←مقدمه
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[نهج البلاغه]] گزیده سخنان [[امام علی بن ابیطالب]] است که [[شریف رضی]] در [[رجب]] سال ۴۰۰ قمری آن را تدوین کرده. [[سیدرضی]] [[علت]] تدوین [[نهج البلاغه]] را پس از [[نوشتن]] کتابی در [[فضایل]] امیرالمؤمنان {{ع}} بهنام خصائص الائمة، درخواست جمعی از [[دوستان]] و اهل [[علم]] بیان میکند؛ تدوین کتابی که گزیده [[سخنان امام]] {{ع}} در زمینهها و موضوعات گوناگون از [[خطبهها]] و [[نامهها]] و [[پندها]] و [[دانش]] زیستن را در بر داشته باشد. آن مردان [[فضل]] و [[دانش]] میدانستند که این سخنان، شگفتیهای [[بلاغت]] و دُردانههای [[فصاحت]] و گوهرهای [[ادب]] و کلمات پرمغز و روشنگر [[دین]] و دنیاست و این مجموعه نفیس در هیچ [[کلام]] و کتابی یافت نشود، چون [[امیرمؤمنان]] {{ع}} سرچشمه [[فصاحت]] و زایشجای [[بلاغت]] است و از آن بزرگوار گنج [[فرهنگ]] و [[ادب]] و قانونهای آن پدید آید و هر سخنوری بر شیوه و روش آن [[حضرت]] ره پوید و هر واعظ شیرین سخن رساگویی از او [[کمک]] گیرد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 843 -844.</ref>. | |||
*[[امام]] {{ع}} در این میدان گوی [[سبقت]] را از دیگران ربوده و پیشتاز است و دیگران وامانده، زیرا [[کلام]] آن [[حضرت]] سخنی است که [[نور]] و نشانه خدایی دارد و از آن رنگ و بوی سخن [[نبوی]] تراود. وی میگوید: در هر صورت به خواستشان پاسخ مثبت دادم که تألیف کتاب را بیاغازم، در حالیکه میدانستم در آن سودی بزرگ است و بلندآوازه شود و اجر [[آخرت]] [[ذخیره]] کنم<ref>نک: مقدمه نهج البلاغه</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 844.</ref>. | |||
*[[سیدرضی]] [[نهج البلاغه]] را در سه فصل [[خطبهها]]<ref>شامل ۲۴۱ خطبه</ref>، [[نامهها]]<ref>شامل ۷۹ نامه</ref> و حکمتها<ref>شامل ۴۸۰ حکمت</ref> تدوین کرد. او خود مینویسد: پس به [[توفیق]] [[الهی]]، کار تألیف را با گلچین خطبههای شروع کردم و آنگاه به سراغنامههای [[نیکو]] و سپس پندهای زیبا و کلمات حکمتآمیز رفتم و هر یک از این سه را در بخشی جداگانه آوردم و برگهایی نانوشته در کنارش نهادم تا کلماتی را که احیاناً جامانده یا بعداً بهدست آید اضافه کنم؛ و چنانچه [[کلامی]] از [[حضرت]] یافتم که در اثنای [[گفتوگو]] و یا پاسخِ پرسوجو بوده یا برای هدفی دیگر غیر از سه عنوان ذکر شده و قراری کهبنیان گردیده، باشد، در ضمن هر یک از بخشهایی که مناسب و همخوانی بیشتری با [[هدف]] آن داشته باشد قرار دهم. و چه بسا آنچه برگزیدم با آن فصلها مناسب نباشد و کلمات [[زیبایی]] باشد که از نظر [[نظم]] و نسق هماهنگ نیاید؛ و این بدان جهت است که میخواستم نکتهها و سخنان و روشنگر را بیاورم و قصدم صرفاً [[پیوستگی]] و هماهنگی نبوده است<ref>نهج البلاغة پارسی، ص ۱۷</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 844.</ref>. | |||
*[[نهج البلاغه]] پس از تدوین تا به امروز کانون توجه [[دانشمندان]] و [[اندیشمندان]] قرار گرفته است. بهطوری که بسیاری از اهالی [[فضل]] و [[دانش]] از مکتبها و نحلههای گوناگون با مطالعه آن، زبان به [[ستایش]] گشوده و محتوای والای آن را ستودهاند. بهنظر میرسد، در این امر [[علل]] و عوامل گوناگونی دخالت دارند تا مجموعه آنها [[جایگاه]] ویژه و رفیعی برای این کتاب رقم بزند. برخی از این عوامل را میتوان به شرح زیر مورد توجه قرار داد: | |||
#[[شخصیت والا]] و [[برتر]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[جایگاه]] ویژه او در [[اسلام]] و [[جامعیت]] او در همه مراتب و ویژگیهای منحصربهفردش که او را در میان [[اصحاب]] ویژگی خاص بخشیده است. | |||
#[[فصاحت]] و [[بلاغت]] [[کلام امام]] که [[کلام]] او را پس از [[قرآن کریم]] و [[بلاغت]] [[نبوی]] در نقطه اوج قرار داده است. | |||
#[[جامعیت]] و گسترش موضوعات [[نهج البلاغه]]، بهطوری که مفاهیم بسیاری را در خود جای داده است. | |||
#[[نهج البلاغه]] گویای بخشی از [[زندگی]] انسانی [[الهی]] است که توانست در دوران [[زمامداری]] خود و در کوران بحرانهایی که [[قاسطین]] و [[ناکثین]] و [[مارقین]] بر سر راهش ایجاد کردند، از عهده [[وظیفه]] [[زمامداری]] به نحو احسن برآید. | |||
#[[نهج البلاغه]] گویای [[تاریخ]] تطورات [[سیاسی]] [[جامعه]] پس از [[رحلت پیامبر اکرم]] {{صل}} است. | |||
#این کتاب، بیانگر روحیههای گوناگون [[مردمان]] و به تعبیر دیگر، بیانگر [[روانشناسی]] [[اجتماعی]] است. | |||
#این کتاب، بیانگر [[راستین]] [[اصول اسلام]]، [[قرآن]]، [[عدالت]] و [[آزادی]] و دستیابی به [[حیات طیبه]] است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 844 -845.</ref>. | |||
==نگاهی به [[محتوای نهج البلاغه]]== | |||
===[[خطبهها]]=== | |||
*[[شریف رضی]] با سلیقه خود و البته با در نظر گرفتن برخی ضرورتها [[متن نهج البلاغه]] را تنظیم کرده است. در این بین، برخی [[خطبههای نهج البلاغه]] در طول [[تاریخ]]، بیشتر مورد توجه و کنکاش [[دانشمندان]] قرار گرفته است. از آن جمله است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 845.</ref>: | |||
#[[خطبه]] اول [[نهج البلاغه]] که از آن با عنوان [[خطبه]] توحیدیه یاد میکنند. این [[خطبه]] دربردارنده نکتههای دقیق [[توحیدی]] است<ref>نک: خطبه ۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 845.</ref> | |||
#[[خطبه]] سوم ([[خطبه شقشقیه]]): این [[خطبه]] از معروفترین [[خطبههای نهج البلاغه]] و دردنامه [[امام]] و گویای گلههای اوست. در این [[خطبه امام]] به رمزگشایی از آنچه بعد از [[رحلت پیامبر اکرم]] {{صل}} رخ داد، میپردازد و شکایت خود را از [[غاصبان خلافت]] ابراز میدارد. همچنین برخی از ویژگیهای [[خلفا]] را بیان میکند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 845.</ref> | |||
#[[خطبه]] ۲۷ معروف به [[خطبه جهادیه]]، یکی از مشهورترین خطبههای [[امام]] است که بسیاری از مورخان و [[محدثان]] آن را [[روایت]] کردهاند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 845.</ref> | |||
#[[خطبه]] ۸۲ (غراء): [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} در این [[خطبه]]، موضوع [[انسان]] و رابطه او با [[خدا]] را از ابعاد گوناگون مورد توجه قرار داده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 845.</ref> | |||
