جز
جایگزینی متن - ' ؛' به '؛'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|') |
جز (جایگزینی متن - ' ؛' به '؛') |
||
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
==کتاب ابرار== | ==کتاب ابرار== | ||
*{{عربی|﴿{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ }}﴾}}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است.و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟کارنامهای است نگاشته،که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن | *{{عربی|﴿{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ }}﴾}}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است.و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟کارنامهای است نگاشته،که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن مینگرند؛ سوره مطففین، آیه: ۱۸ - ۲۱.</ref> آرای مفسّران در تفسیر علّیین<ref>جایگاه کتاب ابرار</ref> گوناگون و در برخی تفاسیر، ده قول شمرده شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۹۷.</ref>. [[علامه طباطبایی]] پس از نقل برخی از آرای دهگانه و مردود شمردن آنها، معنای علّیون را "برتری مضاعف" دانسته که بر درجات عالی و منازل قرب به خدای سبحان منطبق میشود. وی میگوید: مقصود از کتاب ابرار، سرنوشت نیکی است که خداوند با قضای حتمی خود برای آنان مقدّر و آماده کرده است؛ پس علّیون کتابی بلند پایه و جامع است که بسیاری سرنوشتها، از جمله سرنوشت ابرار در آن نوشته شده و خداوند برای تبیین عظمت آن به [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: نمیدانی علّیون چیست؛ یعنی آن قدر بزرگ است که با زبان بشری قابل شناساندن نیست؛ سپس از آن با وصف "کتاب مرقوم" یاد میکند. کتاب، یعنی امری نوشته شده و قضایی حتمی، و مرقوم از مادّه رقم<ref>خط درشت یا نقطه گذاری</ref> به معنای کاملا روشن و بیابهام است؛ پس سرنوشت نیک آنان حتمی و مشخّص و تخلّفناپذیر است. در پایان، جایگاه کتاب ابرار را چنین میستاید که مقرّبان، علّیون را با اراده خدای بزرگ مشاهده میکنند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۴ و ۲۳۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==فراوانی نعمتهای بهشتی ابرار== | ==فراوانی نعمتهای بهشتی ابرار== | ||
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
#'''رحیق مختوم:'''{{عربی|﴿{{متن قرآن|يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}﴾}}<ref> به آنان از شرابی دست ناخورده مینوشانند،که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبتکنندگان باید رغبت کنند.و آمیخته آن از (آب) تسنیم است،چشمهای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن مینوشند؛ سوره مطففین، آیه: ۲۵- ۲۸.</ref> نوشیدنی مزبور چهار ویژگی دارد: '''یکم.''' صاف و خالص از هر آلودگی و سر به مُهر است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ}}﴾}} که مختوم شدن آن برای تکریم و صیانت آن است<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۹۹.</ref>؛ چون همواره چیزی را که نفیس و خالص از غش و آمیزه باشد، مُهر و موم میکنند تا چیزی با آن نیامیزد و ناخالصش نکند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۸.</ref>. '''دوم.''' با مادّه عطرآگین معروف "مشک" به جای گِل و لاک معمول در دنیا مهر شده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ}}﴾}}. برخی مقصود از {{عربی|﴿{{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ}}﴾}} را بوی مشک دانستهاند که آخرین طعم شراب مزبور در دهان است<ref>روحالمعانی، مج۱۶، ج۳۰، ص۱۳۳.</ref>. '''سوم.''' آن شراب بر اثر والایی شأنش، شایسته است مورد مسابقه و منافسه قرار گیرد و خدای متعال مؤمنان را به چنین مسابقهای تشویق میکند:{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}}﴾}}. '''چهارم.''' آمیزهای از چشمه سار ناب تسنیم دارد:{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}﴾}} که بر پایه برخی روایات، شریفترین شراب بهشتی، وویژه مقرّبان الهی است و این آمیختگی، برگوارایی شراب ابرار میافزاید<ref>بحارالانوار، ج۸، ص۱۵۰.