پرش به محتوا

سوده بنت عماره همدانی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:
| مداخل مرتبط =  
| مداخل مرتبط =  
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
{{جعبه اطلاعات اصحاب
| نام = سوده بنت عماره
| مشهور به =
| نام تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین.jpg
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر نمادین جنگ صفین
| نام کامل = سوده بنت عماره
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = زن
| کنیه =   
| لقب = 
| اهل = 
| از قبیله = [[بنی‌همدان]]
| از تیره =
| پدر = [[عمارة بن اشتر همدانی]]
| مادر = 
| همسر =
| پسر = 
| دختر = 
| خواهر =
| برادر = 
| خویشاوندان = 
| وابستگان =
| تاریخ تولد =   
| محل تولد =   
| محل زندگی = 
| تاریخ درگذشت  =
| محل درگذشت = 
| تاریخ شهادت =
| محل شهادت =   
| طول عمر = 
| محل دفن = 
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = [[امام علی]]
| از طبقه =
| در جنگ = [[جنگ صفین]]
| نقش‌ها = 
| فعالیت‌ها =
| علت شهرت = 
| علت درگذشت =
| علت شهادت = 
| راوی از =
| روایات مشهور = 
| مشایخ او = 
| راویان از او =   
| آخرین راوی از او =
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
سوده دختر [[عمارة بن اشتر همدانیه]]، بانویی [[شجاع]] [[حق‌گو]]، با [[فصاحت]] و [[بلاغت]] که در گفتار ممتاز بود و از [[شیعیان مخلص امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} در [[قبیله]] [[بنی‌همدان]] به شمار می‌رفت و با [[کلام]] و اشعار خویش [[جهاد]] می‌کرد و در برابر معاویه کلام [[حق]] ادا کرد و [[پایداری]] به [[ولایت امیرالمؤمنین]] را ثابت نمود که فضایلش از [[داستان]] او با معاویه آشکار است.
سوده دختر [[عمارة بن اشتر همدانیه]]، بانویی [[شجاع]] حق‌گو، با [[فصاحت]] و [[بلاغت]] که در گفتار ممتاز بود و از [[شیعیان]] مخلص [[امیرالمؤمنین]] علی{{ع}} در [[قبیله]] [[بنی‌همدان]] به شمار می‌رفت و با [[کلام]] و اشعار خویش [[جهاد]] می‌کرد و در برابر معاویه کلام [[حق]] ادا کرد و [[پایداری]] به [[ولایت امیرالمؤمنین]] را ثابت نمود که فضایلش از داستان او با معاویه آشکار است.
سوده از [[هوش اجتماعی]] بسیار بالایی برخوردار بود و شرکت در صحنه‌های [[سیاسی]] را [[وظیفه]] خود می‌دانست. او تنها در این [[فکر]] نبود که مشکل خود را حل کند بلکه به فکر حل مشکل جمع بود. سوده حتی در آن هنگام که به تظلم به دربار معاویه آمد، با کمال [[شجاعت]] به [[عشق به امیرالمؤمنین]] و برحق بودن او [[اعتراف]] کرد.
 
سوده از هوش اجتماعی بسیار بالایی برخوردار بود و شرکت در صحنه‌های [[سیاسی]] را [[وظیفه]] خود می‌دانست. او تنها در این [[فکر]] نبود که مشکل خود را حل کند بلکه به فکر حل مشکل جمع بود. سوده حتی در آن هنگام که به تظلم به دربار معاویه آمد، با کمال [[شجاعت]] به عشق به امیرالمؤمنین و برحق بودن او [[اعتراف]] کرد.
روزی به [[عزم]] [[شکایت]] از [[بسر بن ابی ارطاة]] به دربار معاویه رفت. وقتی معاویه او را [[شناخت]]، گفت:
روزی به [[عزم]] [[شکایت]] از [[بسر بن ابی ارطاة]] به دربار معاویه رفت. وقتی معاویه او را [[شناخت]]، گفت:
- ای سوده! تو آن کسی نیستی که این اشعار را سرودی:
- ای سوده! تو آن کسی نیستی که این اشعار را سرودی:
{{عربی|&&شمر لفعل أبیک یا ابن عمارة یوم الطعان و ملتقی الأقران
{{عربی|شمر لفعل أبیک یا ابن عمارة یوم الطعان و ملتقی الأقران
و انصر علیا و الحسین و رهطه و اقصد لهند و ابنها بهوان
و انصر علیا و الحسین و رهطه و اقصد لهند و ابنها بهوان
إن الإمام أخا الإمام محمد [[علم الهدی]] و منارة الإیمان
إن الإمام أخا الإمام محمد علم الهدی و منارة الإیمان
فقد الجیوش و سر أمام لوائه قدما بأبیض صارم و [[سنان]] &&}}
فقد الجیوش و سر أمام لوائه قدما بأبیض صارم و سنان}}
آری من سرودم.
