بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۳۴: | خط ۱۳۴: | ||
[[امام پنجم]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: از هر سو از آنجا که روشنی [[عمود]] تابیده برای [[احترام]] آن خدای تعالی آن را حرم قرار داد و چون آن عمود و [[خیمه]] از [[بهشت]] بوده از این رو خدا [[ثواب]] و [[گناه]] را در حرم چند برابر قرار داده است<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۰.</ref> | [[امام پنجم]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} میفرماید: از هر سو از آنجا که روشنی [[عمود]] تابیده برای [[احترام]] آن خدای تعالی آن را حرم قرار داد و چون آن عمود و [[خیمه]] از [[بهشت]] بوده از این رو خدا [[ثواب]] و [[گناه]] را در حرم چند برابر قرار داده است<ref>وسائل الشیعه، ج۹، ص۳۳۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۱۰.</ref> | ||
== کوههای | == کوههای مکه == | ||
کوههای مکه عبارتاند از: اثبره، اخشبان (امین)، حبش، رحمت، صفا، مروه، صفایح، قزح، طیر، نَمَره، کوه نور (حرا)، کوه ابوقبیس، کوه ثور (اطحل)، کوه حجون، کوه خلیفه، کوه خَندَمه، کوه ثَبیر، کوه قُعَیقُعان، کوه فاضِح، کوه، مُحصَّب، کوه تُفّاحه، کوه مطابخ، کوه فَلَق کوه سَقَر<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۱۱۶.</ref>. | کوههای مکه عبارتاند از: اثبره، اخشبان (امین)، حبش، رحمت، صفا، مروه، صفایح، قزح، طیر، نَمَره، کوه نور (حرا)، کوه ابوقبیس، کوه ثور (اطحل)، کوه حجون، کوه خلیفه، کوه خَندَمه، کوه ثَبیر، کوه قُعَیقُعان، کوه فاضِح، کوه، مُحصَّب، کوه تُفّاحه، کوه مطابخ، کوه فَلَق کوه سَقَر<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۱۱۶.</ref>. | ||
# '''کوه حبش''': از کوههای مکه است. گروهی از [[قریش]] به [[ریاست]] [[ابوسفیان]] در پای آن هم [[عهد]] و هم قسم شدند تا در دفع دیگران با هم [[اتحاد]] کنند و در [[دشمنی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[سوگند]] یاد کردند<ref>تفسیر ابوالفتوح، ج۵، پاورقی ص۸۵.</ref>. | # '''کوه حبش''': از کوههای مکه است. گروهی از [[قریش]] به [[ریاست]] [[ابوسفیان]] در پای آن هم [[عهد]] و هم قسم شدند تا در دفع دیگران با هم [[اتحاد]] کنند و در [[دشمنی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} نیز [[سوگند]] یاد کردند<ref>تفسیر ابوالفتوح، ج۵، پاورقی ص۸۵.</ref>. | ||
# '''کوه [[حَجون]]''': نام کوهی است مشرف بر «[[مسجد]] الحَرَس» یا «مسجد الجِنّ». در دامنه آن درهای است به نام «دره سلاخها» یا «ابی دُبّ» که در دوره [[جاهلیت]] گورستان [[مردم]] مکه بوده است. کثیر بن کثیر درباره آن گورستان چنین سروده است: «در این حجون چه بسیار [[دوستان]] | # '''کوه [[حَجون]]''': نام کوهی است مشرف بر «[[مسجد]] الحَرَس» یا «مسجد الجِنّ». در دامنه آن درهای است به نام «دره سلاخها» یا «ابی دُبّ» که در دوره [[جاهلیت]] گورستان [[مردم]] مکه بوده است. کثیر بن کثیر درباره آن گورستان چنین سروده است: «در این حجون چه بسیار [[دوستان]] راستین از [[جوانان]] و [[پیران]] [[پاکدامن]] در [[گور]] آرمیدهاند»<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۵۲۰.