←۱. ویژگیهای کلان سیاست در پایان اموی
| خط ۱۳۰: | خط ۱۳۰: | ||
==دوم: کالبدشکافی سیاسی این عصر == | ==دوم: کالبدشکافی سیاسی این عصر == | ||
===۱. ویژگیهای کلان سیاست در پایان اموی=== | ===۱. ویژگیهای کلان سیاست در پایان اموی و آغاز عباسی=== | ||
امام | [امام صادق] سمبل مشروعیت مبارزهای بود که اهل بیت وحی ضد ستمگری و سرکشی دو سلسله بنی امیه و بنی عباس به راه انداخته بودند (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۲۱). امام صادق حدود چهار دهه از عمر با برکت خویش را در حکومت بنی امیه گذراند (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۲۱). [و] از همان زمان گروههای عباسی نیز به نام اهل بیت و با شعار خشنودی آل محمد شروع به فعالیت کردند (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۲۱). بنی امیه پس از ظلم و بیداد سقوط کردند، امام صادق نیز از مبارزه باز خودداری فرمود و تحت تأثیر شعارهایی که بنی عباس از آنها برای نشستن در جای بنی امیه مطرح میکردند واقع نگردید (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۲۱). حکومت بنی امیه در سال ۱۳۲ ه.ق سقوط کرده و خلافت به بنی عباس منتقل گردید (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۲۱). | ||
====حاکمان اموی و عباسی==== | |||
[امام صادق] در مرحله اوّل با این خلفا همعصر بوده است: هشام بن عبد الملک، ولید بن یزید، یزید بن ولید [و] مروان بن محمد آخرین خلیفه از دولت بنی امیه (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۷۳). [تا در برابر آنان و] خصوصاً هشام بن عبد الملک به صورت خاص، به موضعگیری و مبارزه فکری، عقیدتی و علمی نپردازد (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۷۳). امّا در مرحله دوّم، آن حضرت با سفّاح و ابو جعفر منصور از خلفای بنی عبّاس همعصر بوده است (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۷۳). امام صادق در زمان حکومت منصور عبّاسی به شهادت رسیدند (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۷۳). البتّه قبل از شهادت آن حضرت، منصور ظلم و ستم بسیاری بر آن حضرت روا داشت (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۷۳). | |||
====اوضاع سیاسی و جهتگیری خلفا==== | |||
اوضاع و شرایط سیاسی که امام صادق قصد فعالیت در آن را داشتند به کلی تغییر کرده بود (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۹۲). هشام بن عبد الملک همچنان بر سر کار بوده و سیاستش در قبال امام صادق و شیعیان او همان سیاست سابق بود که بر اساس کینههای جاهلی بنا شده و تنها در تبعید و فشار و شکنجه خلاصه میشد (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۹۲). یکی از علامتهای این دوره اضطراب و نابسامانی اعتقادی و سیاسی بوده [و] امت از ستم بنی امیه به ستوه آمده بودند (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۹۵). نهضت از این حیث که مورد نیاز شدید امت بود بدل به یک ضرورت اجتماعی گردیده بود (پیشوایان هدایت، ج ۸، ص ۹۶). | |||