ودیعت]] نهاده شده است برطرف کرده یک پرچم در آن شهر برمیافرازد و در نبرد با فرقهای که [[روایات]] [[شریف]] آن را «[[بتریه]]» خواندهاند باقی مانده [[نفاق]] را در آن شهر نابود میسازد<ref>دلائل الامامة، ۲۴۱، غیبت طوسی، ۲۸۳.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۸۹.</ref>. | ||
===وارد شدن آن حضرت به بیت المقدس و نزول حضرت عیسی{{ع}}=== | ===وارد شدن آن حضرت به بیت المقدس و نزول حضرت عیسی{{ع}}=== | ||
بسیاری از روایات تصریح میکنند که حضرت مهدی{{ع}} با [[سپاهیان]] خود وارد بیت المقدس میشوند و این مسأله با رویدادی بس مهم همراه میشود و آن [[نزول]] [[پیامبر خدا]] [[حضرت مسیح]] [[عیسی بن مریم]]{{ع}} است که علاوه بر روایات شریف [[روایت]] شده در کتابهای معتبر [[شیعه]] و [[اهل]] سنت<ref>صحیح بخاری ۴، ۳۰۵، مسلم ۱، ۱۳۶، تاریخ بخاری ۷، ۲۳۳، سنن ابن ماجة ۲، ۱۳۵۷، سننترمذی ۴، ۵۱۲، صحیح بخاری ۳، ۱۰۷، فِتَن ابن حماد، ۱۰۳ وبسیاری دیگر از منابع که از طرق فریقین این امر را روایت کردهاند.</ref>، متون [[انجیل]] نیز مژده بازگشتش را دادهاند. [[احادیث]] ذکر کردهاند که [[نماز جماعت]] صبح برگزار میشود و [[حضرت عیسی]] [[دعوت]] حضرت مهدی{{ع}} را برای [[امامت]] نمیپذیرد و پشت سر آن حضرت [[نماز]] میخواند و در عدم [[پذیرش امامت]] چنین [[استدلال]] میکند که نماز به [[یمن]] [[وجود حضرت مهدی]] برپا و برقرار شده است و برای تأکید بر [[خاتمیت]] [[رسالت محمدی]]، پشت سر آن حضرت به نماز میایستد. این کمک بزرگی به [[انقلاب حضرت مهدی]]{{ع}} میباشد؛ زیرا [[جهان غرب]] که [[اکثریت]] آنها را مسیحیان تشکیل میدهند متوجه این مسأله میشوند. | بسیاری از روایات تصریح میکنند که حضرت مهدی{{ع}} با [[سپاهیان]] خود وارد بیت المقدس میشوند و این مسأله با رویدادی بس مهم همراه میشود و آن [[نزول]] [[پیامبر خدا]] [[حضرت مسیح]] [[عیسی بن مریم]]{{ع}} است که علاوه بر روایات شریف [[روایت]] شده در کتابهای معتبر [[شیعه]] و [[اهل]] سنت<ref>صحیح بخاری ۴، ۳۰۵، مسلم ۱، ۱۳۶، تاریخ بخاری ۷، ۲۳۳، سنن ابن ماجة ۲، ۱۳۵۷، سننترمذی ۴، ۵۱۲، صحیح بخاری ۳، ۱۰۷، فِتَن ابن حماد، ۱۰۳ وبسیاری دیگر از منابع که از طرق فریقین این امر را روایت کردهاند.</ref>، متون [[انجیل]] نیز مژده بازگشتش را دادهاند. [[احادیث]] ذکر کردهاند که [[نماز جماعت]] صبح برگزار میشود و [[حضرت عیسی]] [[دعوت]] حضرت مهدی{{ع}} را برای [[امامت]] نمیپذیرد و پشت سر آن حضرت [[نماز]] میخواند و در عدم [[پذیرش امامت]] چنین [[استدلال]] میکند که نماز به [[یمن]] [[وجود حضرت مهدی]] برپا و برقرار شده است و برای تأکید بر [[خاتمیت]] [[رسالت محمدی]]، پشت سر آن حضرت به نماز میایستد. این کمک بزرگی به [[انقلاب حضرت مهدی]]{{ع}} میباشد؛ زیرا [[جهان غرب]] که [[اکثریت]] آنها را مسیحیان تشکیل میدهند متوجه این مسأله میشوند. | ||
البته اینطور بر میآید که وارد شدن حضرت مهدی به [[سرزمین]] [[قدس]] باید بعد از [[آزاد]] شدن آن از [[فساد]] [[یهود]] و برچیده شدن [[حاکمیت]] آنان از آن منطقه باشد؛ لذا میتوان گفت که ممکن است دخول آن حضرت به آن سرزمین پس از پاکسازی [[جبهه]] داخلی و به عنوان مقدمهای برای [[رویارویی با دشمنان]] خارجی [[اسلام]] یا به تعبیر روایات: [[روم]]، و فتح کل [[زمین]] باشد. و شاید از همین موضوع بتوان سر اینکه [[حضرت عیسی]]{{ع}} در این [[وقت]] و همزمان با دخول حضرت مهدی{{ع}} به [[بیت المقدس]] نازل میشود دریافت.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | البته اینطور بر میآید که وارد شدن حضرت مهدی به [[سرزمین]] [[قدس]] باید بعد از [[آزاد]] شدن آن از [[فساد]] [[یهود]] و برچیده شدن [[حاکمیت]] آنان از آن منطقه باشد؛ لذا میتوان گفت که ممکن است دخول آن حضرت به آن سرزمین پس از پاکسازی [[جبهه]] داخلی و به عنوان مقدمهای برای [[رویارویی با دشمنان]] خارجی [[اسلام]] یا به تعبیر روایات: [[روم]]، و فتح کل [[زمین]] باشد. و شاید از همین موضوع بتوان سر اینکه [[حضرت عیسی]]{{ع}} در این [[وقت]] و همزمان با دخول حضرت مهدی{{ع}} به [[بیت المقدس]] نازل میشود دریافت.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۰.</ref>. | ||
===کشته شدن دجال و پایان حاکمیت تمدنهای مادی=== | ===کشته شدن دجال و پایان حاکمیت تمدنهای مادی=== | ||
بیشتر روایاتی که در باره [[نزول حضرت عیسی]]{{ع}} سخن گفتهاند این نکته را متذکر شدهاند که آن حضرت صلیبها را میشکند و [[مسیحیان]] از [[اعتقاد]] به خدایی او دست برمیدارند<ref>سیوطی، الدر المنثور ۲، ۳۵۰.</ref> سپس دَجال به دست حضرت عیسی یا با کمک او به [[دست حضرت مهدی]]{{عم}} کشته میشود؛ کسی که سمبل تمدنهای مادیاست. | بیشتر روایاتی که در باره [[نزول حضرت عیسی]]{{ع}} سخن گفتهاند این نکته را متذکر شدهاند که آن حضرت صلیبها را میشکند و [[مسیحیان]] از [[اعتقاد]] به خدایی او دست برمیدارند<ref>سیوطی، الدر المنثور ۲، ۳۵۰.</ref> سپس دَجال به دست حضرت عیسی یا با کمک او به [[دست حضرت مهدی]]{{عم}} کشته میشود؛ کسی که سمبل تمدنهای مادیاست. | ||
