←تُبّع در نزدیکی مدینه
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
حتی در روایتی در ذیل همین داستان آمده است که او به بعضی از قبیلۀ [[اوس و خزرج]] که همراه او بودند دستور داد که در این شهر بمانید و هنگامی که [[پیامبر]] [[موعود]] خروج کرد او را [[یاری]] کنید و [[فرزندان]] خود را به این امر توصیه نمائید، حتی نامهای نوشت و به آنها سپرد و در آن اظهار [[ایمان به پیامبر]] اسلام{{صل}} کرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]]، ص ۴۸۶.</ref>. | حتی در روایتی در ذیل همین داستان آمده است که او به بعضی از قبیلۀ [[اوس و خزرج]] که همراه او بودند دستور داد که در این شهر بمانید و هنگامی که [[پیامبر]] [[موعود]] خروج کرد او را [[یاری]] کنید و [[فرزندان]] خود را به این امر توصیه نمائید، حتی نامهای نوشت و به آنها سپرد و در آن اظهار [[ایمان به پیامبر]] اسلام{{صل}} کرد<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]]، ص ۴۸۶.</ref>. | ||
== تُبَّع در [[شهر مکه]] == | |||
نویسندۀ «اعلام قرآن» چنین نقل کرده است که: «تُبَّع یکی از [[پادشاهان]] جهانگشای [[یمن]] بود که تا هند لشکرکشی کرد، و تمام کشورهای آن منطقه را به تصرف خویش در آورد». | |||
ضمن یکی از لشکرکشیها وارد مکه شد، و قصد داشت [[کعبه]] را ویران کند، [[بیماری]] شدیدی به او دست داد که اطباء از درمان او عاجز شدند. | |||
در میان ملازمان او جمعی از دانشمندان بودند و [[رئیس]] آنان حکیمی به نام «شامول» بود، او گفت بیماری تو به خاطر قصد [[سوء]] دربارۀ خانۀ کعبه است، و هرگاه از این [[فکر]] منصرف گردی و [[استغفار]] کنی [[شفا]] خواهی یافت. «تُبَّع» از تصمیم خود بازگشت و [[نذر]] کرد خانۀ کعبه را [[محترم]] دارد و هنگامی که بهبودی یافت پیراهنی از برد [[یمانی]] بر کعبه پوشاند. | |||
«در [[تواریخ]] دیگر نیز داستان پیراهن کعبه نقل شده به اندازهای که به حد [[تواتر]] رسیده است، این لشکرکشی و مسألۀ پوشاندن پیراهن به کعبه در قرن پنجم میلادی اتفاق افتاده، و هم اکنون در [[شهر مکه]] محلی است که دارالتبابعة نامیده میشود»<ref>[[ناصر مکارم شیرازی|مکارم شیرازی، ناصر]]، [[قصههای قرآن (کتاب)|قصههای قرآن]] ص ۴۸۷.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||