بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | | موضوع مرتبط = آیات امامت امام علی | ||
| خط ۲۲: | خط ۲۱: | ||
}} | }} | ||
''' | '''آیه مباهله''' {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} ۶۱ [[سورۀ آل عمران]] است که مربوط به داستان مباهلۀ [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و همراه کردن اهل بیتشان با خود در برابر نصارای [[نجران]] است. از منظر متکلمان اسلامی این [[آیه]] علاوه بر دلالت بر صدق دعوی نبوت و حقانیت [[پیامبر اکرم]] {{صل}}، بر افضلیت اهل بیت{{عم}} و به تبع امامت آنها به ویژه امیرالمومنین {{ع}} که به عنوان نفس رسول خدا{{صل}} از او یاد شده، دلالت دارد. به کار رفتن واژه {{متن قرآن|ابناءنا}} و اراده حسنین{{عم}} از آن نیز، حکایت از آن دارد که فرزندان دختری انسان نیز فرزند خود انسان محسوب میشود. | ||
== معناشناسی مباهله == | == معناشناسی مباهله == | ||
[[مباهله]] در لغت به معنای ملاعنه، نفرین کردن شخص [[دروغگو]] و [[ظالم]]، [[ابتهال]] و [[تضرّع]] به درگاه [[خدا]] برای دفع بلا از خود یا نزول [[بلا]] بر ظالم است و این کار از گذشته بین [[عرب]] متداول بوده و میگفتند: {{عربی|لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِ مِنَّا}}<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج١١، ص٧٢.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۲۸؛ [[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[مباهله (مقاله)|مباهله]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۶۱.</ref> | |||
مباهله در اصطلاح به عملی گفته میشود که دو یا چند نفر مخالف در مسئلۀ مهم [[دینی]] یک جا جمع شوند و با اصرار و [[تضرع]] به درگاه [[خداوند]] از او بخواهند [[باطل]] را [[رسوا]] و [[مجازات]] کند<ref>حسن بن عبدالله ابوهلال عسکری، معجم الفروق اللغویه، ص۲۰.</ref>، همان کاری که پیامبر اسلام{{صل}} در برابر [[مسیحیان]] نجران کرد و این کار بیانگر تلاشهای فراوان [[رسول اکرم]]{{صل}} برای [[دعوت]] [[اهل کتاب]] به [[دین اسلام]] بوده است<ref>ر.ک: [[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[مباهله (مقاله)|مباهله]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۶۱.</ref>. به عبارت دیگر [[مباهله]] به این معنا است که کسانی بر سر مسئله مهم [[دینی]] با یکدیگر مجادله کنند و هیچ یک سخن طرف دیگر را نپذیرد. از این رو در جایی حضور یابند و با دعایی خاص و [[تضرع]] و [[زاری]]، از [[خداوند]] بخواهند که از میان آنها [[دروغگو]] را رسوا و مجازات کند<ref>مجمع البحرین، ۱/ ص ۲۵۸.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 50.</ref> | |||
مباهله در اصطلاح به عملی گفته میشود که دو یا چند نفر مخالف در مسئلۀ مهم [[دینی]] یک جا جمع شوند و با اصرار و [[تضرع]] به درگاه [[خداوند]] از او بخواهند [[باطل]] را [[رسوا]] و [[مجازات]] کند<ref>حسن بن عبدالله ابوهلال عسکری، معجم الفروق اللغویه، ص۲۰.</ref>، همان کاری که پیامبر اسلام{{صل}} در برابر [[مسیحیان]] نجران کرد و این کار بیانگر تلاشهای فراوان [[رسول اکرم]]{{صل}} برای [[دعوت]] [[اهل کتاب]] به [[دین اسلام]] بوده است<ref>ر.ک: [[زینب ابراهیمی|ابراهیمی، زینب]]، [[مباهله (مقاله)|مباهله]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۲]]، ص۲۶۱.</ref>به عبارت دیگر [[مباهله]] به این معنا است که کسانی بر سر مسئله مهم [[دینی]] با یکدیگر مجادله کنند و هیچ یک سخن طرف دیگر را نپذیرد. از این رو در جایی حضور یابند و با دعایی خاص و [[تضرع]] و [[زاری]]، از [[خداوند]] بخواهند که از میان آنها [[دروغگو]] را رسوا و مجازات کند<ref>مجمع البحرین، ۱/ ص ۲۵۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 50.</ref> | |||
== شأن نزول آیه == | == شأن نزول آیه == | ||
{{اصلی|شأن نزول آیه مباهله}} | {{اصلی|شأن نزول آیه مباهله}} | ||
در [[روایات اسلامی]] آمده است [[مسیحیان نجران]] برای تحقیق درباره [[اسلام]] نمایندگانی را به [[مدینه]] فرستادند تا با پیامبر اسلام{{صل}} دیدار و گفتگو کنند. مسیحیان نزد حضرت آمده و پرسیدند: [[مردم]] را به چه [[دینی]] [[دعوت]] میکنی؟ فرمود: به [[شهادت]] دادن به اینکه جز [[الله]] معبودی نیست و اینکه من فرستاده خدایم و اینکه [[عیسی]] بندهای است مخلوق که میخورد و مینوشید و سخن میگفت. | در [[روایات اسلامی]] آمده است [[مسیحیان نجران]] برای تحقیق درباره [[اسلام]] نمایندگانی را به [[مدینه]] فرستادند تا با پیامبر اسلام{{صل}} دیدار و گفتگو کنند. مسیحیان نزد حضرت آمده و پرسیدند: [[مردم]] را به چه [[دینی]] [[دعوت]] میکنی؟ فرمود: به [[شهادت]] دادن به اینکه جز [[الله]] معبودی نیست و اینکه من فرستاده خدایم و اینکه [[عیسی]] بندهای است مخلوق که میخورد و مینوشید و سخن میگفت. آنها پرسیدند: اگر عیسی مخلوق و [[بنده]] بود، پدرش که بود؟ | ||