آری من سرودم.
آیا تو همان نیستی که در تشجیع برادرانت در [[صفین]] [[شعر]] می‌سرودی و آنان را علیه من تحریک می‌کردی؟
آیا تو همان نیستی که در تشجیع برادرانت در [[صفین]] [[شعر]] می‌سرودی و آنان را علیه من تحریک می‌کردی؟
سوده بدون تردید و [[ترس]] گفت: بله من بودم و مثل من از حق دوری نمی‌جوید و به [[دروغ]] بر تو عذر نمی‌آورد. به [[راستی]] که موضع و جهتگیری برادرم و [[منزلت]] او فراموش ناشدنی است. سپس شعری از خنساء برای معاویه خواند:
سوده بدون تردید و [[ترس]] گفت: بله من بودم و مثل من از حق دوری نمی‌جوید و به [[دروغ]] بر تو عذر نمی‌آورد. به [[راستی]] که موضع و جهت گیری برادرم و [[منزلت]] او فراموش ناشدنی است. سپس شعری از خنساء برای معاویه خواند:
{{عربی|و إِنَّ صَخْراً لتَأْتَمُّ الهُدَاةُ بِهِ *** كَأَنَّهُ عَلَمٌ فِي رَأْسِهِ نَارُ}}
{{عربی|و إِنَّ صَخْراً لتَأْتَمُّ الهُدَاةُ بِهِ *** كَأَنَّهُ عَلَمٌ فِي رَأْسِهِ نَارُ}}
چه چیز موجب شد چنین کنی؟
چه چیز موجب شد چنین کنی؟
[[حب]] و [[دوستی علی]]{{ع}} و [[پیروی از حق]].
[[حب]] و [[دوستی علی]]{{ع}} و [[پیروی از حق]].


پس از آن‌که درگیری لفظی بین او و معاویه تمام شد، سوده در [[اعتراض]] به عملکرد [[بسر بن ابی‌ارطاه]] [[والی معاویه]] شکایت خود را چنین بیان کرد و گفت:
پس از آن‌که درگیری لفظی بین او و معاویه تمام شد، سوده در [[اعتراض]] به عملکرد [[بسر بن ابی‌ارطاه]] والی معاویه شکایت خود را چنین بیان کرد و گفت: کسی که [[مسئولیت]] اداره جامعه را برعهده گرفته است در دستگاه [[قسط]] و [[عدل خداوند]] [[مسئول]] است و نباید به خلقی [[ستم]] شود و [[حق خدا]] ضایع گردد. بسر که نماینده توست و به [[دیار]] ما آمده است، نه [[حق]] [[خلق]] را رعایت می‌کند و نه [[حکم خدا]] را مرعی می‌دارد. اگر او را عزل کنی ما آرام خواهیم بود، اگر عزل نکردی ممکن است بر تو بشوریم و [[قیام]] کنیم.
کسی که [[مسئولیت]] [[اداره جامعه]] را برعهده گرفته است در دستگاه [[قسط]] و [[عدل خداوند]] [[مسئول]] است و نباید به خلقی [[ستم]] شود و [[حق خدا]] ضایع گردد. بسر که [[نماینده]] توست و به [[دیار]] ما آمده است، نه [[حق]] [[خلق]] را [[رعایت]] می‌کند و نه [[حکم خدا]] را مرعی می‌دارد. اگر او را [[عزل]] کنی ما آرام خواهیم بود، اگر عزل نکردی ممکن است بر تو بشوریم و [[قیام]] کنیم.
