آیه ولایت از دیدگاه اهل سنت: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۳۲: خط ۵۳۲:
'''پاسخ به شبهه:'''
'''پاسخ به شبهه:'''


آیا می‌توان [[راویان]] این [[احادیث]] را دروغ پرداز و افتراگو دانست! در حالی که در میان آنها ده تن از [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} وجود دارد؟! آیا حقیقتاً حدیثی که بیش از پنجاه تن از عالمان حدیثی در دوره‌ها و عصرهای مختلف نقل کرده‌اند و بسیاری از عالمان رجالی سند آن را صحیح و معتبر دانسته‌اند، دروغ و جعلی است؟!
#آیا می‌توان [[راویان]] این [[احادیث]] را دروغ پرداز و افتراگو دانست! در حالی که در میان آنها ده تن از [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} وجود دارد؟! آیا حقیقتاً حدیثی که بیش از پنجاه تن از عالمان حدیثی در دوره‌ها و عصرهای مختلف نقل کرده‌اند و بسیاری از عالمان رجالی سند آن را صحیح و معتبر دانسته‌اند، دروغ و جعلی است؟! اگر پاسخ سؤالات فوق منفی باشد، آیا دیگر می‌توان به مطالب شخصی هم‌چون [[ابن تیمیه]] [[اطمینان]] کرد؟ آیا این شیوۀ بحث و برخورد [[علمی]] با موضوعات علمی است؟ به [[راستی]]، این است حال ابن تیمیه‌ای که گروهی از [[اهل تسنّن]] وی را «[[شیخ الاسلام]]» می‌خوانند! باید دانست که تنها [[شیعیان]] در نزول [[آیه ولایت]] در [[شأن]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} ادعای اجماع نمی‌کنند؛ بلکه به [[اعتقاد]] بسیاری از [[مفسّران]] و عالمان حدیثی و غیر حدیثی [[اهل]] [[سنّت]] در [[شأن نزول]] این آیه درباره حضرت امیر مؤمنان{{ع}} اجماع وجود دارد. [[تفتازانی]] در این باره می‌نویسد: {{عربی|نزلت باتفاق المفسرين في علي بن أبي طالب الله عنه رضي حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته}}<ref>شرح المقاصد فی علم الکلام، ج۲، ص۲۸۸.</ref>؛ به اتفاق همه مفسّران، آیه ولایت درباره [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} نازل شده است، هنگامی که ایشان انگشتر خویش را در [[رکوع]] نماز به [[سائل]] بخشید. [[قاضی ایجی]] نیز می‌نویسد: {{عربی|وقد أجمع أئمة التفسير على أن المراد بـ {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ}} إلى قوله تعالى {{متن قرآن|وَهُمْ رَاكِعُونَ}} علي، فإنه كان في الصلاة راكعاً، فسأله سائل، فأعطاه خاتمه، فنزلت الآية}}<ref>المواقف، ج۳، ص۶۱۴.</ref>؛ به تحقیق [[پیشوایان]] [[تفسیری]] [[اجماع]] دارند بر این که مراد از {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ... وَهُمْ رَاكِعُونَ}} علی{{ع}} است. پس ایشان در [[رکوع]] [[نماز]] بودند که سائلی از او [[درخواست کمک]] کرد و ایشان انگشتر خویش را به او بخشید و [[آیه]] نازل شد. [[حاکم حسکانی]] به نقل از «[[ابن مؤمن]]»<ref>وی محمد بن مؤمن شیرازی، مصنّف کتاب «نزول القرآن فی شأن امیر المؤمنین{{ع}}» است.</ref> می‌نویسد: {{عربی|لا خلاف بين المفسرين أن هذه الآية نزلت في أمير المؤمنين}}<ref>شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۴۶، ش۲۴۱.</ref>؛ بین [[مفسّران]] در این که [[آیه ولایت]] درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نازل شده اختلافی وجود ندارد. علاء الدین [[قوشچی]] نیز در شرحی که بر [[تجوید]] نگاشته است می‌نویسد: {{عربی|إنها نزلت باتفاق المفسرين في حق علي بن أبي طالب حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته}}<ref>الشرح الجدید، ذیل آیه ولایت.</ref>؛ این آیه به اتفاق همه مفسّران در [[حق]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} نازل شده است هنگامی که ایشان در رکوع نماز، انگشتر خود را به [[سائل]] بخشید.  
 