آنها پرسیدند: اگر عیسی مخلوق و [[بنده]] بود، پدرش که بود؟ | |||
در اینجا به رسول خدا {{صل}} [[وحی]] شد که به ایشان بگو: شما درباره [[آدم]] چه میگویید؟ آیا بندهای مخلوق بود، میخورد و مینوشید و سخن میگفت و عمل [[زناشویی]] انجام میداد یا نه؟ رسول خدا {{صل}} که این سؤالات را از ایشان پرسید، آنها جواب دادند: بله؛ بندهای مخلوق بود و کارهایی که برشمردی را میکرد. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: اگر بنده و مخلوق بود پدرش که بود؟ مسیحیان مبهوت و مغلوب شدند و [[خدای تعالی]] این [[آیه]] را فرستاد: {{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بیدرنگ موجود شد» سوره آل عمران، آیه ۵۹.</ref> اما مسیحیان همچنان بر ادعای باطل خود ماندند از این رو خدای متعال این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>. | در اینجا به رسول خدا {{صل}} [[وحی]] شد که به ایشان بگو: شما درباره [[آدم]] چه میگویید؟ آیا بندهای مخلوق بود، میخورد و مینوشید و سخن میگفت و عمل [[زناشویی]] انجام میداد یا نه؟ رسول خدا {{صل}} که این سؤالات را از ایشان پرسید، آنها جواب دادند: بله؛ بندهای مخلوق بود و کارهایی که برشمردی را میکرد. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: اگر بنده و مخلوق بود پدرش که بود؟ مسیحیان مبهوت و مغلوب شدند و [[خدای تعالی]] این [[آیه]] را فرستاد: {{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«داستان عیسی نزد خداوند چون داستان آدم است که او را از خاک آفرید و سپس فرمود: باش! و بیدرنگ موجود شد» سوره آل عمران، آیه ۵۹.</ref> اما مسیحیان همچنان بر ادعای باطل خود ماندند از این رو خدای متعال این آیه را نازل فرمود: {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>. | ||
| خط ۵۱: | خط ۴۷: | ||
== مصداق شناسی آیه == | == مصداق شناسی آیه == | ||
===مصداق {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}}=== | === مصداق {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} === | ||
براساس [[روایات]] و نظرات [[مفسران]] واژۀ {{متن قرآن| أَبْنَاءَنا}} در [[آیه]] به معنای پسران بوده و مصداق آن [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{ع}} است و به دلالت این آیه، [[فرزند]] دختری هر کس [[فرزند]] اوست و لذا پسران [[حضرت زهرا]] {{س}} پسران [[رسول خدا]] {{صل}} به شمار میآیند. | براساس [[روایات]] و نظرات [[مفسران]] واژۀ {{متن قرآن| أَبْنَاءَنا}} در [[آیه]] به معنای پسران بوده و مصداق آن [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{ع}} است و به دلالت این آیه، [[فرزند]] دختری هر کس [[فرزند]] اوست و لذا پسران [[حضرت زهرا]] {{س}} پسران [[رسول خدا]] {{صل}} به شمار میآیند. | ||
=== مصداق {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} و {{متن قرآن|أَنفُسَنَا}}=== | === مصداق {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} و {{متن قرآن|أَنفُسَنَا}} === | ||
طبق روایات، مصداق {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} نیز حضرت زهرا {{س}} است و مراد از {{متن قرآن|أَنفُسَنَا}} طبق نظر برخی دانشمندان [[اهل تسنن]] خود [[پیامبر]] {{صل}} نیست؛ چون دعوت کننده غیر از [[دعوت]] شونده است و هیچ کس خود را دعوت نمیکند طبق نظر [[شیعه]] {{متن قرآن|أَنفُسَنَا}} کسی است که به منزلۀ [[جان]] پیامبر {{صل}} و کسی است که حضرت رسول {{صل}} به او فرمودند: {{متن حدیث| يَا عَلِيُّ مَنْ قَتَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِي وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنِي لِأَنَّكَ مِنِّي كَنَفْسِي }}<ref>صدوق، الامالی، ص۹۳؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۲۲.</ref>؛ {{متن حدیث|رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي}}<ref>صدوق، الامالی، ص۸۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۴۹. </ref>؛ {{متن حدیث|يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي}}<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۱۸۵؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۷۸؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۷؛ تسنیم، ج۱۴ ص۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۸۴ ـ ۸۹.