</ref>. این کوه اکنون بر گورستان [[ابوطالب]] یا جنة المعلی مشرف است و پل حجون که در دوران اخیر در کنار آن ساخته شده، شاهراه بزرگی است که «المعابده» را به «[[منی]]» وصل میکند. | ||
# '''کوه خَلیفه''': کوهی مشرف بر «[[اجیاد]] بزرگ» است که از نام «[[خلیفه بن عمیر]]» گرفته شده؛ زیرا وی اولین کسی است که بر این کوه [[خانه]] ساخت. کوه خلیفه هنگام [[فتح مکه]]، گریزگاه و [[پناهگاه]] [[مشرکان]] بوده است. آنان همچون بزهای کوهی از [[ترس]] شمشیرهای [[مسلمانان]] از آن بالا رفته و چگونگی ورود [[پیامبر]]{{صل}} و [[یاران]] او به مکه و | # '''کوه خَلیفه''': کوهی مشرف بر «[[اجیاد]] بزرگ» است که از نام «[[خلیفه بن عمیر]]» گرفته شده؛ زیرا وی اولین کسی است که بر این کوه [[خانه]] ساخت. کوه خلیفه هنگام [[فتح مکه]]، گریزگاه و [[پناهگاه]] [[مشرکان]] بوده است. آنان همچون بزهای کوهی از [[ترس]] شمشیرهای [[مسلمانان]] از آن بالا رفته و چگونگی ورود [[پیامبر]]{{صل}} و [[یاران]] او به مکه و تصرف [[شهر]] را نظاره میکردهاند. نام این کوه در دوران [[جاهلی]] «کَید» بوده است<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۱۱۵.</ref>. | ||
# '''کوه خَندَمه''': از کوههای مکه است. این کوه بر «اجیاد صغیر» مشرف و پشت [[کوه]] «[[ابوقبیس]]» قرار دارد. فاکهی از [[ابن عباس]] [[روایت]] میکند که در این کوه هفتاد [[پیامبر]] مدفون شدهاند<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۴، ص۴۵.</ref>. [[شعب ابی طالب]] در فاصله | # '''کوه خَندَمه''': از کوههای مکه است. این کوه بر «اجیاد صغیر» مشرف و پشت [[کوه]] «[[ابوقبیس]]» قرار دارد. فاکهی از [[ابن عباس]] [[روایت]] میکند که در این کوه هفتاد [[پیامبر]] مدفون شدهاند<ref>اخبار مکه، فاکهی، ج۴، ص۴۵.</ref>. [[شعب ابی طالب]] در فاصله کوه خندمه و ابوقبیس قرار داشت. | ||
# '''کوه طاد''': قنات [[حُنَین]] که به قنات [[زبیده]] نیز معروف است از کوه بزرگی به نام «طاد» که میان کوههای گردنه قرار دارد، سرچشمه میگیرد، نام «طاد» تا به امروز به همین نام مشهور بوده، و نزدیک مزارع [[شرایع]]، کنار راه ماشین رو میان | # '''کوه طاد''': قنات [[حُنَین]] که به قنات [[زبیده]] نیز معروف است از کوه بزرگی به نام «طاد» که میان کوههای گردنه قرار دارد، سرچشمه میگیرد، نام «طاد» تا به امروز به همین نام مشهور بوده، و نزدیک مزارع [[شرایع]]، کنار راه ماشین رو میان مکه و [[طائف]] واقع شده است. آب از «کوه طاد» به نخلستان مزرعه حنین میرسیده، و زبیده خاتون آن بوستان را خریداری و آب را در جویهای مخصوصی به مکه منتقل ساخت. زبیده قنات دیگری نیز در [[وادی]] نعمان، کمی بالاتر از [[عرفات]]؛ احداث نموده که به نقل مورخان احداث این دو قنات، حدود یک میلیون و هفتصد هزار مثقال [[طلا]] [[هزینه]] در بر داشته است. وقتی مباشران، دفاتر ثبت هزینهها را به زبیده ارائه کردند، او در کاخ خود که مشرف بر دجله بود، [[فرمان]] داد تا دفاتر را به دجله بیاندازند و گفت: «این حساب را برای [[روز حساب]] درافکندیم» و فرمان داد به آنان جامهها و هدایای گرانبها بخشیدند. [[دولت]] سعودی نیز، مسیر قنات را از وادی نعمان تا مکه، لولهگذاری کرد و در ابتدای منطقه ابطح در سمت [[منا]]، مخزنهایی احداث نمود تا بتواند از این طریق و با لولهکشی کردن [[خانهها]]، آب را به منازل [[مردم]] برساند<ref>اخبار مکه، ازرقی، ج۲، ص۵۵۸ و ۵۵۹.