بنی کلاب بن عامر: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
[[نباتة بن حنظله]] هم از دیگر [[سرداران]] و امرای بنام کلابی [[دولت]] [[بنی امیه]] است. در پی [[قیام]] [[عبدالله بن جعفر بن عبدالله بن جعفر]] در دوران [[خلافت]] [[یزید بن ولید بن عبدالملک]] (حک. ۱۲۶-۱۲۶ [[هجری]] شش ماه) در [[کوفه]] و گسترش این قیام، [[مروان بن محمد]]، [[یزید بن عمر بن هبیره فزاری]] را در عراق عامل [[سرکوب]] این قیام کرد. [[یزید بن عمر]] نیز، نباتة بن حنظله -از تیره [[بنی بکر بن کلاب]]- را به [[جنگ]] [[سلیمان بن حبیب]] -از سران و هواداران بزرگ قیام عبدالله بن معاویه- در نواحی [[اهواز]] فرستاد. نباته با [[سپاه]] سلیمان بن حبیب به [[فرماندهی]] [[داوود بن حاتم بن قبیصه]] در موریان در [[ساحل]] [[دجیل]] مصاف داد که به [[شکست]] داوود و کشته شدن او انجامید. سلیمان بن حبیب از دست نباته گریخت و به فارس رفت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۶۴-۶۵. نیز ر.ک: خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۵۲.</ref>. نباته در دوران خلافت مروان بن محمد -آخرین [[خلیفه اموی]]- از سران و [[مقربان]] درگاه اموی گردید چندان که از برخی نقلها چنین بر میآید که در دوران خلافت این [[خلیفه]]، امارت [[گرگان]] را به عهده داشته است<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴.</ref>. با آغاز قیام [[عباسیان]] در خراسان، و زمانی که [[ابومسلم خراسانی]] در [[ذی القعده]] [[سال ۱۳۰ هجری]]، [[قحطبة بن شبیب بن خالد]] را با سپاهی گران به عراق فرستاد، [[مروان بن محمد]] از [[نباتة بن حنظله]] خواست به [[یاری]] [[نصر بن سیار]] -[[فرماندار]] بزرگ و شهیر [[امویان]] در خراسان- بشتابد. او نیز چنین کرد. دو [[سپاه]] در [[ذی الحجه]] [[سال ۱۳۰ هجری]] در [[گرگان]] به هم رسیدند که به [[شکست]] و کشته شدن نباته و کشته شدن هزاران تن از [[یاران]] او و [[فرار]] باقیمانده سپاه او به [[شام]] انجامید. قحطبه هم پس از این [[پیروزی]]، سر نباته را نزد ابوم[[سلم]] فرستاد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۱۳۴-۱۳۶. نیز ر.ک:خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۵۵.</ref>. برخی منابع، علاوه بر نباته، «[[حبه]]» پسر نباته را نیز از مقتولین این [[نبرد]] برشمردند<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۵۵.</ref>. | [[نباتة بن حنظله]] هم از دیگر [[سرداران]] و امرای بنام کلابی [[دولت]] [[بنی امیه]] است. در پی [[قیام]] [[عبدالله بن جعفر بن عبدالله بن جعفر]] در دوران [[خلافت]] [[یزید بن ولید بن عبدالملک]] (حک. ۱۲۶-۱۲۶ [[هجری]] شش ماه) در [[کوفه]] و گسترش این قیام، [[مروان بن محمد]]، [[یزید بن عمر بن هبیره فزاری]] را در عراق عامل [[سرکوب]] این قیام کرد. [[یزید بن عمر]] نیز، نباتة بن حنظله -از تیره [[بنی بکر بن کلاب]]- را به [[جنگ]] [[سلیمان بن حبیب]] -از سران و هواداران بزرگ قیام عبدالله بن معاویه- در نواحی [[اهواز]] فرستاد. نباته با [[سپاه]] سلیمان بن حبیب به [[فرماندهی]] [[داوود بن حاتم بن قبیصه]] در موریان در [[ساحل]] [[دجیل]] مصاف داد که به [[شکست]] داوود و کشته شدن او انجامید. سلیمان بن حبیب از دست نباته گریخت و به فارس رفت<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۶۴-۶۵. نیز ر.