←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
به نظر میرسد اوج اقدامات مزورانه [[منافقان]] [[بنی عمرو بن عوف]] و بنی ضبیعه در ساخت [[مسجد ضرار]] تبلور یافته باشد؛ آنجا که [[دوازده تن]] از منافقان [[مدینه]]، مسجدی را در مدینه بنا نهادند که به فرموده [[قرآن]]، مایه [[کفر]] و [[تفرقه]] [[مؤمنین]] و جولانگاهی برای [[دشمنان خدا]] و [[رسول]] بود<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ}} «و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند میخورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۱۰۷.</ref>. بانیان [[مسجد]] -که [[معتب بن قشیر]]، [[ابوحبیبة بن ازعر]]، [[جاریة بن عامر]] -ملقب به «حمار الدار»- و پسرانش مجّمع و زید، نبتل بن حارث (حرث)، بخرج و بجاد بن عثمان از جمله ایشان بودند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۱۱، ص۳۲. نیز ر.ک: ابن ابیحاتم، تفسیر ابن ابیحاتم، ج۶، ص۱۸۸۰. ابن هشام در بخش دیگر کتاب خود، نفاق معتب بن قشیر و نیز ثعلبه و حارث پسران حاطب را رد کرده است. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۲)</ref>- پیش از [[غزوه تبوک]] در [[سال نهم هجرت]]، در مدینه مسجدی ساختند و پس از ساخت مسجد، نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفتند و از آن حضرت خواستند برای افتتاح این مسجد در آنجا [[نماز]] اقامه کنند تا به یُمن [[دعای پیامبر]]{{صل}}، این مکان متبرک شود. اما پیامبر{{صل}}، که عازم [[جنگ تبوک]] بود، درخواست آنان را به پس از بازگشت از [[سفر]] موکول کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰.</ref>. پس از بازگشت پیامبر{{صل}} از این [[غزوه]]، و پس از [[منزل]] گرفتن ایشان در [[ذی اوان]]<ref>«ذی أوان» یا «ذات اوان» موضعی بود نزدیک مدینه، که بین آن تا مدینه ساعتی از روز فاصله داشت. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۷۵)</ref> -در نزدیکی مدینه- [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره توبه: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًۭا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌۭ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند میخورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند * هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست میدارند و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> نازل شد<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۱۱، ص۳۲؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۴۰۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۷۷.</ref>. پس از [[نزول]] این [[آیات]]، [[پیامبر]]{{صل}} به مالک بن دُخْشُم سالمی و مَعْن بن عَدی یا به برادرش [[عاصم بن عدی]] امر فرمود تا این [[مسجد]] را که [[مجمع بن جاریه بن عامر ضبیعی]] [[امامت]] جماعتش را بر عهده داشت<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۵۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۹۰.</ref>، ویران کرده، به [[آتش]] بکشند. آنان نیز این بنا را با خاک یکسان کردند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۴۶؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰؛ بغوی، تفسیر بغوی، ج۲، ص۳۲۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | به نظر میرسد اوج اقدامات مزورانه [[منافقان]] [[بنی عمرو بن عوف]] و بنی ضبیعه در ساخت [[مسجد ضرار]] تبلور یافته باشد؛ آنجا که [[دوازده تن]] از منافقان [[مدینه]]، مسجدی را در مدینه بنا نهادند که به فرموده [[قرآن]]، مایه [[کفر]] و [[تفرقه]] [[مؤمنین]] و جولانگاهی برای [[دشمنان خدا]] و [[رسول]] بود<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ}} «و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند میخورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۱۰۷.</ref>. بانیان [[مسجد]] -که [[معتب بن قشیر]]، [[ابوحبیبة بن ازعر]]، [[جاریة بن عامر]] -ملقب به «حمار الدار»- و پسرانش مجّمع و زید، نبتل بن حارث (حرث)، بخرج و بجاد بن عثمان از جمله ایشان بودند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۱۱، ص۳۲. نیز ر.ک: ابن ابیحاتم، تفسیر ابن ابیحاتم، ج۶، ص۱۸۸۰. ابن هشام در بخش دیگر کتاب خود، نفاق معتب بن قشیر و نیز ثعلبه و حارث پسران حاطب را رد کرده است. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۲۲)</ref>- پیش از [[غزوه تبوک]] در [[سال نهم هجرت]]، در مدینه مسجدی ساختند و پس از ساخت مسجد، نزد [[پیامبر]]{{صل}} رفتند و از آن حضرت خواستند برای افتتاح این مسجد در آنجا [[نماز]] اقامه کنند تا به یُمن [[دعای پیامبر]]{{صل}}، این مکان متبرک شود. اما پیامبر{{صل}}، که عازم [[جنگ تبوک]] بود، درخواست آنان را به پس از بازگشت از [[سفر]] موکول کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰.</ref>. پس از بازگشت پیامبر{{صل}} از این [[غزوه]]، و پس از [[منزل]] گرفتن ایشان در [[ذی اوان]]<ref>«ذی أوان» یا «ذات اوان» موضعی بود نزدیک مدینه، که بین آن تا مدینه ساعتی از روز فاصله داشت. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۲۷۵)</ref> -در نزدیکی مدینه- [[آیات]] ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره توبه: {{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ مَسْجِدًۭا ضِرَارًۭا وَكُفْرًۭا وَتَفْرِيقًۢا بَيْنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًۭا لِّمَنْ حَارَبَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ مِن قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَآ إِلَّا ٱلْحُسْنَىٰ وَٱللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَـٰذِبُونَ * لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًۭا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى ٱلتَّقْوَىٰ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌۭ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُوا۟ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُطَّهِّرِينَ}}<ref>«و کسانی هستند که مسجدی را برگزیدهاند برای زیان رساندن (به مردم) و کفر و اختلاف افکندن میان مؤمنان و (ساختن) کمینگاه برای آن کس که از پیش با خداوند و پیامبر وی به جنگ برخاسته بود؛ و سوگند میخورند که ما جز سر نیکی نداریم و خداوند گواهی میدهد که آنان دروغگویند * هیچگاه در آن (مسجد) حاضر مشو! بیگمان مسجدی که از روز نخست بنیان آن را بر پرهیزگاری نهادهاند سزاوارتر است که در آن حاضر گردی؛ در آن مردانی هستند که پاکیزه کردن (خود) را دوست میدارند و خداوند پاکیزگان را دوست میدارد» سوره توبه، آیه ۱۰۷-۱۰۸.</ref> نازل شد<ref>محمد بن جریر طبری، جامع البیان، ج۱۱، ص۳۲؛ ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۴۰۳؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۳، ص۲۷۷.</ref>. پس از [[نزول]] این [[آیات]]، [[پیامبر]]{{صل}} به مالک بن دُخْشُم سالمی و مَعْن بن عَدی یا به برادرش [[عاصم بن عدی]] امر فرمود تا این [[مسجد]] را که [[مجمع بن جاریه بن عامر ضبیعی]] [[امامت]] جماعتش را بر عهده داشت<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۵۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۹۰.</ref>، ویران کرده، به [[آتش]] بکشند. آنان نیز این بنا را با خاک یکسان کردند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۱۰۴۶؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۵۲۹-۵۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۱۱۰؛ بغوی، تفسیر بغوی، ج۲، ص۳۲۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | ||
==مناسبات بنی ضبیعة بن زید با خلفای ثلاث== | |||
از حضور [[فرزندان]] ضبیعة بن زید در حوادث و وقایع دوران خلفای ثلاث و نقشآفرینی در رخدادهای این دوران اطلاع چندانی در دست نیست. ماجرای [[انتصاب]] [[مجمع بن حارثه]] به [[امامت جماعت]] مسجد محله [[عمرو بن عوف]] توسط [[عمر بن خطاب]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۵.</ref> و نیز خبر حضور عبید بن قیس معروف به «سعد القاری» در [[نبرد قادسیه]] در [[سال ۱۵ هجری]] و کشتهشدن او در این [[جنگ]]<ref>خلیفة بن خیاط، الطبقات، ص۱۵۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۶۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۲۱۸.</ref> از جمله [[اخبار]] معدود بهدست آمده در این دوره زمانی است. ضمن این که برخی منابع از امارت عمیر (عمر) بن سعد بن عبید -پسر عبید بن قیس سعد القاری- بر برخی مناطق [[شام]] برای عمر بن خطاب خبر دادهاند<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۶۴؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۴، ص۲۱۸؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۳، ص۱۴۹.</ref>. عمیر از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} بود که در هیچ کدام از جنگهای [[دوران پیامبر]]{{صل}} حضور نداشت. او در دوران [[خلافت]] [[خلفا]]، در [[فتوحات]] شام حضور یافت و عمر او را بر امارت [[شهر حمص]] گماشت<ref>ابن حجر تهذیب التهذیب، ج۸، ص۱۲۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
==تعاملات بنی ضبیعة بن زید با دولت علوی{{ع}}== | |||
از تعاملات این [[طایفه]] و مردمش با [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، جز خبر [[همراهی]] زید بن جاریة بن عامر بن مجمع صحابی با [[امام علی]]{{ع}} در [[جنگ صفین]]، خبری بهدست نیامده است<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۲۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||