#اما به غیر از مفسّران، بسیاری از [[عالمان]] [[حدیث]] [[اهل]] [[سنّت]] نیز به نزول آیه ولایت در [[شأن]] امیرالمؤمنین{{ع}} [[اقرار]] و اعتراف کرده‌اند. [[آلوسی]] در این باره می‌گوید: {{عربی|غالب الأخباريين على أنها نزلت في علي}}<ref>تفسیر الآلوسی، ج۶، ص۱۶۷.</ref>؛ اغلب [[اهل حدیث]] برآنند که آیه ولایت در شأن امیرالمؤمنین علی{{ع}} نازل شده است. پس از دیدگاه آلوسی اگر کسی ادعا کند که آیه ولایت درباره [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نازل نشده است، در مقابل [[اکثریت]] اهل حدیث قرار گرفته و قول وی شاذّ است. در نتیجه به اعتراف عالمان [[سنّی]]، درباره نزول آیه ولایت در شأن امیر المؤمنین{{ع}} اجماع وجود دارد. در میان عالمان [[شیعی]] نیز [[مرحوم علامه حلی]] در این باره ادعای اجماع کرده است. وی می‌نویسد: {{عربی|لأن المفسرين اتفقوا على أن المراد بهذه الآية علي{{ع}}؛ لأنه لما تصدق بخاتمه حال ركوعه، نزلت هذه الآية فيه ولا خلاف في ذلك}}<ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۹۵.</ref>؛ مفسّران [[اتفاق نظر]] دارند بر این که منظور این [[آیه]] علی{{ع}} است؛ زیرا به هنگام [[خاتم‌بخشی]] ایشان در [[رکوع]] [[نماز]]، این آیه درباره آن حضرت نازل شد و در این باره اختلافی نیست. بنابراین، نزول آیه در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، هم در [[روایات]] و هم در روایات [[اهل]] [[سنّت]] به فراوانی مطرح شده است و [[فریقین]] در این باره [[اتفاق نظر]] دارند؛ از این‌رو چنان چه مطلبی مورد اتفاقِ طرفین [[نزاع]] باشد، شایسته و بایسته است که مورد قبول قرار گیرد.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲]]، ص ۳۲۱.</ref>.
اگر پاسخ سؤالات فوق منفی باشد، آیا دیگر می‌توان به مطالب شخصی هم‌چون [[ابن تیمیه]] [[اطمینان]] کرد؟ آیا این شیوۀ بحث و برخورد [[علمی]] با موضوعات علمی است؟ به [[راستی]]، این است حال ابن تیمیه‌ای که گروهی از [[اهل تسنّن]] وی را «[[شیخ الاسلام]]» می‌خوانند! باید دانست که تنها [[شیعیان]] در نزول [[آیه ولایت]] در [[شأن]] [[امیر مؤمنان]]{{ع}} ادعای اجماع نمی‌کنند؛ بلکه به [[اعتقاد]] بسیاری از [[مفسّران]] و عالمان حدیثی و غیر حدیثی [[اهل]] [[سنّت]] در [[شأن نزول]] این آیه درباره حضرت امیر مؤمنان{{ع}} اجماع وجود دارد.
#ادعای [[اجماع]] [[علامه حلی]] (ره) درباره نزول این آیه درباره [[تصدق]] انگشتر [[امام علی]]{{ع}} بی‌مبنا نیست؛ زیرا افزون بر ادعای اجماع از «[[نیشابوری]]»<ref>نیشابوری، حسن، غرائب القرآن، ج۶، ص۱۶۹.</ref> و «[[ایجی]]»<ref>ایجی، عبدالرحمان، المواقف، ص۴۰۵.</ref> در این مسئله، آن همه [[روایت]] از [[صحابه]] و [[تابعان]] کافی است تا در این باره ادعای اجماع [[معنوی]] شود
 
