سمیه دختر خباط: تفاوت میان نسخهها
←پیامبر{{صل}} و خانواده سمیه
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
چند نمونه از رخدادهایی که نشان از اهمیت جایگاه خانواده سمیه در نگاه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دارد، عبارتاند از: | چند نمونه از رخدادهایی که نشان از اهمیت جایگاه خانواده سمیه در نگاه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} دارد، عبارتاند از: | ||
# پیامبر اکرم{{صل}} گاهی از کنار آنها در بیابان سوزان عبور میکرد و با اشاره به اینکه عاقبت خانواده سمیه [[بهشت]] خواهد بود، آنان را به [[صبر]] فرامی خواند<ref>«صَبْراً آلَ یَاسِرٍ مَوْعِدُکُمُ الْجَنَّةَ»؛ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۵۰۰؛ معافری، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۰؛ بغدادی، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۲؛ نمری اندلسی (قرطبی)، ابوعمر یوسف بن عبداللّه بن محمد بن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۸۹؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۳؛ جزری شیبانی، ابناثیر عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، اسد الغابه، ج ۵، ص۴۸۱. </ref>.<ref>ر.ک: [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۹.</ref> و نیز میفرمود: «خدایا! [[خاندان]] [[یاسر]] را بیامرز که مشمول [[آمرزش]] تو هستند»<ref>ذهبی، شمس الدین محمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۳، ص۵۷۲؛ بغدادی، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۴.</ref>. | # پیامبر اکرم{{صل}} گاهی از کنار آنها در بیابان سوزان عبور میکرد و با اشاره به اینکه عاقبت خانواده سمیه [[بهشت]] خواهد بود، آنان را به [[صبر]] فرامی خواند<ref>«صَبْراً آلَ یَاسِرٍ مَوْعِدُکُمُ الْجَنَّةَ»؛ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۵۰۰؛ معافری، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۳۲۰؛ بغدادی، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۲؛ نمری اندلسی (قرطبی)، ابوعمر یوسف بن عبداللّه بن محمد بن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۵۸۹؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۳؛ جزری شیبانی، ابناثیر عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، اسد الغابه، ج ۵، ص۴۸۱. </ref>.<ref>ر.ک: [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۰۹.</ref> و نیز میفرمود: «خدایا! [[خاندان]] [[یاسر]] را بیامرز که مشمول [[آمرزش]] تو هستند»<ref>ذهبی، شمس الدین محمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، ج۳، ص۵۷۲؛ بغدادی، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۰۴.</ref>. | ||
# روزی [[مشرکان]]، عمار را در [[آتش]] افکندند و [[پیامبر]]{{صل}} نیز از آنجا عبور میکرد که آنها را در آن حال دید. ایشان | # روزی [[مشرکان]]، عمار را در [[آتش]] افکندند و [[پیامبر]]{{صل}} نیز از آنجا عبور میکرد که آنها را در آن حال دید. ایشان خطاب به آتش فرمود: {{متن حدیث|یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلی آل یاسر}} و به [[برکت]] دعای پیامبر{{صل}} آتش به او آسیب نرساند<ref>کشی، محمد بن عمر، رجال الکشی، ص۳۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[علی محمد تاجالدین|تاجالدین، علی محمد]]، [[یاسر و سمیه (مقاله)|یاسر و سمیه]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۴۰۰-۴۰۱.</ref> | ||
# در [[نبرد بدر]] در [[سال دوم هجری]]، پیامبر{{صل}} به عمار [[اجازه]] داد [[ابوجهل]]، [[قاتل]] [[سمیه]]، را بکشد؛ اما هنگامی که عمار به او رسید کشته شده بود<ref>محمد بن حسن بن درید، الاشتقاق، ص۴۱۶.</ref>. پیامبر در سخنانی [[قتل]] ابوجهل را به [[خداوند]] نسبت داد<ref>بغدادی، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات، ج۸، ص۲۰۷؛ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]]، [[سمیه (مقاله)|مقاله «سمیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]]؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۵۷۸.</ref> | # در [[نبرد بدر]] در [[سال دوم هجری]]، پیامبر{{صل}} به عمار [[اجازه]] داد [[ابوجهل]]، [[قاتل]] [[سمیه]]، را بکشد؛ اما هنگامی که عمار به او رسید کشته شده بود<ref>محمد بن حسن بن درید، الاشتقاق، ص۴۱۶.</ref>. پیامبر در سخنانی [[قتل]] ابوجهل را به [[خداوند]] نسبت داد<ref>بغدادی، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات، ج۸، ص۲۰۷؛ عسقلانی، ابن حجر، الاصابه، ج۸، ص۱۹۰.</ref>.<ref>[[معصومه اخلاقی|اخلاقی، معصومه]]، [[سمیه (مقاله)|مقاله «سمیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵]]؛ [[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۵۷۸.</ref> | ||