معاویه از این سخن برآشفت و گفت:
معاویه از این سخن برآشفت و گفت:
ما را به قیام [[تهدید]] میکنی؟ آیا می‌خواهی تو را با یک وضع دردناکی از همین‌جا پیش همان [[حاکم]] بفرستم تا درباره تو تصمیم بگیرد؟
ما را به قیام [[تهدید]] می‌کنی؟ آیا می‌خواهی تو را با یک وضع دردناکی از همین‌جا پیش همان [[حاکم]] بفرستم تا درباره تو تصمیم بگیرد؟
آنگاه [[سوده]] این [[شعر]] معروف را خواند:
آنگاه سوده این [[شعر]] معروف را خواند:
{{عربی|صَلَّى الْإِلَهُ عَلَى رُوحٍ (جِسْمٍ) تَضَمَّنَهَا *** قَبْرٌ فَأَصْبَحَ فِيهِ الْعَدْلُ مَدْفُوناً
{{عربی|صَلَّى الْإِلَهُ عَلَى رُوحٍ (جِسْمٍ) تَضَمَّنَهَا *** قَبْرٌ فَأَصْبَحَ فِيهِ الْعَدْلُ مَدْفُوناً
قَدْ حَالَفَ الْحَقَّ لَا يَبْغِي بِهِ بَدَلًا *** فَصَارَ بِالْحَقِّ وَ الْإِيمَانِ مَقْرُوناً}}
قَدْ حَالَفَ الْحَقَّ لَا يَبْغِي بِهِ بَدَلًا *** فَصَارَ بِالْحَقِّ وَ الْإِيمَانِ مَقْرُوناً}}
[[درود]] [[خداوند]] بر پیکر [[پاکی]] که در [[قبر]] جای گرفت و قبر با در گرفتن او گویی [[عدل]] را در خود جای داده است.
[[درود]] [[خداوند]] بر پیکر [[پاکی]] که در [[قبر]] جای گرفت و قبر با در گرفتن او گویی [[عدل]] را در خود جای داده است.
[[سوگند]] یاد کرد که حق‌فروشی نکند و [[بهایی]] در قبال [[حق]] دریافت نکند. او در [[جان]] خود حق و [[ایمان]] را هماهنگ و [[قرین]] و همتای هم ساخت.
[[سوگند]] یاد کرد که حق‌فروشی نکند و بهایی در قبال [[حق]] دریافت نکند. او در [[جان]] خود حق و [[ایمان]] را هماهنگ و [[قرین]] و همتای هم ساخت.
معاویه پرسید:
معاویه پرسید:
این شخص کیست؟
این شخص کیست؟
او [[علی بن ابی‌طالب]] [[امیرالمؤمنین]] است. سپس [[فضایل]] آن حضرت را در محفل برشمرد تا جایی که معاویه را وادار کرد که دوباره بپرسد:
او [[علی بن ابی‌طالب]] [[امیرالمؤمنین]] است. سپس [[فضایل]] آن حضرت را در محفل برشمرد تا جایی که معاویه را وادار کرد که دوباره بپرسد: چه چیز از علی{{ع}} دیده‌ای که این‌چنین به [[ستایش]] او زبان می‌گشایی؟
چه چیز از علی{{ع}} دیده‌ای که این‌چنین به [[ستایش]] او زبان می‌گشایی؟
مشابه همین صحنه در [[زمان]] [[خلافت]] آن حضرت پیش آمد و من به عنوان نماینده [[قوم]] خود حرکت کردم و [[شکایت]] را به [[محکمه]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} بردم. وقتی وارد [[منزل]] او شدم دیدم در حال [[نماز]] است. پس از پایان نماز با یک نگاه رئوفانه و با [[مهربانی]] به من فرمود: آیا کاری داری؟ آری! [[کارگزار]] شما در [[مسائل مالی]] [[قسط و عدل]] را رعایت نمی‌کند و بر ما [[ستم]] روامی‌دارد.
مشابه همین صحنه در [[زمان]] [[خلافت]] آن حضرت پیش آمد و من به عنوان [[نماینده]] [[قوم]] خود [[حرکت]] کردم و [[شکایت]] را به [[محکمه]] امیرالمؤمنین علی{{ع}} بردم. وقتی وارد [[منزل]] او شدم دیدم در حال [[نماز]] است. پس از پایان نماز با یک نگاه رئوفانه و با [[مهربانی]] به من فرمود:
آیا کاری داری؟
آری! [[کارگزار]] شما در [[مسائل مالی]] [[قسط و عدل]] را رعایت نمی‌کند و بر ما [[ستم]] روامی‌دارد.


