بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*پس از فوت [[عبد المطلب]]، حامی و سرپرست برادرزادهاش [[پیامبر خاتم|حضرت محمّد]]{{صل}} شد و در سفرهای تجاری او را با خود همراه میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد، چون هم مقام والای برادرزاده را میدانست، هم از دشمنی دشمنان نسبت به آن حضرت باخبر بود. وقتی [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به [[نبوت]] مبعوث شد، حمایت ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ توان او در راه [[پیامبر خاتم|محمد]]{{صل}} و دین او صرف شد، هرچند صلاح نمیدید گرایش خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در باطن به اسلام ایمان آورده بود و این از اشعار،<ref>اشعار او در «دیوان ابی طالب بن عبد المطلب» ، تحقیق شیخ محمّد حسن آل یاسین گرد آمده و چاپ شده است</ref> عملکرد، مواضع و زندگی او آشکار است. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}}، سال از دست دادن او را به عنوان فقدان قویترین پشتیبان، سال حزن و اندوه نامید و پس از آن نتوانست در مکّه بماند و مقدّمات هجرت به مدینه را فراهم آورد. [[علامه امینی]] در الغدیر،<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰</ref> ایمان ابوطالب را مسلم میداند و مینویسد: مغرضان چون نتوانستند دربارۀ فرزندش [[امام علی|علی]]{{ع}} نقطۀ ضعف و عیبی بیابند، به پدر او پرداختند و از طریق تشکیک در ایمان او خواستند [[امام علی|علی]]{{ع}} را بیالایند، در حالی که روحیات و باطن هرکس را از سخنان و سیره و زندگیش و نیز آنچه نزدیکان و بستگانش دربارۀ او میگویند بهتر میتوان شناخت. آنگاه به نقل انبوهی از اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست میپردازد تا چهرۀ نورانی سیّد ابطح و بزرگ قریش را بنمایاند و به برشمردن تألیفاتی میپردازد که دربارۀ اثبات ایمان او نگاشته شده است و به نقل سخنانی از بزرگان دین اشاره میکند که "ایمان ابوطالب" را از مسلّمات اعتقادی [[شیعه]] و [[اهل بیت]] دانستهاند.<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴</ref> [[امام باقر]]{{ع}} فرموده است: {{عربی|مات أبو طالب بن عبد المطّلب مسلما مؤمنا...}}<ref>«ابوطالب مسلمان و باایمان از دنیا رفت.» الغدیر، ج ۷ ص ۳۹۰</ref>. از آنجا که مغرضان با ایجاد شک در ایمان وی یا در نسبت کفر دادن به او، قصد سست کردن پایههای اوّلیۀ [[اسلام]] یا ایجاد وهن و عیب دربارۀ [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}} داشتهاند، عالمان دین به دفاع از کیان مذهب و اثبات پاک و مؤمن بودن دودمان و اجداد [[امام علی|علی]]{{ع}} پرداخته و در این موضوع، کتابهایی تألیف کردهاند. در مقدمۀ کتاب "ایمان ابی طالب"<ref>از مجموعه آثار شیخ مفید، چاپ کنگرۀ هزارۀ شیخ مفید)</ref> نام ۳۷ کتاب از کهنترین زمانها تا عصر حاضر آورده شده که به این موضوع پرداخته است و همۀ اینها نوعی دفاع از ساحت امیر ولایت، [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. | *پس از فوت [[عبد المطلب]]، حامی و سرپرست برادرزادهاش [[پیامبر خاتم|حضرت محمّد]]{{صل}} شد و در سفرهای تجاری او را با خود همراه میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد، چون هم مقام والای برادرزاده را میدانست، هم از دشمنی دشمنان نسبت به آن حضرت باخبر بود. وقتی [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به [[نبوت]] مبعوث شد، حمایت ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ توان او در راه [[پیامبر خاتم|محمد]]{{صل}} و دین او صرف شد، هرچند صلاح نمیدید گرایش خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در باطن به اسلام ایمان آورده بود و این از اشعار،<ref>اشعار او در «دیوان ابی طالب بن عبد المطلب» ، تحقیق شیخ محمّد حسن آل یاسین گرد آمده و چاپ شده است</ref> عملکرد، مواضع و زندگی او آشکار است. [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}}، سال از دست دادن او را به عنوان فقدان قویترین پشتیبان، سال حزن و اندوه نامید و پس از آن نتوانست در مکّه بماند و مقدّمات هجرت به مدینه را فراهم آورد. [[علامه امینی]] در الغدیر،<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰</ref> ایمان ابوطالب را مسلم میداند و مینویسد: مغرضان چون نتوانستند دربارۀ فرزندش [[امام علی|علی]]{{ع}} نقطۀ ضعف و عیبی بیابند، به پدر او پرداختند و از طریق تشکیک در ایمان او خواستند [[امام علی|علی]]{{ع}} را بیالایند، در حالی که روحیات و باطن هرکس را از سخنان و سیره و زندگیش و نیز آنچه نزدیکان و بستگانش دربارۀ او میگویند بهتر میتوان شناخت. آنگاه به نقل انبوهی از اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست میپردازد تا چهرۀ نورانی سیّد ابطح و بزرگ قریش را بنمایاند و به برشمردن تألیفاتی میپردازد که دربارۀ اثبات ایمان او نگاشته شده است و به نقل سخنانی از بزرگان دین اشاره میکند که "ایمان ابوطالب" را از مسلّمات اعتقادی [[شیعه]] و [[اهل بیت]] دانستهاند.