</ref> | طبق روایات، مصداق {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} نیز حضرت زهرا {{س}} است و مراد از {{متن قرآن|أَنفُسَنَا}} طبق نظر برخی دانشمندان [[اهل تسنن]] خود [[پیامبر]] {{صل}} نیست؛ چون دعوت کننده غیر از [[دعوت]] شونده است و هیچ کس خود را دعوت نمیکند طبق نظر [[شیعه]] {{متن قرآن|أَنفُسَنَا}} کسی است که به منزلۀ [[جان]] پیامبر {{صل}} و کسی است که حضرت رسول {{صل}} به او فرمودند: {{متن حدیث| يَا عَلِيُّ مَنْ قَتَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِي وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنِي لِأَنَّكَ مِنِّي كَنَفْسِي }}<ref>صدوق، الامالی، ص۹۳؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۲۲.</ref>؛ {{متن حدیث|رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي}}<ref>صدوق، الامالی، ص۸۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۳۴۹. </ref>؛ {{متن حدیث|يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي}}<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۱۸۵؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴۰، ص۷۸؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۷؛ تسنیم، ج۱۴ ص۴۶۱.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۸۴ ـ ۸۹.</ref> | ||
== دلالت آیه مباهله == | == دلالت آیه مباهله == | ||
=== دلالت بر حقانیت دین اسلام === | === دلالت بر حقانیت دین اسلام === | ||
با توجه به شان نزولی که بیان شد، [[جریان مباهله]] و عقب نشینی [[مسیحیان نجران]] از [[مباهله]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[اهل بیت]] آن حضرت{{عم}}، خود دلیل روشنی بر [[اثبات]] | با توجه به شان نزولی که بیان شد، [[جریان مباهله]] و عقب نشینی [[مسیحیان نجران]] از [[مباهله]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[اهل بیت]] آن حضرت{{عم}}، خود دلیل روشنی بر [[اثبات]] حقانیت اسلام بر [[مسیحیت]] و بلکه سایر [[ادیان]] است. | ||
=== دلالت آیه بر افضلیت اهل بیت {{عم}} === | === دلالت آیه بر افضلیت اهل بیت {{عم}} === | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۱: | ||
# جهت نخست، اقدام رسول خدا{{صل}} بر دعوت امیرالمؤمنین، [[حضرت صدیقه طاهره]]، [[امام مجتبی]] و [[حضرت سیدالشهداء]]{{عم}} است که بیانگر این حقیقت است که آن بزرگواران محبوبترین افراد نزد رسول خدا{{صل}} بودهاند و روشن است که محبوبترین فرد نزد پیامبر، بافضیلتترین افراد [[امت پیامبر]]{{صل}} خواهد بود. | # جهت نخست، اقدام رسول خدا{{صل}} بر دعوت امیرالمؤمنین، [[حضرت صدیقه طاهره]]، [[امام مجتبی]] و [[حضرت سیدالشهداء]]{{عم}} است که بیانگر این حقیقت است که آن بزرگواران محبوبترین افراد نزد رسول خدا{{صل}} بودهاند و روشن است که محبوبترین فرد نزد پیامبر، بافضیلتترین افراد [[امت پیامبر]]{{صل}} خواهد بود. | ||
# یکی از جهات دیگری که بر [[افضلیت اهل بیت]]{{عم}} دلالت دارد، عمل [[رسول خدا]]{{صل}} در [[دعوت]] از [[اهل بیت]]{{عم}} برای [[مباهله]] با دشمنان دین است که نشانگر عظمت و جلالت ایشان نزد [[خداوند]] است؛ زیرا رسول خدا{{صل}} از میان [[همسران]] و [[خویشاوندان]] خود تنها [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امام مجتبی]] و [[سیدالشهداء]]{{عم}} را برگزیده و احدی از [[بنوهاشم]] و خویشاوندان خود را در این امر با آنان [[شریک]] نساخته است، تا چه رسد به [[اصحاب]] خود و سایر [[مسلمانان]]! و چنانچه در میان مسلمانان احدی از نظر جایگاه و [[منزلت]] نظیر اهل بیت{{عم}} بود، اختصاص این امر به ایشان وجهی نداشت. | # یکی از جهات دیگری که بر [[افضلیت اهل بیت]]{{عم}} دلالت دارد، عمل [[رسول خدا]]{{صل}} در [[دعوت]] از [[اهل بیت]]{{عم}} برای [[مباهله]] با دشمنان دین است که نشانگر عظمت و جلالت ایشان نزد [[خداوند]] است؛ زیرا رسول خدا{{صل}} از میان [[همسران]] و [[خویشاوندان]] خود تنها [[امیرالمؤمنین]]، [[حضرت فاطمه]]، [[امام مجتبی]] و [[سیدالشهداء]]{{عم}} را برگزیده و احدی از [[بنوهاشم]] و خویشاوندان خود را در این امر با آنان [[شریک]] نساخته است، تا چه رسد به [[اصحاب]] خود و سایر [[مسلمانان]]! و چنانچه در میان مسلمانان احدی از نظر جایگاه و [[منزلت]] نظیر اهل بیت{{عم}} بود، اختصاص این امر به ایشان وجهی نداشت. | ||
# یکی دیگر از وجوه دلالت [[داستان مباهله]] بر افضلیت اهل بیت{{عم}}، [[یاری دین خدا]] توسط ایشان است. زمانی که رسول خدا با اهل بیت برای مباهله خارج شدند، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به ایشان فرمود: {{متن حدیث|إِذَا أَنَا دَعَوْتُ فَأَمِّنُوا}}؛ هر گاه من [[نفرین]] کردم شما آمین بگویید و هنگامی که [[نصرانیان]] رسول خدا و اهل بیت ایشان{{عم}} را مشاهده کردند، اسقف آنان گفت: {{متن حدیث|إِنِّي لَأَرَى وُجُوهاً لَوْ سَأَلُوا اللَّهَ أَنْ يُزِيلَ جَبَلًا مِنْ مَكَانِهِ لَأَزَالَهُ، فَلَا تُبَاهِلُوا فَتَهْلِكُوا وَ لَا يَبْقَى عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ نَصْرَانِيٌّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۱، ص۴۳۴؛ تفسیر الثعلبی، ج۳، ص۸۵؛ تفسیر البغوی، ج۱، ص۳۱۰؛ تفسیر النسفی، ج۱، ص۱۵۸؛ تفسیر الرازی، ج۸، ص۸۵؛ تفسیر البیضاوی، ج۲، ص۴۷؛ تفسیر أبی السعود، ج۲، ص۴۶؛ تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۸۹؛ مناقب علی بن أبی طالب{{ع}} ومانزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۲۲۷-۲۲۸، ح۳۲۲؛ السیرة الحلبیة، ج۳، ص۲۳۶.