بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '{{خرد}} {{مهدویت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل مرتبط با مباحث پی...) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*لفظ مهدی مفهوم عامی دارد و به کار بردن آن به هر فردی که خدا او را هدایت کرده باشد، جایز است. با این مفهوم، همه پیامبران و اوصیا{{عم}} مهدی هستند. حتی به کار بردن این واژه درباره افراد دیگری که در مکتب آن بزرگواران تربیت و هدایت یافتهاند، جایز است. با این حال، روشن است مقصود از مهدی که بر زبان مبارک [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} جاری شده، یک عنوان خاص و لقب شخصی معین و عزیز است. [[پیامبر]]{{صل}} به ظهور او بشارت داده و مسلمانان را فراخوانده است که در ردیف منتظران ظهور او باشند. | *لفظ [[مهدی]] مفهوم عامی دارد و به کار بردن آن به هر فردی که [[خدا]] او را [[هدایت]] کرده باشد، جایز است. با این مفهوم، همه [[پیامبران]] و [[اوصیا]]{{عم}} [[مهدی]] هستند. حتی به کار بردن این واژه درباره افراد دیگری که در [[مکتب]] آن بزرگواران [[تربیت]] و [[هدایت]] یافتهاند، جایز است. با این حال، روشن است مقصود از [[مهدی]] که بر زبان مبارک [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} جاری شده، یک عنوان خاص و [[لقب]] شخصی معین و عزیز است. [[پیامبر]]{{صل}} به [[ظهور]] او [[بشارت]] داده و [[مسلمانان]] را فراخوانده است که در ردیف [[منتظران]] [[ظهور]] او باشند. | ||
*بر اساس اخبار معتبر، مهدی لقب موعود [[آخر الزمان]] است که حتی تبار و اوصاف او در احادیث معتبر مورد اشاره قرار گرفته است. این ویژگیها بر هیچ کس، جز [[امام مهدی|امام دوازدهم]] فرزند [[امام حسن عسکری]]{{ع}} قابل تطبیق نیست. | *بر اساس [[اخبار]] معتبر، [[مهدی]] [[لقب]] [[موعود]] [[آخر الزمان]] است که حتی تبار و اوصاف او در [[احادیث]] معتبر مورد اشاره قرار گرفته است. این ویژگیها بر هیچ کس، جز [[امام مهدی|امام دوازدهم]] [[فرزند]] [[امام حسن عسکری]]{{ع}} قابل تطبیق نیست. | ||
*لقب مهدی به این معنا "مورد هدایت خدا و احیاگر اسلام و پرکننده جهان از عدل وداد و ..." نخستین بار در باره آن حضرت به کار رفت و این، در عصر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} انجام گرفت و مهدی به عنوان رهاییبخش، معرفی شد. | *[[لقب مهدی]] به این معنا "مورد [[هدایت]] [[خدا]] و [[احیاگر]] [[اسلام]] و پرکننده [[جهان]] از عدل وداد و ..." نخستین بار در باره آن حضرت به کار رفت و این، در عصر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} انجام گرفت و [[مهدی]] به عنوان رهاییبخش، معرفی شد. | ||
*مهدی به مفهوم نوعی، فردی نامعین است که در زمانی مناسب، زاده خواهد شد و جهان را پر از عدل وداد خواهد کرد. این، از هیچیک از روایات نقل شده از [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} قابل استفاده نیست. | *[[مهدی]] به مفهوم نوعی، فردی نامعین است که در زمانی مناسب، زاده خواهد شد و [[جهان]] را پر از [[عدل]] وداد خواهد کرد. این، از هیچیک از [[روایات]] [[نقل]] شده از [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} قابل استفاده نیست. | ||