</ref>. | ||
# '''کوه طَیر''': از کوههای مکه است واقع در دو طرف جاده [[تنعیم]]. میگویند «[[جبل]] الطیر» چهار کوه است، همان چهار کوهی است که [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} اجزای بدن پرنده را بر فراز آنان گذاشت و سپس آنها را فرا خواند و اجزای آنها به هم پیوست و به حالت نخستین برگشت. در این [[کوهها]] علامتهایی نیز از سنگ [[نصب]] شده است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۴۵.</ref>. | # '''کوه طَیر''': از کوههای مکه است واقع در دو طرف جاده [[تنعیم]]. میگویند «[[جبل]] الطیر» چهار کوه است، همان چهار کوهی است که [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} اجزای بدن پرنده را بر فراز آنان گذاشت و سپس آنها را فرا خواند و اجزای آنها به هم پیوست و به حالت نخستین برگشت. در این [[کوهها]] علامتهایی نیز از سنگ [[نصب]] شده است<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۱۴۵.</ref>. | ||
# '''کوه قُزَح''': از کوههای | # '''کوه قُزَح''': از کوههای مکه است. این [[کوه]] در بخش کوچکی از [[مزدلفه]] قرار دارد. از [[مناسک]] [[حضرت امام خمینی]] در بحث «[[مستحبات]] وقوف در [[مشعرالحرام]]» آمده است: [[مستحب]] است با تن و دلی آرام از [[عرفات]] به سوی مشعرالحرام متوجه شده و [[استغفار]] نماید... و اگر [[حاجی]] صروره باشد، مستحب است که در مشعرالحرام قدم بگذارد»<ref>مناسک حج، صص ۴۰۶ و ۴۰۷، مسأله ۹۹۵.</ref>. عبارت «مستحب است حاجی صروره، قدم در موقف مشعرالحرام بگذارد» این [[پرسش]] را پیش میآورد که مگر تمام [[حاجیان]] - اعم از صروره و غیر صروره در شب [[عید قربان]]، در مشعر وقوف نمیکنند؟ پس «[[استحباب]] قدم گذاشتن در مشعر» به چه معنی است؟ اقوال مختلفی مطرح است: | ||
## برخی گفتهاند: احتمالاً منظور از آن، با پای برهنه قدم گذاشتن از [[سرزمین]] مشعر است. | ## برخی گفتهاند: احتمالاً منظور از آن، با پای برهنه قدم گذاشتن از [[سرزمین]] مشعر است. | ||
## برخی گفتهاند: منظور آن است که قدم زدن را با پای خود انجام دهد نه با مرکب. | ## برخی گفتهاند: منظور آن است که قدم زدن را با پای خود انجام دهد نه با مرکب. | ||
## برخی نیز میگویند: مقصود از مشعرالحرام در این جا مزدلفه نیست، بلکه کوه [[قزح]] است که در بخشی از مزدلفه قرار دارد، ولی چون در مناسک [[فقیهان]] معاصر، همه جا مشعر به جای خود مزدلفه و تمام موقف استعمال شده، تعبیر مناسکی که فرمودهاند: «اگر حاجی صروره باشد مستحب است که در مشعرالحرام قدم بگذارد» مسامحهآمیز است و همین امر موجب خطای قائلین به قول اول و دوم شده است، در حالی که اصلاً سرزمین مشعر، مراد نیست. جالب این جاست که در مناسک [[صاحب جواهر]] در این مسأله دقت شده و ایشان در مستحبات وقوف در مزدلفه نفرمودهاند که «وطء مشعر برای صروره مستحب است» بلکه مانند [[ابن حمزه]]، در وسیله آوردهاند: {{عربی|و يستحب وطء قزح برجله، سيما الصرورة في حجة الاسلام، بل الاحوط ذلك؛ و الصعود عليه و ذكر الله (تعالى شأنه) و الدعاء}}<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۷، ص۴۶.</ref>. | ## برخی نیز میگویند: مقصود از مشعرالحرام در این جا مزدلفه نیست، بلکه کوه [[قزح]] است که در بخشی از مزدلفه قرار دارد، ولی چون در مناسک [[فقیهان]] معاصر، همه جا مشعر به جای خود مزدلفه و تمام موقف استعمال شده، تعبیر مناسکی که فرمودهاند: «اگر حاجی صروره باشد مستحب است که در مشعرالحرام قدم بگذارد» مسامحهآمیز است و همین امر موجب خطای قائلین به قول اول و دوم شده است، در حالی که اصلاً سرزمین مشعر، مراد نیست. جالب این جاست که در مناسک [[صاحب جواهر]] در این مسأله دقت شده و ایشان در مستحبات وقوف در مزدلفه نفرمودهاند که «وطء مشعر برای صروره مستحب است» بلکه مانند [[ابن حمزه]]، در وسیله آوردهاند: {{عربی|و يستحب وطء قزح برجله، سيما الصرورة في حجة الاسلام، بل الاحوط ذلك؛ و الصعود عليه و ذكر الله (تعالى شأنه) و الدعاء}}<ref>فصلنامه میقات حج، ش۵۷، ص۴۶.