#[[خطبه]] ۹۰ ([[خطبه اشباح]]): این [[خطبه]] بهطورکلی موضوع [[توحید]] را مورد توجه قرار داده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 845.</ref> | |||
#[[خطبه]] ۱۸۴ ([[خطبه]] [[متقین]]): [[امام]] در بیانی مفصل به توصیف ویژگیهای مردان [[خدا]] پرداختهاند. در این [[خطبه]] حدود پنجاه صفت برای پرهیزگاران به شیواترین الفاظ و دقیقترین بیان، ذکر شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 845.</ref> | |||
#[[خطبه]] ۱۹۳: سوگنامه و دردنامه [[امام]] {{ع}} در سوگ از دست دادن [[همسر]] خویش، [[حضرت فاطمه زهرا]] {{س}}، است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 845.</ref> | |||
*فهرست موضوعی [[خطبههای نهج البلاغه]] را بهطور کلی میتوان بهصورت زیر دستهبندی کرد: | |||
#'''خطبههای [[اخلاقی]]:''' ۴۳ – ۶۳ – ۶۴ – ۷۶ – ۸۲ – ۹۹ – ۱۱۱ – ۱۱۳ – ۱۴۰ – ۱۴۳ – ۱۴۹ – ۱۵۳ – ۱۸۸ – ۲۰۳ – ۲۰۴ – ۲۲۰ – ۲۲۱ ... | |||
#'''[[اعتقادی]]:''' ۴۹ – ۶۷ – ۷۲ – ۹۶ – ۱۰۰ – ۱۰۴ – ۱۱۲ – ۱۱۵ – ۱۵۲ – ۱۵۲ – ۱۷۹ – ۲۲۷ – ۲۳۱ – ۲۳۶ – ۲۳۹ ... | |||
#'''[[اخلاقی]] – [[اعتقادی]]:''' ۱۲ – ۲۰ – ۸۳ – ۸۵ – ۸۶ – ۹۰ – ۹۴ – ۱۱۰ – ۱۱۴ – ۱۲۰ – ۱۳۲ – ۱۳۳ – ۱۴۱ – ۱۴۴ – ۱۵۴ – ۱۵۷ – ۱۶۲ ... | |||
#'''[[اخلاقی]] – [[اجتماعی]]:''' ۵۲ – ۱۶۷ – ۱۹۳ – ۲۰۹ | |||
#'''[[اقتصادی]]:''' ۲۲۵ - ۲۳۲ | |||
#'''[[اخلاقی]] – [[اقتصادی]]:''' ۱۱۷ – ۱۴۲ | |||
#'''[[تاریخ]] [[سیاسی]]:''' ۱۶۴ – ۱۷۰ – ۲۲۹ – ۲۴۰ | |||
#'''[[سیاسی]]:''' ۳۰ – ۴۰ – ۵۹ – ۶۰ – ۶۸ – ۸۴ – ۱۳۵ – ۱۴۸ – ۱۶۸ – ۱۷۷ ... | |||
#'''[[علمی]]:''' ۲۱۰ – ۲۳۴ | |||
#'''[[نظامی]]:''' ۱۲۴<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 846.</ref> | |||
==[[نامهها]] == | |||
*[[نهج البلاغه]] شامل ۷۹ [[نامه]] است. این [[نامهها]] با توجه به زمان کتابتشان و همزمانی با دوران [[خلافت امام]] {{ع}}، بیشتر ناظر به مسائل [[حکومتی]] و [[مدیریتی]] هستند یا خطاب به [[معاندان]] و [[دشمنان]] خوشته شدهاند. در این میان، چند [[نامه]] بیشتر مورد توجه قرار گرفته است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 846.</ref> | |||
#[[نامه]] ۳: به [[شریح قاضی]]، آنگاه که خانهای اشرافی و گرانقیمت برای خود تهیه کرد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 846.</ref> | |||
#[[نامه]] ۳۱: [[امام]] {{ع}} از طریق فرزندشان، [[امام حسن مجتبی]] {{ع}} [[فرزندان]] معنوی خویش را مخاطب قرار داده و نسبت به مسائل [[تربیتی]] و آموزشی و شیوههای آن سخن گفتهاند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 846.</ref> | |||
#[[نامه]] ۴۵: خطاب به [[عثمان بن حنیف]] از ارادتمندان [[امام]] و [[کارگزار]] [[امام]] در [[بصره]]، آنگاه که به [[امام]] خبر رسید در مهمانی اشراف، که [[فقرا]] و افراد عادی در آن راهی نداشتند، شرکت کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 846.</ref> | |||
#[[نامه]] ۴۷: [[وصیت]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} در بستر [[شهادت]]. این [[نامه]] از مهمترین [[نامههای امام]] و حاوی مطالب مهم است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 846.</ref> | |||
#[[نامه]] ۵۳: خطاب به [[مالک اشتر]] در [[آیین]] [[حکومتداری]] و [[مدیریت]] [[اسلامی]] و نخستین [[سند]] [[حکومتداری]] و یکی از فصول درخشان [[نهج البلاغه]] است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
*[[نامههای نهج البلاغه]] در موضوعهای زیر قابل تقسیماند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref>: | |||
#'''[[نامه]] به [[کارگزاران]] و فرمانهای [[حکومتی]]:''' ۱۸ – ۱۹ – ۲۷ – ۳۴ – ۴۶ – ۵۲ – ۵۹ – ۶۷ – ۷۰ – ۷۶ – ۷۸. | |||
#'''[[نامه]] به مأموران دولتی و [[کارگزاران اقتصادی]]:''' ۲۵ – ۲۶ – ۵۱ – ۶۰. | |||
#'''[[نامه]] به [[سپاهیان]]:''' ۴ – ۱۱ – ۱۲ – ۱۳ – ۱۴ – ۱۵ – ۱۶ – ۵۰ – ۶۰ – ۷۹. | |||
#'''[[نامه]] به [[دشمنان]] یا پاسخ به نامههای آنها:''' ۶ – ۷ – ۹ – ۱۰ – ۱۷ – ۲۸ – ۳۰ – ۳۲ – ۳۷ – ۳۹ – ۴۸ – ۴۹ – ۵۵ – ۶۴ – ۶۵ – ۷۳. | |||
#'''[[نامه]] به [[مردم]]:''' ۱ – ۲ – ۲۹ – ۳۸ – ۵۷ – ۵۸ – ۶۲. | |||
#'''[[نامه]] به [[کارگزاران]] و استیضاح یا [[انذار]] آنها:''' ۳ – ۵ – ۲۰ – ۲۱ – ۳۳ – ۴۰ – ۴۱ – ۴۳ – ۴۵ – ۶۱ – ۶۳ – ۷۱ – ۷۵. | |||
#'''سفارشها، [[نصایح]] و نامههای متفرقه:''' ۸ – ۲۲ – ۲۳ – ۲۴ – ۳۱ – ۳۴ – ۳۵ – ۳۶ – ۴۲ – ۴۷ – ۵۶ – ۶۶ – ۶۶ – ۶۸ – ۶۹ – ۷۲ – ۷۷. | |||
#'''[[پیمان]] و [[معاهده]]:''' ۷۴. | |||
==حکمتها== | |||
*آخرین بخش [[نهج البلاغه]] به حکمتها و [[کلمات قصار]] اختصاص دارد. [[حکمتهای نهج البلاغه]] دربرگیرنده مفاهیم [[اخلاقی]]، [[دینی]]، [[فرهنگی]] و [[اجتماعی]] در قالبی زیبا و بدیع است. حکمتها هم از لحاظ [[تمثیل]] و شیوه گفتار و هم از لحاظ محتوا و مفهوم در اوجاند. [[حکمتهای نهج البلاغه]] را میتوان در موضوعهای زیر دستهبندی کرد <ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref>: | |||
#[[علی از زبان علی]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
#آموزهها (مباحثی چون [[ایمان]]، [[اسلام]]، [[احکام]]، [[عبادات]]، شناختشناسی، [[رهبری]] و مسائل [[اجتماعی]]، [[قرآن]]، برخی مفاهیم و...)<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
#اندرزها ([[آدمی]] و آنچه با آن روبهروست، [[خردمندی]]، [[شکیبایی]] و...)<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
*برای نمونه به چند [[کلام]] از آن [[حضرت]] اشاره میکنیم<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref>: | |||
#با [[مردم]] بهگونهای بیامیزید که اگر بمیرید، بر شما بگریند و اگر بمانید با شما [[دوستی]] کنند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۹</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
#چون بر [[دشمن]] [[ظفر]] یافتی، عفو و گذشت را شکرانه پیروزیات قرار ده<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
#چون سرآغاز [[نعمت]] به شما رسد با کمسپاسی دنباله آن را نبرید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