</ref>؛ من چهرههایی را میبینم که اگر از خداوند درخواست کنند کوهی از کوههایش را از جا برکند، قطعاً آن را از جا برخواهند کَند. پس مباهله نکنید که هلاک میشوید و در روی [[زمین]] تا [[روز قیامت]] یک [[نصرانی]] هم باقی نمیماند. این جریان به خوبی نقش [[اهل بیت]] را در ثبوت [[نبوت]] و [[راستی]] گفتار رسول خدا روشن میکند. همچنین بیانگر آن است که اگر دشمنان دین خدا با ایشان وارد مباهله میشدند، خداوند به واسطه اهل بیت{{عم}} دشمنان دین خود را [[خوار]] و نابود میکرد. پس ایشان سهم بزرگ و تأثیر فراوانی در [[یاری دین خدا]] و [[رسول گرامی اسلام]] داشتهاند. بدیهی است کسی که چنین جایگاهی در مباهله داشته باشد، به [[یقین]] [[برتر]] و بافضیلتتر از کسانی است که از این جایگاه برخوردار نیستند | # یکی دیگر از وجوه دلالت [[داستان مباهله]] بر افضلیت اهل بیت{{عم}}، [[یاری دین خدا]] توسط ایشان است. زمانی که رسول خدا با اهل بیت برای مباهله خارج شدند، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به ایشان فرمود: {{متن حدیث|إِذَا أَنَا دَعَوْتُ فَأَمِّنُوا}}؛ هر گاه من [[نفرین]] کردم شما آمین بگویید و هنگامی که [[نصرانیان]] رسول خدا و اهل بیت ایشان{{عم}} را مشاهده کردند، اسقف آنان گفت: {{متن حدیث|إِنِّي لَأَرَى وُجُوهاً لَوْ سَأَلُوا اللَّهَ أَنْ يُزِيلَ جَبَلًا مِنْ مَكَانِهِ لَأَزَالَهُ، فَلَا تُبَاهِلُوا فَتَهْلِكُوا وَ لَا يَبْقَى عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ نَصْرَانِيٌّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ}}<ref>الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۱، ص۴۳۴؛ تفسیر الثعلبی، ج۳، ص۸۵؛ تفسیر البغوی، ج۱، ص۳۱۰؛ تفسیر النسفی، ج۱، ص۱۵۸؛ تفسیر الرازی، ج۸، ص۸۵؛ تفسیر البیضاوی، ج۲، ص۴۷؛ تفسیر أبی السعود، ج۲، ص۴۶؛ تفسیر الآلوسی، ج۳، ص۱۸۹؛ مناقب علی بن أبی طالب{{ع}} ومانزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۲۲۷-۲۲۸، ح۳۲۲؛ السیرة الحلبیة، ج۳، ص۲۳۶.</ref>؛ من چهرههایی را میبینم که اگر از خداوند درخواست کنند کوهی از کوههایش را از جا برکند، قطعاً آن را از جا برخواهند کَند. پس مباهله نکنید که هلاک میشوید و در روی [[زمین]] تا [[روز قیامت]] یک [[نصرانی]] هم باقی نمیماند. این جریان به خوبی نقش [[اهل بیت]] را در ثبوت [[نبوت]] و [[راستی]] گفتار رسول خدا روشن میکند. همچنین بیانگر آن است که اگر دشمنان دین خدا با ایشان وارد مباهله میشدند، خداوند به واسطه اهل بیت{{عم}} دشمنان دین خود را [[خوار]] و نابود میکرد. پس ایشان سهم بزرگ و تأثیر فراوانی در [[یاری دین خدا]] و [[رسول گرامی اسلام]] داشتهاند. بدیهی است کسی که چنین جایگاهی در مباهله داشته باشد، به [[یقین]] [[برتر]] و بافضیلتتر از کسانی است که از این جایگاه برخوردار نیستند<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص ۳۲۶.</ref>. | ||
# علاوه بر آنچه گفته شد، از | # علاوه بر آنچه گفته شد، از آیه مباهله و قول و فعل [[رسول خدا]]{{صل}} این نتیجه نیز به دست میآید کـه [[حضرت صدیقه طاهره]]{{س}} از همه [[مسلمانان]] و [[صحابه]] بافضیلتتر است. همچنین به اجماع همه مسلمانان، [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از حضرت فاطمه{{س}} افضل است؛ در نتیجه امیرالمؤمنین{{ع}} افضل از آن دو خواهد بود. | ||
# [[روایات]]: روایات فراوانی در منابع معتبر شیعه و [[اهل سنت]] آمده است که با صراحت به برتری اهل بیت{{ع}} اشاره دارند<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْداً فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَسُبَ أَبَا تُرَابٍ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتَ ثَلَاثاً قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأْنَّ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} یَقُولُ لَهُ وَ قَدْ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَ الصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَ مَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَ سَمِعْتُهُ یَوْمَ خَیْبَرَ یَقُولُ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیّاً فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ الْعَیْنِ فَبَصَقَ فِی عَیْنَیْهِ وَ دَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَی یَدَیْهِ وَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ- ﴿فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ﴾ دَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَیْناً{{ع}} وَ قَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی}}؛ خوارزمی، موفق بن احمد، مناقب الخوارزمی، ص۵۹؛ أحمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۱۸۵؛ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۷، ص۱۲۰؛ بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۶۳۱؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۳۲.</ref>. | # [[روایات]]: روایات فراوانی در منابع معتبر شیعه و [[اهل سنت]] آمده است که با صراحت به برتری اهل بیت{{ع}} اشاره دارند<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْداً فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ أَنْ تَسُبَ أَبَا تُرَابٍ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتَ ثَلَاثاً قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأْنَّ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} یَقُولُ لَهُ وَ قَدْ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَ الصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَ مَا تَرْضَی أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَ سَمِعْتُهُ یَوْمَ خَیْبَرَ یَقُولُ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیّاً فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ الْعَیْنِ فَبَصَقَ فِی عَیْنَیْهِ وَ دَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَی یَدَیْهِ وَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ- ﴿فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ﴾ دَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} عَلِیّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَیْناً{{ع}} وَ قَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی}}؛ خوارزمی، موفق بن احمد، مناقب الخوارزمی، ص۵۹؛ أحمد بن حنبل، مسند، ج۱، ص۱۸۵؛ نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، ج۷، ص۱۲۰؛ بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۶۳۱؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۲۳۲.</ref>. | ||
# عدم پذیرش [[مباهله]] از سوی [[مسیحیان]] [[نجران]]: این ماجرا، در بردارندۀ دلیلی محکم بر فضل و [[برتری اهل بیت]]{{ع}} و برهانی روشن بر [[نبوّت]] [[پیامبر]]{{صل}} است؛ چراکه هیچ موافق و مخالفی [[روایت]] نکرده است که مسیحیان درخواست ایشان برای مباهله را [[اجابت]] کردهاند. | # عدم پذیرش [[مباهله]] از سوی [[مسیحیان]] [[نجران]]: این ماجرا، در بردارندۀ دلیلی محکم بر فضل و [[برتری اهل بیت]]{{ع}} و برهانی روشن بر [[نبوّت]] [[پیامبر]]{{صل}} است؛ چراکه هیچ موافق و مخالفی [[روایت]] نکرده است که مسیحیان درخواست ایشان برای مباهله را [[اجابت]] کردهاند. | ||
| خط ۷۳: | خط ۶۹: | ||
# مورد [[استدلال]] قرار گرفتن آیۀ مباهله: واقعۀ مباهله در استدلالها و احتجاجهای [[ائمه]]{{ع}} بارها بازگو شده و خود [[حضرت علی]]{{ع}} نیز در بیان [[فضایل]] خود به آیۀ مباهله استدلال کردهاند<ref>کتاب الخصال، ج۲، ص۵۵۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۹، ص۹؛ جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج۱۴، ص۴۸۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۹۰ـ۹۳.</ref> | # مورد [[استدلال]] قرار گرفتن آیۀ مباهله: واقعۀ مباهله در استدلالها و احتجاجهای [[ائمه]]{{ع}} بارها بازگو شده و خود [[حضرت علی]]{{ع}} نیز در بیان [[فضایل]] خود به آیۀ مباهله استدلال کردهاند<ref>کتاب الخصال، ج۲، ص۵۵۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۲۹، ص۹؛ جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج۱۴، ص۴۸۳.</ref>.<ref>ر.ک: [[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ولایت و امامت در قرآن (کتاب)|ولایت و امامت در قرآن]]، ص۹۰ـ۹۳.</ref> | ||
=== دلالت بر | === دلالت بر امامت بلافصل امام علی{{ع}} === | ||
آیه مباهله علاوه بر دلالت بر [[برتری اهل بیت]]{{ع}}، به خصوص از چند جهت دلالت بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز دارد: | آیه مباهله علاوه بر دلالت بر [[برتری اهل بیت]]{{ع}}، به خصوص از چند جهت دلالت بر [[افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز دارد: | ||