#ادعای اجماع اهل علم و محدثان بر عدم نزول این آیه در خصوص امام علی{{ع}} بی‌اساس است. کجا [[مفسران]]، محققان و محدثان [[فریقین]] چنین ادعایی دارند؟
[[تفتازانی]] در این باره می‌نویسد: {{عربی|نزلت باتفاق المفسرين في علي بن أبي طالب الله عنه رضي حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته}}<ref>شرح المقاصد فی علم الکلام، ج۲، ص۲۸۸.</ref>؛ به اتفاق همه مفسّران، آیه ولایت درباره [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} نازل شده است، هنگامی که ایشان انگشتر خویش را در [[رکوع]] نماز به [[سائل]] بخشید.
# تصدق انگشتر را تنها «ثعلبی» با سند خود از [[ابوذر]] نقل نکرده است. دانشمند دیگری نیز با سند خودشان از ابوذر نقل کرده‌اند؛ مانند [[حاکم حسکانی]]<ref>حسکانی، عبیدالله، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۳۰.</ref> (از دانشمندان قرن پنجم) ابراهیم جوینی<ref>جوینی، محمد، فرائدالسمطین، ج۱، ص۱۹۱، ح۱۵۱.</ref> (م ۷۳۰ق) که با سندهای خودشان و [[فخر رازی]]<ref>رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶.</ref> (با تعبیر «روایت شده» از ابوذر) و دیگر صحابه این داستان را نقل کرده‌اند.
 
#کدام یک از محدثان گفته است که ثعلبی [[احادیث]] ساختگی در تفسیرش آورده است و چه کسی او را حاطب لیل (هیزم‌کش در شب) نامیده است؟ این ادعای ابن تیمیه است که ثعلبی را متهم می‌کند و او را [[ناآگاه]] به صحیح و سقیم، و [[سنت]] و [[بدعت]] می‌شناسد؛ در حالی که همه دانشمندان وی را فراوان و با تأکید ستوده‌اند. [[ابن خلکان]] (م ۶۸۱ق) درباره وی می‌گوید: وی در [[دانش]] [[تفسیر]] یگانه دوران خود بوده، [[تفسیری]] بزرگ نگاشته که بر تمام [[تفسیرها]] [[برتری]] دارد. [[غافر بن اسماعیل الفارسی]] در کتاب سیاق تاریخ نیشابور با ذکر نام [[ثعلبی]]، وی را با این عبارات [[ستوده]] است: {{عربی|هو صحيح النقل موثوق به}}؛ «او درست گفتار و مورد [[اطمینان]] است»<ref>ابن خلکان، احمد، وفیات الاعیان، ج۱، ص۷۹.</ref>. تاج الدین سبکی<ref>سبکی، تاج الدین، طبقات الشافعیه، ج۴، ص۵۸.</ref> (م ۷۷۱ق)، [[صلاح]] الدین صفدی<ref>صفدی، صلاح الدین، الوافی بالوفیات، ج۷، ص۳۰۶.</ref> و [[جلال الدین سیوطی]] (م ۹۱۱ق) نیز همان تعبیر [[ابن خلکان]] را آورده‌‌اند. همچنین [[سیوطی]] می‌افزاید: {{عربی|عالماً بارعاً في العربية حافظاً موثقاً}}؛ «وی دانشمندی چیره‌دست در [[ادبیات عرب]] و حافظی مورد اطمینان است»<ref>سیوطی، جلال الدین، طبقات المفسرین، ص۱۷.</ref>. [[ابن جزری]] نیز درباره او تعبیر مفسری [[پیشوا]]، و چیره‌دستی مشهور را به کار برده است<ref>ابن جزری، محمد، غایة النهایة فی طبقات القراء، ج۱، ص١۰٠.</ref>.
[[قاضی ایجی]] نیز می‌نویسد: {{عربی|وقد أجمع أئمة التفسير على أن المراد بـ {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ}} إلى قوله تعالى {{متن قرآن|وَهُمْ رَاكِعُونَ}} علي، فإنه كان في الصلاة راكعاً، فسأله سائل، فأعطاه خاتمه، فنزلت الآية}}<ref>المواقف، ج۳، ص۶۱۴.</ref>؛ به تحقیق [[پیشوایان]] [[تفسیری]] [[اجماع]] دارند بر این که مراد از {{متن قرآن|الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ... وَهُمْ رَاكِعُونَ}} علی{{ع}} است. پس ایشان در [[رکوع]] [[نماز]] بودند که سائلی از او [[درخواست کمک]] کرد و ایشان انگشتر خویش را به او بخشید و [[آیه]] نازل شد.
#برخلاف ادعای [[ابن تیمیه]] که گفته است: «[[بغوی]] آگاه‌تر از ثعلبی است و تفسیرش مختصر [[تفسیر]] او است، ولی این [[احادیث]] [[دروغین]] را نیاورده است» بغوی در ضمن ذکر اقوال گوناگونی درباره [[شأن نزول]] این [[آیه]] (اقوالی که با [[شأن نزول آیه]] درباره [[امام علی]]{{ع}} هیچ منافاتی ندارد) با صراحت می‌نویسد: [[ابن عباس]] و سدی می‌گویند: [[خداوند]] از آیه {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آمَنُوا...}} [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} را [[اراده]] کرده است. [[نیازمندی به امام]] علی{{ع}} رسید و او در حال [[رکوع]] در [[مسجد]]، انگشترش را به وی داد<ref>بغوی، حسین بن مسعود، معالم التنزیل، ج۲، ص۴۷.</ref>.
 
