پرش به محتوا

رافضی: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۲ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۷ مهٔ ۲۰۱۹
جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|' به '{{عربی|'
جز (جایگزینی متن - ' لیکن ' به ' لکن ')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|' به '{{عربی|')
خط ۱۲: خط ۱۲:


==مقدمه==
==مقدمه==
*در مباحث کلامی رافضیه به [[شیعه]] اطلاق شده است، آن هم از سوی [[اهل سنت]] و به قصد طعن و نکوهش. [[اهل سنت]] و دشمنان شیعه با به‌کار بردن این تعبیر، قصد اهانت و تحقیر داشتند و اثبات اینکه شیعیان مسلمان نیستند! از دید آنان [[اسلام]] در رویّه و سیرۀ شیخین (ابو بکر و عمر) متبلور است و چون [[شیعه]] سنّت آن دو را قبول ندارد و مردود می‌شمرد به عنوان رافضی از آنان یاد می‌شود. [[شیعه]]، چون [[خلافت]] را منوط به نصّ [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} می‌داند و قائل به مشروعیت خلافت آن سه نفر پیش از [[امام علی|علی]]{{ع}} نیست و [[امام علی|علی]]{{ع}} را افضل از خلفای پیشین می‌داند، به این تعبیر از آنان یاد می‌کنند و در کتب کلامی و شناخت فرقه‌های اسلامی مقصودشان از یرافضیّهی ، معتقدان به [[امامت]] و خلافت بلافصل [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} است. رافضه در عصر [[ائمه]] به کسانی هم که با حکومت وقت مخالف بودند گفته می‌شد، ولی دربارۀ [[شیعه]] دلیل خاصّ داشت. یاطلاق اصطلاح رافضه در مورد شیعیان اوّلا به صورت عام به‌کار رفته و همۀ گروه‌ها و فرقه‌های شیعی را دربر می‌گیرد و اختصاص به گروه خاصّی ندارد، ثانیا: اطلاق این اصطلاح در مورد شیعیان از جانب حکومت‌های جابر و مستبد وقت و بعضی از بزرگان [[اهل سنت]] انجام می‌گرفته تا دستشان در مورد شکنجه و آزار آنان باز باشد... وقتی شیعیان را به این لقب می‌خواندند، منظورشان آن بوده است که شیعیان عموما از دین [[اسلام]] خارج هستند و افکار و عقاید انحرافی دارند. ازاین‌رو می‌بینیم در کتاب‌های ملل و نحل و منابع تاریخی [[اهل سنت]] آشکارا عقاید شیعیان و افکار و اندیشه‌های آنان را با اندیشه‌ها و افکار باطل غالیان، خوارج و مخالفان اسلام درهم‌آمیخته‌اند و سپس به عنوان اعتقادات [[شیعه]] به خود مسلمانان عرضه کرده‌اند.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۸ ص ۱۰۴</ref> البته جز این، دلیل‌های دیگری نیز بر این عنوان‌گذاری ذکر شده است.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۸ ص ۱۰۴ مدخل رافضی</ref> بار فکری و محتوایی این تعبیر از دید شیعه، مثبت است و از افتخارات پیروان مکتب [[اهل بیت]] به شمار می‌رود که چیزی را جز [[قرآن]] و [[عترت]] و خلافتی را جز [[خلافت]] [[امامان]] [[معصوم]]{{عم}} پس از [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} مشروع ندانستند. گاهی هم در تاریخ، دوستداران [[اهل بیت]] را به عنوان "روافض" و "رفضه" مورد نکوهش قرار می‌دادند و در مقابل، متّهمین به این علاقه و محبت به آن افتخار می‌کردند، مثل آنچه دربارۀ امام شافعی نقل شده است که چنین سروده است: به من گفتند: تو رافضی شده‌ای، گفتم: نه، رفض دین و اعتقادم نیست، لکن من بی‌شک بهترین [[امام]] و هادی را به دوستی برگزیده‌ام، اگر محبّت وصیّ رفض باشد، پس من رافضی‌ترین بندگانم. از روایات [[شیعه]] برمی‌آید که از این لقب به توصیۀ [[امامان]] استقبال می‌کردند. [[امام صادق]]{{ع}} به یکی از شیعیان به نام عیینه فرمود: به خدا قسم خوب نامی را خداوند به شما بخشیده است، تا وقتی‌که به سخنان ما پایبندید و بر ما دروغ نمی‌بندید. این را وقتی [[امام]] به او فرمود که وی به آن حضرت خبر داد که شخصی به من گفت: مبادا رافضی باشی!<ref>المحاسن، برقی، ص ۱۱۱</ref> در مورد دیگری وقتی در حضور [[امام باقر]]{{ع}} گفته شد که به فلانی نام "رافضه" نهاده‌اند، حضرت سه‌بار فرمود: من نیز از رافضیانم و او از من است.<ref>المحاسن، برقی، ص ۱۱۱ ح ۹۱</ref> ابو بصیر نیز می‌گوید: به [[امام باقر]]{{ع}} گفتم: فدایت شوم نامی بر ما نهاده‌اند که به سبب آن، حاکمان خون و مال ما و شکنجۀ ما را حلال می‌شمرند، [[امام]] پرسید: چه نامی؟ گفت: رافضه، حضرت فرمود: هفتاد مرد از لشکر فرعون، فرعون را رفض و ترک کردند و نزد [[حضرت موسی]]{{ع}} آمدند. در قوم موسی کسی همانند آنان کوشاتر و علاقه‌مندتر به حضرت هارون نبود. قوم موسی آن گروه را "رافضه" نامیدند. خداوند به موسی وحی کرد: این نام را بر آنان ثابت بگردان که من آن را بر ایشان داده‌ام. این نامی است که خدا به شما عطا کرده است.<ref>المحاسن، برقی، ص ۱۱۱ ح ۹۲؛ بحار الأنوار، ج ۶۵ ص ۴۹ و ۹۷ و ج ۴۷ ص ۳۹۱</ref> این نشان می‌دهد که [[ائمه]] نیز از این عنوان ناخرسند نبودند. روزی عمّار دهنی از شیعیان [[امام صادق]]{{عم}}، نزد قاضی کوفه شهادتی داد و شهادت او را به خاطر اینکه رافضی است نپذیرفتند. عمار دهنی نگران و ناراحت و با حالت گریه برخاست. قاضی که ابن ابی لیلی بود به او گفت: تو مردی دانشمند و اهل حدیثی، اگر از اینکه به تو رافضی گفته شود ناراحتی، از رافضیان تبرّی بجوی تا از برادران ما باشی، عمار گفت: گریه‌ام بر این است که مرا به مرتبه و درجۀ والایی نسبت دادی که شایستۀ آن نیستم. [[امام صادق]]{{ع}} به من فرموده است: اولین گروهی که به رافضه نامیده شدند، ساحران دربار فرعون بودند که با دیدن معجزۀ [[حضرت موسی]]{{ع}} به او ایمان آورده و پیرو او شدند و آیین و قدرت فرعونی را رها کردند و در برابر هرسختی که بر آنان وارد شود تسلیم گشتند، فرعون هم به آنان رافضه گفت. پس رافضی هرکسی است که کارهای ناپسندیدۀ از سوی خدا را ترک کند: {{عربی|اندازه=155%|فالرّافضیّ کلّ من رفض جمیع ما کره اللّه و فعل ما أمره اللّه}}، اکنون مگر چنین کسی پیدا می‌شود؟ وقتی این ماجرا به گوش [[امام صادق]]{{ع}} رسید، فرمود: گناهان عمّار هرچند هم بسیار باشد، به خاطر این سخنانش آمرزیده شد و حسناتش نزد خدا افزوده گشت.<ref>بحار الأنوار، ج ۶۵ ص ۱۵۷</ref> آن حضرت در سخنی دیگر فرمود: آیا از شما عیبجویی می‌کنند و می‌گویند رافضی هستید؟ آری به خدا، شما دروغ را ردّ کرده و پیرو حق شده‌اید: {{عربی|اندازه=155%|یقولون: ألرّافضة؟ نعم و اللّه رفضتم الکذب و اتّبعتم الحقّ...}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۶ ص ۳۶ ح۶۶</ref> در داستان حضرت ادریس نیز آمده است که یارانی داشت که حاکم جبّار زمان خود را ترک کرده و دور ادریس نبی گرد آمده بودند {{عربی|اندازه=155%|کان لإدریس أصحاب من الرّافضة مؤمنون یجتمعون إلیه فی مجلس له}}،<ref>بحار الأنوار، ج ۱۱ ص ۲۷۳</ref> پس برای پیروان [[اهل بیت]]، افتخار است که رفض‌کنندۀ قدرت جور و فکر باطل و حکومت نامشروع باشند. [[امام صادق]]{{ع}} در دلداری دادن به شیعیان به اینکه از این نام و لقب ناراحت نباشند، می‌فرمود: اینها این نام را بر شما ننهاده‌اند، بلکه خداوند در تورات و انجیل به زبان موسی و عیسی شما را به این نام نامیده است. آنگاه داستان گروه جداشده از فرعون و پیوسته به موسی را نقل می‌کند و می‌فرماید: {{عربی|اندازه=155%|فرفضتم الشّرّ و استقمتم مع أهل بیت نبیّکم فذهبتم حیث ذهب نبیّکم و اخترتم ما اختار اللّه و رسوله...}}<ref>همان، ج ۶۵ ص ۹۷. نیز عنوان «باب فضل الرافضة و مدح التسمیة بها» و احادیث آن را بنگرید، ص ۹۶</ref>، شما شرّ را ترک کردید و همراه خاندان پیامبرتان بر راه درست استوار ماندید و به راهی رفتید که پیامبرتان رفت و چیزی را برگزیدید که خدا و پیامبرش برگزید.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۲۷۵.</ref>
*در مباحث کلامی رافضیه به [[شیعه]] اطلاق شده است، آن هم از سوی [[اهل سنت]] و به قصد طعن و نکوهش. [[اهل سنت]] و دشمنان شیعه با به‌کار بردن این تعبیر، قصد اهانت و تحقیر داشتند و اثبات اینکه شیعیان مسلمان نیستند! از دید آنان [[اسلام]] در رویّه و سیرۀ شیخین (ابو بکر و عمر) متبلور است و چون [[شیعه]] سنّت آن دو را قبول ندارد و مردود می‌شمرد به عنوان رافضی از آنان یاد می‌شود. [[شیعه]]، چون [[خلافت]] را منوط به نصّ [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} می‌داند و قائل به مشروعیت خلافت آن سه نفر پیش از [[امام علی|علی]]{{ع}} نیست و [[امام علی|علی]]{{ع}} را افضل از خلفای پیشین می‌داند، به این تعبیر از آنان یاد می‌کنند و در کتب کلامی و شناخت فرقه‌های اسلامی مقصودشان از یرافضیّهی ، معتقدان به [[امامت]] و خلافت بلافصل [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} است. رافضه در عصر [[ائمه]] به کسانی هم که با حکومت وقت مخالف بودند گفته می‌شد، ولی دربارۀ [[شیعه]] دلیل خاصّ داشت. یاطلاق اصطلاح رافضه در مورد شیعیان اوّلا به صورت عام به‌کار رفته و همۀ گروه‌ها و فرقه‌های شیعی را دربر می‌گیرد و اختصاص به گروه خاصّی