←رويكرد تعيينی و تفضيلی در مصداق شناسی آيه
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
رواياتي كه در آنها [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق آيه معرفي شدهاند، را به واسطه تفاوت رويكرد ميتوان به دو دسته كلي تقسيم كرد: | رواياتي كه در آنها [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق آيه معرفي شدهاند، را به واسطه تفاوت رويكرد ميتوان به دو دسته كلي تقسيم كرد: | ||
# '''رويكرد تعييني:''' در اين دسته از روايات صرفاً مصداق شناسي شده و توضيح مؤثري نيامده است. در اين روايات گاه به شخص [[اميرالمؤمنين]]{{ع}} و گاه به مجموع [[ائمه]] اطهار{{عم}} اشاره شده است. براي نمونه [[امام باقر]]{{ع}} در حديثي جدشان اميرالمؤمنين{{ع}} را مصداق آيه برشمردهاند: {{متن حدیث|قَالَ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{ع}}»<ref>صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۳، ح۴.</ref> و در فرمايش ديگري مصاديق آيه را تعميم داده و كل ائمه{{عم}} را مشمول آن دانستهاند: {{متن حدیث|قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِيٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِّ}}<ref>كليني، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۲۹، ح۶.</ref>. | # '''رويكرد تعييني:''' در اين دسته از روايات صرفاً مصداق شناسي شده و توضيح مؤثري نيامده است. در اين روايات گاه به شخص [[اميرالمؤمنين]]{{ع}} و گاه به مجموع [[ائمه]] اطهار{{عم}} اشاره شده است. براي نمونه [[امام باقر]]{{ع}} در حديثي جدشان اميرالمؤمنين{{ع}} را مصداق آيه برشمردهاند: {{متن حدیث|قَالَ هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{ع}}»<ref>صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۳، ح۴.</ref> و در فرمايش ديگري مصاديق آيه را تعميم داده و كل ائمه{{عم}} را مشمول آن دانستهاند: {{متن حدیث|قَالَ إِيَّانَا عَنَى وَ عَلِيٌّ أَوَّلُنَا وَ أَفْضَلُنَا وَ خَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِّ}}<ref>كليني، محمد بن یعقوب، کافی، ج۱، ص۲۲۹، ح۶.</ref>. | ||
# '''رويكرد تفضيلي:''' اين روايات بیشتر آيه آخر [[سوره رعد]] را در مقايسه با آيه ۴۰ سوره نمل بيان كردهاند. به ديگر سخن در [[مقام]] بيان افضليتِ {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} بر {{متن قرآن|من عنده علم من الكتاب}} بودهاند. طبق اين آيه و در راستاي [[اجابت]] تقاضاي [[حضرت سلیمان]]{{ع}} مبني بر احضار تخت بلقيس و پس از اعلام آمادگي عفريت [[جن]]، اين بار از ميان طايفه انس كسي اعلام آمادگي كرد كه پيش از چشم بر هم زدني تخت مورد نظر را حاضر ميكرد. طبق روايات اين فرد، شخصي غير از خود سليمان، و نامش [[آصف بن | # '''رويكرد تفضيلي:''' اين روايات بیشتر آيه آخر [[سوره رعد]] را در مقايسه با آيه ۴۰ سوره نمل بيان كردهاند. به ديگر سخن در [[مقام]] بيان افضليتِ {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} بر {{متن قرآن|من عنده علم من الكتاب}} بودهاند. طبق اين آيه و در راستاي [[اجابت]] تقاضاي [[حضرت سلیمان]]{{ع}} مبني بر احضار تخت بلقيس و پس از اعلام آمادگي عفريت [[جن]]، اين بار از ميان طايفه انس كسي اعلام آمادگي كرد كه پيش از چشم بر هم زدني تخت مورد نظر را حاضر ميكرد. طبق روايات اين فرد، شخصي غير از خود سليمان، و نامش [[آصف بن برخیا]] بوده است<ref>طبرسي، مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۳.