←افتخاری بزرگ
(←مقدمه) |
|||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
==افتخاری بزرگ== | ==افتخاری بزرگ== | ||
*[[فاطمه]] اولین و آخرین زنی است که در خانه [[کعبه]] [[فرزند]] به [[دنیا]] آورد. از [[یزید بن قنب ]][[روایت]] شده است که که بههمراه [[عباس بن عبدالمطلب]] و گروهی چند روبهروی [[خانه خدا]] نشسته بودیم.[[فاطمه]] در حالیکه نه ماه از حملش میگذشت و درد حمل او را فراگرفته بود، نمایان شد. دست به [[دعا]] گشود و با ابراز [[اعتقاد]] به [[یگانگی خدا]] [[دعا]] کرد تا [[خدا]] وضع حمل او را بر او آسان گرداند. [[راوی]] میگوید آنگاه دیدم دیوار خانه شکافت، [[فاطمه]] داخل شد و سپس دوار به حال اول بازگشت. ما نیز خواستیم که برای ما هم چنین شود، اما نشد فهمیدیم که این امر خدایی است. روز چهارم [[فاطمه]] از خانه خارج شد، در حالیکه [[علی]] {{ع}} در آغوش او بود. او بر [[زنان]] عالم [[برتری]] یافته و در [[خانه خدا]] از روزیهای خاص بهره برده بود. هنگام [[خروج سروشی]] بر گوش او خواند که این مولود را [[علی]] نامگذار که او بلندمرتبه است. [[حدیث]] [[تولد]] [[امام علی]] {{ع}} در صدها کتاب معتبر [[اهل سنت]] و [[شیعه]] [[روایت]] شده است. | *[[فاطمه]] اولین و آخرین زنی است که در خانه [[کعبه]] [[فرزند]] به [[دنیا]] آورد. از [[یزید بن قنب ]][[روایت]] شده است که که بههمراه [[عباس بن عبدالمطلب]] و گروهی چند روبهروی [[خانه خدا]] نشسته بودیم.[[فاطمه]] در حالیکه نه ماه از حملش میگذشت و درد حمل او را فراگرفته بود، نمایان شد. دست به [[دعا]] گشود و با ابراز [[اعتقاد]] به [[یگانگی خدا]] [[دعا]] کرد تا [[خدا]] وضع حمل او را بر او آسان گرداند. [[راوی]] میگوید آنگاه دیدم دیوار خانه شکافت، [[فاطمه]] داخل شد و سپس دوار به حال اول بازگشت. ما نیز خواستیم که برای ما هم چنین شود، اما نشد فهمیدیم که این امر خدایی است. روز چهارم [[فاطمه]] از خانه خارج شد، در حالیکه [[علی]] {{ع}} در آغوش او بود. او بر [[زنان]] عالم [[برتری]] یافته و در [[خانه خدا]] از روزیهای خاص بهره برده بود. هنگام [[خروج سروشی]] بر گوش او خواند که این مولود را [[علی]] نامگذار که او بلندمرتبه است. [[حدیث]] [[تولد]] [[امام علی]] {{ع}} در صدها کتاب معتبر [[اهل سنت]] و [[شیعه]] [[روایت]] شده است. | ||
*[[محدثان]] در اکرام و اجلال [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[وصف]] [[فاطمه]] احادیثی [[نقل]] کردهاند، از جمله [[حدیث]] زیر: پس از [[ابوطالب]] به کسی نیکوکاتر از [[فاطمه]] با خودم برخورد نکردهام. [[پیامبر]] به خانه [[فاطمه]] رفت و آمد میکرد و گاه شب را در خانه او بهسر میبرد و بسیار به او [[احترام]] میگذاشت. [[پیامبر اکرم]] هنگام [[وفات]] آن بانوی نمونه در سال چهارم [[هجرت]]، او را با پیراهن خود [[کفن]] کرد و بر او [[نماز]] خواند و در [[نماز]] بر او هفتاد [[تکبیر]] گفت. [[پیامبر]] بر [[قبر]] او وارد شد و با دستان خود [[قبر]] او را وسیع میکرد. آنگاه از [[قبر]] بیرون آمد و در حالی که [[اشک]] از دیدهاش روان بود با دستان خود [[خاک]] بر پیکر او ریخت. [[پیامبر]] در پاسخ [[عمار]] که [[دلیل]] اکرام [[پیامبر]] را نسبت به این بانو سؤال کرد، فرمود: "اهل این [[قبر]] از [[خانواده]] من است. او [[فرزندان]] بسیار داشت، بهره آنها بسیار ولی بهره ما کمتر بود. با این همه مرا سیر میکرد، در حالیکه فرزندانش گرسنه میماندند، مرا میپوشاند، در حالیکه فرزندانش [[لباس]] مناسب نداشتند، مرا آرایش میکرد و بر سر من روغن میمالید، در حالیکه فرزندانش آشفته بودند | *[[محدثان]] در اکرام و اجلال [[پیامبر اکرم]] {{صل}} در [[وصف]] [[فاطمه]] احادیثی [[نقل]] کردهاند، از جمله [[حدیث]] زیر: پس از [[ابوطالب]] به کسی نیکوکاتر از [[فاطمه]] با خودم برخورد نکردهام. [[پیامبر]] به خانه [[فاطمه]] رفت و آمد میکرد و گاه شب را در خانه او بهسر میبرد و بسیار به او [[احترام]] میگذاشت. [[پیامبر اکرم]] هنگام [[وفات]] آن بانوی نمونه در سال چهارم [[هجرت]]، او را با پیراهن خود [[کفن]] کرد و بر او [[نماز]] خواند و در [[نماز]] بر او هفتاد [[تکبیر]] گفت. [[پیامبر]] بر [[قبر]] او وارد شد و با دستان خود [[قبر]] او را وسیع میکرد. آنگاه از [[قبر]] بیرون آمد و در حالی که [[اشک]] از دیدهاش روان بود با دستان خود [[خاک]] بر پیکر او ریخت. [[پیامبر]] در پاسخ [[عمار]] که [[دلیل]] اکرام [[پیامبر]] را نسبت به این بانو سؤال کرد، فرمود: "اهل این [[قبر]] از [[خانواده]] من است. او [[فرزندان]] بسیار داشت، بهره آنها بسیار ولی بهره ما کمتر بود. با این همه مرا سیر میکرد، در حالیکه فرزندانش گرسنه میماندند، مرا میپوشاند، در حالیکه فرزندانش [[لباس]] مناسب نداشتند، مرا آرایش میکرد و بر سر من روغن میمالید، در حالیکه فرزندانش آشفته بودند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 601-603.</ref>. | ||
<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص 601-603.</ref>. | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||