#فرصتها چون ابر در گذرند، پس از فرصتهای خیر بهره گیرید<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
#[[طمع]]، [[آدمی]] را بر لب آورَد ولی تشنه برگردانَد، ضمانت کند اما وفا نکند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۶۷</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 847.</ref> | |||
#هر که [[راز]] خود را [[نهان]] دارد، [[اختیار]] آن همواره بهدست او باشد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۵۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | |||
#سینه [[دانا]] گنجینه رازها و [[خوشرویی]] کمند دوستیها و [[بردباری]]، [[نهان]] جایِ زشتیهاست<ref>نهج البلاغه، حکمت ۵</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | |||
#[[دنیا]] و [[آخرت]] دو [[دشمنی]] متفاوت و دو راه گوناگوناند، پس کسی که [[دنیا]] را [[دوست]] بدارد و بدان [[دل]] بندد، [[آخرت]] را [[دشمن]] دارد و از آن بدش آید و آن دو چونان خاور و باخترند و آن که بین آن دو جهت حرکت کند به هر یک نزدیک شود از دیگری دور گردد؛ و این دو چون دو [[همسر]] یک شوهرند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۰۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | |||
#در آغاز سرما، خود را از آن بپایید و در پایان، پذیرایش باشید، زیرا آنچه با درختان کند با شما نیز انجام دهد که آغاز آن میسوزاند و پایان آن میرویاند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۲۸</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | |||
#آنکه پذیرای [[صبر]] نباشد بیتابی هلاکش سازد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۸۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | |||
==[[ویژگیهای ممتاز نهج البلاغه]]== | |||
=== گستره وسیع موضوعی=== | |||
*برجستهترین ویژگی [[نهج البلاغه]]، گستره موضوعی وسیعی است که [[امام علی]] {{ع}} با تکیه بر [[دانش]] وسیع و [[علم لدنی]] خود به آنها پرداخته است. [[سخنان امام]] گاه همچون یک دانشمند [[علوم اسلامی]]، موضوعات دقیق [[فلسفی]] و [[کلامی]] را به میدان میکشد: خداوندی که فراخنای صفاتش را نه حدی است و نه نهایتی و [[وصف]] جلال و [[جمال]] او را سخنی درخور نتوان یافت، که در زمان نگنجد و مدت نپذیرد. آفریدگان را به [[قدرت]] خویش بیافرید و بادهای بارانزا را بپراکند تا [[بشارت]] [[باران]] [[رحمت]] او دهند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱</ref>. و گاه همچون پدری [[مهربان]] و [[دلسوز]]، [[فرزندان]] خود را [[نصیحت]] میکند و [[آیین]] [[زندگی]] را به آنان میآموزد. فرزندم، تو را به [[پاسداری از مرزهای الهی]] و هماره در [[خدمت]] و [[اطاعت]] او بودن، سفارش میکنم. [[شهر]] [[دل]] را با یاد او آباد ساز، به نیروی پرتوان او متکی باش و به پشتوانه قدرتش، دست مشکل گشا بگشا؛ و چه نیرو و دستاویزی [[برتر]] و بالاتر از دستاویز [[الهی]] است<ref>نهج البلاغه، نامه ۳۱</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | |||
*گاه در [[جایگاه]] یک [[حاکم]] مقتدر، فرماندار خود را به ولایتهای مختلف میفرستد و دستورالعملهایی شامل [[آیین]] حکمرانی به آنها ارائه میدهد که به ریز مسائل [[اداری]] و [[مدیریتی]] میپردازد و فرماندار خود را متوجه تمام مسائل پیشرو میکند. گاه چون یک [[مصلح]] [[اجتماعی]] مشکلات [[اجتماعی]] را به [[مردم]] گوشزد و آنها را در جهت رفع مشکلات ترغیب میکند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | |||
*'''تقسیمبندی موضوعی [[نهج البلاغه]]''' [[استاد مطهری]] در یک تقسیمبندی کلی موضوعات [[نهج البلاغه]] را به بخشهای [[خداشناسی]]، [[عبادت]] و [[سلوک]]، [[حکومت]] و [[عدالت]]، [[اهل بیت]] و [[خلافت]]، [[حماسه]] و [[شجاعت]]، [[ملاحم]] و [[مغیبات]]، شکایت و [[انتقاد]] از [[مردم]] زمان (مردمشناس)، اصول [[اجتماعی]]، [[اسلام]] و [[قرآن]]، [[اخلاق]] و [[تهذیب]] تقسیم کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 848.</ref> | |||
*استاد [[لبیب بیضون]] در کتاب تصنیف [[نهج البلاغه]]، ۹ باب، ۴۹ فصل و ۴۲۵ موضوع را در تقسیمبندی خود گنجانده است. موضوعبندی [[نهج البلاغه]] به تصحیح و طبع [[بنیاد نهج البلاغه]]، چهارده موضوع اصلی و بیش از پانصد موضوع فرعی را در خود گنجانده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | |||
*با دقت در این تقسیمبندیها درمییابیم که آنچه در یک [[نظام]] ارزشی نهفته است، یعنی مسائل و راهکارهای کلی در موضوعات [[سیاست]] و [[حکومت]]، [[اقتصاد]]، [[آموزش و پرورش]]، [[مدیریت]]، [[حقوق]]، [[عدالت]] و [[علوم]] [[اجتماعی]] در [[نهج البلاغه]] [[تبیین]] شدهاند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | |||
===[[جامعیت]]=== | |||
*[[نهج البلاغه]] همه گونههای افراد [[بشر]] را در هر سطح از [[نیازمندی]] پوشش میدهد، یعنی اگر فیلسوفی با نگاه ژرف [[فلسفی]] به [[نهج البلاغه]] نظر افکند، بهره خویش را از این کتاب میبرد، همانگونه که یک [[فقیه]] و اصولی میتواند مطلوب خود را از آن بهدست آورد؛ در عینحال که یک فرد ساده و معمولی نیز میتواند با مطالعه [[نهج البلاغه]] برحسب [[نیاز]] خود بهره وافی را ببرد. [[استاد مطهری]] در بیان [[جامعیت]] [[نهج البلاغه]] میگوید: از امتیازات برجسته [[سخنان امیرالمؤمنین]] که بهنام [[نهج البلاغه]] امروز در دست ماست، این است که محدود به زمینه خاصی نیست. [[علی]] به تعبیر خودش تنها در یک میدان اسب نتاخته است، در میدانهای گوناگون –که احیاناً بعضی با بعضی متضاد است- تکاور بیان را به جولان آورده است. [[نهج البلاغه]] شاهکار است، اما نهتنها در یک زمینه مثلاً [[موعظه]] یا [[حماسه]] یا فرضاً [[عشق]] و غزل یا [[مدح]] و هجا و غیره، بلکه در زمینههای گوناگون که شرح خواهیم داد اینکه سخن شاهکار باشد ولی در یک زمینه، البته زیاد نیست و انگشتشمار است ولی به هر حال هست. اینکه در زمینههای گوناگون باشد در حد معمولی نه شاهکار، فراوان است، ولی این که سخنی شاهکار باشد و در عین حال محدود به زمینه خاصی نباشد از مختصات [[نهج البلاغه]] است<ref>سیری در نهج البلاغه [مجموعه آثار]، مرتضی مطهری، ج ۱۶، ص ۳۷۳</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | |||