</ref>. | ||
# '''کوه قُعَیقُعان''': از کوههای مکه است واقع در غرب [[شهر]]. این کوه در مقابل «[[ابو قبیس]]» و سمت «[[مروه]]» قرار دارد که به آن [[کوه]] «جَزَّل» نیز گفتهاند. این کوه و [[ابوقبیس]] را [[اخشبان]] | # '''کوه قُعَیقُعان''': از کوههای مکه است واقع در غرب [[شهر]]. این کوه در مقابل «[[ابو قبیس]]» و سمت «[[مروه]]» قرار دارد که به آن [[کوه]] «جَزَّل» نیز گفتهاند. این کوه و [[ابوقبیس]] را [[اخشبان]] مکه خواندهاند. میگویند در حادثه [[انشقاق القمر]] نیمی از ماه بر کوه ابوقبیس و نیمی دیگر بر [[کوه قعیقعان]] دیده شد. شایان گفتن است که [[مسجدالحرام]] در میان کوه قعیقعان و ابوقبیس قرار دارد. در تسمیه آن گفتهاند: چون [[قبیله]] جُرهُم [[اسلحه]] خود را در آن مینهاد و در بانگ اسلحه در آن بلند میشد یا طایفه قطورا در این مکان مصاف دادند بانگ اسلحه برخاست. | ||
سایر کوههای مکه عبارتند از: [[فاضح]]، المُحَصّب، تُفّاحه، المَطابخ، الفَلَق، سَقَر<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۰۲-۸۱۰.</ref> | سایر کوههای مکه عبارتند از: [[فاضح]]، المُحَصّب، تُفّاحه، المَطابخ، الفَلَق، سَقَر<ref>تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، اصغر قائدان، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۰۲-۸۱۰.</ref> | ||
== حدود [[حرم]] == | == حدود [[حرم]] == | ||
مکه حرم امن الهی است که از جوانب و اطراف در نقاط خاصی محدود شده و مرز معینی دارد. ابراهیم{{ع}} بنا بر آنچه که [[جبرئیل]] به او [[تعلیم]] داده بود، علایمی را در حد و مرز حرم [[نصب]] کرد. از [[امام باقر]]{{ع}} درباره علت [[تحریم]] و تعیین حدود حرم نقل شده است: «وقتی [[آدم]]{{ع}} و [[حواء]]{{س}} از [[بهشت]] هبوط کرده و بر [[صفا و مروه]] نشستند، [[خداوند]] [[اعمال]] [[حج]] را به آن دو آموخت و خیمهای برپا شد که ستونهای آن از چوب درخت بهشتی به رنگ قرمز بود و [[نور]] آن به کوههای مکه و اطراف میتابید و لذا تا مسافتی که نور این ستونها میرسید از هر سمت، آن را حرم قرار دادند<ref>فروع کافی، کلینی، ج۴، ص۱۹۶.</ref>. بعضی نیز گفتهاند [[حضرت آدم]]{{ع}} پس از هبوط، از [[شیطان]] ترسید و به خداوند پناه برد، خداوند [[ملائکه]] را در هر گوشهای از مکه به حراست و نگاهبانی آدم گماشت؛ لذا بین آدم در مکه و این ملائکه حرم معین شد و یا این که هنگام قرار دادن [[حجر الاسود]] توسط ابراهیم{{ع}} خداوند هر چهار جهت را که حَجَر به سوی آن بود حرم قرار داد<ref>شفاء الغرام، فاسی المکی، ج۱، ص۸۵.</ref>. | |||
منابع تاریخی و مورخان شش طرف محدوده حرم را چنین معین کردهاند: | منابع تاریخی و مورخان شش طرف محدوده حرم را چنین معین کردهاند: | ||