*از نظر منطق و | *از نظر منطق و [[برهان]]، "نوعی بودن [[مهدی]]" [[باطل]] و نادرست است؛ چرا که نقض غرض میشود. مقصود از [[قیام]] او، پرکردن [[جهان]] از عدل وداد است؛ ولی نوعی بودن [[مهدی]]، [[جهان]] را از [[ظلم و ستم]] پر خواهد کرد. در این صورت، هر قدرتمند [[دروغگویی]]، میتواند ادعا کند [[مهدی]] است و به نام [[عدالت]] گستری، به چپاول [[جهان]] بپردازد. در این صورت وعدههای [[قرآن]] و [[پیامبران]]، [[باطل]] و [[دروغ]] بوده یا [[وجود مهدی]] [[پس از ظهور]]، قابل [[انکار]] و [[تردید]] خواهد بود؛ چون دلیلی برای آنکه او [[مهدی موعود]] است، وجود ندارد. در [[تاریخ اسلام]]، دیده شده است [[مدعیان مهدویت]]، بسیار آمدند و رفتند؛ اما چه خونها که نریختند؛ چه ظلمها و ستمها که نکردند؛ پس بایستی، [[مهدی]]، شخص معینی باشد که شناختش برای [[مردم]] آسان باشد و اشتباهی در تشخیص او رخ ندهد. | ||
*نیز مهدی نوعی، با آموزههای اسلام منافات دارد؛ چون روایات متواتری وارد شده که آن منجی | *نیز [[مهدی]] نوعی، با آموزههای [[اسلام]] منافات دارد؛ چون [[روایات]] متواتری وارد شده که آن [[منجی موعود]]، شخصی معین و زنده است. از طرفی این امر، مستلزم آن است که سالها [[زمین]]، خالی از [[حجّت]] باشد و این هم بر خلاف اصول و مبانی [[اسلام]] است. با این حال، [[مدعیان مهدویت]]، همگی از میان [[مسلمانان]] برخاستهاند؛ کسانی که از اصول و مبانی [[اسلام]] خبر نداشتهاند یا [[حقیقت]] را به [[مسلمانان]] نگفته بودند<ref>ر.ک: سید رضا صدر، راه مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۶۳ و ۶۴( با تصرف)</ref>. | ||
*یکی از دانشمندان [[شیعه]] در این باره نوشته است: "موضوع | *یکی از [[دانشمندان]] [[شیعه]] در این باره نوشته است: "موضوع [[مهدی]]، نه [[اندیشه]] چشم به راه نشستن کسی است که باید زاده شود و نه یک [[پیشگویی]] است که باید در [[انتظار]] مصداقش ماند؛ بلکه واقعیتی استوار و فردی مشخص است که خود نیز، در [[انتظار]] رسیدن هنگام فعالیتش به سر میبرد. در میان ما- با گوشت و [[خون]] خویش- زندگی میکند؛ ما را میبیند و ما نیز او را میبینیم "اما نمیشناسیم". در فضای دردها، رنجها و آرزوهای ما است و در [[اندوه]] و شادی ما شریک است ... در [[احادیث]] نیز، پیوسته به [[انتظار فرج]] و درخواست [[ظهور مهدی]]، سفارش شده است، تا [[مؤمنان]] همواره چشم به راه او باشند. | ||
*این | *این [[تشویق]]، تحقّق همان همبستگی روحی و وابستگی وجدانی [[منتظران]] [[ظهور]] و رهبرشان است. این همبستگی و پیوند پدید نمیآید، مگر اینکه [[مهدی]] را هماکنون انسانی تجسم یافته بشماریم. تجسّم یافتن [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} تحرک تازهای به "[[فکر]] [[انتظار]] [[منجی]]" میبخشد و آن را از [[توانایی]] و آفرینندگی بیشتری برخوردار میکند. | ||