===[[جاودانگی]]=== | |||
*مباحث مطرح شده در کتاب [[نهج البلاغه]]، ظرف زمان و مکان را درنوردیده و در هر حال برای افراد قابل استفاده است و این یکی از ویژگیهای خاص [[نهج البلاغه]] بهشمار میرود و میتوان ادعا کرد که آثار دیگر، گرچه ممکن است در زمان خود با [[اقبال]] مواجه شده باشند، اما هیچ یک برای هر عصر و [[نسل]] مورد استفاده نبوده است. ریشه این مبحث را میتوان در [[علم الهی]] [[صاحب]] [[نهج البلاغه]] جست. از آنجا که ریشه [[علم]] [[صاحب]] [[نهج البلاغه]] مبتنی بر [[علم لدنی]] و [[وحی]] است، از اینرو محصول آن نیز با [[علوم]] دیگران متفاوت است، زیرا در [[علم الهی]] و [[قرآنی]] [[یقین]] بر [[شک]] مقدم است، درست نقطه مقابل دستاوردهای بشری که از [[شک]] شروع و با تجربه فرضیههای گوناگون اثبات یا رد میشود. این مسئله منشأ تفاوت میان [[علم الهی]] و [[علم]] بشری است که [[خداوند سبحان]] [[علم]] خویش را به اولیای خاص خودش منتقل کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 850.</ref> | |||
*بر این اساس، [[علم]] [[صاحب]] [[نهج البلاغه]] از اصالت ذاتی برخوردار است و به عنوان [[قانون]] در بستر زمان جاری میشود. از اینرو [[نهج البلاغه]] متعلق به زمان خاصی نیست و [[کلامی]] جاودانه است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 849.</ref> | |||
==سیری در [[کتابشناسی نهج البلاغه]]== | |||
===شروح [[نهج البلاغه]]=== | |||
*[[نهج البلاغه]] همواره مورد توجه و موشکافی اهل [[علم]] بوده و بسیاری از [[علما]] به شرح و [[تفسیر]] آن مبادرت ورزیدهاند. شرحنویسی بر [[نهج البلاغه]] از عصر [[شریف رضی]] شروع شد و تاکنون ادامه دارد. از کسانی که به [[شرح نهج البلاغه]] مبادرت ورزیدهاند، میتوان به افراد زیر اشاره کرد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 850.</ref>: | |||
#شرح [[نهج البلاغة]] [[ضیاءالدین ابوالرضا فضل الله بن علی راوندی]]. وی نسخه اصلی [[نهج البلاغه]] را به خط مؤلف در [[بغداد]] یافته و در [[ربیع الاول]] سال ۵۱۱ ق کتاب را استنساخ کرده، سپس به شرح و تعلیق بر آن پرداخته است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 850.</ref> | |||
#شرح [[نهج البلاغة]]: [[افضل الدین حسن بن علی بن احمد بن علی ماهآبادی]]. شرح وی پیش از سال ۵۸۵ بر [[نهج البلاغه]] نوشته شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 850.</ref> | |||
#اعلام [[نهج البلاغة]]: [[علی بن ناصر سرخسی]]. شارح پیش از سال ۶۴۵ ق به توضیح لغات مشکل [[نهج البلاغه]] مبادرت ورزیده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 850.</ref> | |||
#معارج [[نهج البلاغة]]: [[ابوالحسن علی بن زید بیهقی]] (م: ۵۶۵ ق). این شرح در واقع نخستین شرحی است که بر [[نهج البلاغه]] نگاشته شده و سرشار از نکات دقیق [[علمی]] است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 850.</ref> | |||
#[[منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة]] (۲ جلد): [[قطب الدین ابوالحسین سعید بن هبة الله راوندی]] معروف به [[قطب راوندی]] (م: ۵۷۳ ق). از شروح مهم و معروف [[نهج البلاغه]] که در سال ۵۶۶ ق به اتمام رسید<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 850.</ref> | |||
#حدائق الحقایق فی [[تفسیر]] دقائق افصح الخلائق (قرن ششم): نوشته [[قطب الدین ابوالحسن محمد بن حسین بیهقی کیذری نیشابوری]]. شرحی ادبی، لغوی و [[کلامی]] و سرشار از نکات بدیع که از [[بهترین]] شروح است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 851.</ref> | |||
#شرح [[نهج البلاغة]] (۶ جلد): [[ابوالفضل یحیی بن ابی طی حمید بن ظافر طائی بخاری حلبی]] (م: ۶۳۰ ق). وی از بزرگان علمای [[شیعه]] بوده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 851.</ref> | |||
#شرح [[نهج البلاغة]] (۲۰ جلد): [[عزالدین عبدالحمید بن هبة الله مدائنی معتزلی]] معروف به [[ابن ابی الحدید]] (م: ۶۵۶ ق). وی از سرآمدان [[دانشمندان]] زمان خود بود و [[صاحب]] تألیفات فراوان. در [[علم]] [[تاریخ]] نیز تبحری خاص داشت. از اینرو شرح وی موضوعات مختلفی چون [[ادب]]، [[کلام]]، [[فقه]]، [[اخلاق]]، انساب و [[تاریخ]] را در خود جای داده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 851.</ref> | |||
#مصباح السالکین لنهج البلاغة (۵ جلد): [[کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی]] (م: ۶۹۹). وی عالمی ربانی و فیلسوفی متبحر و جامع [[علوم]] زمان خویش بود. ابن میثم شرح خود بر [[نهج البلاغه]] را به سال ۶۷۷ ق به اتمام رساند. این شرح به لحاظ [[تفسیر]] متن و [[تبیین]] معانی از [[بهترین]] شروح [[نهج البلاغه]] است. روش شارح در شرح اینگونه است که ابتدا به [[نقل]] [[خطبه]] پرداخته و در صورتیکه [[خطبه]] طولانی باشد، در چند بخش بخش آن را شرح داده است. او شرح خود را با عبارت "اقول" آغاز میکند و در ابتدا به شرح مفردات میپردازد. وی در شرح مفردات گاه به [[آیات]] کریمه، [[احادیث]] و [[شعر]] استشهاد میکند. او افزون بر شرح مفردات به جنبههای ادبی و بلاغی [[سخن امام]] نیز توجه دارد و آنها را در شرح خود ذکر میکند. شارح همچنین بحث خود را با بررسی مفاهیم [[فلسفی]] و گاه [[عرفانی]] در بخشهای مجزا، غنا میبخشد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 851.</ref> | |||
#[[اختیار]] مصباح السالکین لنهج البلاغة (۱ جلد): [[کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی]] (م: ۶۹۹). تلخیصی از شرح کبیر شارح که آن را در یک جلد تنظیم و در [[اختیار]] همگان گذاشته است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 851.</ref> | |||
#منهاج الولایة فی شرح [[نهج البلاغة]] (۲ جلد): [[جمال السالکین عبدالباقی صوفی تبریزی]] (م: ۱۰۴۹)، متخلص به باقی و ملقب به دانشمند، از بزرگان [[شعر]] و [[ادب]] و [[فلسفه]] و از مشاهیر خوشنویسان [[نسخ]] و ثلث در دوره صفویان است. شرح مذکور، شرحی [[فلسفی]] – [[عرفانی]] است، با استناد به سخنان عرفا و استشهاد به اشعار شاعرانی چون [[مولوی]] [[عطار]]، و محمود شبستری. این کتاب به [[دوازده]] موضوع مهم در [[نهج البلاغه]] با [[نثر]] [[فارسی]] روان و آمیخته به [[عربی]]، پرداخته است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 851.</ref> | |||
