أهل بیت النبوة: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن '
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن')
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
خط ۷۴: خط ۷۴:
====اختلاف شیعه و اهل سنّت در تعیین مصداق «اهل بیت»====
====اختلاف شیعه و اهل سنّت در تعیین مصداق «اهل بیت»====
*ترکیب «أهل بیت النبوّه» - که معمولاً از جهت اختصار «أهل البیت» نیز گفته می‌شود - در فرهنگ مسلمانان اعمّ از شیعه و سنّی معنای خاصّی محدودتر از معنای لغوی پیدا کرده است و برای افراد مخصوصی عَلَم شده است. اختلافی که بین شیعه و سنّی وجود دارد به دایرۀ شمول این ترکیب برمی‌گردد یعنی: مصادیق «اهل بیت» نزد شیعیان و اصل سنّت متفاوت است. البته بین دو دیدگاه، ایشان قدر جامعی نیز وجود دارد.
*ترکیب «أهل بیت النبوّه» - که معمولاً از جهت اختصار «أهل البیت» نیز گفته می‌شود - در فرهنگ مسلمانان اعمّ از شیعه و سنّی معنای خاصّی محدودتر از معنای لغوی پیدا کرده است و برای افراد مخصوصی عَلَم شده است. اختلافی که بین شیعه و سنّی وجود دارد به دایرۀ شمول این ترکیب برمی‌گردد یعنی: مصادیق «اهل بیت» نزد شیعیان و اصل سنّت متفاوت است. البته بین دو دیدگاه، ایشان قدر جامعی نیز وجود دارد.
*توضیح این‌که مسلّم است که اصحاب کسا یعنی، رسول اکرم{{صل}} - امیرالمؤمنین، فاطمۀ زهرا، امام حسن و امام حسین: که به خمسۀ طیّبه نیز معروفند - مشمول عنوان «اهل بیت» هستند، لیکن عدّه‌‌ای از اهل سنّت معتقدند که افزون بر این حضرات، عنوان «اهل بیت» شامل همسران [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز می‌شود حتّی برخی از اهل سنّت این عنوان را بر همۀ اهل خانۀ اعمّ از همسران، کنیزان و غلامان آن حضرت انطباق می‌دهند و عدّه‌ای دیگر قائلند که غیر از همسران حضرت، دیگران را هم شامل می‌شود.<ref>جهت اطلاع از تمامی دیدگاه‌های مختلف اهل‌سنت در این خصوص، ر.ک: میلانی، سیدعلی، «جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام»، بخش آیه تطهیر.</ref>  
*توضیح این‌که مسلّم است که اصحاب کسا یعنی، رسول اکرم{{صل}} - امیرالمؤمنین، فاطمۀ زهرا، امام حسن و امام حسین: که به خمسۀ طیّبه نیز معروفند - مشمول عنوان «اهل بیت» هستند، لکن عدّه‌‌ای از اهل سنّت معتقدند که افزون بر این حضرات، عنوان «اهل بیت» شامل همسران [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز می‌شود حتّی برخی از اهل سنّت این عنوان را بر همۀ اهل خانۀ اعمّ از همسران، کنیزان و غلامان آن حضرت انطباق می‌دهند و عدّه‌ای دیگر قائلند که غیر از همسران حضرت، دیگران را هم شامل می‌شود.<ref>جهت اطلاع از تمامی دیدگاه‌های مختلف اهل‌سنت در این خصوص، ر.ک: میلانی، سیدعلی، «جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام»، بخش آیه تطهیر.</ref>  
*در مقابل ایشان شیعه معتقد است که افزون بر خمسۀ طیّبه، بقیّۀ ائمه{{عم}} نیز مشمول عنوان «اهل بیت» هستند هرچند که دوران پیامبر اعظم{{صل}} را درک نکرده باشند.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی عبدالله]]، [[ادب فنای مقربان (کتاب)|ادب فنای مقربان]]، ج۱، ص۱۰۹ با تصرّف و تغییر.</ref>   
*در مقابل ایشان شیعه معتقد است که افزون بر خمسۀ طیّبه، بقیّۀ ائمه{{عم}} نیز مشمول عنوان «اهل بیت» هستند هرچند که دوران پیامبر اعظم{{صل}} را درک نکرده باشند.<ref>[[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی عبدالله]]، [[ادب فنای مقربان (کتاب)|ادب فنای مقربان]]، ج۱، ص۱۰۹ با تصرّف و تغییر.</ref>   
*جالب آن است که شیعه، بقیّه فرزندان رسول‌اکرم{{صل}} - اعمّ از دختر و پسر– جز حضرت فاطمۀ زهرا و هیچیک از همسران پیامبر{{صل}} را جزو «اهل بیت» آن حضرت{{صل}} نمی‌داند.