# تفسیر [[جامع البیان]] فی [[تأویل]] آی القرآن از [[محمد بن جریر طبری]] (م ۳۱۰ق) که در نزد ابن تیمیه [[اجل]] [[تفاسیر]] و با ارزش‌ترین آنهاست<ref>ابن تیمیه، التفسیر الکبیر، ج۲، ص۲۲۸.</ref>، با پنج طریق شأن نزول این آیه را نقل می‌کند که همه آنها درباره امام علی{{ع}} است. سه [[حدیث نص]] در این معنا - یکی از [[مجاهد]] ([[مجاهد بن جبر]] از [[تابعین]]) است که ابن تیمیه او را [[آیت]] در تفسیر می‌شناسد<ref>ابن تیمیه، التفسیر الکبیر، ج۲، ص۲۳۷.</ref> - و دو [[حدیث]] به صورت قدر متیقن<ref>ر.ک: طبری، محمد بن جریر، جامع البیان، ج۶، ص۱۸۶.</ref>. [[سیوطی]] نیز [[حدیث]] دیگری به [[طبری]] نسبت می‌دهد که از [[ابن عباس]] چنین نقل کرده است: [[شأن نزول]] این [[آیات]] درباره [[امام علی]]{{ع}} است<ref>ر.ک: سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج۳، ص۱۰۵.</ref>؛ لکن اکنون در [[تفسیر طبری]] چنین [[حدیثی]] نیست! همچنین [[ابن ابی‌حاتم]] با دو سند از [[عتبة بن ابی حکیم]] (از [[تابعین]] م ۱۴۷ق) و [[سلمة بن کهیل]] (از تابعین م ۱۲۱ق) این حدیث را نقل کرده است<ref>ر.ک: ابن ابی‌حاتم، عبدالرحمان، تفسیر القرآن العظیم مسنداً، ج۴، ص۱۱۶۲، ح۶۵۵۱ و ۶۵۴۷.</ref>. پس چطور [[ابن تیمیه]] می‌گوید: دانشمندان بزرگ [[تفسیر]]، مانند [[ابن جریر]] و ابن ابی‌حاتم، این [[احادیث]] ساختگی را ذکر نکرده‌اند؟ همه افراد واقع در سند ابن ابی‌حاتم به سلمة بن کهیل در دیدگاه [[دانشمندان علم رجال]] [[اهل سنت]]، [[موثق]] و راستگویند. سند ابن ابی‌حاتم چنین است: {{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَبُو سَعِيدٍ الْأَشَجُّ، حَدَّثَنَا الْفَضْلُ بْنُ دُكَيْنٍ أَبُو نُعَيْمٍ الْأَحْوَلُ‌، حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ قَيْسٍ الْحَضْرَمِيُّ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ قَالَ: تَصَدَّقَ عَلِيٌّ بِخَاتَمِهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ فَنَزَلَتْ فِيهِ‌: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ...}}}}<ref>ابن ابی‌حاتم، عبدالرحمان، تفسیر القرآن العظیم مسنداً، ج۴، ص۱۱۶۲.</ref>؛ افراد این سند عبارت است از:
[[حاکم حسکانی]] به نقل از «[[ابن مؤمن]]»<ref>وی محمد بن مؤمن شیرازی، مصنّف کتاب «نزول القرآن فی شأن امیر المؤمنین{{ع}}» است.</ref> می‌نویسد: {{عربی|لا خلاف بين المفسرين أن هذه الآية نزلت في أمير المؤمنين}}<ref>شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۴۶، ش۲۴۱.</ref>؛ بین [[مفسّران]] در این که [[آیه ولایت]] درباره [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نازل شده اختلافی وجود ندارد.
## [[ابوسعید بن الأشج]] (م ۲۵۷ق) [[ابوحاتم]] درباره او می‌گوید: {{عربی|ثقة صدوق إمام اهل زمانه}}: «وی مورد [[اطمینان]]، [[راستگو]]، و پیشوای عصر خود است» و [[نسائی]] می‌گوید: «[[صدوق]] و راستگو است» برخی دیگر با جمله {{عربی|ما رأيت أحفظ منه}}: «دانشمندتر از او ندیده‌ام» از او یاد کرده‌اند<ref>ر.ک: مزی، یوسف، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۱۵، ص۲۷.</ref>؛
 