# '''اعتراف مأمون:''' روزی [[مأمون]] به [[امام رضا]]{{ع}} گفت: بزرگترین [[فضیلت علی]]{{ع}} در [[قرآن]] کدام است؟ امام رضا{{ع}} فرمودند: فضیلتی که [[آیۀ مباهله]] بر آن حکایت دارد... مأمون گفت: مگر نه این است که [[خداوند]] "أبناء و [[نساء]]" را جمع آورده، ولی [[پیامبر]] تنها دو پسر و دخترش را فراخوانده است. چرا احتمال نمیدهید که "نفس"، خود پیامبر{{صل}} باشد. بنابراین، آنچه گفتید نمیتواند [[فضیلت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را نشان دهد؟! امام رضا{{ع}} در پاسخ او فرمودند: ای [[امیرالمؤمنین]]! آنچه شما میگویید درست نیست؛ چراکه دستور دهنده و دعوت کننده صرفاً به غیر از خود میتواند دستور دهد و او را به چیزی [[دعوت]] کند و درست نیست این عمل را دربارۀ نفس خود انجام دهد. با این توصیف چون رسول خدا{{صل}}، [[روز]] [[مباهله]] از میان [[اصحاب]]، تنها [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} را با خود همراه کرد، پس وی، همان نفس پیامبر{{صل}} است که [[خدای متعال]] در قرآن از او سخن گفته و شایستگی آن بزرگوار را برای مباهله [[اثبات]] کرده است. مأمون گفت: پاسخ قانع کنندهای بود<ref>{{متن حدیث|قَالَ الشَّیْخُ المفید فی کتاب الفصول: قَالَ الْمَأْمُونُ یَوْماً لِلرِّضَا{{ع}} أَخْبِرْنِی بِأَکْبَرِ فَضِیلَةٍ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} یَدُلُّ عَلَیْهَا الْقُرْآنُ قَالَ: فَقَالَ لَهُ الرِّضَا{{ع}} فَضِیلَةٌ فِی الْمُبَاهَلَةِ قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ﴾ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ{{ع}} فَکَانَا ابْنَیْهِ وَ دَعَا فَاطِمَةَ{{س}} فَکَانَتْ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ نِسَاءَهُ وَ دَعَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} فَکَانَ نَفْسَهُ بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ تَعَالَی أَجَلَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ أَفْضَلَ فَوَجَبَ أَنْ لَا یَکُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ صبِحُکْمِ اللَّهِ تَعَالَی. قَالَ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ أَ لَیْسَ قَدْ ذَکَرَ اللَّهُ تَعَالَی الْأَبْنَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ ابْنَیْهِ خَاصَّةً وَ ذَکَرَ النِّسَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} ابْنَتَهُ وَحْدَهَا فَأَلَّا جَازَ أَنْ یُذْکَرَ الدُّعَاءُ لِمَنْ هُوَ نَفْسُهُ وَ یَکُونَ الْمُرَادُ نَفْسَهُ فِی الْحَقِیقَةِ دُونَ غَیْرِهِ فَلَا یَکُونُ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} مَا ذَکَرْتَ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا{{ع}} لَیْسَ یَصِحُّ مَا ذَکَرْتَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ ذَلِکَ أَنَّ الدَّاعِیَ إِنَّمَا یَکُونُ دَاعِیاً لِغَیْرِهِ کَمَا أَنَّ الْآمِرَ آمِرٌ لِغَیْرِهِ وَ لَا یَصِحُّ أَنْ یَکُونَ دَاعِیاً لِنَفْسِهِ فِی الْحَقِیقَةِ کَمَا لَا یَکُونُ آمِراً لَهَا فِی الْحَقِیقَةِ وَ إِذَا لَمْ یَدْعُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} رَجُلًا فِی الْمُبَاهَلَةِ إِلَّا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ نَفْسُهُ الَّتِی عَنَاهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ وَ جَعَلَ حُکْمَهُ ذَلِکَ فِی تَنْزِیلِهِ قَالَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ إِذَا وَرَدَ الْجَوَابُ سَقَطَ السُّؤَالُ}}؛ سلسله مؤلفات شیخ مفید، الفصول المختارة، ج۲، ص۳۸؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۲۵۷ ـ ۲۵۸.</ref>. | # '''اعتراف مأمون:''' روزی [[مأمون]] به [[امام رضا]]{{ع}} گفت: بزرگترین [[فضیلت علی]]{{ع}} در [[قرآن]] کدام است؟ امام رضا{{ع}} فرمودند: فضیلتی که [[آیۀ مباهله]] بر آن حکایت دارد... مأمون گفت: مگر نه این است که [[خداوند]] "أبناء و [[نساء]]" را جمع آورده، ولی [[پیامبر]] تنها دو پسر و دخترش را فراخوانده است. چرا احتمال نمیدهید که "نفس"، خود پیامبر{{صل}} باشد. بنابراین، آنچه گفتید نمیتواند [[فضیلت]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} را نشان دهد؟! امام رضا{{ع}} در پاسخ او فرمودند: ای [[امیرالمؤمنین]]! آنچه شما میگویید درست نیست؛ چراکه دستور دهنده و دعوت کننده صرفاً به غیر از خود میتواند دستور دهد و او را به چیزی [[دعوت]] کند و درست نیست این عمل را دربارۀ نفس خود انجام دهد. با این توصیف چون رسول خدا{{صل}}، [[روز]] [[مباهله]] از میان [[اصحاب]]، تنها [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} را با