*جالب آن است که شیعه، بقیّه فرزندان رسول‌اکرم{{صل}} - اعمّ از دختر و پسر– جز حضرت فاطمۀ زهرا و هیچیک از همسران پیامبر{{صل}} را جزو «اهل بیت» آن حضرت{{صل}} نمی‌داند.
خط ۱۲۴: خط ۱۲۴:
*«نبی» و «رسول»، دو اصطلاح آشنا در فرهنگ ادیان الهی است. نبی و رسول دو حقیقت، دو مرتبه و دو منزلت برای انسان های برگزیده‌ است.«نبی» کسی است که بدون واسطه بشر دیگری از پروردگار متعال، خبر می‌گیرد. نبی ملکی را نمی‌بیند بلکه یا صدایی می‌شنود و یا در خواب مطلبی را دیده و یا به قلبش القا می‌شود به بیان دیگر نبی کسی است که قلبش آن قدر اوج گرفته که به خدا رسیده و آیینه تمام نمای او شده است و این خبر گرفتن، انعکاس حقیقت خداوند در وجود اوست. نبی به مرتبه‌ای اوج گرفته و بالا رفته و به گونه‌ای قلبش صیقلی شده که تمام آن چه در عالم است در قلب او انعکاس دارد و در واقع نه این که خبر می‌گیرد بلکه لحظه به لحظه با خداوند اتصال دارد به گونه‌ای که تمام حقایق در درون وی انعکاس پیدا می‌کند. البته انبیا هم درجات متفاوتی دارند و هر کس به اندازه ظرفیت خود با حقایق ملکوتی ارتباط پیدا می‌کند، با آن آشنا می‌شود و این حقایق در درونش انعکاس پیدا می‌کند. آنگاه اگر مامور به «ابلاغ» به مردم شد، «رسول» خواهد شد. درجات این ماموریت نیز متفاوت است. بعضی برای یک شهر مامور می‌شوند، برخی برای یک منطقه، تا برسد به رسولانی که مسئولیتی جهانی دارند.<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، کتاب الحجة، باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمه{{عم}}، ج۱، ص۱۷۵-۱۷۴،ح۱.</ref>  
*«نبی» و «رسول»، دو اصطلاح آشنا در فرهنگ ادیان الهی است. نبی و رسول دو حقیقت، دو مرتبه و دو منزلت برای انسان های برگزیده‌ است.«نبی» کسی است که بدون واسطه بشر دیگری از پروردگار متعال، خبر می‌گیرد. نبی ملکی را نمی‌بیند بلکه یا صدایی می‌شنود و یا در خواب مطلبی را دیده و یا به قلبش القا می‌شود به بیان دیگر نبی کسی است که قلبش آن قدر اوج گرفته که به خدا رسیده و آیینه تمام نمای او شده است و این خبر گرفتن، انعکاس حقیقت خداوند در وجود اوست. نبی به مرتبه‌ای اوج گرفته و بالا رفته و به گونه‌ای قلبش صیقلی شده که تمام آن چه در عالم است در قلب او انعکاس دارد و در واقع نه این که خبر می‌گیرد بلکه لحظه به لحظه با خداوند اتصال دارد به گونه‌ای که تمام حقایق در درون وی انعکاس پیدا می‌کند. البته انبیا هم درجات متفاوتی دارند و هر کس به اندازه ظرفیت خود با حقایق ملکوتی ارتباط پیدا می‌کند، با آن آشنا می‌شود و این حقایق در درونش انعکاس پیدا می‌کند. آنگاه اگر مامور به «ابلاغ» به مردم شد، «رسول» خواهد شد. درجات این ماموریت نیز متفاوت است. بعضی برای یک شهر مامور می‌شوند، برخی برای یک منطقه، تا برسد به رسولانی که مسئولیتی جهانی دارند.<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، کتاب الحجة، باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمه{{عم}}، ج۱، ص۱۷۵-۱۷۴،ح۱.</ref>  
*از این رو در روایات در بیان فرق بین نبی و رسول، گفته شده که نبی کسی است که بدون واسطه از خدا خبر تلقی می‌کند و می‌گیرد ولی ملک را نمی‌بیند. رسول هم کسی است که علاوه بر این که خبر می‌گیرد و اخبار غیبی را دریافت می‌کند، صدای ملک را هم شنیده و خود او را هم می‌بیند.<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، کتاب الحجة، باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمه{{عم}}، ج۱، صص۱۷۴ و باب الفرق بین الرسول و النبی و المحدث، ج۱، ص۱۷۶.</ref>  