ک: خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۵۲.</ref>. نباته در دوران خلافت مروان بن محمد -آخرین [[خلیفه اموی]]- از سران و [[مقربان]] درگاه اموی گردید چندان که از برخی نقلها چنین بر میآید که در دوران خلافت این [[خلیفه]]، امارت [[گرگان]] را به عهده داشته است<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۲۸۴.</ref>. با آغاز قیام [[عباسیان]] در خراسان، و زمانی که [[ابومسلم خراسانی]] در [[ذی القعده]] [[سال ۱۳۰ هجری]]، [[قحطبة بن شبیب بن خالد]] را با سپاهی گران به عراق فرستاد، [[مروان بن محمد]] از [[نباتة بن حنظله]] خواست به [[یاری]] [[نصر بن سیار]] -[[فرماندار]] بزرگ و شهیر [[امویان]] در خراسان- بشتابد. او نیز چنین کرد. دو [[سپاه]] در [[ذی الحجه]] [[سال ۱۳۰ هجری]] در [[گرگان]] به هم رسیدند که به [[شکست]] و کشته شدن نباته و کشته شدن هزاران تن از [[یاران]] او و [[فرار]] باقیمانده سپاه او به [[شام]] انجامید. قحطبه هم پس از این [[پیروزی]]، سر نباته را نزد ابوم[[سلم]] فرستاد<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۱۳۴-۱۳۶. نیز ر.ک:خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۵۵.</ref>. برخی منابع، علاوه بر نباته، «[[حبه]]» پسر نباته را نیز از مقتولین این [[نبرد]] برشمردند<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۵۵.</ref>. | ||
از [[اشعث بن وائل بن ربیعه کلابی]] -[[شرطه]] حجاج در واسط- هم به عنوان یکی دیگر از [[کارگزار]] امویان نامی به میان آمده است<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | از [[اشعث بن وائل بن ربیعه کلابی]] -[[شرطه]] حجاج در واسط- هم به عنوان یکی دیگر از [[کارگزار]] امویان نامی به میان آمده است<ref>هشام بن محمد کلبی، جمهرة النسب، ص۳۲۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی کلاب و دولت عباسیان== | |||
کلابیها جد [[مادری]] [[فرزندان]] [[ابوالعباس سفاح]] -نخستین [[خلیفه عباسی]]- به شمار میآمدند<ref>همسر ابوالعباس، [[ام سلمه بنت یعقوب بن سلمه]] و مادرش [[ام سلمه هند بنت عبدالله بن جبار بن سلمی بن مالک بن جعفر بن کلاب]] بود. (سمعانی، الانساب، ج۳، ص۱۸۲)</ref>. آنان نقشآفرین بسیاری از حوادث و وقایع دوران [[خلافت عباسی]] بودند که از جمله آن علاوه بر واقعه [[قیام]] [[ابوالورد مجزأة بن کوثر بن زفر]] علیه دولت نوظهور [[عباسی]] و کشته شدن او و جمع زیادی از [[مردم]] قومش در [[سال ۱۳۳ هجری]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۷، ص۴۴۳؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۵، ص۴۳۲-۴۳۴؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۳، ص۲۱۸-۲۲۰.</ref> که پیشتر بدان پرداختیم، میتوان به آشوبطلبی و ایجاد [[ناامنی]] برخی از [[طوایف]] ایشان در منطقه ضریّه اشاره کرد. خلافت عباسی برای [[برقراری نظم]] و کنترل مناطق ناآرام، بغا کبیر -از [[فرماندهان]] ارشد خود- را در [[سال ۲۳۱ هجری]]، به [[ضریه]] اعزام کردند. بغا خود را به منطقه رساند و از میان سه هزار کلابی [[شورشی]]، که نزد او گرد آمده بودند، ۱۳۰۰ تن را [[اسیر]] و [[زندانی]] و بقیه را [[آزاد]] کرد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۱۳۴؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۲۰.</ref>. | |||