با بازگشتن مسیحیان از اعتقاد به خدایی حضرت عیسی{{ع}} و [[مشاهده]] [[همکاری]] [[پیامبر]] خود با حضرت مهدی{{ع}} که آخرین پیشوای اسلام است راهِ گرویدن آنها که بیشترین نسبت ساکنان زمین را تشکیل میدهند به [[دین اسلام]] هموار میشود و در نتیجه مأموریتهای مهم [[قتل دجال]]، نابودی تمدنهای طاغوتی، فتح زمین، اقامه [[دولت عدل جهانی]] اسلام، آغاز عملیات سازنده و [[اصلاحی]] و محقق شدن [[اهداف پیامبران]]{{عم}} بدین وسیله میسر میگردد. | با بازگشتن مسیحیان از اعتقاد به خدایی حضرت عیسی{{ع}} و [[مشاهده]] [[همکاری]] [[پیامبر]] خود با حضرت مهدی{{ع}} که آخرین پیشوای اسلام است راهِ گرویدن آنها که بیشترین نسبت ساکنان زمین را تشکیل میدهند به [[دین اسلام]] هموار میشود و در نتیجه مأموریتهای مهم [[قتل دجال]]، نابودی تمدنهای طاغوتی، فتح زمین، اقامه [[دولت عدل جهانی]] اسلام، آغاز عملیات سازنده و [[اصلاحی]] و محقق شدن [[اهداف پیامبران]]{{عم}} بدین وسیله میسر میگردد. | ||
این مختصری از بیان سرفصلهای اصلی بود که [[حرکت حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] آنها را به انجام میرساند و هر کدام از آنها دارای شرح و تفصیل زیادی است که اینجا مجال بیان آنها نیست. به همین جهت با [[رعایت]] همان اختصار به بحث از [[سیره]] و روش آن حضرت پس از ظهور در بارزترین عرصهها و سپس به بیان ویژگیهای عصر آن حضرت میپردازیم.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | این مختصری از بیان سرفصلهای اصلی بود که [[حرکت حضرت مهدی]]{{ع}} [[پس از ظهور]] آنها را به انجام میرساند و هر کدام از آنها دارای شرح و تفصیل زیادی است که اینجا مجال بیان آنها نیست. به همین جهت با [[رعایت]] همان اختصار به بحث از [[سیره]] و روش آن حضرت پس از ظهور در بارزترین عرصهها و سپس به بیان ویژگیهای عصر آن حضرت میپردازیم.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۱.</ref>. | ||
===سیره مهدی{{ع}} سیره رسول الله{{صل}}=== | ===سیره مهدی{{ع}} سیره رسول الله{{صل}}=== | ||
| خط ۱۶۷: | خط ۱۶۷: | ||
من در میان دو [[جاهلیت]] [[مبعوث]] شدم که آخرینشان بدتر از اولین آنها است.<ref>امالی شجری ۲، ۷۷.</ref> و بسیاری از مظاهر جاهلیت دوم که بدترین است را برای [[امت]] خود بیان فرمود. | من در میان دو [[جاهلیت]] [[مبعوث]] شدم که آخرینشان بدتر از اولین آنها است.<ref>امالی شجری ۲، ۷۷.</ref> و بسیاری از مظاهر جاهلیت دوم که بدترین است را برای [[امت]] خود بیان فرمود. | ||
مهدی{{ع}} نیز: همان کاری را میکند که رسول خدا{{صل}} انجام داد، وی چنانکه که رسول خدا{{صل}} آنچه قبل از او بود ویران کرد. آنچه قبل از او است ویران میکند و [[اسلامی]] جدید را از ابتدا بنیاد مینهد.<ref>غیبت نعمانی، ۲۳۲، مقدسی شافعی، عقد الدرر، ۲۲۷، تهذیب الاحکام ۶، ۱۵۴.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خود نیز بسیار از [[غربت اسلام]] پس از خود، سخن گفته و [[مسلمانان]] این احادیث را از حضرتش نقل کرده اند<ref>مسند احمد ۱، ۱۸۴، صحیح مسلم ۱، ۱۳۰، سنن ابن ماجة ۲، ۱۳۱۹، ترمذی ۵، ۱۸.</ref>. | مهدی{{ع}} نیز: همان کاری را میکند که رسول خدا{{صل}} انجام داد، وی چنانکه که رسول خدا{{صل}} آنچه قبل از او بود ویران کرد. آنچه قبل از او است ویران میکند و [[اسلامی]] جدید را از ابتدا بنیاد مینهد.<ref>غیبت نعمانی، ۲۳۲، مقدسی شافعی، عقد الدرر، ۲۲۷، تهذیب الاحکام ۶، ۱۵۴.</ref> [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خود نیز بسیار از [[غربت اسلام]] پس از خود، سخن گفته و [[مسلمانان]] این احادیث را از حضرتش نقل کرده اند<ref>مسند احمد ۱، ۱۸۴، صحیح مسلم ۱، ۱۳۰، سنن ابن ماجة ۲، ۱۳۱۹، ترمذی ۵، ۱۸.</ref>. | ||
پس [[حضرت مهدی]]{{ع}} چنانکه جدش جاهلیت اول را نابود کرد، جاهلیت دوم را نابود کرده [[اسلام]] را که دوباره گرد [[غربت]] بر سرو رو گرفته از نو بنا مینهد. اما به دلیل تفاوت شرایط و خصوصیات زمانی میان پیامبر اکرم{{صل}} و حضرت مهدی{{ع}} به ناچار تفاوتهایی میان [[سیره]] آن دو [[بزرگوار]] نیز یافت میشود. و این ویژگیهای زمانی است که این تفاوتها را [[تفسیر]] میکند که بعضی از آنها را در [[سیاستهای نظامی]]، [[قضایی]]، [[اداری]]، [[دینی]] و... آن حضرت میتوان ملاحظه کرد. به همین دلیل تفاوتهایی از این دست نمیتواند به یکی بودن سیره این دو بزرگوار خدشهای وارد کند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | پس [[حضرت مهدی]]{{ع}} چنانکه جدش جاهلیت اول را نابود کرد، جاهلیت دوم را نابود کرده [[اسلام]] را که دوباره گرد [[غربت]] بر سرو رو گرفته از نو بنا مینهد. اما به دلیل تفاوت شرایط و خصوصیات زمانی میان پیامبر اکرم{{صل}} و حضرت مهدی{{ع}} به ناچار تفاوتهایی میان [[سیره]] آن دو [[بزرگوار]] نیز یافت میشود. و این ویژگیهای زمانی است که این تفاوتها را [[تفسیر]] میکند که بعضی از آنها را در [[سیاستهای نظامی]]، [[قضایی]]، [[اداری]]، [[دینی]] و... آن حضرت میتوان ملاحظه کرد. به همین دلیل تفاوتهایی از این دست نمیتواند به یکی بودن سیره این دو بزرگوار خدشهای وارد کند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۲.</ref>. | ||