# '''سمت [[طائف]] [[وادی]] عُرَنه''': از راه [[عرفات]] و در میان «نَمِرة» در عرفات است که در مورد فاصله آن با مکه اقوال مختلفی است. و بعضی آن را یازده مایل و بعضی هجده مایل (برابر با ۲۲ یا ۳۲ کیلومتر) ذکر کردهاند. بنابراین بخشی از [[سرزمین عرفات]] از حد حرم خارج خواهد بود و قسمتی که با علائمی بهویژه در داخل [[مسجد]] نمره (محل وقوف [[پیامبر]]{{صل}}) مشخص شده داخل حرم است. کسی که از این سمت قصد ورود به مکه داشته باشد، نمیتواند بدون [[احرام]] و تلبیه از آن بگذرد. | # '''سمت [[طائف]] [[وادی]] عُرَنه''': از راه [[عرفات]] و در میان «نَمِرة» در عرفات است که در مورد فاصله آن با مکه اقوال مختلفی است. و بعضی آن را یازده مایل و بعضی هجده مایل (برابر با ۲۲ یا ۳۲ کیلومتر) ذکر کردهاند. بنابراین بخشی از [[سرزمین عرفات]] از حد حرم خارج خواهد بود و قسمتی که با علائمی بهویژه در داخل [[مسجد]] نمره (محل وقوف [[پیامبر]]{{صل}}) مشخص شده داخل حرم است. کسی که از این سمت قصد ورود به مکه داشته باشد، نمیتواند بدون [[احرام]] و تلبیه از آن بگذرد. | ||
# '''سمت [[عراق]] (خِلّ المقطّع)''': از این سمت نیز حد حرم با اقوال مختلفی بین شش تا ده مایل (برابر با ۱۲ تا ۲۰ کیلومتر) ذکر شده است. مکان آن ثنیه «خِلُّ المُقَطَّع» است. [[عبدالله بن زبیر]] برای ترمیم [[کعبه]] قطعههای سنگ را از المُقَطَّع یعنی کوهی که در این حدود است به داخل [[شهر]] حمل میکرد. | # '''سمت [[عراق]] (خِلّ المقطّع)''': از این سمت نیز حد حرم با اقوال مختلفی بین شش تا ده مایل (برابر با ۱۲ تا ۲۰ کیلومتر) ذکر شده است. مکان آن ثنیه «خِلُّ المُقَطَّع» است. [[عبدالله بن زبیر]] برای ترمیم [[کعبه]] قطعههای سنگ را از المُقَطَّع یعنی کوهی که در این حدود است به داخل [[شهر]] حمل میکرد. | ||
# '''جِعرانه''': [[جعرانه]] مکانی است که یکی دیگر از حدود [[حرم]] را مشخص میکند. فاصله آن تا | # '''جِعرانه''': [[جعرانه]] مکانی است که یکی دیگر از حدود [[حرم]] را مشخص میکند. فاصله آن تا مکه را ۹ مایل و بعضی دوازده مایل (برابر با ۱۸ الی ۲۴ کیلومتر) ذکر کردهاند. حد حرم در جعرانه در شعب «[[آل]] [[عبدالله بن خالد بن اسید]]» است که در این مکان مسجدی به نام جعرانه وجود دارد. [[رسول خدا]]{{صل}} هنگامی که از [[غزوه حنین]] بازمیگشتند در این مکان [[محرم]] شدند. | ||
# '''[[تنعیم]]''': یکی از حدود حرم است که در سه مایلی (شش کیلومتری) مکه و در راه [[مدینه]] است. این مکان بین دو [[کوه]] «ناعم و نعیم» قرار دارد. [[پیامبر]]{{صل}} در این مکان نیز یک بار محرم شدهاند که در مکان [[احرام]] آن حضرت مسجدی ساختهاند که به نام «[[مسجد]] تنعیم» یا «مسجد [[عایشه]]» معروف شده است. امروزه آن را «مسجد العمره» نیز میخوانند. | # '''[[تنعیم]]''': یکی از حدود حرم است که در سه مایلی (شش کیلومتری) مکه و در راه [[مدینه]] است. این مکان بین دو [[کوه]] «ناعم و نعیم» قرار دارد. [[پیامبر]]{{صل}} در این مکان نیز یک بار محرم شدهاند که در مکان [[احرام]] آن حضرت مسجدی ساختهاند که به نام «[[مسجد]] تنعیم» یا «مسجد [[عایشه]]» معروف شده است. امروزه آن را «مسجد العمره» نیز میخوانند. | ||
# '''[[حدیبیه]]''': منطقه «حدیبیه» آغاز حرم در سمت [[جده]] است که در ده مایلی (بیست کیلومتری) مکه قرار دارد. در [[سال ششم هجری]]، [[صلح]] معروف «حدیبیه» و [[بیعت]] «[[رضوان]]» در این مکان بسته شد، به همین مناسبت بعدها در آنجا مسجدی به نام «رضوان» یا «حدیبیه» ساختند. | # '''[[حدیبیه]]''': منطقه «حدیبیه» آغاز حرم در سمت [[جده]] است که در ده مایلی (بیست کیلومتری) مکه قرار دارد. در [[سال ششم هجری]]، [[صلح]] معروف «حدیبیه» و [[بیعت]] «[[رضوان]]» در این مکان بسته شد، به همین مناسبت بعدها در آنجا مسجدی به نام «رضوان» یا «حدیبیه» ساختند. | ||