خروج ابو العمیطر علی بن عبداللّه بن خالد بن یزید بن معاویه معروف به [[سفیانی]] هم از دیگر وقایع مهم [[قرن دوم هجری]] است که در آن به ذکر نامی از بنی کلاب و افرادش پرداخته شده است. ابوالمصیطر از بقایای [[بنی امیه]] در [[شام]] و از [[محدثان]] ایشان در این [[سرزمین]] بود که در اواخر [[سال ۱۹۵ هجری]] در [[دمشق]] خروج کرد. او با کمک یارانش که بیشتر از [[بنیکلب]] بودند، [[والی]] دمشق سلیمان بن منصور را که از طرف [[امین]] [[منصوب]] شده بود از [[شهر]] [[اخراج]] کرد و خود را [[خلیفه]] خواند. [[خطاب]] ین وجه الفلس (العلس) هم که از [[موالیان]] بنی امیه بود به [[یاری]] او برخاست و شهر صیدا را به [[تصرف]] خود در آورد. آنگاه ابو العمیطر (سفیانی) به [[محمد بن صالح بن بیهس کلابی]] [[نامه]] نوشت و او با [[وعده]] و [[وعید]] به [[طاعت]] خود خواند. ولی محمد بن صالح دعوتش را نپذیرفت. پس، سفیانی جهت سرکوبی قیسیها کمر [[همت]] بست. آنان از [[محمد بن صالح بن بیهس]] یاری خواستند و او با سیصد تن از [[وابستگان]] و [[موالی]] خود به یاریشان [[شتاب]] کرد. چون خبر به سفیانی رسید یزید بن هشام را با ۱۲۰۰۰ سپاهی به مقابله او فرستاد. در این [[نبرد]] یزید بن هشام [[شکست]] خورد و دو هزار تن از یارانش کشته و سه هزار تن به [[اسارت]] در آمدند و بقیه خود را به دمشق رساندند. ابن بیهس [[گرفتاران]] را سر و ریش تراشید و رها کرد. سفیانی بار دیگر سپاهی گرد آورد و به سرداری پسر خود قاسم به نبرد ابن بیهس فرستاد. اینان نیز منهزم شدند. قاسم کشته شد و سرش برای امین [[عباسی]] فرستاده شد. سفیانی بار دیگر سپاهی فراهم آورد و به [[فرماندهی]] یکی از موالیانش به نام معتمر به [[جنگ]] روانه کرد. معتمر نیز شکست خورد و کشته شد و کار سفیانی به [[ضعف]] کشید و قیسیان [[طمع]] در [[دولت]] او کردند. در این اوضاع و احوال ابن بیهس [[بیمار]] شد و چون از [[درمان]] خود [[ناامید]] شد، رؤساء [[بنی نمیر]] بن عامر را نزد خود خواند و آنان را به [[تبعیت]] از [[خلافت]] مسلمة بن یعقوب بن علی بن محمد سعید بن مسلمة بن عبدالملک [[وصیت]] کرد و از آنها خواست تا با او به نام خلافت [[بیعت]] و سفیانی را بهدست او از میان بردارند. ابن بیهس به [[حوران]] بازگشت. بنی نمیر هم بر گرد مسلمة بن یعقوب فراهم آمدند و با او بیعت کردند. او نیز پذیرفت و [[موالیان]] خود را گرد آورد و بر [[سفیانی]] [[حمله]] برد و او را در بند کرد. وی رؤسای [[بنی امیه]] را نیز به [[زندان]] افکند و قیسیان را به خود نزدیک ساخت و از [[خواص]] خود گردانید. مدتی بعد، ابن بیهس که از [[بیماری]] رسته بود، به [[دمشق]] [[لشکر]] کشید و آنجا را در محاصره خود گرفت. قیسیها [[شهر]] را [[تسلیم]] او کردند و سلمه و سفیانی به «مزه» -از نواحی دمشق- گریختند. ابن بیهس دمشق را [[متصرف]] شد و در آنجا ماند تا [[عبدالله بن طاهر]] در رسید<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۲۴۹-۲۵۰؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۳، ص۲۹۴-۲۹۵.