===احیای سنت و آثار پیامبر {{صل}}=== | ===احیای سنت و آثار پیامبر {{صل}}=== | ||
[[حرکت]] مصلحانه بزرگ حضرت مهدی{{ع}} بر اساس [[احیای سنت محمدی]] و اقامه آن، که قوام همه [[ارزشهای اسلامی]] به آن میباشد [[استوار]] است. پیامبر اکرم{{صل}} نیز فرمودهاند: مردی از [[عترت]] من برای [[سنت]] من [[مبارزه]] میکند چنانکه من برای [[وحی]] مبارزه کردم.<ref>ابن حماد، فتن، ۱۰۲، ابن حجر، القول المختصر، ۷، متقی، برهان، ۹۵.</ref> و او کاملًا پا جای پای من میگذارد.<ref>القول المختصر، ۱۰، ابن عربی، الفتوحات المکیة ۳، ۳۳۲.</ref> و اومردی از من است، نامش نام من بوده، و [[خداوند]] مرا در او [[حفظ]] میکند و او به سنت من عمل میکند.<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۹۸.</ref> | [[حرکت]] مصلحانه بزرگ حضرت مهدی{{ع}} بر اساس [[احیای سنت محمدی]] و اقامه آن، که قوام همه [[ارزشهای اسلامی]] به آن میباشد [[استوار]] است. پیامبر اکرم{{صل}} نیز فرمودهاند: مردی از [[عترت]] من برای [[سنت]] من [[مبارزه]] میکند چنانکه من برای [[وحی]] مبارزه کردم.<ref>ابن حماد، فتن، ۱۰۲، ابن حجر، القول المختصر، ۷، متقی، برهان، ۹۵.</ref> و او کاملًا پا جای پای من میگذارد.<ref>القول المختصر، ۱۰، ابن عربی، الفتوحات المکیة ۳، ۳۳۲.</ref> و اومردی از من است، نامش نام من بوده، و [[خداوند]] مرا در او [[حفظ]] میکند و او به سنت من عمل میکند.<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۹۸.</ref> | ||
پس او آثار پیامبر را آشکار میکند.<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۵۴.</ref> وی [[مردمان]] را به سنة [[رسول الله]]{{صل}} فرا میخواند. پس او [[تجدید کننده]] آن است همانگونه که مجدد اسلام است و آنچه از آن پوشیده یا پوشانیده شده است را آشکار میسازد. وی «[[مهدی]]» نامیده شده است زیرا [[مردم]] را به «امری پنهان مانده که [[اکثریت]] مردم [[جامعه]] از آن [[غافل]] ماندهاند» [[هدایت]] میکند<ref>سنن دارمی، ۱۰۱، فتن ابن حماد، ۹۸، عقد الدرر، ۴۰، اثبات الهداة ۳، ۵۲۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | پس او آثار پیامبر را آشکار میکند.<ref>اثبات الهداة ۳، ۴۵۴.</ref> وی [[مردمان]] را به سنة [[رسول الله]]{{صل}} فرا میخواند. پس او [[تجدید کننده]] آن است همانگونه که مجدد اسلام است و آنچه از آن پوشیده یا پوشانیده شده است را آشکار میسازد. وی «[[مهدی]]» نامیده شده است زیرا [[مردم]] را به «امری پنهان مانده که [[اکثریت]] مردم [[جامعه]] از آن [[غافل]] ماندهاند» [[هدایت]] میکند<ref>سنن دارمی، ۱۰۱، فتن ابن حماد، ۹۸، عقد الدرر، ۴۰، اثبات الهداة ۳، ۵۲۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۳.</ref>. | ||
===سختگیری آن حضرت با خود و نرمخویی او با امت=== | ===سختگیری آن حضرت با خود و نرمخویی او با امت=== | ||
[[سیره حضرت مهدی]]{{ع}} در باره خود و امتش دقیقاً تجسم عینی [[حاکم]] نمونه [[اسلامی]] است که [[حکومت]] برای او تنها وسیلهای برای [[خدمت به مردم]] و هدایت آنان است نه منبعی برای کسب درآمدهای کلان، [[ستمگری]]، [[سوء استفاده]] از [[اموال عمومی]] و به [[بردگی]] کشیدن مردم. آن [[بزرگوار]] تصویر همان حاکمی را [[احیا]] میکند که پیش از او دو جد گرامیش یعنی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و جانشینش [[حضرت علی]]{{ع}} آن را به بهترین شکل پیاده کردهاند. | [[سیره حضرت مهدی]]{{ع}} در باره خود و امتش دقیقاً تجسم عینی [[حاکم]] نمونه [[اسلامی]] است که [[حکومت]] برای او تنها وسیلهای برای [[خدمت به مردم]] و هدایت آنان است نه منبعی برای کسب درآمدهای کلان، [[ستمگری]]، [[سوء استفاده]] از [[اموال عمومی]] و به [[بردگی]] کشیدن مردم. آن [[بزرگوار]] تصویر همان حاکمی را [[احیا]] میکند که پیش از او دو جد گرامیش یعنی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و جانشینش [[حضرت علی]]{{ع}} آن را به بهترین شکل پیاده کردهاند. | ||