ندارد، ثانیا: اطلاق این اصطلاح در مورد شیعیان از جانب حکومت‌های جابر و مستبد وقت و بعضی از بزرگان [[اهل سنت]] انجام می‌گرفته تا دستشان در مورد شکنجه و آزار آنان باز باشد... وقتی شیعیان را به این لقب می‌خواندند، منظورشان آن بوده است که شیعیان عموما از دین [[اسلام]] خارج هستند و افکار و عقاید انحرافی دارند. ازاین‌رو می‌بینیم در کتاب‌های ملل و نحل و منابع تاریخی [[اهل سنت]] آشکارا عقاید شیعیان و افکار و اندیشه‌های آنان را با اندیشه‌ها و افکار باطل غالیان، خوارج و مخالفان اسلام درهم‌آمیخته‌اند و سپس به عنوان اعتقادات [[شیعه]] به خود مسلمانان عرضه کرده‌اند.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۸ ص ۱۰۴</ref> البته جز این، دلیل‌های دیگری نیز بر این عنوان‌گذاری ذکر شده است.<ref>دائرة المعارف تشیّع، ج ۸ ص ۱۰۴ مدخل رافضی</ref> بار فکری و محتوایی این تعبیر از دید شیعه، مثبت است و از افتخارات پیروان مکتب [[اهل بیت]] به شمار می‌رود که چیزی را جز [[قرآن]] و [[عترت]] و خلافتی را جز [[خلافت]] [[امامان]] [[معصوم]]{{عم}} پس از [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} مشروع ندانستند. گاهی هم در تاریخ، دوستداران [[اهل بیت]] را به عنوان "روافض" و "رفضه" مورد نکوهش قرار می‌دادند و در مقابل، متّهمین به این علاقه و محبت به آن افتخار می‌کردند، مثل آنچه دربارۀ امام شافعی نقل شده است که چنین سروده است: به من گفتند: تو رافضی شده‌ای، گفتم: نه، رفض دین و اعتقادم نیست، لکن من بی‌شک بهترین [[امام]] و هادی را به دوستی برگزیده‌ام، اگر محبّت وصیّ رفض باشد، پس من رافضی‌ترین بندگانم. از روایات [[شیعه]] برمی‌آید که از این لقب به توصیۀ [[امامان]] استقبال می‌کردند. [[امام صادق]]{{ع}} به یکی از شیعیان به نام عیینه فرمود: به خدا قسم خوب نامی را خداوند به شما بخشیده است، تا وقتی‌که به سخنان ما پایبندید و بر ما دروغ نمی‌بندید. این را وقتی [[امام]] به او فرمود که وی به آن حضرت خبر داد که شخصی به من گفت: مبادا رافضی باشی!<ref>المحاسن، برقی، ص ۱۱۱</ref> در مورد دیگری وقتی در حضور [[امام باقر]]{{ع}} گفته شد که به فلانی نام "رافضه" نهاده‌اند، حضرت سه‌بار فرمود: من نیز از رافضیانم و او از من است.<ref>المحاسن، برقی، ص ۱۱۱ ح ۹۱</ref> ابو بصیر نیز می‌گوید: به [[امام باقر]]{{ع}} گفتم: فدایت شوم نامی بر ما نهاده‌اند که به سبب آن، حاکمان خون و مال ما و شکنجۀ ما را حلال می‌شمرند، [[امام]] پرسید: چه نامی؟ گفت: رافضه، حضرت فرمود: هفتاد مرد از لشکر فرعون، فرعون را رفض و ترک کردند و نزد [[حضرت موسی]]{{ع}} آمدند. در قوم موسی کسی همانند آنان کوشاتر و علاقه‌مندتر به حضرت هارون نبود. قوم موسی آن گروه را "رافضه" نامیدند. خداوند به موسی وحی کرد: این نام را بر آنان ثابت بگردان که من آن را بر ایشان داده‌ام. این نامی است که خدا به شما عطا کرده است.