*از این رو در روایات در بیان فرق بین نبی و رسول، گفته شده که نبی کسی است که بدون واسطه از خدا خبر تلقی می‌کند و می‌گیرد ولی ملک را نمی‌بیند. رسول هم کسی است که علاوه بر این که خبر می‌گیرد و اخبار غیبی را دریافت می‌کند، صدای ملک را هم شنیده و خود او را هم می‌بیند.<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، کتاب الحجة، باب طبقات الانبیاء و الرسل و الائمه{{عم}}، ج۱، صص۱۷۴ و باب الفرق بین الرسول و النبی و المحدث، ج۱، ص۱۷۶.</ref>  
درباره امام نیز گفته شده: امام هر چند با ملک ارتباط دارد و صدای او را نمی‌شنود ولی خود او را هم نمی‌بیند.<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، کتاب الحجة، باب الفرق بین الرسول و النبی و المحدث{{عم}}، ج۱، صص۱۷۶، ح۱و۲.</ref> و اما در مورد نسبت منطقی میان نبی و رسول باید گفت؛ میان این دو واژه اصطلاحا عموم و خصوص مطلق وجود دارد. البته در اصطلاح قرآن، رسول به هر موجودی - انسان و غیر انسان - که از طرف خدا برای ماموریتی فرستاده شده باشد، اطلاق می‌شود که در این صورت نسبت نبی و رسول، عموم و خصوص من وجه است.<ref>[[علامه طباطبائی]] ذیل آیه ۲۱۳ از سوره مبارکه بقره در جلد ۲ تفسیر خود چنین فرموده ‌است: «بعضی‌ها گفته‌اند: فرق میان نبی و رسول، عموم و خصوص مطلق است، به این معنا که رسول آن کسی است که هم مبعوث است، و هم مامور، به تبلیغ رسالت، و اما نبی کسی است که تنها مبعوث باشد، چه مامور به تبلیغ هم باشد و چه نباشد. لیکن این فرق مورد تایید کلام خدای تعالی نیست، برای اینکه می‌فرماید: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسی إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًاً}}﴾}} که در مقام مدح و تعظیم موسی{{ع}} او را هم رسول خوانده، و هم نبی، و مقام مدح اجازه نمی‌دهد این کلام را حمل بر ترقی از خاص به عام کنیم، و بگوئیم، معنایش این است که اول نبی بود بعداً رسول شد. و نیز می‌فرماید: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ}}﴾}} که در این آیه میان رسول و نبی جمع کرده، در باره هر دو تعبیر به «ارسلناً» کرده‌است، و هر دو را مرسل خوانده، و این با گفتار آن مفسر درست در نمی‌آید. لیکن آیه :{{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ}}﴾}} که همه مبعوثین را انبیا خوانده، و نیز آیه: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ}}﴾}} که پیامبر اسلام{{صل}} را هم رسول و هم نبی خوانده و همچنین آیه مورد بحث که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ}}﴾}} که باز همه مبعوثین را انبیا خوانده، و نیز آیاتی دیگر، ظهور در این دارد که هر مبعوثی که رسول به سوی مردم است نبی نیز هست. و این معنا با آیه: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًا}}﴾}}، و رسولی نبی بود، منافات ندارد، چون در این آیه از دو کلمه رسول و نبی معنای لغوی آنها منظور است، نه دو اسمی که معنی لغوی را از دست داده باشد، در نتیجه معنای جمله این است که او رسولی بود با خبر از آیات خدا، و معارف ا. و همچنین آیه: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ...}}﴾}}، چون ممکن است گفته شود، که نبی و رسول هر دو به سوی مردم گسیل شده‌اند، با این تفاوت که نبی مبعوث شده تا مردم را به آنچه از اخبار غیبی که نزد خود دارد خبر دهد، چون او به پاره‌ای از آنچه نزد خداست خبر دارد، ولی رسول کسی است که به رسالت خاصی زاید بر اصل نبوت گسیل شده‌است، هم چنان که امثال آیات زیر هم به این معنا اشعار دارد. {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ، فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ، قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ}}﴾}} و آیه: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ ما کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولًاً}}﴾}} و بنابراین نبی عبارت است از کسی که برای مردم آنچه مایه صلاح معاش و معادشان است، یعنی اصول و فروع دین را بیان کند، البته این مقتضای عنایتی است که خدای تعالی نسبت به هدایت مردم به سوی سعادتشان دارد، و اما رسول عبارت است از کسی که حامل رسالت خاصی باشد، مشتمل بر اتمام حجتی که به دنبال مخالفت با آن عذاب و هلاکت و امثال آن باشد، هم چنان که فرمود: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ}}﴾}} و از کلام خدای تعالی در فرق میان رسالت و نبوت بیش از مفهوم این دو لفظ چیزی استفاده نمی‌شود، و لازمه این معنا همان مطلبی است که ما بدان اشاره نموده گفتیم: رسول شرافت و ساطت بین خدا و بندگان را دارد، و نبی شرافت علم به خدا و معارف خدایی را دارد. [[علامه طباطبایی|طباطبائی، سید محمد حسین]]، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ج۲، ذیل آیه ۲۱۳ سوره مبارکه بقره.</ref>  
درباره امام نیز گفته شده: امام هر چند با ملک ارتباط دارد و صدای او را نمی‌شنود ولی خود او را هم نمی‌بیند.<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، کتاب الحجة، باب الفرق بین الرسول و النبی و المحدث{{عم}}، ج۱، صص۱۷۶، ح۱و۲.</ref> و اما در مورد نسبت منطقی میان نبی و رسول باید گفت؛ میان این دو واژه اصطلاحا عموم و خصوص مطلق وجود دارد. البته در اصطلاح قرآن، رسول به هر موجودی - انسان و غیر انسان - که از طرف خدا برای ماموریتی فرستاده شده باشد، اطلاق می‌شود که در این صورت نسبت نبی و رسول، عموم و خصوص من وجه است.<ref>[[علامه طباطبائی]] ذیل آیه ۲۱۳ از سوره مبارکه بقره در جلد ۲ تفسیر خود چنین فرموده ‌است: «بعضی‌ها گفته‌اند: فرق میان نبی و رسول، عموم و خصوص مطلق است، به این معنا که رسول آن کسی است که هم مبعوث است، و هم مامور، به تبلیغ رسالت، و اما نبی کسی است که تنها مبعوث باشد، چه مامور به تبلیغ هم باشد و چه نباشد. لکن این فرق مورد تایید کلام خدای تعالی نیست، برای اینکه می‌فرماید: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسی إِنَّهُ کانَ مُخْلَصاً وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًاً}}﴾}} که در مقام مدح و تعظیم موسی{{ع}} او را هم رسول خوانده، و هم نبی، و مقام مدح اجازه نمی‌دهد این کلام را حمل بر ترقی از خاص به عام کنیم، و بگوئیم، معنایش این است که اول نبی بود بعداً رسول شد. و نیز می‌فرماید: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ}}﴾}} که در این آیه میان رسول و نبی جمع کرده، در باره هر دو تعبیر به «ارسلناً» کرده‌است، و هر دو را مرسل خوانده، و این با گفتار آن مفسر درست در نمی‌آید. لکن آیه :{{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ}}﴾}} که همه مبعوثین را انبیا خوانده، و نیز آیه: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ}}﴾}} که پیامبر اسلام{{صل}} را هم