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} و خاندانش که از مقرّبان و سابقانند، از شراب ناب آن، ودیگر ابرار، از آمیزه چشمه تسنیم مینوشند<ref>بحارالانوار، ج۲۴، ص۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''رحیق مختوم:'''{{عربی|﴿{{متن قرآن|يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}﴾}}<ref> به آنان از شرابی دست ناخورده مینوشانند،که مهر آن، مشک است و در چنین چیزی رغبتکنندگان باید رغبت کنند.و آمیخته آن از (آب) تسنیم است،چشمهای که مقرّبان (درگاه خداوند) از آن مینوشند؛ سوره مطففین، آیه: ۲۵- ۲۸.</ref> نوشیدنی مزبور چهار ویژگی دارد: '''یکم.''' صاف و خالص از هر آلودگی و سر به مُهر است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ}}﴾}} که مختوم شدن آن برای تکریم و صیانت آن است<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۱، ص۹۹.</ref>؛ چون همواره چیزی را که نفیس و خالص از غش و آمیزه باشد، مُهر و موم میکنند تا چیزی با آن نیامیزد و ناخالصش نکند<ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۳۸.</ref>. '''دوم.''' با مادّه عطرآگین معروف "مشک" به جای گِل و لاک معمول در دنیا مهر شده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ}}﴾}}. برخی مقصود از {{عربی|﴿{{متن قرآن|خِتَامُهُ مِسْكٌ}}﴾}} را بوی مشک دانستهاند که آخرین طعم شراب مزبور در دهان است<ref>روحالمعانی، مج۱۶، ج۳۰، ص۱۳۳.</ref>. '''سوم.''' آن شراب بر اثر والایی شأنش، شایسته است مورد مسابقه و منافسه قرار گیرد و خدای متعال مؤمنان را به چنین مسابقهای تشویق میکند:{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ}}﴾}}. '''چهارم.''' آمیزهای از چشمه سار ناب تسنیم دارد:{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ}}﴾}} که بر پایه برخی روایات، شریفترین شراب بهشتی، وویژه مقرّبان الهی است و این آمیختگی، برگوارایی شراب ابرار میافزاید<ref>بحارالانوار، ج۸، ص۱۵۰.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} و خاندانش که از مقرّبان و سابقانند، از شراب ناب آن، ودیگر ابرار، از آمیزه چشمه تسنیم مینوشند<ref>بحارالانوار، ج۲۴، ص۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''آمیزه کافور:'''{{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}﴾}}<ref> نیکان از پیالهای مینوشند که آمیخته به بوی خوش است از چشمهای که بندگان خداوند از آن میآشامند آن را به خواست خود روان میسازند؛ سوره انسان، آیه: ۵ - ۶.</ref> {{عربی|﴿{{متن قرآن|مِزَاجُهَا كَافُورًا}}﴾}} بیانی تمثیلی از خنکی و خوشبویی شراب ابرار است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۴.</ref> بر پایه روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} کافور نام چشمهای در بهشت است که از خانه [[پیامبر]]{{صل}} میجوشد و از آنجا به خانه سایر پیامبران و مؤمنان جاری میشود<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۷۷.</ref> برخی مفسّران گفتهاند: این نوشیدنی با کافوری سرد، سپید و خوشبو آمیخته است تا رایحه و طعم آن کامل و گوارا شود<ref>المنیر، ج۲۹، ص۲۸۸.</ref> برخی نیز گفتهاند: عرب جاهلی دو نوع شراب داشته: یکی محرّک و نشاطآور که با زنجبیل میآمیخته و دیگری سستکننده و آرامبخش که با کافور میآمیخته، وچون حقایق فراطبیعی در واژههای این جهانی نمیگنجد، ناگزیر این الفاظ با معانی گستردهتر و والاتری برای آن حقایق بزرگ استخدام شده است<ref>نمونه، ج۲۵، ص۳۶۷.</ref>. نوشیدنی آمیزه با کافور فقط برای ابرار و فقط در آیه ۵ سوره انسان آمده است. برخی مفسّران آیات ۵ و ۶ سوره انسان را بر اساس مسلک تجسّمِ اعمال، بیانگر حقیقت عمل صالح ابرار "وفا به نذر و اطعام خالصانه" دانسته، میگویند: کارهای مزبور، باطنش نوشیدن شراب کافوری از چشمهای است که باکارهای صالحشان پیوسته آن را میشکافند و جاری میکنند و حقیقت آن در بهشت آشکار میشود؛ گرچه در دنیا به صورت اَعمال بوده است. مؤید این معنا، ظاهر جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَشْرَبُونَ}}﴾}} و {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَشْرَبُ بِهَا}}﴾}} است که میفهماند ابرار در دنیا شراب مزبور را مینوشند و گرنه میفرمود: "سیشربون" و "سیشرب بها"؛ افزون بر این که نوشیدن، وفاکردن، اطعام و ترسیدن "یشربون، یوفون، یطعمون، یخافون" همه را در یک سیاق آورده است. ذکر "يُفَجِّرُونَهَا" نیز مؤید دیگری است؛ زیرا از این تعبیر برمیآید که شکافتن چشمه با اسباب آن "وفا، اطعام و خوف" انجام میگیرد؛ پس حقیقت این کارها همان جوشاندن چشمه است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''آمیزه کافور:'''{{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}﴾}}<ref> نیکان از پیالهای مینوشند که آمیخته به بوی خوش است از چشمهای که بندگان خداوند از آن میآشامند آن را به خواست خود روان میسازند؛ سوره انسان، آیه: ۵ - ۶.