[[سیره]] آن حضرت نسبت به خود این گونه است: لباسش جز [[لباس خشن]] و خوراکش جز نان جو خشک و خالی نیست.<ref>ر.ک: کافی ۱، ۴۱۱، اثبات الهداة ۳، ۵۱۵.</ref> و او کسی است که از [[خداوند]] میترسد، سنگی بر سنگ نمیگذارد و جز برای اقامه [[حد الهی]] در حکومتش تازیانهای بر کسی نواخته نمیگردد<ref>ملاحم ابن طاووس: ۱۳۲.</ref> اما با [[امت]] خود [[رئوف]] و [[مهربان]] است و او را به این صفت خواندهاند که: گویا [[فقیران]] را از [[اموال]] و [[عطایا]] [[بینیاز]] میکند<ref>فتن ابن حماد، ۹۸، عقد الدرر، ۲۲۷.</ref>، وی دارای [[سعه صدر]] بسیار بوده امت او را [[پناهگاه]] و [[ناجی]] خود میدانند و چون زنبورهای عسل که به [[ملکه]] خود پناه میبرند بدو [[پناهنده]] میشوند.<ref>ابن حماد، ۹۹، سیوطی، الحاوی ۲، ۷۷.</ref> یا همچون زنبورهایی که به [[خانه]] خود پناه میبرند<ref>متقی هندی، برهان، ۷۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | [[سیره]] آن حضرت نسبت به خود این گونه است: لباسش جز [[لباس خشن]] و خوراکش جز نان جو خشک و خالی نیست.<ref>ر.ک: کافی ۱، ۴۱۱، اثبات الهداة ۳، ۵۱۵.</ref> و او کسی است که از [[خداوند]] میترسد، سنگی بر سنگ نمیگذارد و جز برای اقامه [[حد الهی]] در حکومتش تازیانهای بر کسی نواخته نمیگردد<ref>ملاحم ابن طاووس: ۱۳۲.</ref> اما با [[امت]] خود [[رئوف]] و [[مهربان]] است و او را به این صفت خواندهاند که: گویا [[فقیران]] را از [[اموال]] و [[عطایا]] [[بینیاز]] میکند<ref>فتن ابن حماد، ۹۸، عقد الدرر، ۲۲۷.</ref>، وی دارای [[سعه صدر]] بسیار بوده امت او را [[پناهگاه]] و [[ناجی]] خود میدانند و چون زنبورهای عسل که به [[ملکه]] خود پناه میبرند بدو [[پناهنده]] میشوند.<ref>ابن حماد، ۹۹، سیوطی، الحاوی ۲، ۷۷.</ref> یا همچون زنبورهایی که به [[خانه]] خود پناه میبرند<ref>متقی هندی، برهان، ۷۸.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۴.</ref>. | ||
===سیره قضایی=== | ===سیره قضایی=== | ||
| خط ۱۸۱: | خط ۱۸۱: | ||
دستهای از [[احادیث شریف]] نیز ذکر کردهاند که آن حضرت{{ع}} همچون [[حضرت داوود]] و [[حضرت سلیمان]] بدون [[احتجاج]] به [[بینه]] ([[شهادت]] [[شهود]]) بر مبنای [[علم لدنی]] [[حکم]] میکند<ref>کافی ۱، ۳۹۷، اثبات الهداة ۳، ۴۴۷.</ref>، و شاید این امر برخاسته از مأموریت آن حضرت در بر قرار کردن عدالت [[واقعی]] - نه عدالت ظاهری - باشد؛ زیرا با اقامه بینه (شهود) عدالت ظاهری برقرار میشود، اگرچه در متن واقع مخالف عدالت واقعی باشد. و این حقیقتی شناخته شده است که [[تاریخ اسلام]] و [[تاریخ]] بشری بهترین [[شاهد]] آن است چه بسا که در اثر [[التزام]] به همین بینههای ظاهری [[عدالت حقیقی]] پوشیده مانده است. و فقط عدالت ظاهری استقرار یافته است. | دستهای از [[احادیث شریف]] نیز ذکر کردهاند که آن حضرت{{ع}} همچون [[حضرت داوود]] و [[حضرت سلیمان]] بدون [[احتجاج]] به [[بینه]] ([[شهادت]] [[شهود]]) بر مبنای [[علم لدنی]] [[حکم]] میکند<ref>کافی ۱، ۳۹۷، اثبات الهداة ۳، ۴۴۷.</ref>، و شاید این امر برخاسته از مأموریت آن حضرت در بر قرار کردن عدالت [[واقعی]] - نه عدالت ظاهری - باشد؛ زیرا با اقامه بینه (شهود) عدالت ظاهری برقرار میشود، اگرچه در متن واقع مخالف عدالت واقعی باشد. و این حقیقتی شناخته شده است که [[تاریخ اسلام]] و [[تاریخ]] بشری بهترین [[شاهد]] آن است چه بسا که در اثر [[التزام]] به همین بینههای ظاهری [[عدالت حقیقی]] پوشیده مانده است. و فقط عدالت ظاهری استقرار یافته است. | ||
در هر صورت این هم از ویژگیهای دوران [[مهدی موعود]] بوده و با سایر اوضاع کلی آن دوران هماهنگ است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | در هر صورت این هم از ویژگیهای دوران [[مهدی موعود]] بوده و با سایر اوضاع کلی آن دوران هماهنگ است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۵.</ref>. | ||
===سیره آن حضرت در برابر ادیان و مذاهب=== | ===سیره آن حضرت در برابر ادیان و مذاهب=== | ||
| خط ۱۸۷: | خط ۱۸۷: | ||
از بعضی از [[روایات]] استفاده میشود که آن حضرت [[تورات]] و [[انجیل]] [[تحریف]] نشده را از غاری در [[انطاکیه]] بیرون میآورد و با آنها با [[یهود]] و [[نصاری]] به بحث و [[محاجه]] میپردازد. آن حضرت همچنین [[زیور]] آلات [[بیت المقدس]] و [[مائده]] سلیمان را بیرون آورده و به بیت المقدس بازمیگرداند<ref>ابن حماد، ۹۸، سنن دانی، ۱۰۱، سیوطی، الحاوی ۲، ۷۵، سفارینی، لوائح ۲، ۲، تاریخ بغداد ۹، ۴۷۱، عقد الدرر، ۱۴۱.</ref> و در این کار [[حضرت عیسی]]{{ع}} با آن حضرت [[همکاری]] مینماید؛ همو که: به [[حضرت مهدی]] بر [[مسیحیان]] [[روم]] و [[چین]] [[احتجاج]] میکند<ref>غیبت نعمانی، ۱۴۶.</ref> آنجا که فرستادگانی از یهود و نصاری پس از [[نزول]] آن حضرت به نزدش میروند و ادعا میکنند که از [[اصحاب]] و [[یاران]] او هستند اما حضرت عیسی{{ع}} آنها را از خود رانده و تصریح میکند که اصحاب و [[یاوران]] او [[مسلمانان]] هستند و به جمع [[یاران مهدی]]{{ع}} میپیوندد<ref>تاریخ بخاری ۷، ۲۳۳، مسلم ۴، ۲۲۵۳، ابن ماجة ۲، ۱۳۵۷، ترمذی ۴، ۵۱۲.</ref> همین امر باعث میشود که مسیحیان از [[اعتقاد]] به خدایی او بازگردند. حضرت عیسی ب ه [[سفر حج]] نیز میرود و پس از [[مرگ]] در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} به خاک سپرده میشود<ref>تاریخ بخاری ۱، ۲۶۳، ترمذی ۵، ۵۸۸.