رسول و هم نبی خوانده و همچنین آیه مورد بحث که می‌فرماید: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ}}﴾}} که باز همه مبعوثین را انبیا خوانده، و نیز آیاتی دیگر، ظهور در این دارد که هر مبعوثی که رسول به سوی مردم است نبی نیز هست. و این معنا با آیه: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًا}}﴾}}، و رسولی نبی بود، منافات ندارد، چون در این آیه از دو کلمه رسول و نبی معنای لغوی آنها منظور است، نه دو اسمی که معنی لغوی را از دست داده باشد، در نتیجه معنای جمله این است که او رسولی بود با خبر از آیات خدا، و معارف ا. و همچنین آیه: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ...}}﴾}}، چون ممکن است گفته شود، که نبی و رسول هر دو به سوی مردم گسیل شده‌اند، با این تفاوت که نبی مبعوث شده تا مردم را به آنچه از اخبار غیبی که نزد خود دارد خبر دهد، چون او به پاره‌ای از آنچه نزد خداست خبر دارد، ولی رسول کسی است که به رسالت خاصی زاید بر اصل نبوت گسیل شده‌است، هم چنان که امثال آیات زیر هم به این معنا اشعار دارد. {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ، فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ، قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ}}﴾}} و آیه: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|وَ ما کُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولًاً}}﴾}} و بنابراین نبی عبارت است از کسی که برای مردم آنچه مایه صلاح معاش و معادشان است، یعنی اصول و فروع دین را بیان کند، البته این مقتضای عنایتی است که خدای تعالی نسبت به هدایت مردم به سوی سعادتشان دارد، و اما رسول عبارت است از کسی که حامل رسالت خاصی باشد، مشتمل بر اتمام حجتی که به دنبال مخالفت با آن عذاب و هلاکت و امثال آن باشد، هم چنان که فرمود: {{عربی|اندازه=125%|﴿{{متن قرآن|لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ}}﴾}} و از کلام خدای تعالی در فرق میان رسالت و نبوت بیش از مفهوم این دو لفظ چیزی استفاده نمی‌شود، و لازمه این معنا همان مطلبی است که ما بدان اشاره نموده گفتیم: رسول شرافت و ساطت بین خدا و بندگان را دارد، و نبی شرافت علم به خدا و معارف خدایی را دارد. [[علامه طباطبایی|طباطبائی، سید محمد حسین]]، «المیزان فی تفسیر القرآن»، ج۲، ذیل آیه ۲۱۳ سوره مبارکه بقره.</ref>  
====مقایسه اجمالی اصطلاحات روایی «نبی»، «رسول»، «امام» و «محدّث»====
====مقایسه اجمالی اصطلاحات روایی «نبی»، «رسول»، «امام» و «محدّث»====
*با در نظر گرفتن تفاوت‌های روایات و بیانات مختلفی که در تفاوت بین چهار اصطلاح روایی فوق ذکر شده می‌توان چنین گفت: «رسول» علاوه بر این که نبی هست، مامور به تبلیغ و رساندن به مردم نیز می‌باشد.<ref>همان.</ref>  
*با در نظر گرفتن تفاوت‌های روایات و بیانات مختلفی که در تفاوت بین چهار اصطلاح روایی فوق ذکر شده می‌توان چنین گفت: «رسول» علاوه بر این که نبی هست، مامور به تبلیغ و رساندن به مردم نیز می‌باشد.<ref>همان.</ref>  
خط ۱۸۵: خط ۱۸۵:
*به صراحت بیان شده که اهل‌بیت پیامبر{{صل}} با خود آن حضرت{{صل}} همان پنج تن آل عبا هستند و منظور از (أبناءَنا) حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و از (نساءَنا) فاطمه۳ و مقصود از (أنفُسَنا) علی{{ع}} بوده است. حال از سوی دیگر روایات بسیاری ائمّۀ هدی{{عم}} را از جمله «اهل بیت نبوّت» شمرده است.