وقتی این گزارش به عرض آن حضرت رسید و از شواهد این گزارش [[صدق]] مطالب روشن شد، امیرالمؤمنین گریست و دست به [[آسمان]] برداشت و عرض کرد: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَنْتَ الشَّاهِدُ عَلَيَّ وَ عَلَيْهِمْ وَ أَنِّي لَمْ آمُرْهُمْ بِظُلْمِ خَلْقِكَ وَ لَا بِتَرْكِ حَقِّكَ}} خدایا! من به کارگزارانم دستور [[ظلم]] به [[مردم]] یا ترک حق را ندادم. آنگاه قطعه پوستی درآورد و در آن [[فرمان]] [[عزل]] او را صادر کرد و بدون اینکه آن [[نامه]] را مهر و موم کند و یا به دورش نخ ببندد سر گشاده به من داد. متن [[نامه امام]] چنین بود: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ {{متن قرآن|قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان برایتان آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در این سرزمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید، این برای شما اگر مؤمن باشید بهتر است» سوره اعراف، آیه ۸۵.</ref> فَإِذَا قَرَأْتَ كِتَابِي هَذَا فَاحْتَفِظْ بِمَا فِي يَدِكَ مِنْ عَمَلِنَا حَتَّى يَقْدُمَ عَلَيْكَ مَنْ يَقْبِضُهُ مِنْكَ وَ السَّلَامُ}} [[به نام خداوند بخشنده مهربان]]، همانا از طرف پروردگارتان دلیل و [[برهان]] روشنی برای شما آمده است. بنابراین [[حق]] پیمانه و وزن را ادا کنید و از [[اموال]] مردم چیزی نکاهید و در روی [[زمین]] بعد از آنکه در پرتو [[ایمان]] و [[دعوت انبیا]] [[اصلاح]] شده است [[فساد]] نکنید این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید و من نمی‌توانم شما را از [[عذاب]] دردناک [[خداوند]] [[حفظ]] کنم؛ به محض اینکه نامه‌ام به دست تو رسید از کار برکناری و هر آنچه از مردم در نزد توست نگه دار تا [[جانشین]] تو بیاید و از تو تحویل بگیرد و به آن رسیدگی نماید. والسلام.
وقتی این گزارش به عرض آن حضرت رسید و از شواهد این گزارش [[صدق]] مطالب روشن شد، امیرالمؤمنین گریست و دست به [[آسمان]] برداشت و عرض کرد: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَنْتَ الشَّاهِدُ عَلَيَّ وَ عَلَيْهِمْ وَ أَنِّي لَمْ آمُرْهُمْ بِظُلْمِ خَلْقِكَ وَ لَا بِتَرْكِ حَقِّكَ}} خدایا! من به کارگزارانم دستور [[ظلم]] به [[مردم]] یا ترک حق را ندادم. آنگاه قطعه پوستی درآورد و در آن [[فرمان]] عزل او را صادر کرد و بدون اینکه آن نامه را مهر و موم کند و یا به دورش نخ ببندد سر گشاده به من داد. متن نامه امام چنین بود: {{متن حدیث|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ {{متن قرآن|قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«بی‌گمان برهانی از سوی پروردگارتان برایتان آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام بپیمایید و چیزهای مردم را به آنان کم ندهید و در این سرزمین پس از سامان یافتن آن تباهی نورزید، این برای شما اگر مؤمن باشید بهتر است» سوره اعراف، آیه ۸۵.</ref> فَإِذَا قَرَأْتَ كِتَابِي هَذَا فَاحْتَفِظْ بِمَا فِي يَدِكَ مِنْ عَمَلِنَا حَتَّى يَقْدُمَ عَلَيْكَ مَنْ يَقْبِضُهُ مِنْكَ وَ السَّلَامُ}} [[به نام خداوند بخشنده مهربان]]، همانا از طرف پروردگارتان دلیل و [[برهان]] روشنی برای شما آمده است. بنابراین [[حق]] پیمانه و وزن را ادا کنید و از [[اموال]] مردم چیزی نکاهید و در روی [[زمین]] بعد از آنکه در پرتو [[ایمان]] و دعوت انبیا [[اصلاح]] شده است [[فساد]] نکنید این برای شما بهتر است اگر با ایمان هستید و من نمی‌توانم شما را از [[عذاب]] دردناک [[خداوند]] [[حفظ]] کنم؛ به محض اینکه نامه‌ام به دست تو رسید از کار برکناری و هر آنچه از مردم در نزد توست نگه دار تا [[جانشین]] تو بیاید و از تو تحویل بگیرد و به آن رسیدگی نماید. والسلام.


سرّ اینکه می‌گویم [[قبر علی]]{{ع}} [[عدالت]] را در آغوش دارد، همین است که من مشابه این مشکل را به تو گزارش می‌دهم و تو مرا [[تهدید]] می‌کنی.
سرّ اینکه می‌گویم [[قبر علی]]{{ع}} [[عدالت]] را در آغوش دارد، همین است که من مشابه این مشکل را به تو گزارش می‌دهم و تو مرا [[تهدید]] می‌کنی.