## [[الفضل بن دکین ابونعیم]] (م ۲۱۹ق) وی از [[مشایخ]] [[محمد بن اسماعیل بخاری]] (مؤلف صحیح) است. یحیی بن مَعین درباره او می‌گوید: {{عربی|ما رأيت أثبت من رجلين، ابونعيم و عفان}}؛ «آگاه‌تر و دقیق‌تر از ابونعیم و [[عفان]] ندیدم». دیگری می‌گوید: {{عربی|ما رأيت محدثاً أصدق من أبي نعيم}}؛ «حدیث گویی راستگوتر از ابونعیم ندیده‌ام»<ref>مزی، یوسف، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۲۳، ص۱۹۷.</ref>.
علاء الدین [[قوشچی]] نیز در شرحی که بر [[تجوید]] نگاشته است می‌نویسد: {{عربی|إنها نزلت باتفاق المفسرين في حق علي بن أبي طالب حين أعطى السائل خاتمه وهو راكع في صلاته}}<ref>الشرح الجدید، ذیل آیه ولایت.</ref>؛ این آیه به اتفاق همه مفسّران در [[حق]] [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} نازل شده است هنگامی که ایشان در رکوع نماز، انگشتر خود را به [[سائل]] بخشید.
## [[موسی بن قیس الحضرمی یحیی بن معین]]، درباره او می‌گوید: «وی، مورد [[وثاقت]] و [[اطمینان]] است». و [[ابوحاتم]] می‌گوید: {{عربی|لا بأس به}}؛ «[[اعتماد]] به او اشکالی ندارد» و [[عبدالله بن بن حنبل]] از پدرش درباره او چنین نقل می‌کند: {{عربی|لا اعلم إلا خيرا}}؛ «چیزی جز [[نیکی]] درباره‌اش نمی‌دانم»<ref>مزی، یوسف، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۲۹، ص۱۳۴.</ref>.
 
