←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۹: | خط ۳۹: | ||
علاوه بر شجاعت و سوارکاری، جمعی از مردان [[بنی کلاب]] چونان بسیاری از معاریف هوازنی به فصاحت و [[درایت]] ممتاز بودند؛ و این از کثرت ارسال مردان ایشان -از جمله [[هبیرة بن مشمرج کلابی]]- جهت [[مذاکره]] با متخاصمین آشکار است. نقل است که قتیبة بن مسلم در ادامه [[فتوحات]] خود در [[سال ۹۶ هجری]] چون به [[مرز]] چین رسید، به درخواست [[خاقان]] چین، هبیره را جهت مذاکره با [[پادشاه]] چین، به این [[سرزمین]] فرستاد، تا وی را از [[دین]] و [[آیین]] [[مسلمانان]] [[آگاه]] سازد<ref>طبری، تاریخ الرسل والملوک ج۶، ص۵۰۱-۵۰۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵-۶.</ref>. [[لبید بن ربیعه]] را هم از جمله شعرای معروف و فصحای این [[قوم]] و صاحب یکی از معلقات سبع گفتهاند<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۲۲۰. معلقات سبع نام «هفت قصیده» از شاعران فصیح و بلیغ عرب است که از روی تفاخر بر دروازه کعبه آویخته بودند تا وارد و خارج شوندگان هر دیار مشاهده نمایند. عرب بر آن است که در عهد جاهلیت هفت قصیده از هفت شاعر مقبولِ همگان بود و آن هفت بر جمیع اشعارِ دیگر شاعران رجحان داشت و در حقیقت معرف روح و نشاط حیات عرب بود. از اینرو آنها را نوشته و بر خانه کعبه آویختند، و بدین مناسبت آنها را «معلقات سبع» و گاه «سبع طِوال» نامیدهاند. (ر.ک: ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۲۱۹-۲۲۰)</ref>. [[سخاوت]] نیز از دیگر صفات پسندیدهای بود که هوازنیان و [[طوایف]] مرتبط آن -از جمله [[بنی کلاب بن ربیعه]]- بدان [[ستوده]] شدهاند. [[آلوسی]] به نقل از [[ابن عربی]] «مطاعیم الریح» در [[دوران جاهلیت]] را چهار تن برشمرده که [[لبید بن ربیعه عامری]] -صاحب معلقه مشهوره- از جمله ایشان بود<ref>آلوسی، بلوغ الأرب، ج١، ص۱۰۷.</ref>. [[خویلد بن نفیل بن عمرو بن کلاب]]، معروف به «[[صعق]]» نیز از دیگر بزرگان این قوم بود که گزارشاتی از [[اطعام]] [[مردم]] حاضر در [[بازار]] [[عکاظ]] توسط او در دوران جاهلیت در دست است<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | علاوه بر شجاعت و سوارکاری، جمعی از مردان [[بنی کلاب]] چونان بسیاری از معاریف هوازنی به فصاحت و [[درایت]] ممتاز بودند؛ و این از کثرت ارسال مردان ایشان -از جمله [[هبیرة بن مشمرج کلابی]]- جهت [[مذاکره]] با متخاصمین آشکار است. نقل است که قتیبة بن مسلم در ادامه [[فتوحات]] خود در [[سال ۹۶ هجری]] چون به [[مرز]] چین رسید، به درخواست [[خاقان]] چین، هبیره را جهت مذاکره با [[پادشاه]] چین، به این [[سرزمین]] فرستاد، تا وی را از [[دین]] و [[آیین]] [[مسلمانان]] [[آگاه]] سازد<ref>طبری، تاریخ الرسل والملوک ج۶، ص۵۰۱-۵۰۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۵-۶.</ref>. [[لبید بن ربیعه]] را هم از جمله شعرای معروف و فصحای این [[قوم]] و صاحب یکی از معلقات سبع گفتهاند<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۲۲۰. معلقات سبع نام «هفت قصیده» از شاعران فصیح و بلیغ عرب است که از روی تفاخر بر دروازه کعبه آویخته بودند تا وارد و خارج شوندگان هر دیار مشاهده نمایند. عرب بر آن است که در عهد جاهلیت هفت قصیده از هفت شاعر مقبولِ همگان بود و آن هفت بر جمیع اشعارِ دیگر شاعران رجحان داشت و در حقیقت معرف روح و نشاط حیات عرب بود. از اینرو آنها را نوشته و بر خانه کعبه آویختند، و بدین مناسبت آنها را «معلقات سبع» و گاه «سبع طِوال» نامیدهاند. (ر.ک: ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۲، ص۲۱۹-۲۲۰)</ref>. [[سخاوت]] نیز از دیگر صفات پسندیدهای بود که هوازنیان و [[طوایف]] مرتبط آن -از جمله [[بنی کلاب بن ربیعه]]- بدان [[ستوده]] شدهاند. [[آلوسی]] به نقل از [[ابن عربی]] «مطاعیم الریح» در [[دوران جاهلیت]] را چهار تن برشمرده که [[لبید بن ربیعه عامری]] -صاحب معلقه مشهوره- از جمله ایشان بود<ref>آلوسی، بلوغ الأرب، ج١، ص۱۰۷.</ref>. [[خویلد بن نفیل بن عمرو بن کلاب]]، معروف به «[[صعق]]» نیز از دیگر بزرگان این قوم بود که گزارشاتی از [[اطعام]] [[مردم]] حاضر در [[بازار]] [[عکاظ]] توسط او در دوران جاهلیت در دست است<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی کلاب و ادیان جاهلی== | |||