خود همراه کرد، پس وی، همان نفس پیامبر{{صل}} است که [[خدای متعال]] در قرآن از او سخن گفته و شایستگی آن بزرگوار را برای مباهله [[اثبات]] کرده است. مأمون گفت: پاسخ قانع کنندهای بود<ref>{{متن حدیث|قَالَ الشَّیْخُ المفید فی کتاب الفصول: قَالَ الْمَأْمُونُ یَوْماً لِلرِّضَا{{ع}} أَخْبِرْنِی بِأَکْبَرِ فَضِیلَةٍ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} یَدُلُّ عَلَیْهَا الْقُرْآنُ قَالَ: فَقَالَ لَهُ الرِّضَا{{ع}} فَضِیلَةٌ فِی الْمُبَاهَلَةِ قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ ﴿فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ﴾ فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ{{ع}} فَکَانَا ابْنَیْهِ وَ دَعَا فَاطِمَةَ{{س}} فَکَانَتْ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ نِسَاءَهُ وَ دَعَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} فَکَانَ نَفْسَهُ بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ تَعَالَی أَجَلَّ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ أَفْضَلَ فَوَجَبَ أَنْ لَا یَکُونَ أَحَدٌ أَفْضَلَ مِنْ نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ صبِحُکْمِ اللَّهِ تَعَالَی. قَالَ فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ أَ لَیْسَ قَدْ ذَکَرَ اللَّهُ تَعَالَی الْأَبْنَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ ابْنَیْهِ خَاصَّةً وَ ذَکَرَ النِّسَاءَ بِلَفْظِ الْجَمْعِ وَ إِنَّمَا دَعَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} ابْنَتَهُ وَحْدَهَا فَأَلَّا جَازَ أَنْ یُذْکَرَ الدُّعَاءُ لِمَنْ هُوَ نَفْسُهُ وَ یَکُونَ الْمُرَادُ نَفْسَهُ فِی الْحَقِیقَةِ دُونَ غَیْرِهِ فَلَا یَکُونُ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} مَا ذَکَرْتَ مِنَ الْفَضْلِ قَالَ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا{{ع}} لَیْسَ یَصِحُّ مَا ذَکَرْتَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ ذَلِکَ أَنَّ الدَّاعِیَ إِنَّمَا یَکُونُ دَاعِیاً لِغَیْرِهِ کَمَا أَنَّ الْآمِرَ آمِرٌ لِغَیْرِهِ وَ لَا یَصِحُّ أَنْ یَکُونَ دَاعِیاً لِنَفْسِهِ فِی الْحَقِیقَةِ کَمَا لَا یَکُونُ آمِراً لَهَا فِی الْحَقِیقَةِ وَ إِذَا لَمْ یَدْعُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} رَجُلًا فِی الْمُبَاهَلَةِ إِلَّا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} فَقَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ نَفْسُهُ الَّتِی عَنَاهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِی کِتَابِهِ وَ جَعَلَ حُکْمَهُ ذَلِکَ فِی تَنْزِیلِهِ قَالَ فَقَالَ الْمَأْمُونُ إِذَا وَرَدَ الْجَوَابُ سَقَطَ السُّؤَالُ}}؛ سلسله مؤلفات شیخ مفید، الفصول المختارة، ج۲، ص۳۸؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۳۵، ص۲۵۷ ـ ۲۵۸.</ref>. | ||
# '''جدا شدن [[حق]] از [[باطل]]:''' موضوع [[مباهله]] حق را از باطل جدا میکند، پس تنها کسی باید در آن شرکت کند که نیکسیرت، [[مؤمن]] به تمام معنا و [[برترین]] [[بندگان خدا]] باشد. | # '''جدا شدن [[حق]] از [[باطل]]:''' موضوع [[مباهله]] حق را از باطل جدا میکند، پس تنها کسی باید در آن شرکت کند که نیکسیرت، [[مؤمن]] به تمام معنا و [[برترین]] [[بندگان خدا]] باشد. | ||
# '''قرار گرفتن علی{{ع}} به عنوان نفس [[پیامبر]]{{صل}}:''' پیامبر{{صل}} بر اساس [[آیه]]: {{متن قرآن|وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}} او را نفس خود دانسته است؛ زیرا جز پیامبر{{صل}} و علی{{ع}} کسی دیگر در آنجا نبود و چون علی را نفس خود قرار داد از اینرو احدی در فضل و نزدیک بودن به [[پیامبر]]{{صل}} به علی{{ع}} نمیرسد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص۲۹.</ref> | # '''قرار گرفتن علی{{ع}} به عنوان نفس [[پیامبر]]{{صل}}:''' پیامبر{{صل}} بر اساس [[آیه]]: {{متن قرآن|وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ}} او را نفس خود دانسته است؛ زیرا جز پیامبر{{صل}} و علی{{ع}} کسی دیگر در آنجا نبود و چون علی را نفس خود قرار داد از اینرو احدی در فضل و نزدیک بودن به [[پیامبر]]{{صل}} به علی{{ع}} نمیرسد<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[براهین و نصوص امامت (کتاب)|براهین و نصوص امامت]]، ص۲۹.</ref>. | ||
=== دلالت بر [[امامت علی]]{{ع}} === | === دلالت بر [[امامت علی]]{{ع}} === | ||
| خط ۹۰: | خط ۸۶: | ||
=== دلالت بر [[فضائل]] و [[کمالات]] ویژه [[امام علی]]{{ع}} === | === دلالت بر [[فضائل]] و [[کمالات]] ویژه [[امام علی]]{{ع}} === | ||