</ref>. در حالی که برخی منابع از امارت ابن بیهس بر دمشق از سوی [[مأمون]] خبر داده<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۳، ص۲۵۸؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۱۴، ص۳۵۲؛ ابن عماد حنبلی، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، ج۳، ص۴۹.</ref> و مدعی شدهاند که امارت او بر این شهر تا [[زمان]] مرگش ادامه داشته است<ref>زرکلی، الاعلام، ج۶، ص۱۶۲.</ref>، [[ابن اثیر]] (م. ۶۳۰ [[هجری]]) و [[ابن خلدون]] (م. ۸۰۸ هجری) بر این اعتقادند که [[عبدالله بن طاهر]] پس از [[سفر]] به [[مصر]] و مراجعت خود به دمشق ابن بیهس را با خود به [[عراق]] برد که در آنجا درگذشت<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۲۵۰؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۳، ص۲۹۵. نیز ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۵۳، ص۲۵۸.</ref>. | |||
[[بنی کلاب بن ربیعه]] -که به [[نافرمانی]] و ایجاد [[ناآرامی]] در منطقه شناخته میشدند،- در [[سال ۳۱۸ هجری]] نیز [[شورش]] بزرگی را همراه با [[اعراب]] [[بدوی]] [[بنی نمیر]] بن عامر شکل دادند و توانستند خود را تا پشت دروازههای [[کوفه]] برسانند و کار را بر [[مسلمانان]] سخت و جادهها را نا [[امن]] کنند. ابوالفوارس محمد بن [[ورقاء]] -[[امیر کوفه]]- و جمعی از اشراف و بزرگان [[علوی]] و [[عباسی]] بدون داشتن نیروی کافی، خود به [[نبرد]] با آنها رفتند؛ لیکن [[شکست]] خوردند و جمعی از آنان کشته و [[اسیر]] شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۱۲۷.</ref>. | |||
کلابیها را از هواداران و [[یاران]] [[قیام]] [[علی بن محمد]] [[صاحب الزنج]] در [[بحرین]] گفتهاند<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۳۴۰.</ref>. [[حمایت]] [[قبیله]] بنی کلاب از [[یحیی بن مهدی]] به عنوان فرستاده [[امام مهدی]] نیز از دیگر وقایع مهم سده سوم هجری است که به نقشآفرینی بنی کلاب در ظهور [[دولت قرامطه]] در بحرین اشاره دارد. در [[سال ۲۸۱ هجری قمری]]، یحیی بن مهدی به عنوان فرستاده امام مهدی، قد [[علم]] کرد و توانست حمایت برخی از [[قبایل عرب]]، از جمله [[بنی کلاب]]، [[بنی عقیل]] و بنی خریس را جلب کند. این واقعه در شرایطی رخ داد که [[جامعه اسلامی]] با چالشهای [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] متعددی روبرو بود و [[انتظار ظهور امام مهدی]] به عنوان [[منجی]]، در میان برخی از گروهها قوت گرفته بود. یحیی بن مهدی با [[ادعای ارتباط با امام مهدی]]، توانست توجه این [[قبایل]] را به خود معطوف کند و آنها را به حمایت از خود [[ترغیب]] نماید<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۴۹۵. نیز مسعودی، التنبیه و الاشراف، ص۳۴۱.</ref>. واقعه حمایت [[قبیله]] بنی کلاب از یحیی بن مهدی به عنوان فرستاده امام مهدی در [[سال ۲۸۱ هجری]]، نشاندهنده [[نفوذ]] [[اندیشه مهدویت]] و نقش آن در تحولات سیاسی و اجتماعی آن دوره میباشد. | |||
