قطری بن فجائه: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸: خط ۱۸:


این واقعه بی‌لیاقتی خالد را روشن ساخت و اگر اقدام فوری مهلب نبود [[شکست]] قاطعی نصیب سپاه [[بصره]] شده بود. خوارج بار دیگر سمت کرمان را در پیش گرفتند و خالد نیز به بصره بازگشت.
این واقعه بی‌لیاقتی خالد را روشن ساخت و اگر اقدام فوری مهلب نبود [[شکست]] قاطعی نصیب سپاه [[بصره]] شده بود. خوارج بار دیگر سمت کرمان را در پیش گرفتند و خالد نیز به بصره بازگشت.
ازارقه حدود پنج ماه در کرمان ماندند و در این مدت تجدید نیرو کردند، سپس به فارس آمدند و در منطقۀ دارابجرد [[اردو]] زدند. در این هنگام خالد [[برادر]] خود [[عبدالعزیز]] را [[مأمور]] جنگ با قطری کرد. البته [[مردم]] علاقه داشتند که مهلب عهده‌دار این کار بشود، ولی خالد می‌خواست [[شخصیت]] مهلب را بشکند و به [[اهل بصره]] ثابت کند که نیازی به مهلب نیست. عبدالعزیز با سی هزار تن از [[سپاهیان]] [[عراق]] به راه افتاد و به [[سرعت]] به منطقۀ دارابجرد رسید. قطری نهصد تن از سپاهیان خود را به [[فرماندهی]] [[صالح]] بن مخراق برای مقابله با [[سپاه]] عبدالعزیز فرستاد و سپاه اصلی خود را در بالای تپه‌ای مستقر نمود. در درگیری نخست، سپاه نهصد نفری خوارج شکست خوردند و عبدالعزیز بدون توجه به آمادگیهای سپاه خود، خوارج را دنبال کرد. در این [[زمان]] سپاه اصلی [[ازارقه]] که هفت هزار تن بودند بر سر آنها ریختند و [[جنگ]] [[سختی]] درگرفت و نتیجۀ آن شکست [[قطعی]] سپاه بصره بود. عبدالعزیز [[فرار]] کرد و بسیاری از سران سپاه او کشته شدند و [[ازارقه]] [[لشکرگاه]] آنها را [[تصرف]] کردند و عده‌ای را به [[اسارت]] گرفتند و آنها را در غاری وارد کردند و در [[غار]] را بستند تا همگی کشته شدند.
ازارقه حدود پنج ماه در کرمان ماندند و در این مدت تجدید نیرو کردند، سپس به فارس آمدند و در منطقۀ دارابجرد [[اردو]] زدند. در این هنگام خالد [[برادر]] خود [[عبدالعزیز]] را [[مأمور]] جنگ با قطری کرد. البته [[مردم]] علاقه داشتند که مهلب عهده‌دار این کار بشود، ولی خالد می‌خواست [[شخصیت]] مهلب را بشکند و به [[اهل بصره]] ثابت کند که نیازی به مهلب نیست. عبدالعزیز با سی هزار تن از [[سپاهیان]] [[عراق]] به راه افتاد و به [[سرعت]] به منطقۀ دارابجرد رسید. قطری نهصد تن از سپاهیان خود را به [[فرماندهی]] [[صالح بن مخراق]] برای مقابله با [[سپاه]] عبدالعزیز فرستاد و سپاه اصلی خود را در بالای تپه‌ای مستقر نمود. در درگیری نخست، سپاه نهصد نفری خوارج شکست خوردند و عبدالعزیز بدون توجه به آمادگی‌های سپاه خود، خوارج را دنبال کرد. در این [[زمان]] سپاه اصلی [[ازارقه]] که هفت هزار تن بودند بر سر آنها ریختند و [[جنگ]] [[سختی]] درگرفت و نتیجۀ آن شکست [[قطعی]] سپاه بصره بود. عبدالعزیز [[فرار]] کرد و بسیاری از سران سپاه او کشته شدند و [[ازارقه]] [[لشکرگاه]] آنها را [[تصرف]] کردند و عده‌ای را به [[اسارت]] گرفتند و آنها را در غاری وارد کردند و در [[غار]] را بستند تا همگی کشته شدند.
این [[پیروزی]] مهم برای [[خوارج]] در منطقۀ دارابجرد نتایج مهمتری به بار آورد و باعث شد که قطری و سپاه او برای چندمین بار به [[اهواز]] بروند و بصره مورد [[تهدید]] قرار گیرد<ref>فرقة الازارقه، ص۱۲۱</ref>.
این [[پیروزی]] مهم برای [[خوارج]] در منطقۀ دارابجرد نتایج مهمتری به بار آورد و باعث شد که قطری و سپاه او برای چندمین بار به [[اهواز]] بروند و بصره مورد [[تهدید]] قرار گیرد<ref>فرقة الازارقه، ص۱۲۱</ref>.