#شرح [[نهج البلاغة]] (۲ جلد): میرزا [[محمد باقر نواب لاهیجی]]. شارح در شرح خود، بیشتر گرایش [[کلامی]]، [[فلسفی]] و [[عرفانی]] را مد نظر قرارداده و گاه نکات [[تاریخی]] را نیز ذکر کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#[[ارشاد]] المؤمنین الی معرفة المبین: [[سید یحیی بن ابراهیم حجاف]] (م: ۱۱۰۲ ق). این شرح محل اتصال سه نگرش گوناگون به [[نهج البلاغه]] است: نگرش [[امامی]] (از جانب [[سیدرضی]]، گردآورنده [[نهج البلاغه]])، نگرش معتزلی (از جانب [[ابن ابی الحدید]] که غالب آرای او در [[ارشاد]] المؤمنین آورده شده است) و نگرش [[زیدی]] (از جانب [[یحیی ابن ابراهیم]]). در این شرح از هر یک از این سه گرایش بهره گرفته شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#منهاج البراعة (۱۴ جلد): [[سید حبیب الله خویی]] (م: ۱۳۲۴ ق). از شرحهای سودمند و مفصل [[نهج البلاغه]] است (نک: [[منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة]]؛ خویی، حبیب [[الله]])<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#تکملة منهاج البراعة (۷ جلد): نویسندل شرح منهاج البراعة موفق به اتمام شرح خود نشد و [[آیت الله]] [[حسن حسنزاده آملی]] و [[آیت الله]] [[کوهکمرهای]] آن را تکمیل و منتشر کردند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#فی ظلال [[نهج البلاغة]]: [[محمد جواد مغنیه]]. نویسنده پس از ذکر هر [[خطبه]]، واژگان مهم و کلیدی [[خطبه]] را شرح میدهد و سپس ساختار ادبی، پیامها و مفاد [[کلام]] [[امیرالمؤمنین]] را بیان میکند. این کتاب با عنوان [[در سایهسار نهج البلاغه]] به [[زیور]] طبع آراسته شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#بهج الصباغة فی شرح [[نهج البلاغة]] (۱۴ جلد): [[محمد تقی شوشتری]]. نویسنده عالمی ربانی و جامع [[علوم اسلامی]] بود. وی در شرح خود روش موضوعی را [[انتخاب]] کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#شرح و [[تفسیر]] [[نهج البلاغه]] (۲۷ جلد): [[محمد تقی جعفری]] (م: ۱۳۷۶ ش). عالم ربانی و [[فیلسوف]] توانا که شرحی مفصل بر [[نهج البلاغه]] نوشته و بسیاری از نکات و دقایق ادبی، [[فلسفی]] و [[کلامی]] را در شرح خود جای داده است. این شرح از جهاتی چند دارای اهمیت و بهعبارتی منحصر به فرد است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#مفتاح السعادة فی شرح [[نهج البلاغة]] (۱۴ جلد): [[محمد تقی قائنی]]. شرحی [[فلسفی]] بر [[نهج البلاغه]] که به زبان [[عربی]] تألیف شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#[[پیام]] [[امام]] [[امیر المؤمنین]] (تاکنون ده مجلد به طبع رسیده است): زیر نظر [[آیت الله]] [[ناصر مکارم شیرازی]]. نویسنده در جرگه [[علما]]، [[مراجع]]، [[مفسران]] [[قرآن]] و فقهای تراز اول معاصر است که شرحی مفصل و سودمند بر [[نهج البلاغه]] نگاشته است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 852.</ref> | |||
#[[منشور جاودانه]]: [[سیدجمال الدین دینپرور]]. از علمای معاصر و محققانی که بهطور خاص بر کتاب [[نهج البلاغه]] متمرکز شده و سالهای زیادی از [[عمر]] خود را در تحقیق و [[پژوهش]] این کتاب [[شریف]] گذرانده شده. وی روش موضوعی را برای شرح خود [[برگزیده]] است. جلد نخست این شرح سال ۱۳۹۰ خورشیدی به طبع رسید و حاوی شرح ۴۰ [[خطبه]] اول [[نهج البلاغه]] است<ref>نک: منشور جاودانه، سیدجمال الدین دینپرور</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 853.</ref> | |||
===ترجمههای [[نهج البلاغه]]=== | |||
*[[نهج البلاغه]] از دیرباز مورد توجه مترجمان نیز بوده است. بسیاری از مترجمان پرسیگوی [[اقدام]] به ترجمه تمام [[نهج البلاغه]] یا بخشی از آن کردهاند. [[نامه]] ۵۳ [[نهج البلاغه]]، [[فرمان امام]] به [[مالک اشتر]]، به [[دلیل]] اصول [[سیاست]] و [[حکومتداری]] بسیار مورد توجه گروه مترجمان قرار گرفته است. این [[فرمان]] را اولینبار [[حسین]] بن [[محمد]] بن ابیالرضا [[حسینی]] [[علوی]] آوی در سال ۷۲۹ ق ترجمه کرد و تاکنون حدود ۱۴۰ ترجمه و شرح بر این [[فرمان]] نگاشته شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 853.</ref> | |||
*چندی از [[علما]] و [[اندیشمندان]] نیز به ترجمه تمام [[متن نهج البلاغه]] مبادرت ورزیدهاند. اولین [[ترجمه نهج البلاغه]] مربوط به قرن پنجم و [[ششم هجری]] است<ref>نک: ترجمه نهج البلاغه [قرن پنجم]</ref>. پس از آن شرح و ترجمه [[مولی]] [[فتح الله کاشانی]] از علمای قرن یازدهم با عنوان [[تنبیه الغافلین و تذکرة العارفین]] نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در سالهای اخیر نیز بسیاری از اندیشهورزان به [[ترجمه نهج البلاغه]] [[اقدام]] کردهاند که ضمن ارج نهادن به همه، بهنام برخی از آنان اشاره میکنیم: [[علی نقی فیض الاسلام]]؛ [[ناصر مکارم شیرازی]]؛ [[عبدالمحمد آیتی]]؛ [[سید جعفر شهیدی]]؛ [[سید جمال الدین دینپرور]]؛ [[محمود افتخارزاده]]؛ [[ناصر احمدزاده]]؛ [[حسین ابن شرفالدین اردبیلی]]؛ [[جواد فاضل]]؛ [[سید کاظم ارفع]]؛ [[حسین استاد ولی]]؛ [[سید نبیالدین اولیایی]]؛ [[محمد تقی جعفری]]؛ [[محمد بهشتی]]؛ [[حسین انصاریان]]؛ [[محمد دشتی]]؛ میرزا [[حبیب الله خوئی]]؛ [[احمد سپهر خراسانی]]؛ [[فریدون سالکی]]؛ [[علی شیروانی]]؛ [[علی اصغر فقیهی]]؛ [[محمد مهدی فولادوند]]؛ [[مهدی شریعتی]]؛ [[داریوش شاهین]]؛ [[محمد جواد شریعت]]؛ [[محسن فارسی]]؛ [[حسین عمادزاده]]؛ [[کاظم عابدینی مطلق]]؛ [[اسدالله مبشری]]؛ [[عزیزالله کاسب]]؛ [[محمد مقیمی]]؛ [[مصطفی زمانی]]؛ [[فضل الله کمپانی]]؛ [[ابوالقاسم حالت]]؛ [[ناهید علی میرزایی]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 853.</ref> | |||
===نسخههای تصحیحشده از [[متن نهج البلاغه]]=== | |||
*تاکنون برخی از مؤسسههای پژوهشی و [[دانشمندان]] [[علوم اسلامی]] دست به [[تصحیح متن نهج البلاغه]] زدهاند که حاصل آن پدیداری نسخههای گوناگونی از [[نهج البلاغه]] است. این نسخهها عبارتاند از: | |||