</ref>. | از بعضی از [[روایات]] استفاده میشود که آن حضرت [[تورات]] و [[انجیل]] [[تحریف]] نشده را از غاری در [[انطاکیه]] بیرون میآورد و با آنها با [[یهود]] و [[نصاری]] به بحث و [[محاجه]] میپردازد. آن حضرت همچنین [[زیور]] آلات [[بیت المقدس]] و [[مائده]] سلیمان را بیرون آورده و به بیت المقدس بازمیگرداند<ref>ابن حماد، ۹۸، سنن دانی، ۱۰۱، سیوطی، الحاوی ۲، ۷۵، سفارینی، لوائح ۲، ۲، تاریخ بغداد ۹، ۴۷۱، عقد الدرر، ۱۴۱.</ref> و در این کار [[حضرت عیسی]]{{ع}} با آن حضرت [[همکاری]] مینماید؛ همو که: به [[حضرت مهدی]] بر [[مسیحیان]] [[روم]] و [[چین]] [[احتجاج]] میکند<ref>غیبت نعمانی، ۱۴۶.</ref> آنجا که فرستادگانی از یهود و نصاری پس از [[نزول]] آن حضرت به نزدش میروند و ادعا میکنند که از [[اصحاب]] و [[یاران]] او هستند اما حضرت عیسی{{ع}} آنها را از خود رانده و تصریح میکند که اصحاب و [[یاوران]] او [[مسلمانان]] هستند و به جمع [[یاران مهدی]]{{ع}} میپیوندد<ref>تاریخ بخاری ۷، ۲۳۳، مسلم ۴، ۲۲۵۳، ابن ماجة ۲، ۱۳۵۷، ترمذی ۴، ۵۱۲.</ref> همین امر باعث میشود که مسیحیان از [[اعتقاد]] به خدایی او بازگردند. حضرت عیسی ب ه [[سفر حج]] نیز میرود و پس از [[مرگ]] در کنار [[رسول خدا]]{{صل}} به خاک سپرده میشود<ref>تاریخ بخاری ۱، ۲۶۳، ترمذی ۵، ۵۸۸.</ref>. | ||
بعضی از [[روایات]] نیز آوردهاند که حضرت مهدی{{ع}} [[تورات اصلی]] را از از کوههایی در [[شام]] بیرون میآورد و به وسیله آن با [[یهودیان]] احتجاج میکند و گروه کثیری از آنان [[اسلام]] میآورند<ref>ابن حماد، ۹۸، قندوزی، ینابیع المودة ۳، ۳۴۴.</ref> سپس [[تابوت سکینه]] را از دریاچه [[طبرستان]] بیرون میآورد و آن را در مقابل خود در بیت المقدس قرار میدهد و با این کار اکثر یهودیان اسلام آورده جز تعداد اندکی بر [[عناد]] و [[لجاجت]] باقی نمیمانند<ref>ابن حماد، ۹۹- ۱۰۰، عقد الدرر، ۱۴۷، القول المختصر، ۲۴.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | بعضی از [[روایات]] نیز آوردهاند که حضرت مهدی{{ع}} [[تورات اصلی]] را از از کوههایی در [[شام]] بیرون میآورد و به وسیله آن با [[یهودیان]] احتجاج میکند و گروه کثیری از آنان [[اسلام]] میآورند<ref>ابن حماد، ۹۸، قندوزی، ینابیع المودة ۳، ۳۴۴.</ref> سپس [[تابوت سکینه]] را از دریاچه [[طبرستان]] بیرون میآورد و آن را در مقابل خود در بیت المقدس قرار میدهد و با این کار اکثر یهودیان اسلام آورده جز تعداد اندکی بر [[عناد]] و [[لجاجت]] باقی نمیمانند<ref>ابن حماد، ۹۹- ۱۰۰، عقد الدرر، ۱۴۷، القول المختصر، ۲۴.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۶.</ref>. | ||
===نبرد با بدعتها و نفی تحریف غالیان و باطل پویان=== | ===نبرد با بدعتها و نفی تحریف غالیان و باطل پویان=== | ||
حضرت مهدی{{ع}} به صورت کامل، هرگونه تحریفی را از دامان [[دین]] میزداید و تمام بدعتهاییرا که مسلمانان از قرنهای دوری از [[ثقلین]] و [[سنت]] [[ناب]] [[نبوی]] و تعطیل این سرمایههای گرانبها به [[میراث]] بردهاند زایل مینماید. [[هدف]] از ظهور آن [[بزرگوار]] این است: تا [[خداوند]] هر بدعتی را به واسطه او محو نموده و هر فتنهای را به دست او بمیراند، خداوند به وسیله او دروازه هر خوبی را میگشاید و در هر [[بدی]] را میبندد<ref>ملاحم سید ابن طاووس، ۳۲.</ref>. | حضرت مهدی{{ع}} به صورت کامل، هرگونه تحریفی را از دامان [[دین]] میزداید و تمام بدعتهاییرا که مسلمانان از قرنهای دوری از [[ثقلین]] و [[سنت]] [[ناب]] [[نبوی]] و تعطیل این سرمایههای گرانبها به [[میراث]] بردهاند زایل مینماید. [[هدف]] از ظهور آن [[بزرگوار]] این است: تا [[خداوند]] هر بدعتی را به واسطه او محو نموده و هر فتنهای را به دست او بمیراند، خداوند به وسیله او دروازه هر خوبی را میگشاید و در هر [[بدی]] را میبندد<ref>ملاحم سید ابن طاووس، ۳۲.</ref>. | ||
این اولین کاری است که آن حضرت به انجام میرساند [[احادیث شریف]] به عنوان یکی از مصادیق این امر به ویران کردن مقصورههایی که [[بنی امیه]] [[بدعت]] ساختن آنها را در [[مساجد]] باب کردند تا [[امام]] را از مأمومین جدا کنند اشاره دارند<ref>اثبات الهداة ۳، ۵۰۶.</ref>، آن حضرت همچنین [[مقام ابراهیم]] را به جای اصلی آن باز میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۵۲۷.</ref> و هر بدعتی را که در طول سالها در مساجد ایجاد شده از آنها زایل نموده، مساجد را به سنت [[اسلامی]] اول و روش [[محمدی]] باز میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۵۱۶- ۵۱۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | این اولین کاری است که آن حضرت به انجام میرساند [[احادیث شریف]] به عنوان یکی از مصادیق این امر به ویران کردن مقصورههایی که [[بنی امیه]] [[بدعت]] ساختن آنها را در [[مساجد]] باب کردند تا [[امام]] را از مأمومین جدا کنند اشاره دارند<ref>اثبات الهداة ۳، ۵۰۶.</ref>، آن حضرت همچنین [[مقام ابراهیم]] را به جای اصلی آن باز میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۵۲۷.</ref> و هر بدعتی را که در طول سالها در مساجد ایجاد شده از آنها زایل نموده، مساجد را به سنت [[اسلامی]] اول و روش [[محمدی]] باز میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۵۱۶- ۵۱۷.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۷.</ref>. | ||