خط ۲۵: خط ۲۵:
موقعیت تضعیف‌شدۀ مهلب و [[مرگ]] حاکم بصره زمینه را برای پیروزیهای بیشتر خوارج آماده ساخت. این بود که قطری بن فجائه تصمیم گرفت بصره را تصرف کند، اما بعضی از سران سپاه او [[مخالفت]] کردند و گفتند نباید نیروی مهلب را دست‌کم گرفت. قطری به ناچار سخن آنها را قبول کرد، ولی به آنها گفت: اگر نبود که [[مشورت]] کردن خیر و [[برکت]] دارد با شما مشورت نمی‌کردم اما، به‌هرحال، به شما می‌گویم که اگر اکنون مهلب را رها کنید فردا پشیمان خواهید شد.
موقعیت تضعیف‌شدۀ مهلب و [[مرگ]] حاکم بصره زمینه را برای پیروزیهای بیشتر خوارج آماده ساخت. این بود که قطری بن فجائه تصمیم گرفت بصره را تصرف کند، اما بعضی از سران سپاه او [[مخالفت]] کردند و گفتند نباید نیروی مهلب را دست‌کم گرفت. قطری به ناچار سخن آنها را قبول کرد، ولی به آنها گفت: اگر نبود که [[مشورت]] کردن خیر و [[برکت]] دارد با شما مشورت نمی‌کردم اما، به‌هرحال، به شما می‌گویم که اگر اکنون مهلب را رها کنید فردا پشیمان خواهید شد.


پس از مرگ بشر بن مروان، عبدالملک برای [[حکومت کوفه]] [[حجاج بن یوسف]] را انتخاب کرد و علاوه بر کوفه حکومت بصره را هم به او داد. از جمله کارهای فوری حجاج این بود که مهلب را با [[اختیارات]] بیشتر [[مأمور]] دفع [[ازارقه]] کرد و نیروهای بسیاری را در [[اختیار]] او گذاشت و ابن مخنف را هم از سوی دیگر با [[سپاه کوفه]] روانۀ [[جنگ با خوارج]] [[ازرقی]] کرد. در منطقۀ [[کازرون]] [[جنگ]] درگرفت و ابن مخنف کشته شد و [[عتاب]] بن [[ورقاء]] [[فرمانده سپاه]] کوفه گردید. [[ناهماهنگی]] دو [[سپاه]] [[بصره]] و کوفه که از دو [[فرمانده]] دستور می‌گرفتند [[مشکلات]] زیادی به وجود آورده بود تا اینکه حجاج [[فرماندهی سپاه]] کوفه را هم به مهلب واگذار کرد و او با اختیارات بیشتر دست‌به‌کار شد. پس از آمدن حجاج، جنگ مهلب با ازارقه حدود سه سال طول کشید. صحنۀ [[نبرد]] در دو سال شهرهای فارس و در یک سال اخیر شهرهای کرمان بود و نبرد بدون [[وقفه]] ادامه داشت.
پس از مرگ بشر بن مروان، عبدالملک برای [[حکومت کوفه]] [[حجاج بن یوسف]] را انتخاب کرد و علاوه بر کوفه حکومت بصره را هم به او داد. از جمله کارهای فوری حجاج این بود که مهلب را با [[اختیارات]] بیشتر [[مأمور]] دفع [[ازارقه]] کرد و نیروهای بسیاری را در [[اختیار]] او گذاشت و ابن مخنف را هم از سوی دیگر با [[سپاه کوفه]] روانۀ [[جنگ با خوارج]] [[ازرقی]] کرد. در منطقۀ [[کازرون]] [[جنگ]] درگرفت و ابن مخنف کشته شد و [[عتاب بن ورقاء]] [[فرمانده سپاه]] کوفه گردید. [[ناهماهنگی]] دو [[سپاه]] [[بصره]] و کوفه که از دو [[فرمانده]] دستور می‌گرفتند [[مشکلات]] زیادی به وجود آورده بود تا اینکه حجاج [[فرماندهی سپاه]] کوفه را هم به مهلب واگذار کرد و او با اختیارات بیشتر دست‌به‌کار شد. پس از آمدن حجاج، جنگ مهلب با ازارقه حدود سه سال طول کشید. صحنۀ [[نبرد]] در دو سال شهرهای فارس و در یک سال اخیر شهرهای کرمان بود و نبرد بدون [[وقفه]] ادامه داشت.
مهلب تمام شهرهای فارس را از ازارقه پاکسازی کرد و آنان به [[جیرفت]] [[کرمان]] [[عقب‌نشینی]] کردند. این عقب‌نشینی با [[کشتار]] و خرابی [[شهرها]] توأم بود. مثلا آنها [[شهر]] [[اصطخر]] را ویران کردند به این بهانه که [[اخبار]] آنها را به مهلب گزارش داده‌اند و شهر فسا را هم می‌خواستند ویران کنند که یکی از [[ثروتمندان]] آنجا شهر را در مقابل پرداخت صد هزار درهم خرید و آنها فسا را ویران نکردند<ref>کامل مبرد، ج ۳، ص۱۱۴۸</ref>.
مهلب تمام شهرهای فارس را از ازارقه پاکسازی کرد و آنان به [[جیرفت]] [[کرمان]] [[عقب‌نشینی]] کردند. این عقب‌نشینی با [[کشتار]] و خرابی [[شهرها]] توأم بود. مثلا آنها [[شهر]] [[اصطخر]] را ویران کردند به این بهانه که [[اخبار]] آنها را به مهلب گزارش داده‌اند و شهر فسا را هم می‌خواستند ویران کنند که یکی از [[ثروتمندان]] آنجا شهر را در مقابل پرداخت صد هزار درهم خرید و آنها فسا را ویران نکردند<ref>کامل مبرد، ج ۳، ص۱۱۴۸</ref>.