[[همراهی]] بنی کلاب با [[ناصر الدوله]] حمدانی در جریان [[لشکرکشی]] او برای [[جنگ]] با توزون [[ترکی]] در [[ربیع الاول]] [[سال ۳۳۲ هجری]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۳۴۱.</ref> و نیز [[فرار]] ابو فراس [[حارث بن سعید بن حمدان]] به سوی بنی کلاب در جریان تعقیب او توسط [[ابو المعالی بن سیف الدوله حمدانی]] در [[سال ۳۵۷ هجری]] هم، از دیگر [[اخبار]] واصله از این [[قوم]] در این برهه زمانی است. در سال ۳۵۷ هجری، [[ابو فراس]] حارث بن سعید بن حمدان -از شخصیتهای سیاسی و نظامی مهم آن دوران در منطقه [[حمص]]- که از [[حمایت مردم]] حمص برخوردار بود، در پی [[اختلافات]] و [[درگیریهای سیاسی]] و نظامی با ابو المعالی، [[ابو عمار]]، [[قاضی]] [[شهر]] را به [[قتل]] رساند و پس از [[غارت اموال]] او به قبیله بنی کلاب گریخت. او با بذل و بخششهای [[مالی]] گسترده به این قبیله، تلاش کرد تا حمایت آنها را جلب کند<ref>ذهبی، تاریخ الإسلام، ج۲۶، ص۳۱.</ref>. ابومعالی بن [[سیفالدوله]] حمدانی، سپاهی متشکل از مردان [[بنیکلاب]] و دیگر [[قبایل عرب]] فراهم آورد و به تعقیب [[ابوفراس]] پرداخت. این [[سپاه]] به [[فرماندهی]] قُرغُوَیه به سوی روستای «صدد» -در نزدیکی حمص- که ابوفراس در آن پناه گرفته بود رهسپار گردید. آنان موفق شدند شدند ابوفراس و یارانش را در محل اقامتش غافلگیر کنند و [[یاران]] ابوفراس را [[تسلیم]] وادارند. ابوفراس خود هم به صورت ناشناس در جمع یاران خود به اسیری تن داد؛ اما در میانه راه توسط قرغویه [[شناسایی]] و سپس کشته شد<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۸، ص۵۸۸.</ref>. | |||
بنا بر برخی نقلها، در [[سال ۴۳۲ هجری]]، گروهی از بنی جعفر بن کلاب وارد منطقه «افامیه» در بلاد [[روم]] شدند و در آنجا به [[فساد]] و [[غارت]] چندین روستا دست زدند. این اقدامات باعث شد تا [[رومیان]] که در آن منطقه حضور داشتند، به مقابله با آنان برخیزند. رومیان با تشکیل نیرویی نظامی، به [[جنگ]] با بنی جعفر بن کلاب پرداختند و در نهایت موفق شدند آنان را [[شکست]] داده و از منطقه افامیه بیرون برانند. این شکست برای بنی جعفر بن کلاب ضربهای سنگین بود و باعث [[تضعیف]] موقعیت آنان در منطقه شد<ref>ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۴۹۲.</ref>. | |||
ذکر نام برخی از کلابیها در شمار [[کارگزاران دولت]] [[عباسی]] هم از دیگر [[اخبار]] مهم این [[طایفه]] در دوران [[حکومت عباسیان]] است. از جمله این [[کارگزاران]] میتوان از [[جراح بن ملیح بن عدی]] -پدر [[وکیع بن جراح]] از روات شهیر [[اهل سنت]]- خزانهدار [[مهدی عباسی]]<ref>ابن قتیبه، المعارف، ص۵۰۷.</ref> و [[هارون الرشید]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۳۵۷.</ref> نام برد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||