جز
جایگزینی متن - 'طباطبایی، محمد حسین،' به 'طباطبایی، سید محمد حسین،'
(←پیشینه) |
جز (جایگزینی متن - 'طباطبایی، محمد حسین،' به 'طباطبایی، سید محمد حسین،') |
||
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
#'''[[تأویل]]:''' در اصل به معنای بازگشتدادن است و گاهی به معنای توجیه متشابهات، ومعنای خلاف ظاهر لفظ است که به وسیله قرینه حاصل میشود<ref>برای واژة تأویل بیش از ده معنای استعمالی بیان شده است که در اینجا دو معنایی که در متن مقصود ماست بیان شد. نک: مفردات، راغب اصهفانی، ماده اول، مجمعالبیان، ج۳، ص۱۳، الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج۲، ص۱۹۲، التفسیر والمفسرون، دکتر ذهبی، ج۱، ص۱۳، التمهید فی علوم القرآن، محمدهادی معرفت، ج۳،ص۲۸.</ref>. همانطور که گاهی به معنای باطن نیز میآید<ref>التمهیدفیعلومآلقران، محمدهادی معرفت، ج۳،ص۲۸ والتفسیر والمفسرون،همو،ج۱،ص۲۱.</ref>. | #'''[[تأویل]]:''' در اصل به معنای بازگشتدادن است و گاهی به معنای توجیه متشابهات، ومعنای خلاف ظاهر لفظ است که به وسیله قرینه حاصل میشود<ref>برای واژة تأویل بیش از ده معنای استعمالی بیان شده است که در اینجا دو معنایی که در متن مقصود ماست بیان شد. نک: مفردات، راغب اصهفانی، ماده اول، مجمعالبیان، ج۳، ص۱۳، الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج۲، ص۱۹۲، التفسیر والمفسرون، دکتر ذهبی، ج۱، ص۱۳، التمهید فی علوم القرآن، محمدهادی معرفت، ج۳،ص۲۸.</ref>. همانطور که گاهی به معنای باطن نیز میآید<ref>التمهیدفیعلومآلقران، محمدهادی معرفت، ج۳،ص۲۸ والتفسیر والمفسرون،همو،ج۱،ص۲۱.</ref>. | ||
#'''[[بطن]]:''' در اصل به معنای پوشیده و غیر ظاهر است، و در اینجا مقصود معنایی از [[قرآن]] است که از ظاهر کلام بدست نمیآید. و گاهی در احادیث بیان شده است<ref>بحارالانوار، مجلسی، ج۹۲، ص۹۷.</ref> و برخی صاحبنظران آن را به معنای قاعده کلّی، برگرفته از آیه میدانند که به وسیله الغای خصوصیت بدست میآید<ref>معرفت، محمدهادی، التفسیر الاثری الجامع، ج۱، ص۳۰ و التفسیر والمفسرون، همو، ج۱، ص۲۱.</ref>.<ref>البته برای واژه "بطن" معانی دیگر نیز بیان شده است ولی ما در اینجا معنایی را بیان کردیم که در متن مقصود ماست. نک: المیزان، ج۳، ص۴۴ـ۶۵، و شاکر، محمد کاظم، مبانی و روشهای تفسیری، مبحث بطن و منطق تفسیر قرآن (۱) مبحث بطن، از نگارنده.</ref> | #'''[[بطن]]:''' در اصل به معنای پوشیده و غیر ظاهر است، و در اینجا مقصود معنایی از [[قرآن]] است که از ظاهر کلام بدست نمیآید. و گاهی در احادیث بیان شده است<ref>بحارالانوار، مجلسی، ج۹۲، ص۹۷.</ref> و برخی صاحبنظران آن را به معنای قاعده کلّی، برگرفته از آیه میدانند که به وسیله الغای خصوصیت بدست میآید<ref>معرفت، محمدهادی، التفسیر الاثری الجامع، ج۱، ص۳۰ و التفسیر والمفسرون، همو، ج۱، ص۲۱.</ref>.<ref>البته برای واژه "بطن" معانی دیگر نیز بیان شده است ولی ما در اینجا معنایی را بیان کردیم که در متن مقصود ماست. نک: المیزان، ج۳، ص۴۴ـ۶۵، و شاکر، محمد کاظم، مبانی و روشهای تفسیری، مبحث بطن و منطق تفسیر قرآن (۱) مبحث بطن، از نگارنده.</ref> | ||
#'''[[تطبیق]] (جری):''' در اصل به معنای انطباق یک مفهوم عام و کلی بر فرد خاص و جزئی است، مثل وقتی که "انسان" را بر "علی" اطلاق و تطبیق میکنیم. از این شیوه در روایات تفسیری استفاده شده (ادامه همین مقاله) و در برخی احادیث نیز بدان اشاره شده است<ref>{{عربی|"عن الباقر {{ع}}: ظَهْرُهُ تَنْزِيلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِيلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ يَكُنْ يَجْرِي كَمَا يَجْرِي الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ"}} (بحارالانوار، مجلسی، ج۹۲، ص۹۷).