چنانچه در بخش دلالت آیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} گذشت، با توجه به آنکه که [[خداوند]] متعال، [[امیرالمؤمنین]] را نفس [[پیامبر]] معرفی کرده است و نفس شیء به معنای خود شیء است، مراد از نفس پیامبر در اینجا شخصی غیر از پیامبر است که جمیع فضائل و کمالات او غیر از موارد مستثنی از جمله [[نبوت]] را دارد از این رو نفس در معنای [[حقیقی]] آن به کار نرفته بلکه معنای مجازی آن مراد است. در معنای مجازی نیز أقرب المجازات در نظر گرفته میشود و أقرب المجازات به [[حقیقت]]، [[مساوات]] است. پس باید گفت به [[نص]] | چنانچه در بخش دلالت آیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} گذشت، با توجه به آنکه که [[خداوند]] متعال، [[امیرالمؤمنین]] را نفس [[پیامبر]] معرفی کرده است و نفس شیء به معنای خود شیء است، مراد از نفس پیامبر در اینجا شخصی غیر از پیامبر است که جمیع فضائل و کمالات او غیر از موارد مستثنی از جمله [[نبوت]] را دارد از این رو نفس در معنای [[حقیقی]] آن به کار نرفته بلکه معنای مجازی آن مراد است. در معنای مجازی نیز أقرب المجازات در نظر گرفته میشود و أقرب المجازات به [[حقیقت]]، [[مساوات]] است. پس باید گفت به [[نص]] آیه مباهله، امیرالمؤمنین{{ع}} در جمیع کمالات - البته به جز نبوت - با [[رسول خدا]]{{صل}} مساوی است<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص۳۲۶.</ref>. | ||
=== دلالت بر حقانیت تشیع === | === دلالت بر حقانیت تشیع === | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۹۷: | ||
== نتیجه گیری و جمع بندی == | == نتیجه گیری و جمع بندی == | ||
#این آیه یکی از دلایل قرآنی برای رد نظریۀ [[کثرتگرایی دینی]] ([[پلورالیسم]]) است. همچنین بر [[انحراف]] [[مسیحیت]] دلالت دارد. [[مسلمانان]] میتوانند با استفاده از این آیه [[استدلال]] کنند که تنها [[شریعت]] [[حق]] از [[زمان]] [[بعثت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[دین اسلام]] است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۵۰ ـ۵۱.</ref>. | # این آیه یکی از دلایل قرآنی برای رد نظریۀ [[کثرتگرایی دینی]] ([[پلورالیسم]]) است. همچنین بر [[انحراف]] [[مسیحیت]] دلالت دارد. [[مسلمانان]] میتوانند با استفاده از این آیه [[استدلال]] کنند که تنها [[شریعت]] [[حق]] از [[زمان]] [[بعثت]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[دین اسلام]] است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۵۰ ـ۵۱.</ref>. | ||
#آیۀ مباهله از آیاتی است که به صراحت از [[برتری]] [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} بر دیگر [[مردم]]، حکایت میکند. الفاظی که در [[آیه]] به کار رفتهاند، نزدیکی بسیار فراوان [[اهل بیت]]{{ع}} و به ویژه [[امام علی]]{{ع}} را به [[پیامبر]]{{صل}} نشان میدهند. در کلمۀ «انفسنا» با آنکه تعبیر جانهای ما جمع است، ولی وقتی [[رسول خدا]]{{صل}}، علی{{ع}} را همراه خود آورد او به منزلۀ [[جان]] [[محمّد]]{{صل}} محسوب شده است و جایگاه والای او را نزد [[خدا]] و پیامبر و برتری او را بر صحابۀ دیگر نشان میدهد. در ادبیات شعری با عنوان جان پیامبر و نفس او و به یکی بودن این دو جان عزیز اشارات فراوان شده است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶.</ref>. این یگانگی از دلایلی است که بر خلافت بلافصل امام علی{{ع}} [[گواهی]] میدهد؛ زیرا بدیهی است پس از پیامبر{{صل}}، کسی که همچون خود اوست و جانش با جان او یکی است از دیگران برای جانشینیاش سزاوارتر است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۵۰ ـ۵۱.</ref>. | # آیۀ مباهله از آیاتی است که به صراحت از [[برتری]] [[اهل بیت پیامبر]]{{صل}} بر دیگر [[مردم]]، حکایت میکند. الفاظی که در [[آیه]] به کار رفتهاند، نزدیکی بسیار فراوان [[اهل بیت]]{{ع}} و به ویژه [[امام علی]]{{ع}} را به [[پیامبر]]{{صل}} نشان میدهند. در کلمۀ «انفسنا» با آنکه تعبیر جانهای ما جمع است، ولی وقتی [[رسول خدا]]{{صل}}، علی{{ع}} را همراه خود آورد او به منزلۀ [[جان]] [[محمّد]]{{صل}} محسوب شده است و جایگاه والای او را نزد [[خدا]] و پیامبر و برتری او را بر صحابۀ دیگر نشان میدهد. در ادبیات شعری با عنوان جان پیامبر و نفس او و به یکی بودن این دو جان عزیز اشارات فراوان شده است<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۶.</ref>. این یگانگی از دلایلی است که بر خلافت بلافصل امام علی{{ع}} [[گواهی]] میدهد؛ زیرا بدیهی است پس از پیامبر{{صل}}، کسی که همچون خود اوست و جانش با جان او یکی است از دیگران برای جانشینیاش سزاوارتر است<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۵۰ ـ۵۱.</ref>. | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||