</ref> در اين آيه منشأ [[قدرت]] مشخص است و خداوند آن را «[[علم]] في الجمله به الكتاب» معرفي ميكند؛ به گونهاي كه دارنده آن مىتواند بـه جـاى شنيدن صدا و ديدن تصوير، خود اشيا و موجودات را جابه جا كند. در اين آيه، آصف بن برخيا فعل را به خودش مستند كرد {{متن قرآن|آتيك}} و مهمتر آنكه فعل ادعايي محقق شد؛ به گونهاي كه سليمان آن تخت را ديد: {{متن قرآن| فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ}}<ref>سوره نمل، آیه۴۱.</ref> و شكرگزاري كرد: {{متن قرآن|هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ}}<ref>طبرسي، مجمع البیان، ج۷، ص۲۲۳.</ref> عبارت {{متن قرآن|هذا من فضل ربي}} خود [[گواه]] اين است كه در عين انتساب حقيقي و غير مجازي فعل به فاعل، اين قدرت استقلالي نبوده و به تبع [[اراده]] و فضل خدا شكل گرفته و لذا هيچ منافاتي با توحيد افعالي ندارد. در مقايسه اين دو آيه در نگاه نخست، به نظر ميرسد اين افضليت بيشتر از حيث علمي مدنظر بوده است تا فعلي؛ يعني در جهت اثبات افضليت [[امامان معصوم]]{{عم}} اعلميت آنها برجسته و كانون توجه بـوده اسـت تـا اقدر بودن آنها در تصرف تكويني. ازهمين رو در بيان مصداق {{متن قرآن|من عنده علم الكتاب}} تصريح كردهاند كه {{متن حدیث|نزلت في علي بن ابي طالب انه عالم هذه الامة بعد رسـول الله}}<ref>مجلسي، بحارالانوار، ج۳۵، ص۴۳۲، ح۱۱؛ صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۶، ح۱۷ ـ ۱۸.</ref> همچنين در برخي روايات در ميان قلمروهاي مختلف [[دانش]]، علم غيب [[ائمه]]{{عم}} به طور خاص كانون توجه قرار گرفته است. در روايتي سليمان بن سدير نقل ميكند [[امام صادق]]{{ع}} در مجلسي عمومي فرمودند: «تعجب است از قومي كه فكر ميكنند ما علم غيب ميدانيم و حال آنكه علم غيب را تنها [[خدا]] ميداند. من قصد تنبيه كنيزم را كردهام اما نميدانم كجاست و در كدام يك از اتاقهاي [[منزل]] مخفي شده است». سليمان ميگويد پس از اينكه حضرت از مجلس عمومي خارج و وارد [[خانه]] شدند، به حضرت عرضه داشتم كه ما ميدانيم كه شما [[علم]] كثير ميدانـيد... حضرت فرمودند: «اي سليمان! آيا [[قرآن]] ميخواني؟» عرض كردم: آري، قرائت ميكنم. فرمودند: «آيا در ميان آياتي كه قرائت كردهاي آيه: {{متن قرآن|قالَ الذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتاب أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتـَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ»}} را هم خواندهاي؟». گفتم: آري خواندهام. فرمودند: «آيا ميداني آن مرد كه بود و بهره او از [[علم]] الكتاب چقدر بود؟» حضرت ادامه دادند كه مقدار علم او از علم الكتاب به اندازه قطرهاي از درياي اخضر بوده است. گفتم: چه بسيار كم است اين اندازه؟ فرمودند: چه بسيار است كه خداي عزوجل او را منسوب به آن علمي كرده است كه من به تو خبر ميدهم؛ اي سدير آيا در آنچه از [[قرآن]] خواندي اين آيه را خواندي: {{متن قرآن|قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ كُلُّهُ}} گفتم: آن را خواندهام. فرمودند: «كسي كه همه علم الكتاب را دارد با فهمتر است يا كسي كه جزئي از آن را دارد؟». گفتم: آنكه علم همه كتاب را دارد با فهمتر است. آنگاه با دست خود اشاره به سينه خود كردند و فرمودند: «به خدا علم كتاب نزد ماست، به خدا همهاش نزد ماست»<ref>صفار، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۳، ح۳؛ كليني، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۲۵۷، ح۳.</ref>.<ref> [[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت (مقاله)|ارتباط مفهوم علم الكتاب و ولایت تكوینی اهل بیت]]، ص۱۰۱.</ref>. | ||
== دلالت [[آیه]] == | == دلالت [[آیه]] == | ||