</ref> و گاهی از آن با عنوان قاعده "جری و تطبیق" یاد میشود<ref>طباطبایی، محمد | #'''[[تطبیق]] (جری):''' در اصل به معنای انطباق یک مفهوم عام و کلی بر فرد خاص و جزئی است، مثل وقتی که "انسان" را بر "علی" اطلاق و تطبیق میکنیم. از این شیوه در روایات تفسیری استفاده شده (ادامه همین مقاله) و در برخی احادیث نیز بدان اشاره شده است<ref>{{عربی|"عن الباقر {{ع}}: ظَهْرُهُ تَنْزِيلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِيلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ يَكُنْ يَجْرِي كَمَا يَجْرِي الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ"}} (بحارالانوار، مجلسی، ج۹۲، ص۹۷).</ref> و گاهی از آن با عنوان قاعده "جری و تطبیق" یاد میشود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج ۱، ص۴۱.</ref>. | ||
#'''واژه "نزلت":''' در اصل به معنای نزول آیات [[قرآن]] در مورد حادثه یا واقعه خاص است و اغلب در مورد شأن نزولهای [[قرآن]] به کار میرود. هر چند که گاهی در مورد قصههای گذشته و بیان حکم و تکلیف شرعی دائمی نیز میآید<ref>ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۲۵۴ و البرهان، ج ۱، ص ۳۱ و ۳۲.</ref>. اما در احادیث تفسیری [[مهدویت]] در چند معنا به کار میرود: | #'''واژه "نزلت":''' در اصل به معنای نزول آیات [[قرآن]] در مورد حادثه یا واقعه خاص است و اغلب در مورد شأن نزولهای [[قرآن]] به کار میرود. هر چند که گاهی در مورد قصههای گذشته و بیان حکم و تکلیف شرعی دائمی نیز میآید<ref>ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۲۵۴ و البرهان، ج ۱، ص ۳۱ و ۳۲.</ref>. اما در احادیث تفسیری [[مهدویت]] در چند معنا به کار میرود: | ||
##گاهی به معنای تطبیق یک آیه خاص بر غیر شأن نزول آن به کار میرود، یعنی در حدیث، آیهای را بر یکی از مسائل [[مهدویت]] تطبیق میکند و از تعبیر "نزلت" استفاده میکند. مثال: آیه {{متن قرآن|أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلا مَّا تَذَكَّرُونَ}}<ref>نمل/ ۶۲.</ref>؛ "بلکه آیا (معبودان شما بهترند یا) کسى که درمانده را، به هنگامى که او را مىخواند، اجابت مىکند و (گرفتارى) بد را برطرف مىسازد و شما را جانشینان (خود یا گذشتگان در) زمین قرار مىدهد؟! آیا معبودى با خداست؟! چه اندک متذکر مىشوید". در حدیثی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل شده که فرمودند: {{عربی|"نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ..."}}<ref>غیبة نعمانی، ص ۳۲۸ و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۹.</ref> در حالی که آیه فوق مطلق است و شامل هر فرد مضطّر میشود ولی در روایت بر یکی از مصادیق کامل یا مصداق اکمل آن تطبیق شده است. | ##گاهی به معنای تطبیق یک آیه خاص بر غیر شأن نزول آن به کار میرود، یعنی در حدیث، آیهای را بر یکی از مسائل [[مهدویت]] تطبیق میکند و از تعبیر "نزلت" استفاده میکند. مثال: آیه {{متن قرآن|أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلا مَّا تَذَكَّرُونَ}}<ref>نمل/ ۶۲.</ref>؛ "بلکه آیا (معبودان شما بهترند یا) کسى که درمانده را، به هنگامى که او را مىخواند، اجابت مىکند و (گرفتارى) بد را برطرف مىسازد و شما را جانشینان (خود یا گذشتگان در) زمین قرار مىدهد؟! آیا معبودى با خداست؟! چه اندک متذکر مىشوید". در حدیثی از [[امام باقر]] {{ع}} نقل شده که فرمودند: {{عربی|"نَزَلَتْ فِي الْقَائِمِ..."}}<ref>غیبة نعمانی، ص ۳۲۸ و بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۶۹.</ref> در حالی که آیه فوق مطلق است و شامل هر فرد مضطّر میشود ولی در روایت بر یکی از مصادیق کامل یا مصداق اکمل آن تطبیق شده است. | ||