#تصحیح و شرح [[شیخ محمد عبده]]: اولین متن تصحیحشده [[نهج البلاغه]] که در سال ۱۳۰۲ خورشیدی منتشر شده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#تصحیح و شرح مرحوم [[علی نقی فیض الاسلام]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#تصحیح دکتر [[صبحی صالح]]: مصحح که خود از [[عالمان]] [[علوم]] [[بلاغت]] و [[ادبیات]] بوده، توانسته است متنی منقح و کماشکال از [[نهج البلاغه]] ارائه دهد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#تصحیح [[بنیاد نهج البلاغه]]: این متن با تمام نسخههای قدیمی موجود و با برخی نسخههایی که در کشورهای دیگر نیز وجود داشته، مقابله شده است. این نسخه با زحمات چندین نفر از اساتید بهویژه استاد گرانقدر و محقق پژوهنده، استاد [[عزیزالله عطاردی]]، صورت پذیرفت و میتوان مدعی شد که در حال حاضر [[بهترین]] نسخه موجود است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
===[[مصادر نهج البلاغه]]=== | |||
*[[شریف رضی]] از آنجا که خود از [[راویان]] [[موثق]] و حدیثشناسی پژوهشگر بهشمار میرفت و در تدوین [[نهج البلاغه]] نیز بیشتر موضوع [[فصاحت]] و [[بلاغت]] را مورد توجه قرار داده و بنای او از تدوین کتاب در واقع خلق کتابی ادبی بود، از ذکر اسناد [[روایات]] [[نهج البلاغه]] خودداری کرده است. از اینرو برخی محققان [[شیعی]] به بررسی و تحقیق در [[مصادر و اسناد نهج البلاغه]] پرداختند. از جمله این کتابها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | |||
#مدارک [[نهج البلاغة]] و دفع الشبهات عنه: [[سید هادی کاشف الغطاء]] (م: ۱۳۶۱ ق)<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#مصادر [[نهج البلاغة]] فی مدارک [[نهج البلاغة]]: [[سید هبة الدین شهرستانی]] (م: ۱۳۸۶ ق)<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#استناد [[نهج البلاغة]]: امتیاز علیخان عرشی. این کتاب در مجموعه، منابع ۱۰۵ [[خطبه]]، ۳۷ [[نامه]] و ۷۹ [[حکمت]] را مشخص کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#[[مصادر نهج البلاغة و اسانیده]]: [[عبدالزهراء حسینی]] خطیب. مؤلف در مسندسازی [[نهج البلاغه]] کوششی [[بلیغ]] داشته و در این راه از حشو و زوائد و اغراق در تعداد مصادر خودداری ورزیده است. این کتاب که در ۴ جلد تدوین شده، منابع ۱۴۴ [[خطبه]]، ۶۸ [[نامه]]، ۳۴۰ [[حکمت]] را مشخص کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#نهج السعادة فی مستدرک [[نهج البلاغة]]: [[محمد باقر محمودی]]. این کتاب در ۱۴ جلد منتشر شده و بیش از ۸۰ درصد مطالب [[نهج البلاغه]] را مستند کرده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#مدارک [[نهج البلاغه]]: [[آیت الله]] [[رضا استادی]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 855.</ref> | |||
#پژوهشی در اسناد و مدارک [[نهج البلاغه]]: [[سید محمد مهدی جعفری]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 854.</ref> | |||
#[[پرتوی از نهج البلاغه]]: [[سید محمد مهدی [[جعفری]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 855.</ref> | |||
===مستدرک [[نهج البلاغة]]=== | |||
*مستدرک کتابی است که [[روایات]] و [[احادیث]] مطابق با اهداف نویسنده اصلی کتاب را که در کتاب اصلی نیامده است، جمعآوری میکند. در مورد [[نهج البلاغه]] هم کتابهایی با عنوان [[مستدرک نهج البلاغه]] تدوین شده است که از آنجمله میتوان به کتاب مستدرک [[نهج البلاغة]]، تألیف [[سید های کاشف الغطاء]] و نهج السعادة فی مستدرک [[نهج البلاغة]] تألیف [[محمد باقر محمودی]] اشاره کرد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 855.</ref> | |||
===فرهنگهای [[نهج البلاغه]]=== | |||
#معجم الفاظ [[نهج البلاغة]]، [[محمد دشتی]]؛ | |||
#الکاشف، [[سید جواد مصطفوی]]؛ | |||
#قاموس [[نهج البلاغه]]، [[محمد علی شرقی]]؛ | |||
#[[فرهنگ واژگان نهج البلاغه]]، [[منصور پهلوان]]؛ | |||
#[[فرهنگ]] لغات [[نهج البلاغه]]،[[ کریم زمانی]]؛ | |||
#مفردات [[نهج البلاغة]]، [[علی اکبر قرشی]]؛ | |||
#معجم [[اعراب]] و ألفاظ [[نهج البلاغة]]، [[امالبنین خالقیان]]؛ | |||
#[[فرهنگ]] برابرهای [[فارسی]] [[نهج البلاغه]]، [[احمد خاتمی]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 855.</ref> | |||
===فهرستهای موضوعی [[نهج البلاغه]]=== | |||
#فهرست موضوعی [[صبحی صالح]]؛ | |||
#فهرست موضوعی [[نهج البلاغة]] مصحح، نسخه بنیاد [[نهج البلاغة]]؛ | |||
#الهادی الی موضوعات [[نهج البلاغة]]، [[آیت الله]] [[علی مشکینی]]؛ | |||
#المعجم الموضوعی، [[اویس کریم]]؛ | |||
#تصنیف [[نهج البلاغة]]، [[لبیب بیضون]]؛ | |||
#[[فرهنگ آفتاب]]، [[عبدالمجید معادیخواه]]؛ | |||
#[[فرهنگ]] موضوعی [[نهج البلاغه]]، [[احمد خاتمی]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 855.</ref> | |||
===دانشنامههای [[فارسی]]=== | |||
#[[دانشنامه امام علی]] {{ع}}، زیر نظر [[علی اکبر رشاد]]؛ | |||
#[[دانشنامه]] [[امیرمؤمنان]] {{ع}} بر پایه [[قرآن]]، [[سنت]] و [[تاریخ]]، زیرنظر [[محمد محمدی ریشهری]]<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 855.</ref> | |||
==آشنایی با [[نهج البلاغه]]=== | |||
#آشنایی با [[نهج البلاغه]]، [[محمد مهدی جعفری]]؛ | |||
#[[پرتوی از نهج البلاغه]]، [[محم دمهدی جعفری]]؛ | |||
#آشنایی با [[نهج البلاغه]]، [[حمید رضا شیخی]]؛ | |||
#چشمه [[خورشید]]، [[مصطفی دلشاد تهرانی]]؛ | |||
#در محضر [[خورشید]]، [[سید جمال الدین دینپرور]]؛ | |||
#مقدمهای بر [[مصادر نهج البلاغه]]، [[حسن حسنزاده آملی]]؛ | |||
#مجموعه آشنایی با [[نهج البلاغه]] (۱۸ جلد)، [[محمد دشتی]]؛ | |||
#با [[نهج البلاغه]] آشنا شویم، [[علی موحدی ساوجی]]؛ | |||
#[[کلام]] جاودانه، [[محمد رضا حکیمی]]؛ | |||
#در پیرامون [[نهج البلاغه]]، [[هبة الدین شهرستانی]]؛ | |||
#مجموعه مقالات پیرامون [[نهج البلاغه]]، جمعی از نویسندگان؛ | |||
#بحثی کوتاه پیرامون [[نهج البلاغه]] و مدارک آن، [[رضا استادی]]؛ | |||
#مدارک [[نهج البلاغه]]، [[رضا استادی]]؛ | |||
#[[سیری در نهج البلاغه]]، [[مرتضی مطهری]]؛ | |||
#جستوجویی در [[نهج البلاغه]]، [[محمد مهدی شمس الدین]]؛ | |||
#پژوهشی کوتاه پیرامون [[نهج البلاغه]]، هیئت تحریریه [[بنیاد نهج البلاغه]]؛ | |||
#مجموعه کاوشی در [[نهج البلاغه]]؛ | |||