===سیره اداری=== | ===سیره اداری=== | ||
حضرت مهدی{{ع}} برای اداره [[امور حکومتی]] مناطق مختلف [[زمین]] والیانی از بهترین و برگزیدهترین [[یاران]] خود برمیگزیند؛ کسانی که آراسته به بالاترین سطح [[لیاقت]] یک [[والی]] اسلامی میباشند؛ صفاتی چون [[دانش]]، [[فقه]]، [[شجاعت]]، [[پاکی]] و اخلاص<ref>اثبات الهداة، ۳، ۴۹۴.</ref>، در عین حال آن حضرت دائماً کارهای آنان و روش پرداختن آنان به مأموریتهایشان را مورد بررسی و پیگیری قرار داده و آنها را به شدت مورد [[محاسبه]] قرار میدهد: از نشانههای [[مهدی]] این است که بر مأمورین [[حکومتی]] سختگیر، از نظر [[مالی]] [[بخشنده]] و بر بینوایان [[مهربان]] است<ref>مسند ابن ابی شیبة ۱۵، ۱۹۹، سنن دارمی، ۱۰۱، حاوی سیوطی ۲، ۷۷.</ref> در دوران آن حضرت: به [[نیکوکاری]] [[نیکوکاران]] افزوده شده و [[توبه]] [[بدکاران]] پذیرفته میگردد.<ref>مسند ابن ابی شیبة ۱۵، ۱۹۹، سنن دارمی، ۱۰۱، حاوی سیوطی ۲، ۷۷.</ref> آن حضرت با کسانی که [[دین]] و [[مقدسات اسلامی]] را وسیله کسب در آمد خود ساخته و در راه [[گمراهی]] [[مردم]] تلاش میکنند شدیداً برخورد کرده آنان را از این کار باز میدارد. به همین سبب، از جمله کارهایی که آن حضرت از ابتدا به آن مبادرت مینماید کوتاه کردن دست متولیان رسمی [[کعبه]] است؛ وی آنانرا در نزد مردم [[رسوا]] میکند تا [[فریب]] آنان را نخورند؛ چراکه آنان دزدان [[خدا]] هستند<ref>إثبات الهداة ۳، ۴۴۹، ۴۵۵.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | حضرت مهدی{{ع}} برای اداره [[امور حکومتی]] مناطق مختلف [[زمین]] والیانی از بهترین و برگزیدهترین [[یاران]] خود برمیگزیند؛ کسانی که آراسته به بالاترین سطح [[لیاقت]] یک [[والی]] اسلامی میباشند؛ صفاتی چون [[دانش]]، [[فقه]]، [[شجاعت]]، [[پاکی]] و اخلاص<ref>اثبات الهداة، ۳، ۴۹۴.</ref>، در عین حال آن حضرت دائماً کارهای آنان و روش پرداختن آنان به مأموریتهایشان را مورد بررسی و پیگیری قرار داده و آنها را به شدت مورد [[محاسبه]] قرار میدهد: از نشانههای [[مهدی]] این است که بر مأمورین [[حکومتی]] سختگیر، از نظر [[مالی]] [[بخشنده]] و بر بینوایان [[مهربان]] است<ref>مسند ابن ابی شیبة ۱۵، ۱۹۹، سنن دارمی، ۱۰۱، حاوی سیوطی ۲، ۷۷.</ref> در دوران آن حضرت: به [[نیکوکاری]] [[نیکوکاران]] افزوده شده و [[توبه]] [[بدکاران]] پذیرفته میگردد.<ref>مسند ابن ابی شیبة ۱۵، ۱۹۹، سنن دارمی، ۱۰۱، حاوی سیوطی ۲، ۷۷.</ref> آن حضرت با کسانی که [[دین]] و [[مقدسات اسلامی]] را وسیله کسب در آمد خود ساخته و در راه [[گمراهی]] [[مردم]] تلاش میکنند شدیداً برخورد کرده آنان را از این کار باز میدارد. به همین سبب، از جمله کارهایی که آن حضرت از ابتدا به آن مبادرت مینماید کوتاه کردن دست متولیان رسمی [[کعبه]] است؛ وی آنانرا در نزد مردم [[رسوا]] میکند تا [[فریب]] آنان را نخورند؛ چراکه آنان دزدان [[خدا]] هستند<ref>إثبات الهداة ۳، ۴۴۹، ۴۵۵.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۸.</ref>. | ||
===سیره جهادی=== | ===سیره جهادی=== | ||
| خط ۲۰۰: | خط ۲۰۰: | ||
مضافاً به اینکه بنا به تصریح [[احادیث شریف]] حضرت [[مهدی منتظر]]{{ع}} همواره به [[سیره]] و روش جد [[بزرگوار]] خود [[پیامبر اکرم]] و [[وصی]] او [[حضرت امام علی]]{{عم}} عمل میکند پس تا [[ایمان]] و [[دین حق]] را بر آنان عرضه نکند و با دلایلی که در نزد خود آنها مورد قبول باشد با آنان به [[محاجه]] نپردازد شروع به [[جنگ]] نخواهد کرد<ref>کافی ۸، ۲۲۷ و به نقل از آن، اثبات الهداة ۳، ۴۵۰.</ref> که در جریان بیرون آوردن [[تورات]] و [[انجیل]] توسط آن حضرت اشارهای بدان داشتیم و این قضیه مهم دیگری در رابطه با سیره جهادی آن حضرت است. | مضافاً به اینکه بنا به تصریح [[احادیث شریف]] حضرت [[مهدی منتظر]]{{ع}} همواره به [[سیره]] و روش جد [[بزرگوار]] خود [[پیامبر اکرم]] و [[وصی]] او [[حضرت امام علی]]{{عم}} عمل میکند پس تا [[ایمان]] و [[دین حق]] را بر آنان عرضه نکند و با دلایلی که در نزد خود آنها مورد قبول باشد با آنان به [[محاجه]] نپردازد شروع به [[جنگ]] نخواهد کرد<ref>کافی ۸، ۲۲۷ و به نقل از آن، اثبات الهداة ۳، ۴۵۰.</ref> که در جریان بیرون آوردن [[تورات]] و [[انجیل]] توسط آن حضرت اشارهای بدان داشتیم و این قضیه مهم دیگری در رابطه با سیره جهادی آن حضرت است. | ||