<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴</ref> [[امام باقر]]{{ع}} فرموده است: {{عربی|مات أبو طالب بن عبد المطّلب مسلما مؤمنا...}}<ref>«ابوطالب مسلمان و باایمان از دنیا رفت.» الغدیر، ج ۷ ص ۳۹۰</ref>. از آنجا که مغرضان با ایجاد شک در ایمان وی یا در نسبت کفر دادن به او، قصد سست کردن پایههای اوّلیۀ [[اسلام]] یا ایجاد وهن و عیب دربارۀ [[امام علی|حضرت امیر]]{{ع}} داشتهاند، عالمان دین به دفاع از کیان مذهب و اثبات پاک و مؤمن بودن دودمان و اجداد [[امام علی|علی]]{{ع}} پرداخته و در این موضوع، کتابهایی تألیف کردهاند. در مقدمۀ کتاب "ایمان ابی طالب"<ref>از مجموعه آثار شیخ مفید، چاپ کنگرۀ هزارۀ شیخ مفید)</ref> نام ۳۷ کتاب از کهنترین زمانها تا عصر حاضر آورده شده که به این موضوع پرداخته است و همۀ اینها نوعی دفاع از ساحت امیر ولایت، [[امام علی|علی بن ابی طالب]]{{ع}} است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. | ||
*[[ابوطالب]]، عموی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و پدر [[امام علی]] {{ع}}، برادر تنی [[عبدالله]]، پدر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} بود. او پس از [[عبدالمطلب]] و بنا به [[وصیت]] او کفالت [[پیامبر]] را بر عهده گرفت و [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانه [[ابوطالب]] رشد کرد و پرورش یافت. [[ابوطالب]] همواره پشتیبان [[پیامبر]] بود و این [[حمایت]] را پس از [[بعثت]] نیز از او دریغ نکرد. پیشه او مانند بیشتر بزرگان [[قریش]] [[تجارت]] بود و در یکی از سفرهای تجاری به [[شام]]، بحیرای راهب سیمای [[پیامبر]] را [[شناخت]] و او را به [[پیامبری]] [[بشارت]] داد. | |||
*[[ابوطالب]] انسانی سخاوتپیشه و [[عادل]] بود، بهگونهای که مکّیان در موارد [[اختلاف]] او را به [[حکمیّت]] و [[داوری]] برمیگزیدند. او نخستین کسی است که در دوران جاهلیّت [[آیین]] [[سوگند]] و [[شهادت]] اولیای دم را پایه گذاشت و بعدها این [[سنت]] جزو [[قوانین]] [[حقوق]] اسلامی قرار گرفت. [[ابوطالب]] پس از [[عبدالمطلب]]، [[صاحب منصب]] سقایت شد. او گرچه دارای [[منصب]] و [[مقام]] بود. اما فردی تنگدست در عین حال منیعالطبع بود. از اینرو [[سرپرستی]] دو تن از [[فرزندان]]، [[علی]] {{ع}} و [[جعفر]] را [[پیامبر]] {{صل}} و [[عباس]]، برادرش برادرش عهدهدار شدند. [[ابوطالب]] پس از [[بعثت]] و گرویدن [[علی]] {{ع}} به [[اسلام]]، نه تنها مخالفتی با او نکرد، بلکه مشوق او در این امر بود و [[حمایت]] خود را از [[پیامبر]] و [[آیین]] نوین [[اسلام]] هرگز دریغ نکرد و در برابر [[دشمنان]] [[پیامبر]] [[ایستادگی]] میکرد. [[شیعیان]] معتقدند [[ابوطالب]] در [[باطن]] به [[اسلام]] گرویده بود، اما در زبان و ظاهر بهدلیل حفظ [[موقعیت]] خویش در [[قریش]] و امکان [[حمایت]] از [[دین اسلام]]، که برای او در این [[موقعیت]] فراهم بود، [[تقیّه]] میکرد و [[ایمان]] خویش را مخفی میداشت، زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش، دیگر نمیتوانست بهعنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از نفوذ خود در [[حمایت]] از [[دین]] نوپای [[اسلام]] بهره ببرد. [[ابوطالب]] افزون بر [[مناصب]] و [[موقعیت]] والای [[اجتماعی]] که داشت، از قریحه شاعری نیز برخوردار بود. اشعار او به لحاظ تاریخی و [[اجتماعی]] مورد توجه ادبا و ادبپژوهان قرار گرفته است. بسیاری از اشعار [[منصوب]] به [[ابوطالب]] در [[مدح]] [[پیامبر]] و [[دین اسلام]] سروده شده است. از [[تاریخ]] ولادت [[ابوطالب]] اطلاع دقیقی در دست نیست، اما اقوال تاریخی سنّ او را در هنگام [[وفات]] هشتاد و اندی ذکر میکنند. [[پیامبر]] در سوگ از دست دادن عمو، کفیل و بزرگترین حامی خویش بهشدت متأثر شد. [[روایت]] است که اندکی پس از ارتحال [[ابوطالب]]، وارد خانه ا شد. [[ابوطالب]] را در پارچهای پیچیده بودند. [[پیامبر]] با عمویش اینگونه سخن گفت: "ای عمو، مرا که [[یتیم]] بودم [[سرپرستی]] کردی، در کوچکی پرورشم دادی و در بزرگی یاریام کردی. [[خداوند]] از جانب من به تو [[پاداش]] خیر دهد." آنگاه به [[امام علی]] {{ع}} [[فرمان]] داد که پدرش را [[غسل]] دهد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]؛ ج۱، ص: 85- 86.</ref>. | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||
==منابع== | ==منابع== | ||
* [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]. | * [[پرونده:1368987.jpg|22px]] [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|'''فرهنگ غدیر''']]. | ||
* [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]؛ | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||