*گذشته از آن، در انسانی که به طرد ستمها پرداخته و رهبر منتظر خود را نیز هم درد، هم | *گذشته از آن، در انسانی که به طرد ستمها پرداخته و [[رهبر]] [[منتظر]] خود را نیز هم درد، هم [[رنج]]، همسان و وابسته به خویش احساس میکند و نوعی [[مقاومت]] و [[شکیبایی]] برابر دردهایی که در اثر محرومیت به او رسیده است، ایجاد میشود<ref> سید محمد باقر صدر، جستوجو و گفتوگو پیرامون حضرت مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۶- ۸.</ref>. | ||
*یکی از دانشمندان معاصر نیز بحث "مهدی نوعی" را بر اساس دیدگاه صوفیه چنین شرح کرده است: "صوفیه اعتقاد به ولایت عامه و مهدویت نوعیه دارند و اولیا را منحصر به دوازده [[امام]] نمیدانند. امروز هم بیشتر عقیده دارند که پیر آنها در زمان خود، ولی است و هر قطبی، منصب ولایت دارد. کسانی امثال با [[یزید بسطامی]]، [[منصور حلاج]]، [[محی الدین عربی]]، [[احمد غزالی]] و [[جنید بغدادی]] را "ولی" میدانند. عجب است که صوفیان [[شیعه]] با این عقیده که مخالف اساس معتقدات [[شیعه]] است، باز دم از تشیع و لاف محبت [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} میزنند و سایر شیعیان و علمای ربانی را اهل ظاهر و قشری و خود را با انکار ضمنی ولی اللّه المطلق و مهدی موعود جهان که بعد از [[امام عسکری]]{{ع}} جز او ولی و قطب و امامی نیست، اهل معنی و اهل لب و "اهل حق" میدانند. | *یکی از [[دانشمندان]] معاصر نیز بحث "[[مهدی]] نوعی" را بر اساس دیدگاه صوفیه چنین شرح کرده است: "صوفیه [[اعتقاد]] به [[ولایت]] [[عامه]] و [[مهدویت نوعیه]] دارند و [[اولیا]] را منحصر به [[دوازده]] [[امام]] نمیدانند. امروز هم بیشتر [[عقیده]] دارند که پیر آنها در زمان خود، ولی است و هر قطبی، [[منصب ولایت]] دارد. کسانی امثال با [[یزید بسطامی]]، [[منصور حلاج]]، [[محی الدین عربی]]، [[احمد غزالی]] و [[جنید بغدادی]] را "ولی" میدانند. عجب است که صوفیان [[شیعه]] با این [[عقیده]] که مخالف اساس معتقدات [[شیعه]] است، باز دم از [[تشیع]] و لاف [[محبت]] [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} میزنند و سایر [[شیعیان]] و [[علمای ربانی]] را اهل ظاهر و قشری و خود را با [[انکار]] ضمنی ولی اللّه المطلق و [[مهدی موعود]] [[جهان]] که بعد از [[امام عسکری]]{{ع}} جز او ولی و [[قطب]] و امامی نیست، اهل معنی و اهل لب و "[[اهل حق]]" میدانند. | ||
*بنابراین [[شیعه]] با ردّ این انگاره، فقط به مهدی شخصی معتقد است<ref> محمد باقر مجلسی، مهدی موعود | *بنابراین [[شیعه]] با ردّ این انگاره، فقط به [[مهدی]] شخصی [[معتقد]] است<ref> محمد باقر مجلسی، مهدی موعود ( ترجمه جلد سیزدهم بحار الانوار)، ترجمه علی دوانی، ص ۳۴۰، پاورقی</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگنامه مهدویت (کتاب)|فرهنگنامه مهدویت]]، ص: ۴۳۴ - ۴۳۷.</ref>. | ||
==پرسشهای وابسته== | ==پرسشهای وابسته== | ||
* [[منظور از مهدویت نوعی و شخصی چیست؟ (پرسش)]] | * [[منظور از مهدویت نوعی و شخصی چیست؟ (پرسش)]] | ||
| خط ۳۴۷: | خط ۳۴۷: | ||
[[رده:امام مهدی]] | [[رده:امام مهدی]] | ||
[[رده:مهدی شخصی و مهدی نوعی]] | [[رده:مهدی شخصی و مهدی نوعی]] | ||
[[رده:اتمام لینک داخلی]] | |||