## [[سلمة بن کهیل]] (از [[تابعین]]، م ۱۲۱ق) همه او را [[توثیق]] کرده‌اند. [[ابوزرعه]] می‌گوید: {{عربی|ثقة مأمون ذكي}}؛ «مورد [[وثوق]]، مطمئن و باهوش است». ابوحاتم درباره‌اش می‌گوید: {{عربی|ثقة متقن}}؛ «مورد وثوق و [[استوار]] گفتار است»<ref>مزی، یوسف، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۱۱، ص۳۱۳.</ref>.
اما به غیر از مفسّران، بسیاری از [[عالمان]] [[حدیث]] [[اهل]] [[سنّت]] نیز به نزول آیه ولایت در [[شأن]] امیرالمؤمنین{{ع}} [[اقرار]] و اعتراف کرده‌اند که پیش‌تر نام تعدادی از راویان در این باره ذکر شد.
# [[سیوطی]] به نقل از [[عبد بن حمید]] و عبدالرزاق از [[ابن عباس]]، این [[حدیث]] را آورده است<ref>سیوطی، جلال الدین، الدرالمنثور، ج۳، ص۱۰۵.</ref> و [[ابن کثیر]] نیز از عبدالرزاق این حدیث را نقل کرده است<ref>ابن کثیر، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، ج۲، ص۷۱.</ref>. پس این سخن [[ابن تیمیه]] که افرادی مانند ابن حمید و عبدالرزاق ذکری از این گونه [[احادیث]] به میان نیاورده‌اند، اتهامی بیش نیست.
 
#بر پایه ادعای ابن تیمیه، مفسری که از [[ثعلبی]] آگاه‌تر است و احادیثی آورده که [[اجماع]] [[مفسران]] را بر [[نزول آیه]] درباره [[امام علی]]{{ع}} نقض می‌کند، [[ابن ابی‌حاتم]] است. وی روایتی صحیح السند در نزول آیه درباره [[تصدق]] امام علی نقل کرده است. همچنین [[روایت]] ابن ابی‌حاتم از [[عبدالملک]] بن ابی سلیمان (م ۱۴۵ق) از ابوجعفر [[الباقر]]{{ع}} افزون بر آن‌که بر اساس [[روایات]] دیگری [[امام باقر]]{{ع}} هرگز نزول آیه را درباره امام علی{{ع}} [[انکار]] نکرده است. این حدیث، [[خبر واحد]] است و در کتاب‌های [[تراجم]] و [[رجال]] نیز عبدالملک از [[راویان امام باقر]]{{ع}}<ref>ر.ک: مزی، یوسف، تهذیب الکمال، ج۱۸، ص۳۲۲.</ref> و امام باقر{{ع}} نیز از [[مشایخ]] او<ref>ر.ک: مزی، یوسف، تهذیب الکمال، ج۲۶، ص۱۳۸.</ref> شمرده نشده است. [[ابن جریر طبری]] و ثعلبی نیز مانند ابن ابی‌حاتم فقط این حدیث را از وی از امام باقر{{ع}} نقل کرده‌اند و سند دیگری ندارد.
[[آلوسی]] در این باره می‌گوید: {{عربی|غالب الأخباريين على أنها نزلت في علي}}<ref>تفسیر الآلوسی، ج۶، ص۱۶۷.</ref>؛ اغلب [[اهل حدیث]] برآنند که آیه ولایت در شأن امیرالمؤمنین علی{{ع}} نازل شده است.
#هیچ یک از بزرگان [[تفسیر]] که در نزد ابن تیمیه مقامی ارجمند دارند، مانند [[طبری]]، [[ابن ابی‌حاتم]] و دیگران، به نقل از [[ابن عباس]] نگفته‌اند که [[تصدق]] انگشتر درباره [[ابوبکر]] است؛ بلکه تنها خبر واحدی مقطوع متروک و بدون [[شاهد]] و متابع<ref>حدیثی که مضمون حدیث دیگر را تأیید کند، «متابع» نام دارد.</ref> از [[عکرمه]] نقل شده است که تصدق انگشتر را به ابوبکر نسبت می‌دهد<ref>ر.ک: رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۱۲، ص۲۶، و نیز آلوسی، محمود، روح المعانی، ج۴، ص۲۴۶. </ref>، و عکرمه هم در نزد بزرگان [[اهل سنت]] مورد [[اعتماد]] نیست. از این رو [[مسلم بن حجاج]] در صحیح خود از وی نقل نکرده است؛ جز یک [[حدیث]] که آن هم شاهدی برای [[حدیثی]] دیگر<ref>ر.ک: ابوریه، محمود، اضواء علی السنة المحمدیه، ص٣١۰.</ref> است.
 