<ref>المحاسن، برقی، ص ۱۱۱ ح ۹۲؛ بحار الأنوار، ج ۶۵ ص ۴۹ و ۹۷ و ج ۴۷ ص ۳۹۱</ref> این نشان می‌دهد که [[ائمه]] نیز از این عنوان ناخرسند نبودند. روزی عمّار دهنی از شیعیان [[امام صادق]]{{عم}}، نزد قاضی کوفه شهادتی داد و شهادت او را به خاطر اینکه رافضی است نپذیرفتند. عمار دهنی نگران و ناراحت و با حالت گریه برخاست. قاضی که ابن ابی لیلی بود به او گفت: تو مردی دانشمند و اهل حدیثی، اگر از اینکه به تو رافضی گفته شود ناراحتی، از رافضیان تبرّی بجوی تا از برادران ما باشی، عمار گفت: گریه‌ام بر این است که مرا به مرتبه و درجۀ والایی نسبت دادی که شایستۀ آن نیستم. [[امام صادق]]{{ع}} به من فرموده است: اولین گروهی که به رافضه نامیده شدند، ساحران دربار فرعون بودند که با دیدن معجزۀ [[حضرت موسی]]{{ع}} به او ایمان آورده و پیرو او شدند و آیین و قدرت فرعونی را رها کردند و در برابر هرسختی که بر آنان وارد شود تسلیم گشتند، فرعون هم به آنان رافضه گفت. پس رافضی هرکسی است که کارهای ناپسندیدۀ از سوی خدا را ترک کند: {{عربی|فالرّافضیّ کلّ من رفض جمیع ما کره اللّه و فعل ما أمره اللّه}}، اکنون مگر چنین کسی پیدا می‌شود؟ وقتی این ماجرا به گوش [[امام صادق]]{{ع}} رسید، فرمود: گناهان عمّار هرچند هم بسیار باشد، به خاطر این سخنانش آمرزیده شد و حسناتش نزد خدا افزوده گشت.<ref>بحار الأنوار، ج ۶۵ ص ۱۵۷</ref> آن حضرت در سخنی دیگر فرمود: آیا از شما عیبجویی می‌کنند و می‌گویند رافضی هستید؟ آری به خدا، شما دروغ را ردّ کرده و پیرو حق شده‌اید: {{عربی|یقولون: ألرّافضة؟ نعم و اللّه رفضتم الکذب و اتّبعتم الحقّ...}}<ref>بحار الأنوار، ج ۲۶ ص ۳۶ ح۶۶</ref> در داستان حضرت ادریس نیز آمده است که یارانی داشت که حاکم جبّار زمان خود را ترک کرده و دور ادریس نبی گرد آمده بودند {{عربی|کان لإدریس أصحاب من الرّافضة مؤمنون یجتمعون إلیه فی مجلس له}}،<ref>بحار الأنوار، ج ۱۱ ص ۲۷۳</ref> پس برای پیروان [[اهل بیت]]، افتخار است که رفض‌کنندۀ قدرت جور و فکر باطل و حکومت نامشروع باشند. [[امام صادق]]{{ع}} در دلداری دادن به شیعیان به اینکه از این نام و لقب ناراحت نباشند، می‌فرمود: اینها این نام را بر شما ننهاده‌اند، بلکه خداوند در تورات و انجیل به زبان موسی و عیسی شما را به این نام نامیده است. آنگاه داستان گروه جداشده از فرعون و پیوسته به موسی را نقل می‌کند و می‌فرماید: {{عربی|فرفضتم الشّرّ و استقمتم مع أهل بیت نبیّکم فذهبتم حیث ذهب نبیّکم و اخترتم ما اختار اللّه و رسوله...}}<ref>همان، ج ۶۵ ص ۹۷. نیز عنوان «باب فضل الرافضة و مدح التسمیة بها» و احادیث آن را بنگرید، ص ۹۶</ref>، شما شرّ را ترک کردید و همراه خاندان پیامبرتان بر راه درست استوار ماندید و به راهی رفتید که پیامبرتان رفت و چیزی را برگزیدید که خدا و پیامبرش برگزید.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص:۲۷۵.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==