</ref> {{عربی|﴿{{متن قرآن|مِزَاجُهَا كَافُورًا}}﴾}} بیانی تمثیلی از خنکی و خوشبویی شراب ابرار است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۴.</ref> بر پایه روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} کافور نام چشمهای در بهشت است که از خانه [[پیامبر]]{{صل}} میجوشد و از آنجا به خانه سایر پیامبران و مؤمنان جاری میشود<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۷۷.</ref> برخی مفسّران گفتهاند: این نوشیدنی با کافوری سرد، سپید و خوشبو آمیخته است تا رایحه و طعم آن کامل و گوارا شود<ref>المنیر، ج۲۹، ص۲۸۸.</ref> برخی نیز گفتهاند: عرب جاهلی دو نوع شراب داشته: یکی محرّک و نشاطآور که با زنجبیل میآمیخته و دیگری سستکننده و آرامبخش که با کافور میآمیخته، وچون حقایق فراطبیعی در واژههای این جهانی نمیگنجد، ناگزیر این الفاظ با معانی گستردهتر و والاتری برای آن حقایق بزرگ استخدام شده است<ref>نمونه، ج۲۵، ص۳۶۷.</ref>. نوشیدنی آمیزه با کافور فقط برای ابرار و فقط در آیه ۵ سوره انسان آمده است. برخی مفسّران آیات ۵ و ۶ سوره انسان را بر اساس مسلک تجسّمِ اعمال، بیانگر حقیقت عمل صالح ابرار "وفا به نذر و اطعام خالصانه" دانسته، میگویند: کارهای مزبور، باطنش نوشیدن شراب کافوری از چشمهای است که باکارهای صالحشان پیوسته آن را میشکافند و جاری میکنند و حقیقت آن در بهشت آشکار میشود؛ گرچه در دنیا به صورت اَعمال بوده است. مؤید این معنا، ظاهر جمله {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَشْرَبُونَ}}﴾}} و {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَشْرَبُ بِهَا}}﴾}} است که میفهماند ابرار در دنیا شراب مزبور را مینوشند و گرنه میفرمود: "سیشربون" و "سیشرب بها"؛ افزون بر این که نوشیدن، وفاکردن، اطعام و ترسیدن "یشربون، یوفون، یطعمون، یخافون" همه را در یک سیاق آورده است. ذکر "يُفَجِّرُونَهَا" نیز مؤید دیگری است؛ زیرا از این تعبیر برمیآید که شکافتن چشمه با اسباب آن "وفا، اطعام و خوف" انجام میگیرد؛ پس حقیقت این کارها همان جوشاندن چشمه است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''آمیزه زنجبیل:'''{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلا عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلا }}﴾}}<ref> و در آنجا به آنان پیالهای مینوشانند که آمیخته آن زنجبیل است.از چشمهای که آنجاست به نام | #'''آمیزه زنجبیل:'''{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلا عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلا }}﴾}}<ref> و در آنجا به آنان پیالهای مینوشانند که آمیخته آن زنجبیل است.از چشمهای که آنجاست به نام سلسبیل؛ سوره انسان، آیه: ۱۷- ۱۸.</ref> عرب جاهلی از شراب آمیخته با زنجبیل "ریشه معطری که در ادویه مخصوص غذا و نوشیدنیها به کار میرود و تندی خاصّی به شراب میدهد"<ref>نمونه، ج۲۵، ص۳۶۶ و ۳۶۷.</ref> لذّت میبُرد؛ لذا به آن وعده داده شدند. برخی، سلسبیل را به معنای گوارا، لذّت بخش و سهلالتّناول دانستهاند<ref>مفردات، ص۴۱۸، «سل».</ref>. به گفته برخی مفسّران، سلسبیل، چشمهای جاری از زیر عرش الهی است<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۲۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''شراب طهور:'''{{عربی|﴿{{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا}}﴾}}<ref> بر تن آنان جامههایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراستهاند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک مینوشاند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> طهور به معنای پاک و پاککننده است. نقش این شراب در تطهیر، بهگونهای است که هیچ قذارتی "پلیدی" را باقی نگذاشته، همه را زایل میکند و چون یکی از قذارتها غفلت از خدای سبحان و احتجاب از توجّه به او است، ابرار با نوشیدن آن، همه حجابهای غفلت را دریده، با حضوری دائم در جوار الهی، غرق در جمال و جلال اویند؛ از اینرو در بهشت، خدا را میستایند. [[امام صادق]]{{ع}}درباره این شراب فرمود: آنان ابرار را از همه چیز جز خداوند پاک میکند:{{عربی|" يطهّرهم عن كلّ شيء سوى اللَّه"}}<ref>مجمعالبیان، ص۶۲۳؛ منهجالصادقین، ج۱۰، ص۱۱۰.