*به صراحت بیان شده که اهل‌بیت پیامبر{{صل}} با خود آن حضرت{{صل}} همان پنج تن آل عبا هستند و منظور از (أبناءَنا) حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و از (نساءَنا) فاطمه۳ و مقصود از (أنفُسَنا) علی{{ع}} بوده است. حال از سوی دیگر روایات بسیاری ائمّۀ هدی{{عم}} را از جمله «اهل بیت نبوّت» شمرده است.
*ابوسعید خُدری می‌گوید: از رسول اکرم{{صل}} سؤال شد که امامانِ بعد از شما چند نفرند؟ فرمود: دوازده نفر از «اهل بیتم». بنابراین روایت و روایات دیگری که دوازده امام را با نام ذکر کرده است، رسول‌اکرم{{صل}} ، حضرت مهدی{{ع}} را که آخرین امام است از «اهل بیت» خود خوانده است.
*ابوسعید خُدری می‌گوید: از رسول اکرم{{صل}} سؤال شد که امامانِ بعد از شما چند نفرند؟ فرمود: دوازده نفر از «اهل بیتم». بنابراین روایت و روایات دیگری که دوازده امام را با نام ذکر کرده است، رسول‌اکرم{{صل}} ، حضرت مهدی{{ع}} را که آخرین امام است از «اهل بیت» خود خوانده است.
*پرسشی که به ذهن می‌رسد آن است که آیا منافاتی بین آیۀ تطهیر و روایات شأن نزول آن - که اهل بیت را پنج تن آل عبا می‌دانند - و بین روایات فوق که تمام ائمّه{{عم}} را جزء اهل بیت می‌شمارند وجود دارد؟ در پاسخ به پرسش بالا می‌توان گفت: در این جهت نباید تردید کرد که مصداق ابتدائی «أهل البیت» که مورد نزول آیۀ تطهیر بوده همان پنج شخص معیّن بوده است؛ لیکن خود رسول‌اکرم{{صل}} بعداً موضوع را توسعه داد و «أهل بیت» را به عنوان یک جمعیّت ثابت و باقی معرّفی نمود که همیشه در بین مسلمانان باقی می‌مانند و منصب زعامت و مرجعیّت علمی اسلام را برعهده دارند. مثلاً ابوسعید خُدری از رسول‌خدا{{صل}} روایت کرده که فرمودند: من دو چیز بزرگ و پرارزش در بین شما می‌گذارم: یکی کتاب و دیگری عترت و اهل بیتم، این دو چیز تا قیامت از هم جدا نمی‌شوند.<ref>صفار، محمد بن حسن، «بصائر الدرجات»، ج۱، ص ۴۱۵-۴۱۲؛ ابن بابویه، محمدبن علی، « الامالی» ص۴۱۵؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون اخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۶۲؛ ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، «شرح نهج‌البلاغه»، ج۶، ص۳۷۵.</ref> از این حدیث و احادیث دیگر استفاده می‌شود که چنین نیست که «اهل بیت» وجود کوتاه و قابل انقراضی داشته باشند که با وفات پنج تن خاتمه پذیرد بلکه یک مقام ثابت و معتبر است که دوش به دوش قرآن تا قیامت باقی می‌ماند و رهبری امّت مسلمان را برعهده دارد.  