#[[شناخت]] [[نهج البلاغه]]، [[محمود صلواتی]]؛ | |||
#مجموعه فصلنامههای [[نهج البلاغه]]؛ | |||
#نرمافزار [[دانشنامه]] [[علوی]]، مرکز تحقیقات کامپیوتری<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 856.</ref> | |||
==نظرات برخی ادبای مشهور درباره [[کلام امام علی]] {{ع}}== | |||
*[[امیرمؤمنان]] {{ع}} در میدان سخنوری و سخندانی، مانند دیگر میادین و عرصههای [[علمی]] و عملی، گوی [[سبقت]] را از همگان ربوده است و در میدان [[فصاحت]] و [[بلاغت]] نیز، [[تاریخ]]، همانند و هماوردی برای او نمیشناسد. از اینرو در طول [[تاریخ]]، بسیاری از ادبای [[مسلمان]] و غیر مسلمان در پیشگاه [[بلاغت]] [[علوی]] سر [[تعظیم]] فرود آورده و با بیاناتی دلنشین مؤید [[یگانگی]] [[امیر]] سخن در فن سخنوری شدهاند. [[شریف رضی]]، خود، در [[مقدمه]] [[نهج البلاغه]] مینویسد: "هر که در آن نظر کند، درهای [[بلاغت]] بهرویش گشوده شود و گمشده خود را در آن یابد و [[نیاز]] دانشمند و دانشپژوه را برآورد و سخنور و پارسا را بهره دهد و به خواستهاش رساند."<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 857.</ref> | |||
*[[امام خمینی]] مینویسد: کتاب نهج البلاغه که نازله [[روح]] اوست برای [[تعلیم و تربیت]] ما خفتگان در بستر منیت و در [[حجاب]] [[خودخواهی]]، خود، معجونی است برای شفا و مرهمی است برای دردهای فردی فردی و [[اجتماعی]] و مجموعهای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یک [[انسان]] و یک [[جامعه]] بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هر چه [[تاریخ]] به پیش رود و هرچه جامعهها بهوجود [[اید]] و [[دولتها]] و [[ملتها]] متحقق شوند و هرقدر متفکران و [[فیلسوفان]] و محققان بیابند و در آن غور کنند و [[غرق]] شوند... <ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 857.</ref> | |||
*[[عبدالحمید کاتب]]، از سخنوران بزرگ [[عرب]]، مینویسد: هفتاد [[خطبه]] از خطبههای [[علی]] {{ع}} را حفظ کردم، پس از آن ذهنم جوشید که جوشید<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 857.</ref> | |||
*[[ابن نباته]]، از سخنوران و ادیبان بزرگ [[عرب]]، مینویسد: از خطابهها گنجی از بر کردهام که هرچه از آن برگیرم نمیکاهد، بلکه افزون میشود و بیشتر آنچه را که از بر کردهام حدود صد فصل از کلمات موعظهآمیز [[علی]] {{ع}} است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 857.</ref> | |||
*[[ابن ابی الحدید]]، [[شارح نهج البلاغه]]، مینویسد: [[فصاحت]] را ببین که چگونه مهار خود ار دست [[علی]] {{ع}} داده و زمام خویش را به وی سپرده است. [[نظم]] شگفت الفاظ را بنگر که یکی پس از دیگری میآیند و در [[اختیار]] او قرار میگیرند. گویا چشمهای است که از [[زمین]] میجوشید... <ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 857.</ref> | |||
*[[علامه طباطبایی]]، [[فیلسوف]] و [[مفسر]] بزرگ [[قرآن کریم]]، میگوید: ما باید معیار شناسایی [[کلام عرب]] را سخنان [[حضرت امیرالمؤمنین]] {{ع}} قرار دهیم که از منبع [[وحی]] سرچشمه گرفته و [[کلام عرب]] را معیار برای سخنان آن [[حضرت]] قرار ندهیم، زیرا بنابر [[عقیده]] ما [[دانش]] [[امام]] [[معصوم]] خارج از [[جهان]] [[طبیعت]] است و از عالم ماوراء سرچشمه میگیرد؛ و [[شاهد]] این گفتار آن است که شما همانند سخنان [[حضرت امیر]] {{ع}} را که اساس [[فلسفه]] [[اسلام]] و بهویژه [[حکمت]] متعالیه [[اسلام]] است در کدام گفته و یا سروده [[عرب]] بهدست میآورید؟ آری [[علی]] {{ع}} "شقشقة هدرت فی عالم الوجود ثم قرت."<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 857.</ref> | |||
*[[امام]] [[یحیی یمنی]] مینویسد: از معانی شیوای [[کلام]] [[علی]] هر سخنوری سیراب شده و به سبک [[کلام]] وی هر خطیبی [[لباس]] سخنوری به تن کرده است، زیرا [[علی]] آبشخور [[بلاغت]] و زاینده آن و ابر پربار [[فصاحت]] است <ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 857.</ref> | |||
*[[طه حسین]]، ادیب بزرگ [[مصری]]، مینویسد: پس از [[وحی]] خداوندی، سخنی شیواتر و زیباتر از [[کلمات علی]] {{ع}} سراغ ندارم<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 857.</ref> | |||
*[[زکی مبارک]]، از ادبای نامی [[عرب]] و [[صاحب]] کتابهای ارزشمند النثر الفنی و عبقربة الشریف، مینویسد: نامههای [[علی بن ابیطالب]] و [[خطبهها]] و وصیتنامه و عهدنامههای او از [[صنعت]] ایجاز و اطناب بجا برخوردار است. آنگاه که عهدنامه مینویسد، گفترا را طولانی میکند، زیرا دستورهای [[سیاسی]] و منطقهای را که مورد [[نیاز]] [[حاکم]] است در بر دارد و زمانی که برای [[یاران خاص]] خود [[نامه]] مینویسد، سخن کوتاه میکند، زیرا دلیلی برای اطناب نیست<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 858.</ref> | |||
#استاد [[نائل مرصفی]]، استاد [[ادبیات]] عالی [[مصر]]، مینویسد: [[خداوند]] نهج البلاغه را [[دلیل]] روشن قرار داد بر اینکه [[علی]] {{ع}} [[نیکوترین]] نمونه زنده [[نور]] و [[حکمت]] و [[دانش]] و [[راهنمایی]] و [[اعجاز]] و [[فصاحت قرآن]] است. [[علی]] {{ع}} در این کتاب آنقدر [[آیات]] [[حکمت]] پرارج و قواعد [[سیاست]] درست و [[پند]] روشن و [[دلیل]] رسا گرد آورده که حکمای بزرگ و [[فلاسفه]] و خداشناسان عالیمقدار را بدان راهی نبوده است. [[امام علی]] {{ع}} در این کتاب در دریای [[دانش]] و [[سیاست]] و [[دین]] فرو رفته و در همه این مسائل، نابغهای نمونه بوده است... ما را بس است که بگوییم کتاب او یگانه برخوردگاهی است که در آن [[زیبایی]] [[تمدن]] با [[فصاحت]] طبیعی بادیهنشینان به هم رسیده است و [[حقیقت]] تنها جایی که برای خود یافته و با [[اطمینان]] خاطر در آن خانمان کرده، [[کلام]] اوست، پس از آنکه در هر لغت منزلگاه خود را از دست داده بود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 858.</ref> | |||