</ref> و ساقی چنین شرابی، بدون واسطه، خود ذات اقدس الهی است و این، برترین موهبت بهشتی و شاید مصداق واژه "مزید" در آیه{{عربی|﴿{{متن قرآن|لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ }}﴾}}<ref> در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست؛ سوره ق، آیه:۳۵.</ref> باشد<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۳۱.</ref>. گروهی از مفسّران نیز گفتهاند: شرابِ طهور، نوعی نوشیدنی است که بهشتیان، پس از غذاهای بهشتی میآشامند. این شراب، همه فضولات درونی را پاک و فقط عرقی معطر از پوست تن آنان تراوش میکند<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۲۵۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''شراب طهور:'''{{عربی|﴿{{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا}}﴾}}<ref> بر تن آنان جامههایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراستهاند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک مینوشاند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> طهور به معنای پاک و پاککننده است. نقش این شراب در تطهیر، بهگونهای است که هیچ قذارتی "پلیدی" را باقی نگذاشته، همه را زایل میکند و چون یکی از قذارتها غفلت از خدای سبحان و احتجاب از توجّه به او است، ابرار با نوشیدن آن، همه حجابهای غفلت را دریده، با حضوری دائم در جوار الهی، غرق در جمال و جلال اویند؛ از اینرو در بهشت، خدا را میستایند. [[امام صادق]]{{ع}}درباره این شراب فرمود: آنان ابرار را از همه چیز جز خداوند پاک میکند:{{عربی|" يطهّرهم عن كلّ شيء سوى اللَّه"}}<ref>مجمعالبیان، ص۶۲۳؛ منهجالصادقین، ج۱۰، ص۱۱۰.</ref> و ساقی چنین شرابی، بدون واسطه، خود ذات اقدس الهی است و این، برترین موهبت بهشتی و شاید مصداق واژه "مزید" در آیه{{عربی|﴿{{متن قرآن|لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ }}﴾}}<ref> در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست؛ سوره ق، آیه:۳۵.</ref> باشد<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۳۱.</ref>. گروهی از مفسّران نیز گفتهاند: شرابِ طهور، نوعی نوشیدنی است که بهشتیان، پس از غذاهای بهشتی میآشامند. این شراب، همه فضولات درونی را پاک و فقط عرقی معطر از پوست تن آنان تراوش میکند<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۲۵۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
==خدمتکاران نوجوان و جاوید== | ==خدمتکاران نوجوان و جاوید== | ||
*{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا}}﴾}}<ref> و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان میگردند که چون بنگریشان، میپنداری که مرواریدهایی | *{{عربی|﴿{{متن قرآن|وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا}}﴾}}<ref> و خدمتگزارانی هماره جوان گرد آنان میگردند که چون بنگریشان، میپنداری که مرواریدهایی پراکندهاند؛ سوره انسان، آیه:۱۹.</ref>. [[قرطبی]] میگوید: هنگامی که لؤلؤ در بساطی "پراکنده" باشد، از منظم بودن آن زیباتر است و گفته شده: سرّ تشبیه خدمتکاران به لؤلؤ پراکنده این است که آنان در خدمتکاری پرتلاشند؛ برخلاف حورالعین که به {{عربی|﴿{{متن قرآن|لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ}}﴾}}<ref> مرواریدی فرو پوشیدهاند؛ سوره طور، آیه:۲۴.</ref> تشبیه شدهاند؛ زیرا آنان به خدمت گمارده نمیشوند<ref>قرطبی، ج۱۹، ص۹۳.</ref> قرآن برای تکریم و بزرگداشت "ابرار" و "سابقانِ مقرّب"، از خدمتکاران آنان به {{عربی|﴿{{متن قرآن|وِلْدَانٌ}}﴾}} (جمع وَلید به معنای مولود، ودر این جا به مفهوم نوجوان) تعبیر میکند و این کرامتی است که این خادمان، از مخدومان خود و بر اثر تشرّف در حضور آنان کسب کردهاند؛ در حالی که از خدمتکارانِ پارسایان و مؤمنان به "غِلْمان" یاد میکند<ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۲۵۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==مصونیت در قیامت== | ==مصونیت در قیامت== | ||