از [[روایات]] استفاده میشود که از جمله سیره جهادی آن حضرت پاکسازی [[جبهه]] داخلی؛ یعنی جبهه [[جهان اسلام]] از جریانات [[منحرف]] و [[محارب]] است که پیش از [[نبرد]] با قوای خارجی آغاز میشود، آن حضرت [[شورش]] [[سفیانی]] را نابود میکند و [[نفوذ]] [[بتریه]] و متأوله [[نادان]] و [[نواصب]] [[گمراه کننده]] معاند را از بین میبرد<ref>ارشاد ۲، ۳۸۴ و به نقل از آن، بحار الانوار ۵۲، ۳۸۶ و به نقل از آن، اثبات الهداة ۳، ۵۴۴.</ref> و برای همین منظور قبل از اینکه برای [[جنگ با یهودیان]] [[روم]] و قتل [[دجال]] و فتح کل [[زمین]] اقدامی انجام بدهد، [[آتش بس]] موقت با روم برقرار میکند. و قبل از اینکه به پاکسازی جبهه داخلی بپردازد به تنظیم صفوف [[سپاه]] خود پرداخته، [[فرماندهان]] لایق نظامی را تعیین کرده برای هرکدام [[پرچم]] خاصی معین مینماید. [[ناراحتیها]] و سستیها را از [[یاران]] خود رانده، دلهایشان را [[قوی]] و سرشار از ایمان به [[حق]] میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۷۱.</ref>؛ حقی که در راه آن [[مبارزه]] میکنند و نیز آنان را مورد [[آزمایش]] قرار داده خوب و بدشان را از هم متمایز مینماید<ref>کافی ۸، ۱۶۷، کمال الدین، ۶۷۲.</ref>، تا برای انجام [[مأموریت]] [[اصلاحی]] بزرگش دارای سپاهی [[عقیدتی]]، قوی و منسجم باشد که دارای [[استعداد]] و [[لیاقت]] نظامی مطلوب و [[روحیه]] قوی لازم نیز باشند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | از [[روایات]] استفاده میشود که از جمله سیره جهادی آن حضرت پاکسازی [[جبهه]] داخلی؛ یعنی جبهه [[جهان اسلام]] از جریانات [[منحرف]] و [[محارب]] است که پیش از [[نبرد]] با قوای خارجی آغاز میشود، آن حضرت [[شورش]] [[سفیانی]] را نابود میکند و [[نفوذ]] [[بتریه]] و متأوله [[نادان]] و [[نواصب]] [[گمراه کننده]] معاند را از بین میبرد<ref>ارشاد ۲، ۳۸۴ و به نقل از آن، بحار الانوار ۵۲، ۳۸۶ و به نقل از آن، اثبات الهداة ۳، ۵۴۴.</ref> و برای همین منظور قبل از اینکه برای [[جنگ با یهودیان]] [[روم]] و قتل [[دجال]] و فتح کل [[زمین]] اقدامی انجام بدهد، [[آتش بس]] موقت با روم برقرار میکند. و قبل از اینکه به پاکسازی جبهه داخلی بپردازد به تنظیم صفوف [[سپاه]] خود پرداخته، [[فرماندهان]] لایق نظامی را تعیین کرده برای هرکدام [[پرچم]] خاصی معین مینماید. [[ناراحتیها]] و سستیها را از [[یاران]] خود رانده، دلهایشان را [[قوی]] و سرشار از ایمان به [[حق]] میگرداند<ref>اثبات الهداة، ۷۱.</ref>؛ حقی که در راه آن [[مبارزه]] میکنند و نیز آنان را مورد [[آزمایش]] قرار داده خوب و بدشان را از هم متمایز مینماید<ref>کافی ۸، ۱۶۷، کمال الدین، ۶۷۲.</ref>، تا برای انجام [[مأموریت]] [[اصلاحی]] بزرگش دارای سپاهی [[عقیدتی]]، قوی و منسجم باشد که دارای [[استعداد]] و [[لیاقت]] نظامی مطلوب و [[روحیه]] قوی لازم نیز باشند.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۲۹۹.</ref>. | ||
===سیره مالی=== | ===سیره مالی=== | ||
| خط ۲۱۰: | خط ۲۱۰: | ||
بسیاری از [[روایات]] در باره سطح بالای پرداخت در زمان آن حضرت سخن گفته و آن را ویژگی دوران آن حضرت دانستهاند به تعبیر روایات آن حضرت: {{متن حدیث|یحثو المال حثواً}}؛ | بسیاری از [[روایات]] در باره سطح بالای پرداخت در زمان آن حضرت سخن گفته و آن را ویژگی دوران آن حضرت دانستهاند به تعبیر روایات آن حضرت: {{متن حدیث|یحثو المال حثواً}}؛ | ||
[[اموال]] را بر سر [[مردم]] میپاشد.<ref>مسند احمد ۳، ۸۰.</ref> آن حضرت به هر کس از او چیزی بخواهد عطا میکند و این مطلب اگرچه بر [[کرم]] و [[بزرگواری]] آن حضرت و زیادی [[خیرات]] و [[برکات]] در زمان او دلالت دارد، اما از نکته مهم دیگری در [[سیره اقتصادی]] آن حضرت نیز پرده برمیدارد و آن [[بینیاز]] کردن مردم به اندازه کفایت و فراهم کردن [[رفاه اقتصادی]] برای [[زندگی]] آنان است، به گونهای که با [[فراغت]] و [[آسودگی]] [[خیال]] به [[عبادت]] و [[بندگی خدا]] و کارهای مفید و اصلاحگرانه فردی و [[اجتماعی]] پبردازند. | [[اموال]] را بر سر [[مردم]] میپاشد.<ref>مسند احمد ۳، ۸۰.</ref> آن حضرت به هر کس از او چیزی بخواهد عطا میکند و این مطلب اگرچه بر [[کرم]] و [[بزرگواری]] آن حضرت و زیادی [[خیرات]] و [[برکات]] در زمان او دلالت دارد، اما از نکته مهم دیگری در [[سیره اقتصادی]] آن حضرت نیز پرده برمیدارد و آن [[بینیاز]] کردن مردم به اندازه کفایت و فراهم کردن [[رفاه اقتصادی]] برای [[زندگی]] آنان است، به گونهای که با [[فراغت]] و [[آسودگی]] [[خیال]] به [[عبادت]] و [[بندگی خدا]] و کارهای مفید و اصلاحگرانه فردی و [[اجتماعی]] پبردازند. | ||