*پرسشی که به ذهن می‌رسد آن است که آیا منافاتی بین آیۀ تطهیر و روایات شأن نزول آن - که اهل بیت را پنج تن آل عبا می‌دانند - و بین روایات فوق که تمام ائمّه{{عم}} را جزء اهل بیت می‌شمارند وجود دارد؟ در پاسخ به پرسش بالا می‌توان گفت: در این جهت نباید تردید کرد که مصداق ابتدائی «أهل البیت» که مورد نزول آیۀ تطهیر بوده همان پنج شخص معیّن بوده است؛ لکن خود رسول‌اکرم{{صل}} بعداً موضوع را توسعه داد و «أهل بیت» را به عنوان یک جمعیّت ثابت و باقی معرّفی نمود که همیشه در بین مسلمانان باقی می‌مانند و منصب زعامت و مرجعیّت علمی اسلام را برعهده دارند. مثلاً ابوسعید خُدری از رسول‌خدا{{صل}} روایت کرده که فرمودند: من دو چیز بزرگ و پرارزش در بین شما می‌گذارم: یکی کتاب و دیگری عترت و اهل بیتم، این دو چیز تا قیامت از هم جدا نمی‌شوند.<ref>صفار، محمد بن حسن، «بصائر الدرجات»، ج۱، ص ۴۱۵-۴۱۲؛ ابن بابویه، محمدبن علی، « الامالی» ص۴۱۵؛ ابن بابویه، محمد بن علی، «عیون اخبار الرضا{{ع}}»، ج۲، ص۶۲؛ ابن‌ابی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة الله، «شرح نهج‌البلاغه»، ج۶، ص۳۷۵.</ref> از این حدیث و احادیث دیگر استفاده می‌شود که چنین نیست که «اهل بیت» وجود کوتاه و قابل انقراضی داشته باشند که با وفات پنج تن خاتمه پذیرد بلکه یک مقام ثابت و معتبر است که دوش به دوش قرآن تا قیامت باقی می‌ماند و رهبری امّت مسلمان را برعهده دارد.  
*بنابراین ائمّۀ هدی{{عم}} همگی از «اهل بیت نبوّت» و خاندان رسول اکرمند همچنان که در زیارت ایشان گواهی می‌دهیم: {{عربی|اندازه=155%|"أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ أَهْلِ البیت..."}}.<ref>[[احمد زمردیان|زمردیان، احمد]]، [[مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره (کتاب)|مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره]]، ص۲۶ - ۲۳ با تصرّف و تلخیص. </ref> پس باز هم به این نتیجه رسیدیم که در لسان روایات شریفه نیز اصطلاح «اهل بیت» برای همۀ چهارده معصوم{{عم}} عَلَمیّت پیدا کرده است.
*بنابراین ائمّۀ هدی{{عم}} همگی از «اهل بیت نبوّت» و خاندان رسول اکرمند همچنان که در زیارت ایشان گواهی می‌دهیم: {{عربی|اندازه=155%|"أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ أَهْلِ البیت..."}}.<ref>[[احمد زمردیان|زمردیان، احمد]]، [[مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره (کتاب)|مقام ولایت در شرح زیارت جامعه کبیره]]، ص۲۶ - ۲۳ با تصرّف و تلخیص. </ref> پس باز هم به این نتیجه رسیدیم که در لسان روایات شریفه نیز اصطلاح «اهل بیت» برای همۀ چهارده معصوم{{عم}} عَلَمیّت پیدا کرده است.


۲۲۴٬۹۰۲

ویرایش