معاویه دستور داد مشکل این [[زن]] را برطرف کنند و حقی را که از او ضایع شده بود، به او برگردانند؛ اما [[سوده]] گفت:
معاویه دستور داد مشکل این [[زن]] را برطرف کنند و حقی را که از او ضایع شده بود، به او برگردانند؛ اما سوده گفت: آیا این دستور مخصوص من است یا شامل افراد [[قوم]] و طایفه من هم می‌شود؟ تو را با دیگران چکار؟
آیا این دستور مخصوص من است یا شامل افراد [[قوم]] و [[طایفه]] من هم می‌شود؟
اگر من فقط به [[فکر]] خود باشم، فحشاست و خداوند از [[فحشا]] [[نهی]] کرده است و من نیامده‌ام که فقط حق شخصی خود را احیا کنم بلکه آمده‌ام حیثیت جمعی را [[محترم]] بشمارم و حق [[جامعه]] را احیا کنم اگر [[فرمان]] شما [[عدل]] است باید همه را دربر گیرد و اگر غیر [[عدالت]] است، من هم چیزی نمی‌خواهم.
تو را با دیگران چکار؟
هیهات! این [[شهامت]] و [[شجاعت]] و جسارت را علی{{ع}} در شما زنده کرده است. او به شما جرأت بخشیده است که در حضور [[حاکم]] چنین گستاخانه سخن گویید.
اگر من فقط به [[فکر]] خود باشم، فحشاست و خداوند از [[فحشا]] [[نهی]] کرده است و من نیامده‌ام که فقط حق شخصی خود را [[احیا]] کنم بلکه آمده‌ام حیثیت جمعی را [[محترم]] بشمارم و حق [[جامعه]] را احیا کنم اگر [[فرمان]] شما [[عدل]] است باید همه را دربر گیرد و اگر غیر [[عدالت]] است، من هم چیزی نمی‌خواهم.
سرانجام دستور داد نامه را به دلخواه سوده بنویسند و به او [[تسلیم]] نمایند و آن خدمتگزار [[ظالم]] برکنار شود. بدین ترتیب سوده توانست خود و افراد قبیله‌اش را از [[غارتگری]] کارگزار معاویه در همدان مصون بدارد<ref>أعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۴؛ العقد الفرید، ج۱، ص۳۴۴-۳۴۶؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۵۲۰-۵۲۳؛ بلاغات النساء، ص۵۰؛ اعلام النساء، ج۲، ص۲۷۰-۲۷۲؛ نساء من عصر تابعین، ج۱، ص۱۷۱؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۱۱۹، ت ۱۲۰؛ شاعرات العرب، ص۱۷۳.</ref>.
هیهات! این [[شهامت]] و [[شجاعت]] و [[جسارت]] را علی{{ع}} در شما زنده کرده است. او به شما [[جرأت]] بخشیده است که در حضور [[حاکم]] چنین گستاخانه سخن گویید.
سوده یکی از راویان احادیث نیز می‌باشد. او از [[امیرالمؤمنین]] روایاتی نقل کرده است و محمد بن عبیدالله و [[عامر شعبی]] از او [[روایت]] کرده‌اند<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۰۰ ـ ۲۰۲؛ [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|اصحاب امام علی ج۲]]، ص۱۵۰۰-۱۵۰۳.</ref>.
سرانجام دستور داد [[نامه]] را به دلخواه [[سوده]] بنویسند و به او [[تسلیم]] نمایند و آن خدمتگزار [[ظالم]] برکنار شود. بدین ترتیب سوده توانست خود و افراد قبیله‌اش را از [[غارتگری]] [[کارگزار معاویه]] در همدان مصون بدارد<ref>أعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۴؛ العقد الفرید، ج۱، ص۳۴۴-۳۴۶؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۵۲۰-۵۲۳؛ بلاغات النساء، ص۵۰؛ اعلام النساء، ج۲، ص۲۷۰-۲۷۲؛ نساء من عصر تابعین، ج۱، ص۱۷۱؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۱۱۹، ت ۱۲۰؛ شاعرات العرب، ص۱۷۳.</ref>.
 
سوده یکی از [[راویان احادیث]] نیز می‌باشد. او از [[امیرالمؤمنین]] روایاتی نقل کرده است و محمد بن عبیدالله و [[عامر شعبی]] از او [[روایت]] کرده‌اند.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۰۰.</ref>
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[بنی‌همدان]] (قبیله)
* [[عمارة بن اشتر همدانی]] (پدر)
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']]
# [[پرونده:IM011012.jpg|22px]] [[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|'''زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین''']]
# [[پرونده:1379452.jpg|22px]] [[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۲ (کتاب)|'''اصحاب امام علی، ج۲''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۵۹: خط ۱۰۸:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:امام علی]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:بنی‌همدان]]
۱۳۴٬۰۱۱

ویرایش