بنا بر این روشن میشود که [[سیره]] آن حضرت در زمینه [[اقتصاد]] کاملًا مربوط به [[مأموریت]] مصلحانه آن حضرت و برپا کردن جامعهای [[توحیدی]] است که مخلصانه به [[بندگی]] [[خداوند]] بپردازد و [[مسائل مالی]] و [[اقتصادی]] زمینهساز این مهم و بر طرف کننده موانع آن است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | بنا بر این روشن میشود که [[سیره]] آن حضرت در زمینه [[اقتصاد]] کاملًا مربوط به [[مأموریت]] مصلحانه آن حضرت و برپا کردن جامعهای [[توحیدی]] است که مخلصانه به [[بندگی]] [[خداوند]] بپردازد و [[مسائل مالی]] و [[اقتصادی]] زمینهساز این مهم و بر طرف کننده موانع آن است.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۳۰۱.</ref>. | ||
===تصویر کلی دولت مهدوی در متون دینی=== | ===تصویر کلی دولت مهدوی در متون دینی=== | ||
| خط ۲۲۲: | خط ۲۲۲: | ||
(گرو و [[رهن]] از قول [[مسلمان]] برایش اطمینانآورتر باشد) و [[سود]] گرفتن مؤمن از مؤمن رباست.<ref>شیخ صدوق، مَن لا یحضره الفقیه ۳، ۳۱۳، تهذیب الاحکام ۷، ۱۷۸.</ref> در جامعه حاکم میگردد و در آن [[روز]] حتی کارهای [[تجاری]] هم تنها [[عبادت]] [[خالص]] برای [[خداوند]] عز و جل خواهد بود زیرا [[هدف]] از آن تنها [[خدمت به خلق]] خدا است. | (گرو و [[رهن]] از قول [[مسلمان]] برایش اطمینانآورتر باشد) و [[سود]] گرفتن مؤمن از مؤمن رباست.<ref>شیخ صدوق، مَن لا یحضره الفقیه ۳، ۳۱۳، تهذیب الاحکام ۷، ۱۷۸.</ref> در جامعه حاکم میگردد و در آن [[روز]] حتی کارهای [[تجاری]] هم تنها [[عبادت]] [[خالص]] برای [[خداوند]] عز و جل خواهد بود زیرا [[هدف]] از آن تنها [[خدمت به خلق]] خدا است. | ||
[[حضرت امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} ضمن [[حدیثی]] در توصیف کامل دولت جهانی [[حضرت مهدی]]{{ع}} میفرمایند: خداوند او را با فرشتگانش [[یاری]] میکند و یارانش را نگاه میدارد و با [[آیات]] خود یاریش کرده بر [[اهل]] [[زمین]] پیروزش میکند یا از روی [[رغبت]] یا [[اجبار]] به [[دین حق]] بگروند. و زمین را پر از [[عدل و داد]] و [[نور]] و [[برهان]] میکند، طول و عرض [[شهرها]] به [[طاعت]] او در آمده، کافری باقی نمیماند مگر اینکه [[ایمان]] میآورد و فاجری نمیماند مگر اینکه به صلاح میگرود، در [[حکومت]] او درندگان از در [[سازش]] در میآیند، زمین [[برکات]] خود را آشکار نموده [[آسمان]] [[برکت]] خود را نازل میکند، گنجها برایش آشکار میشوند و چهل سال بر کل زمین حکومت میکند پس خوش به حال کسانی که [[زمان]] حکومتش را [[درک]] کنند<ref>اثبات الهداة ۳، ۵۲۴.</ref>. | [[حضرت امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} ضمن [[حدیثی]] در توصیف کامل دولت جهانی [[حضرت مهدی]]{{ع}} میفرمایند: خداوند او را با فرشتگانش [[یاری]] میکند و یارانش را نگاه میدارد و با [[آیات]] خود یاریش کرده بر [[اهل]] [[زمین]] پیروزش میکند یا از روی [[رغبت]] یا [[اجبار]] به [[دین حق]] بگروند. و زمین را پر از [[عدل و داد]] و [[نور]] و [[برهان]] میکند، طول و عرض [[شهرها]] به [[طاعت]] او در آمده، کافری باقی نمیماند مگر اینکه [[ایمان]] میآورد و فاجری نمیماند مگر اینکه به صلاح میگرود، در [[حکومت]] او درندگان از در [[سازش]] در میآیند، زمین [[برکات]] خود را آشکار نموده [[آسمان]] [[برکت]] خود را نازل میکند، گنجها برایش آشکار میشوند و چهل سال بر کل زمین حکومت میکند پس خوش به حال کسانی که [[زمان]] حکومتش را [[درک]] کنند<ref>اثبات الهداة ۳، ۵۲۴.</ref>. | ||
آری در [[سایه]] حکومت و دولت [[مهدی منتظر]]{{ع}} بر همه جهانیان آشکار میشود که خیر و صلاح [[بشریت]] و [[تکامل]] مادی و [[معنوی]] آن در سایه [[رسالت]] آسمانی، و به دست اولیای [[معصوم]] او{{عم}} تحقق مییابد. و این همان کاری است که [[خداوند متعال]] به دست آخرین ولی خود و پایان بخش [[پیشوایان دوازدهگانه]] یعنی حضرت مهدی آن را به انجام خواهد رساند؛ همو که خداوند [[وعده]] آمدنش را به [[امتها]] داده است. چنان که جدش [[پیامبر اکرم]]{{ع}} فرموده است: و به همین سبب [[اهل آسمان]] و [[زمین]] از او [[راضی]] خواهندبود<ref>مستدرک حاکم ۴، ۴۶۵، فتن ابن حماد، ۹۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت | آری در [[سایه]] حکومت و دولت [[مهدی منتظر]]{{ع}} بر همه جهانیان آشکار میشود که خیر و صلاح [[بشریت]] و [[تکامل]] مادی و [[معنوی]] آن در سایه [[رسالت]] آسمانی، و به دست اولیای [[معصوم]] او{{عم}} تحقق مییابد. و این همان کاری است که [[خداوند متعال]] به دست آخرین ولی خود و پایان بخش [[پیشوایان دوازدهگانه]] یعنی حضرت مهدی آن را به انجام خواهد رساند؛ همو که خداوند [[وعده]] آمدنش را به [[امتها]] داده است. چنان که جدش [[پیامبر اکرم]]{{ع}} فرموده است: و به همین سبب [[اهل آسمان]] و [[زمین]] از او [[راضی]] خواهندبود<ref>مستدرک حاکم ۴، ۴۶۵، فتن ابن حماد، ۹۹.</ref>.<ref>[[سید منذر حکیم|حکیم، سید منذر]]، [[پیشوایان هدایت ج۱۴ (کتاب)|پیشوایان هدایت]]، ج۱۴، ص ۳۰۳.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||