* [[امام علی]]{{ع}}، در [[دانش]] و [[فصاحت]] و [[زیبایی]] گفتار، سرآمد همگان بود و سخن او را بالاتر از [[کلام]] [[بشر]] و پایینتر از [[کلام]] [[خدا]] دانستهاند. نهج البلاغه به معنای روش [[بلاغت]] است. این کتاب ۲۳۹ [[خطبه]]، ۷۹ [[نامه]] و ۴۷۲ سخن کوتاه دارد و محتوای آن مسائل مختلف [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]]، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] است. بیشتر [[خطبهها]] و [[نامهها]] مربوط به دوران [[زمامداری]] و [[خلافت]] آن [[حضرت]] است. این کتاب، از اعتبار و موقعیّت خاصّی برخوردار است و در طول قرنها صدها شرح و ترجمه به زبانهای مختلف بر آن نوشته شده است. مشهورترین ترجمه و شرح آن از مرحوم "[[فیض]] الأسلام" است. هزاران نفر با حفظ [[خطبهها]]، [[نامهها]] و فرازهای درخشان این کتاب، هم بهرههای معنوی از آن بردهاند و هم بر [[قدرت]] [[کلام]] و [[فصاحت]] گفتار خویش افزودهاند و نویسندگان، هزاران مقاله با [[الهام]] از محتوای [[غنی]] آن در مسائل اسلامی نگاشتهاند. نهج البلاغه، کتاب [[حکمت]] و [[حکومت]]، [[عقاید]] و عرفان، [[اخلاق]] و [[تربیت]]، [[ادب]] و [[بلاغت]]، [[سیاست]] و جهانداری، [[تقوا]] و [[خودسازی]]، حکایت گذشتگان و عبرت از [[تاریخ]]، حالات [[قبر]] و [[برزخ]] و [[قیامت]]، معرفی اسوههای نیک و سرانجام خوبان و بدان و در یک کلمه کتاب زندگی و «[[برادر قرآن]]» است<ref>برای آشنایی بیشتر با این کتاب، از جمله ر.ک: «شگفتیهای نهج البلاغه»، ترجمه فخرالدین حجازی، «کلام جاودانه»، محمدرضا حکیمی «دانستنیهای نهج البلاغه»، حسین اسرار، «اسناد و مدارک نهج البلاغه»، محمد دشتی، «شناخت نهج البلاغه»، همان، «نهج البلاغه چیست؟» هبةالدین شهرستانی، «یادنامه کنگره نهج البلاغه»، «دانشنامه امام علی»، ج ۱۲، فصلنامه «وقف، میراث جاویدان» شماره ۲۵ و ۲۶ (ویژۀ نهج البلاغه)</ref>. نهج البلاغه، سوگنامۀ فراق [[یاران]] و غربت دینباوران است، شقشقۀ رها شده از فرط [[اندوه]] است، [[بغض]] شکسته در گلو و آه افسرده در سینه است، بازتاب عهدشکنیهای [[دوستان]] ناآگاه و همپیمانان سستاراده است، غمنامۀ "مظلومیّت [[عدل]]" و "محرومیّت [[حق]]" است. کلمات نهج البلاغه، قطرات شمع سوزان وجود [[امام علی|علی]]{{ع}} است که در شبهای تار [[کوفه]] سوخته و بر صفحۀ [[تاریخ]] چکیده است. جملات نهج البلاغه، لختههای [[خون]] [[دل]] مولاست. صفحات نهج البلاغه، [[لوح]] غمآگین و دردآجین [[صبر]] جمیل [[یعقوب]] [[یوسف]] از دست داده است. نهج البلاغه، منشوری چند بعدی است که هرزمان یک چهرهاش میدرخشد و برای هرکس یک بعد و برش آن متجلّی است، از هرمقولهای مقالهای دارد و برای هردردی درمانی، و برای هرنیازی پاسخی!<ref>مینای قلم، جواد محدثی، ص ۱۹۲، بخشی از مقاله «نهج البلاغه کتاب دل»</ref>. نهج البلاغه پیوسته اعجاب بزرگان [[اندیشه]] و سخن و قلم را برانگیخته و آنان را به [[ستایش]] این منشور جاویدان واداشته است که در این مختصر نمیگنجد<ref>ر.ک: فصلنامه «فرهنگ جهاد»، شماره ۲۱ و ۲۲ (ویژه نامه امام علی)، مقاله «نهج البلاغه امیر بیان از نگاه عالمان»، و «نهج البلاغه در بیان و قلم عالمان غیر شیعی» صحیفه حوزه (ضمیمه جمهوری اسلامی) اسفند ۱۳۷۹، شماره ۲۰</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۸۴.</ref> | * [[امام علی]]{{ع}}، در [[دانش]] و [[فصاحت]] و [[زیبایی]] گفتار، سرآمد همگان بود و سخن او را بالاتر از [[کلام]] [[بشر]] و پایینتر از [[کلام]] [[خدا]] دانستهاند. نهج البلاغه به معنای روش [[بلاغت]] است. این کتاب ۲۳۹ [[خطبه]]، ۷۹ [[نامه]] و ۴۷۲ سخن کوتاه دارد و محتوای آن مسائل مختلف [[اعتقادی]]، [[اخلاقی]]، [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] است. بیشتر [[خطبهها]] و [[نامهها]] مربوط به دوران [[زمامداری]] و [[خلافت]] آن [[حضرت]] است. این کتاب، از اعتبار و موقعیّت خاصّی برخوردار است و در طول قرنها صدها شرح و ترجمه به زبانهای مختلف بر آن نوشته شده است. مشهورترین ترجمه و شرح آن از مرحوم "[[فیض]] الأسلام" است. هزاران نفر با حفظ [[خطبهها]]، [[نامهها]] و فرازهای درخشان این کتاب، هم بهرههای معنوی از آن بردهاند و هم بر [[قدرت]] [[کلام]] و [[فصاحت]] گفتار خویش افزودهاند و نویسندگان، هزاران مقاله با [[الهام]] از محتوای [[غنی]] آن در مسائل اسلامی نگاشتهاند. نهج البلاغه، کتاب [[حکمت]] و [[حکومت]]، [[عقاید]] و عرفان، [[اخلاق]] و [[تربیت]]، [[ادب]] و [[بلاغت]]، [[سیاست]] و جهانداری، [[تقوا]] و [[خودسازی]]، حکایت گذشتگان و عبرت از [[تاریخ]]، حالات [[قبر]] و [[برزخ]] و [[قیامت]]، معرفی اسوههای نیک و سرانجام خوبان و بدان و در یک کلمه کتاب زندگی و «[[برادر قرآن]]» است<ref>برای آشنایی بیشتر با این کتاب، از جمله ر.ک: «شگفتیهای نهج البلاغه»، ترجمه فخرالدین حجازی، «کلام جاودانه»، محمدرضا حکیمی «دانستنیهای نهج البلاغه»، حسین اسرار، «اسناد و مدارک نهج البلاغه»، محمد دشتی، «شناخت نهج البلاغه»، همان، «نهج البلاغه چیست؟» هبةالدین شهرستانی، «یادنامه کنگره نهج البلاغه»، «دانشنامه امام علی»، ج ۱۲، فصلنامه «وقف، میراث جاویدان» شماره ۲۵ و ۲۶ (ویژۀ نهج البلاغه)</ref>. نهج البلاغه، سوگنامۀ فراق [[یاران]] و غربت دینباوران است، شقشقۀ رها شده از فرط [[اندوه]] است، [[بغض]] شکسته در گلو و آه افسرده در سینه است، بازتاب عهدشکنیهای [[دوستان]] ناآگاه و همپیمانان سستاراده است، غمنامۀ "مظلومیّت [[عدل]]" و "محرومیّت [[حق]]" است. کلمات نهج البلاغه، قطرات شمع سوزان وجود [[امام علی|علی]]{{ع}} است که در شبهای تار [[کوفه]] سوخته و بر صفحۀ [[تاریخ]] چکیده است. جملات نهج البلاغه، لختههای [[خون]] [[دل]] مولاست. صفحات نهج البلاغه، [[لوح]] غمآگین و دردآجین [[صبر]] جمیل [[یعقوب]] [[یوسف]] از دست داده است. نهج البلاغه، منشوری چند بعدی است که هرزمان یک چهرهاش میدرخشد و برای هرکس یک بعد و برش آن متجلّی است، از هرمقولهای مقالهای دارد و برای هردردی درمانی، و برای هرنیازی پاسخی!<ref>مینای قلم، جواد محدثی، ص ۱۹۲، بخشی از مقاله «نهج البلاغه کتاب دل»</ref>. نهج البلاغه پیوسته اعجاب بزرگان [[اندیشه]] و سخن و قلم را برانگیخته و آنان را به [[ستایش]] این منشور جاویدان واداشته است که در این مختصر نمیگنجد<ref>ر.ک: فصلنامه «فرهنگ جهاد»، شماره ۲۱ و ۲۲ (ویژه نامه امام علی)، مقاله «نهج البلاغه امیر بیان از نگاه عالمان»، و «نهج البلاغه در بیان و قلم عالمان غیر شیعی» صحیفه حوزه (ضمیمه جمهوری اسلامی) اسفند ۱۳۷۹، شماره ۲۰</ref><ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۸۴.</ref> | ||