در منابع به ادیان جاهلی این [[قبیله]] اشارهای نشده است اما به نظر میرسد که بنی کلاب هم مانند دیگر [[طوایف]] [[بنی عامر بن صعصعه]]، [[بت]] میپرستیدهاند. آنان چونان بسیاری دیگر از [[قبایل عرب]]، در [[روزگار]] [[جاهلیت]] به انجام [[مناسک حج]] اهتمامی ویژه داشته، از خصیصههای بارزشان در امر [[دین]]، «تحمّس» بود. آنان در کنار قبایل [[قریش]] و [[خزاعه]] و [[کنانه]]، در شمار حُمْسیها یا [[قبایل]] [[اهل حرم]] قرار داشتند و بدین سبب، در [[موسم حج]] از امتیازات خاصی بهرهمند بودند<ref>ابن حبیب، المحبر، ص۱۷۸. نیز ر.ک: ابنهشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۰۰. برخی منابع علت داخل کردن بنی عامر بن صعصعه -از جمله بنی کلاب- در شمار حمسیون را پیوند جاهلی مجد بنت تمیم بن غالب بن فهر با ربیعة بن عامر بن صعصعه -مادر کلاب و کعب و کلیب و عامر و... فرزندان ربیعه- دانستهاند. (هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۱۳-۳۱۴) اما یعقوبی بنی عامر بن صعصعه که بنی کلاب نیز شاخهای از آن بودند را در شمار حلیون بر شمرده است. (یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.) ابنحبیب (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۱۸۰ ۱۸۱) و یعقوبی (یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۸) آداب اهل حِله را در زمان مناسک حج چنین برشمردهاند: شکار را حرام میدانستند، صله رحم به جا میآوردند، ثروتمندان اموال خود یا بیشتر آن را میبخشیدند. نیازمندان از کره روغن میگرفتند و به قدر نیاز، پشم و مو میچیدند و فقط لباسی را که با آن مناسک حج به جای آورده بودند میپوشیدند و جامه تازه به تن نمیکردند و از درِ خانه و درگاه آن داخل نمیشدند و تا زمانی که در احرام بودند زیرسایه نمیرفتند، روغن استعمال میکردند، گوشت میخوردند و پس از انجام مناسک و ورودشان به مکه همه کفش و جامه خود را صدقه میدادند و برای پاک نگهداشتن کعبه، با جامه تازهای که از اهل حمس کرایه میگرفتند طواف میکردند. کفش نمیپوشیدند و اگر جامه اهل حمس را به دست نمیآوردند برهنه طواف میکردند. هر مردی از اهل حله را مردی حرمی (اهل حرم) از اهل حمس بود که جامهاش را برای طواف، اجاره یا عاریه میگرفت وگرنه برهنه طواف میکرد یا هنگام بازگشت به خانه کعبه جامهای کرایه میکرد؛ زیرا تا زمانی که آهنگ حج میکردند جز گوشت حق خرید و فروش چیز دیگری نداشتند تا به منازل خود بازگردند.</ref>. از جمله این امتیازات، ترک وقوف در [[عرفات]] بود. آنها، وقوف در [[عرفه]] و انجام [[مراسم]] آن را با اینکه میدانستند که از [[مشاعر]] [[دین ابراهیم]]{{ع}} است را ترک کرده، وقوف در آن را برای سایر [[اعراب]]، فرض و [[واجب]] کردند<ref>ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۲۷.</ref>؛ آنان، ساکنان خارج از [[حرم]] را وادار میکردند که غذای خود را وارد حرم نکنند، بلکه باید از غذای [[اهل حرم]] استفاده کنند، در موقع [[طواف]] باید از لباسهای [[مردم]] [[مکه]] که [[لباس]] ملی و قومی بود بهره بگیرند و اگر کسی [[توانایی]] خریدش را نداشت باید برهنه طواف میکرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص.۲۰۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹.</ref>. حمسیها، هنگام انجام دادن [[اعمال]] [[حج]]، غذای روغنی نمیپختند و شیری اندوخته نمیکردند، مو و ناخن نمیگرفتند و روغن استعمال نمیکردند و با [[زنان]] [[معاشرت]] نمیکردند و خود را [[خوشبو]] نمیکردند و گوشت نمیخوردند و در خانهای از خانههای مکه داخل نمیشدند و در حال انجام [[مناسک حج]] در خیمههای چرمی ساکن میشدند و...<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۵۹؛ ابن حبیب بغدادی، المنمق، ص۱۲۸-۱۲۹؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.</ref>. پوشاندن [[پوشش]] دیبا بر [[کعبه]] که از افتخارات به ثبت رسیده برخی از [[رجال]] این [[قوم]] است، را هم میتوان در راستای ارادت و اهتمام بسیار این قوم به مناسک حج و [[تقدیس]] ساحت [[مقدس]] کعبه برشمرد. خالد بن جعفر بن کلاب از جمله این افراد بود که قبل از [[اسلام]] بر کعبه پوشش دیبا پوشاند<ref>سهیلی، الروض الأنف فی شرح السیرة النبویة لابن هشام، ج۲، ص۱۷۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||