# [[ابن تیمیه]] در آخرین نقد بر [[روایات]] [[شأن نزول آیه]] درباره تصدق انگشتر به [[دست امام]] علی{{ع}} به این [[روایت]] ابن ابی‌حاتم از ابن عباس تشبث می‌جوید: {{متن حدیث|كل من آمن فقد تولى الله و رسوله و الذين آمنوا}}؛ «هر کس [[ایمان]] دارد، [[ولایت خدا]] و [[رسول]] و [[مؤمنان]] را می‌پذیرد»؛ [[غافل]] از آن‌که این سخن ربطی به ادعای ابن تیمیه ندارد.<ref>[[فتح‌الله نجارزادگان|نجارزادگان، فتح‌الله]]، [[آیه ولایت - نجارزادگان (مقاله)| مقاله «آیه ولایت»]]، [[دانشنامه امام علی ج۱۰ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۱۰]]، ص ۱۶۳.</ref>.
پس از دیدگاه آلوسی اگر کسی ادعا کند که آیه ولایت درباره [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نازل نشده است، در مقابل [[اکثریت]] اهل حدیث قرار گرفته و قول وی شاذّ است. در نتیجه به اعتراف عالمان [[سنّی]]، درباره نزول آیه ولایت در شأن امیر المؤمنین{{ع}} اجماع وجود دارد. در میان عالمان [[شیعی]] نیز [[مرحوم علامه حلی]] در این باره ادعای اجماع کرده است. وی می‌نویسد: {{عربی|لأن المفسرين اتفقوا على أن المراد بهذه الآية علي{{ع}}؛ لأنه لما تصدق بخاتمه حال ركوعه، نزلت هذه الآية فيه ولا خلاف في ذلك}}<ref>کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۹۵.</ref>؛ مفسّران [[اتفاق نظر]] دارند بر این که منظور این [[آیه]] علی{{ع}} است؛ زیرا به هنگام [[خاتم‌بخشی]] ایشان در [[رکوع]] [[نماز]]، این آیه درباره آن حضرت نازل شد و در این باره اختلافی نیست.
 
بنابراین، نزول آیه در [[شأن]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}، هم در [[روایات]] و هم در روایات [[اهل]] [[سنّت]] به فراوانی مطرح شده است و [[فریقین]] در این باره [[اتفاق نظر]] دارند؛ از این‌رو چنان چه مطلبی مورد اتفاقِ طرفین [[نزاع]] باشد، شایسته و بایسته است که مورد قبول قرار گیرد.
 
از سخنان گذشته چنین استفاده می‌شود که سخن [[عبدالعزیز دهلوی]] و [[آلوسی]] که می‌گویند روایات مربوط به نزول [[آیه ولایت]] در شأن امیرالمؤمنین{{ع}} فقط از طریق [[ابو اسحاق ثعلبی]] نقل شده است صحیح نمی‌باشد؛ زیرا فقط در طبقه [[صحابه]]، بیش از ده تن از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} و در طبقات مختلف، بیش از چهل [[راوی]] این [[احادیث]] را نقل کرده‌اند.
 
به علاوه، پس از بررسی سند این روایات، معلوم شد که اسانید آنها نیز در نزد [[اهل تسنّن]] بسیار معتبر است و نیز روشن شد که معنای «ولی» در آیه ولایت، اولویت در تصرف و [[امامت]] است، نه محبّ و ناصر و امثال آن<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲]]، ص ۳۲۱.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۵٬۳۹۲

ویرایش