خط ۳۹: خط ۳۹:
او [[فرماندهی سپاه]] [[خوارج ازرقی]] را پس از کشته شدن [[زبیر بن علی بن ماحوز]] به عهده گرفت.
او [[فرماندهی سپاه]] [[خوارج ازرقی]] را پس از کشته شدن [[زبیر بن علی بن ماحوز]] به عهده گرفت.
قطری مردی [[جنگجو]] و آشنا به [[فنون]] رزم و درعین‌حال [[سخنور]] و [[شاعر]] بود. در [[زمان]] او فرقۀ [[ازارقه]] به اوج [[قدرت]] رسیدند و جنگ‌های بسیاری با [[سپاه]] [[خلیفه]] کردند.
قطری مردی [[جنگجو]] و آشنا به [[فنون]] رزم و درعین‌حال [[سخنور]] و [[شاعر]] بود. در [[زمان]] او فرقۀ [[ازارقه]] به اوج [[قدرت]] رسیدند و جنگ‌های بسیاری با [[سپاه]] [[خلیفه]] کردند.
[[مهلب]] بن ابی صفره [[فرمانده]] لایق و [[شجاع]] سپاه [[بصره]] در جنگ‌و گریزهای متعددی که داشت توانست قدرت او را بشکند و سرانجام میان سپاه [[ازرقی]] و قطری [[اختلاف]] افتاد و بسیاری از آنها قطری را [[عزل]] و با عبد ربۀ کبیر [[بیعت]] کردند.
[[مهلب بن ابی صفره]] [[فرمانده]] لایق و [[شجاع]] سپاه [[بصره]] در جنگ‌و گریزهای متعددی که داشت توانست قدرت او را بشکند و سرانجام میان سپاه [[ازرقی]] و قطری [[اختلاف]] افتاد و بسیاری از آنها قطری را [[عزل]] و با عبد ربۀ کبیر [[بیعت]] کردند.


قطری با نیروهای [[وفادار]] به [[طبرستان]] رفت و در آنجا کشته شد.
قطری با نیروهای [[وفادار]] به [[طبرستان]] رفت و در آنجا کشته شد.
۸۰٬۲۸۹

ویرایش